تحقیق و پژوهش در متوسطه

به وبلاگ علمی - آموزشی و خبری خوش آمدید

هنرستان تلاش

بسمه تعالي

نام هنرستان : تلاش             سال تاسيس : 1383      نوع ( دولتي – دخترانه)

 شرح مختصري از تاريخچه هنرستان :

هنرستان تلاش در سال 1383  با تعداد 18 كلاس درس و 9 كارگاه و 12 اتاق اداري در 4 طبقه تاسيس گرديد.هنرستان در روز پنجم مهر 1383توسط معاون و عمراني وزير آموزش و پرورش ، جناب آقاي افشاني با حضور امام جمعه محترم شهر تبريز آيت ا... مجتهد شبستري ، مدير كل نوسازي مدارس و روساي نواحي پنچگانه آموزش و پرورش ، مديران مدارس متوسطه ناحيه 2 همكاران افتتاح گرديد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/11/28ساعت 11:3  توسط مدیر سایت  | 

عوامل موثر در بی انضباطی مدرسه

این مقوله در سال پیش  با نظر خواهی از معلمان در مورد عوامل موثر در بی انضباطی مدرسه و کلاس درس تهیه شده است . شیوه جمع آوری نظرت بادو سوال از همکاران انجام شد و سپس نظرات آیشان در سه محدوده ِ مدیر ُ معلم و معاونان تفکیک و طبقه بندی و به مدیر محترم ارائه گردید. در اینجا ِاین مورد پژوهی ارائه می گردد.

به نام خدا

           تعلیم وتربیت نسل جوان نیازمند شناخت اهداف وتعیین راهبردها وروش های متناسب وعملی برای تحقق آن است. مسئولیت پذیری ، تعهد ، پای بندی به مبانی اخلاقی؛ رعایت حقوق بشر،قانون گرای،احترام به حقوق دیگران،آزاد اندیشی،

مقابله با زورگویی ، کسب علم ، کسب مهارت در زمینه های   شغلی ، کسب مهارت  در روابط اجتماعی و...از اهداف اصلی اموزش وپرورش است.بعبارت دیگر؛ تربیت ابعاد عقلی، دینی، جسمانی، واجتماعی دانش آموزان از اهداف تعلیم و

تربیت رسمی است.بکار گیری راهبردها وروش های علمی به منظور تحقق اصول واهداف فوق ضرورت دارد.آگاهی از

 اهداف وروش های علمی  و بکارگیری آنها، نیازمند نیروهای آگاه ، دلسوزو کاردان و در یک کلمه   «افراد تربیت شده» است. این نیروها باید در یک محیط و جو مساعد با بر   نامه ریزی مدبرانه بصورت یک فرایند از شروع تا انتها ی  سال

تحصیلی به امرتربیت بپردازند.بنابراین؛شناخت اهداف و روش ها،برنامه ریزی وپشتکار در طول سال تحصیلی ضرورت دارد.

       برنامه ریزی برای  موفقیت وپیشرفت تحصیلی با  توجه به واقعیت ها  وجلب همکاری  نیروهای آموزشی  و اجرای واولیای دانش آموزان وخود دانش آموزان است.بنابراین مدیر و کادراجرای ومعلمان و اولیاء باید وظایف خود راانجام دهند و

الا انتظار اثربخشی وموفقیت انتظار بیهوده ی  خواهد بود ؛ که  البته هماهنگی ،  نظارت ، هدایت واصلاح  امو ربر عهده مدیریت است .در این راستا با توجه به وضعیت سال تحصیلی 87-88؛به جهت بهبود و کارآیی سال آینده به جمع بندی نظرات معلمان پرداختیم . این بررسی از آن لحاظ ضرورت دارد که درسال پیش حوادث وبی انضباطی های زیادی روی داد که موجب افت تحصیلی و استرس ونگرانی های برای کل مجموعه گردید.مواردی از قبیل:- تفاوت مدیریت و معاونان در نحوه ی رفتار با تاخیر ها اول صبح؛- در گیری فیزیکی بین معاونان و دانش آموزان ( دانش آموز رستمی وفرهاد جعفری )؛-موضوع موبایل در سوم ریاضی؛- تلاش برای تقلب در امتحانات؛-بی برنامه گی و گاهی دلسردی معاون پرورشی؛- گله گزاری کادر پشت سر هم؛-موضوع اول پنج و افت شدید در این کلاس؛- استرس معلمان موقع رفتن به کلاس؛- تصمیم غیر متعارف و غیرعملی در شورای دبیران مبنی بر اخراج هر دانش اموزی که از کلاس اخراج می شود؛ غیبت ها و دیرکرد های مکرر بسیاری از دانش آموزان و عدم مشارکت اولیاء د ر پیشرفت مدرسه وفرزندان خودو......بنابر این نظرات همکاران را در مورد مسائل مدرسه جهت برنامه ریزی برای کاهش مسایل و مشکلات جاری بصورت جداگانه جمع بندی و در ذیل ارائه می نمایم . باشد که کمکی هر چند ناچیز کرده باشیم.

نظرات همکاران در مورد مسایل ناشی از مدیریت

مدیریت

پیشنهادات

حیطه

                     اشکالات

- دقت در ثبت نام –عدم ثبت نام افراد سوئ سابقه- گرفتن تعهد از دانش آموز- تعهد اخلاقی ، درسی و انضباطی موقع ثبت نام – گرفتن تست موقع ثبت نام –استفاده از مشاوره موقع ثبت نام -

- دوری از افراط وتفریط در برخورد با بی انضباطی

-مشخص نمودن  موارد بی انضباطی

- طوری رفتار شود که دانش اموز بداند مدیر به مسایل رفتاری آنها آگاه است.

- تبین وظایف مبصرین

- گرفتن تعهد در دو برگه از والدین موقع ثبت نام

- برخورد جدی و اخراج افراد بی انضباط بخصوص در اوایل سال برای عبرت دیگران

- گماردن افراد امین از دانش آموزان برای گزارش مسایل انضباطی کلاس

 

-برگزاری اردوهای تفریحی فرهنگی- استفاده از افراد متخصص در مراسم های مختلف برای صبحت- جدیت در مراسم های مختلف برای ایجاد نشاط

دانش آموزان

- کم دقتی موقع ثبت نام

-بی توجهی به انضباط  سابقه در موقع ثبت نام

- توجیه نکردن اولیائ ودانش آموز در موقع ثبت نام

-نرمش بیش از حدو عدم قاطعیت

-نامشخص بودن موارد  ورفتارهای بی انضباطی

- سهل انگاری وشل گیری ودر نتیجه عدم واهمه دانش آموز از مدیر

- حمایت بی حد از دانش آموز

- عدم تنبیه وندادن تذکر

- کم توجهی به رفتارها در طول سال تحصیلی

- ضعف مقررات در برخورد با بی انضباطی

-عدم تشویق موارد اموزشی واخلاقی بصورت مادی ومعنوی- استفاده نکردن از کارشناسان مسایل مختلف- عدم برگزاری جشنواره واردوهای مختلف

- نظارت ؛مشخص نمودن وظایف ومحدوده کارو ایجاد هماهنگی از طریق گفت وگوی دوستانه ویا قانونی

 

- انتخاب معاون از افراد جوان و باانگیزه برای مسایل انضباطی

معاونان

-عدم هماهنگی معاونان و عوامل اجرایی

- مشخص نبودن وظایف معاونان  وعوامل اجرایی بصورت مجزا ومشخص

- ناهماهنگی در برنامه ها

- عدم حضور عوامل اجرایی در دفتر خود ویا در سالن برای هدایت ورسیدگی بموقع

پیشنهاد:در اول سال تحصیلی موارد زیر به تعهدات دانش آموز واولیاء توامان اضافه شود:

- ممنوعیت موبایل

-ممنوعیت تسبیح،انگشتر،زنجیر گردن وشال گردن

- ممنوعیت جویدن آدامس وخوردن غذا ومیوه  در کلاس

- ممنوعیت هر گونه تاخیر در اول وقت.

- انجام تکالیف و اماده کردن درس

تذکر: درصورت عدم رعایت مدرسه در اخراج دانش آموز مختار است.

معلم

- دخالت ندادن معلم در نمره انضباط – حمایت نکردن از معلمان- تشویق نکردن معلمان پر تلاش

- عدم تنبیه افراد اخراجی

محیط فیزیکی

- زیاد بودن تعداد دانش آموز د رکلاس – غیر بهداشتی بودن کلاس ها : مثل نوشته های روی دیوار ها وصندلی ها وآشغال های مانده از روز های قبل- ناهنجاری های صوتی در بیرون وحیاط مدرسه- نبود ابزارهای کنترل  -

 

اولیاء

-ارتباط کم با اولیاء-عدم اطلاع اولیاء از وضعیت فرزند از لحاظ...- عدم حمایت از اولیائ در مدرسه- عدم تنظیم برنامه منظم برای اولیاء وحضور آنهاو..

 

معاون

پیشنهادات

اشکالات

- عمل به گفتار وثبات در طول سال-برخورد متناسب وجدی وقاطع با موارد بی انضباطی- حضور در مل وسالن ونظارت جدی وهمه جانبه بر امور-هماهنگی با همدیگر و مدیرو کادر اجرای – جدیت در حضور وغیاب و دیرکردها و تعیین پیامدها- تبین مبصرین از وظایف خود وعمل به آن در زمان خود- قاطعیت به حدی که دانش آموز ارجاعی متوجه بشود.حمایت از معلمان وتشویق تلاش گران- دخالت دادن معلم در نمره انضباط- تعیین مراتب عمل در برخورد با بی انضباطی ها

-عدم جدیت – عدم تبیه ودر نتیجه تشویق شدن سایر بی انضباط ها – جدی نبودن در اجرای آیین نامه انضباطی – عدم قاطعیت – عدم توجیه مبصرین برای ایثجاد نظم – بی برنامه گی و غیر مدون بودن معاون پرورشی و ایجاد بی نظمی- مشخص نبودن وظایف و در نتیجه عدم احساس مسئولیت –روش های تکراری وخسته کننده- عدم حضور در دفتر کار برای رسیدگی به وضعیت دانش آموزان  بی انضباط و یا هر دانش اموز مراجعه کننده-عدم قاطعیت  ودر نتیجه عدم واهمه دانش آموزان از ارجاع به معاونت وحتی شاکی شدن افراد بی انضباط- افراط وتقریط در برخوردها- ناهماهنمگی در عملکرد معاونان با دهم ومعاونان با مدیر- عدم رسیدگی  جدی به دیر کردها وغیبت ها –عدم حمایت از معلمان تلاش گر – تشویق نکردن دانش اموزان با اخلاق ومنضبط –عدم نظارت جدی وآگاهی ندادن به دانش آموزان که آنها بر امور نظارت کامل دارند و در نتنیجه با بی انضباطی ها برخورد جدی خواهد شد- عدم ثبات در عملکرد در طول سال- رها کردن سالن در مواقع تردد- ناتوانی از ایجاد هماهنگی با کادر اجرایی واموزشی- دقت نکردن در تقسیم کلاس ها

 

                                                                                                                                  

معلم

پیشنهاد

اشکالات

- میانه روی در رفتار وگفتار- خودار از گفتارورفتار رکیک وناسنجیده- تحمل وگذشت- هماهنگی با همکاران برای توافق در مورد اصول وبرخورد ها – اعتماد به نفس-احترام به دانش اموز وگذشت موارد جزئی-قاطعیت- امتحان واقعی و عدالت در نمره و رفتار و گفتار با همه-ارتباط با اولیاء – گزارش موارد تخلف و رفتاری به معاونان- مدیریت زمان –مطالعه و افزایش بار علمی و تبین وتسلط بر درس – خودداری از حاشیه در کلاس-تذکر دادن عمومی به کلاس در مورد اخلاق ورفتار-رعایت اصول اقتدارو دوری از خشونت- ورود قبل از دانش آموز وخروج بعداز دانش آموز( وتوافق در مورد افزایش میزان زنگ سیاحت)- تقویت قدرت بیان- صحبت دوستانه با دانش آموزان- رعایت ادب واحترام

افراط وتفریط در نظم ودر نتیجه ناهماهنگی بین معلم ها-برخورد های نامناسب بصورت کلامی و فیزیکی- شوخی ورفتار نامناسب- بضی بنگاه داری ودعوت دانش آموزان به بنگاه های خصوصی ونگاه سفره ی نان به دانش اموزان ضعیف- وضع ظاهر – شلختگی- طرح موضوع و تدریس وحاشیه روی- عدم اشنایی و یا رعایت حداقل اصول اولیه- عدم قاطعیت- جدی نگرفتن کلاس – تن صدا- عدم مدیریت زمان- نا اگاهی و تخریب همکار ویا عکس العمل مثبت به تخریب همکار توسط دانش اموز-تبعیض –عدم رعایت تخصص در تقسیم درس ها- عدم مهار در درس و مدیریت کلاس- عدم اطلاع دادن وضعیت دانش اموزان به معاونان و اولیاء-مشکلات مادی و نارضایتی و یا مشکلات خانوادگی- دیر رفتن و زود آمدن از کلاس- تذکر ندادن موارد به دانش اموزان-گیر دادن و تخریب حتی در موارد کوچک-استفاده نکردن از تشویق-

 

+ نوشته شده در  88/11/26ساعت 23:49  توسط مدیر سایت  | 

بررسی دلایل کند شدن سیستم و راه و روش‌های رفع این مشکل (قسمت دوم)

+ نوشته شده در  88/11/26ساعت 12:17  توسط مدیر سایت  | 

بررسی دلایل کند شدن سیستم و راه و روش‌های رفع این مشکل (قسمت اول)

یکی از مشکلات متداول سیستم عامل‌ها، بخصوص سیستم عامل ویندوز، کند شدن سیستم به دلایل مختلف و در طول زمان است. در این مقاله، علاوه بر بررسی علل وقوع چنین مشکلی، به راه‌حلّ‌های احتمالی نیز اشاره می‌کنیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/11/26ساعت 11:55  توسط مدیر سایت  | 

نظم(5)

موضوع :انضباطDiscipline

(5)

مقدمه

 رفتار ها و منشاء و عومل تاثیرگذار رفتارها متعدد هستند.بعبارت دیگر؛رفتار انسان تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی و زیستی شکل می گیرد که در بند چهارم بحث تنها بضی از رفتارها یی که دانش آموزان انجام می دهند بیان گردید .در این مقوله تاثیر عملکرد و رفتارهای معلمین بر ایجاد رفتارهای دانش آموزان  مطرح می شود. به بیان دیگر، منشاء بعضی از رفتارهای ناه9نجار دانش آموزان به عملکرد و رفتارهای خود معلم برمی گردد، لذا در صورت که کعلم بتواند در رفتارهای خود تجدید نظر نمایید بطور نسبی رفتارهای دانش آموزان نیز اصلاح و بهتر خواهد شد.

ب)-عوامل مرتبط با معلم:(19)

1- عوامل رفتاری: تحقیر دانش آموز،اجرای مقرات خشک و افراطی،تنبیه غیر منطقی،توجه خاص به عده  خاصی از دانش آموزان و عدم توجه به سایرین،تشویق های مبالغه آمیز و مکرر،صحبت خصوصی با برخی از دانش آموزان، عدم توجه به سایرین،عدم توجه به اختلافات فردی دانش آموزان،عدم توجه به کوشش های دانش آموزان،تهدید به کم نمره دادن،بد اخلاقی ، شوخی های بی مورد و یا بیش از حد جد بودن ، برخورد های منفی و کم توجهی به رفتاهایی مثبت.

2-ابهام در معیار ها و مقررات کلاس درس: نا آگاهی دانش آموز از مقررات،معین و شفاف نکردن مقررات، استفاده از تذکرات منقی و یا عمل با توجه به تصورات قبلی، تکرار نکردن و یاد نگرفتن مقررات توسط دانش آموز،بیان نکردن انتظارات توسط معلم در اول کلاس ، محدود و نبودن مقررات( بهتر است تعداد پنج و یا شش مورد باشد چون اگر بیش از این باشد دانش آموزان نمی توانند به خاطر بسپارند).

3- رفتار های مرتبط با آموزش: عدم آمادگی برای تدریس،نداشتن طرح قبلی برای درس و اداره ی کلاس، بی علاقگی  و نارضایتی از کار خود،بی علاقه بودن به سر نوشت دانش آموزان، جدی نبودن در اجرای وعده ها، کم توجهی به بررسی و پی گیری تکالیف، کم توجهی به پرسش های مستمر،کم اطلاعی از وضعیت جسمی و روانی دانش آموزان، تهدید به کم نمره دادن و یا مردودی دانش آموز،،ترس از اشتباه و عدم اقرار و اعتراف به اشتباهات خود، نا آشنای به روش های فعال تدریس، استفاده از روش های سنتی و سخنرانی، زدگی از کار خود به دلیل رفتارهای نامناسب دانش آموزان ، ایجاد این تصور که تلاش مضاعف نیز بی فاعده است و تاثیری در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ندارد، دلسردی به دلیل بی توجهی دانش آموزان به درس و معلم.

ج)عوامل مدرسه:

ادامه دارد

زیر نویس:

19- همان ،صص180-182.

+ نوشته شده در  88/11/19ساعت 20:6  توسط مدیر سایت  | 

سوالات تشریحی جامعه شناسی به همراه جواب

 

 

 

سوال ها وجواب های

 

جامعه شناسی سال سوم انسانی

 

استخراج :

بهروز نوروزی

 

 

 

سال تحصیلی

 

88-89

 

فصل اول

هویت

 

این فصل شامل هفت درس است که عبارتنداز:

 

  - درس اول: نقش موقعیت درهویت یابی

 

  - درس دوم: نقش دیگران درهویت یابی ما

 

  - درس سوم: نقش روایت درهویت یابی ما

 

  - درس چهارم: ویژگی های بهتر برای تعریف خود

 

  - درس پنجم: ویژگی های ایرانی

 

  - درس ششم: روایت های تعریف ایرانی

 

  - درس هفتم: ایران دوستی واحساس مسئولیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس اول :نقش موقعیت درهویت یابی

سوالات:

1-     موقعیت چیست؟ مثال بنویسید.(دانش – کاربرد)

2-     تاثیر موقعیت را بر هویت فرد بیان کنید.( درک وفهم)

3-     موقعیت ها به لحاظ اهمیت به چند دسته نقسیم می شوند؟همراه با مثال بیان کنید.( ترکیب)

4-     چرا بزرگسالی برای کودک مهم تلقی می شود؟( درک وفهم)

5-     چرا رفتن به دانشگاه برای یک دانش آموز مهم تلقی می شود؟( درک وفهم)

6-     هویت را تعریف کنید.( دانش)

7-     ویژگیهای پایدارهویت راتوضیح داده ومثال بنویسید.

8-    چرا دختر یا پسر بودن از ویژگیهای پایدار هویت است ؟

جواب ها:

1 - شرایط ومحیطی  که خود را باآن می شناسیم ،موقعیت ما محسوب می شود.برای یک دانش آموزکلاس درس ، جایگاه اودرکلاس درس ، معلم ، معاون و... بخشی از موقعیت او محسوب می شوند.

2 - موقعیت هاامکانات متفاوت ومتنوعی رابرای فعلیت بخشیدن به خودوشناخت خود فراهم می کنند.باتوجه به امکانات موقعیت ،اگرفردامکان فعالیت داشته باشد برموقعیت تاثیر می گذاردوخودرا فعال می شناسد واگر به هردلیل امکان فعالیت نداشته باشد بتدریج منفعل وخود رامجبور تلقی می کند. بعلاوه موقعیت های متناسب ومتنوع وجدید،امکانات متفاوتی رادر اختیارفرد قرارمی دهندوبه شناخت جهان ومحیط پیرامون وخود فرد کمک می کنندوهویت را شکل می دهند.

3- الف )- اهمیت موقعیت به علت اعتقاد فردبه اینکه امکانات بیشتری رابرای فعلیت بخشیدن ونشان دادن خود فراهم می کند مثل اشتغال فرد که باعث نشان دادنوفعلیت بخشیدن فرداز لحاظ مهارت، تخصص وعیره میشود.ب)- اهمیت موقعیت بخاطرتاکیدجامعه برآنها وتجربه خودفرد. مثل مهم بودن بزرگسالی برای کودک.ج)- اهمیت موقعیت ها بخاطرکارهای که فرد در آینده می خواهد انجام بدهد. مثل رفتن به دانشگاه.

4-از گفته های بزرگترها در دوره کودکی وبعلاوه تجربه کرده که بزرگسالان بسیاری از کارها را می توانند انجام دهند که کودک نمی تواند.

5- تاکید جامعه ومهم بودن در جامعه وبعلاوه بسیاری ازکارهای که در آینده می خواهد انجام دهد منوط به رفتن به دانشگاه است.

6  - مجموعه از تفاوتها وتمایزهایی که فرد درموقعیت های مختلف ودر مقایسه با دیگران ،خود را با آنها شناخته ومورد تایید دیگران قرارگرفته است.

7- الف )-ویژگیهای که در موقعیت های بیشتری مورد تاکید قرار می گیرد مثل پسر یا دختر بودن،یا نژاد در جوامع دارای تبعیض نژادی .ب)- ویژگیهای مربوط به موقعیتهای که بخش عمده ای از زندگی فرد درآن سپری شده است. مثل نقش های شغلی که که فرد خود رابا ویژگی های آن شغل می شناسد.

8- چون در موقعیت های مختلف مبنای برای تمایز محسوب می شوند.

 

اصطلاحات :

هویت – خود –موقعیت –تبعیض نژادی – ویژگی های پایدار –موقعیت های مهم

 

Identity- Self – Situation- RacialDiscrimination-Constantly characteristics-  Important situation

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دوم : نقش دیگران در هویت یابی ما

سوالات:

1.      عوامل موثر در هویت یابی فرد « ما» رانام ببرید.

2.      تاثیر مقایسه و وجوه تمایز بخش را در شناخت خود بیان کنید.

3.      در چه زمان وموقعیتی ، مااز واژه ایرانی ومسلمان برای تعریف هویت خود استفاده می کنیم.؟

4.      تایید دیگران چه تاثیری بر شکل گیری وتثبیت هویت فرد،گروه وکشورها دارد؟مثال نیزبنویسید.

5.      آثار گفت وگو رادرهویت یابی (افراد یا کشورها) بیان کنید.

6.      گفت وگو در چه حلت ووضعیتی مفید و منجر به اقناع می شود؟

7.      چه افراد (ویاچه کشورهای )در گفت وگو برای هویت یاب یموفق هستند؟مثال بنویسید.

8.      تاثیر قدرت را در شکل دهی وتثبیت هویت را بیان کنید.

9.      چه کسانی در بیان تفاوتها موفق هستند ومی توانند هویت خود را تثبیت کنند؟

جوابها:

1-      مقایسه خود بادیگران وتوجه به وجوه تمایزبخش؛ تایید دیگران ؛-گفت وگو استدلال ؛-قدرت،وروایت.

2-   توجه به تفاوت وهویت ، نتیجه مقایسه است.افراددرهرموقعیت برای شناخت خود وشناساندن خود وتعریف خود وپی بردن به هویت خود؛ به تفاوتها؛ وجوه تمایزبخش ومقایسه خود بادیگران می پردازندوبابکاربردن واژه «من » و«ما» مرز وتمایزخود رابادیگران نشان می دهندوهویت خود راتحقق می بخشند.مثل من ایرانی،ما مسلمان.

3-      درموقعیت جهانی ودر مقایسه خود با ملت های دیگرخود رابه عنوان ایرانی ودرمقایسه باادیان ومکتب های دیگر،خودرامسلمان می نامیم.

4-   تاکید برتفاوتها وتمایزها وبرتری ها، خود بخودبه هویت یابی وتثبیت هویت منجر نمی شود بلکه این تفاوتها وتمایزات باید واقعیت داشته باشد ومورد تایید دیگران واقع شود.مثل:تاکید وتصوری کشوری درمور برتری وصلح طلبی خود که اگر رفتاری داشته باشدکه براساس آن جنگ طلب تلقی شود این هویت برای او تثبیت نمی شود.

5-   گفت وگو به دلایل زیرموثر است:-  دست یابی به تایید دیگران منوط به گفت وگو است.- فهم و شناخت اینکه آیادیگران هویت ماراقبول کرده اند یا نه وابسته به گفت وگو است.- ارائه دلایل وشنیدن دلایل برای قانع شدن وقانع کردن وابسته به گفت وکو است.

6-   درموارد زیر:الف )-در صورتیکه طرفین براستدلال تکیه کنند وافکارخود رابرای یکدیگرتوضیح دهندواگر سخن طرف مقابل درست ومنطقی بودآن رابپذیرند.ب)-داشتن باورها وارزش های مشترک که باعث می شود طرفین استدلال همدیگر رابهتر فهمیده وبهتر یکدیگر راقانع کنند.مثال : دو دینداری که درباره اینکه نشانه دینداری پای بندی به اعمال ومناسک ظاهری ویا اینکه دینداری موضوع شخصی ودرونی است باهمدیگر اختلاف دارند ،بهتر است اول مبانی خود را مشخص وسپس نشانه ها را مشخص کنند.

7-      همان جواب سوال شماره 6

8-   قدرت به دلایل زیر موثر است :- موضع نابرابر افراد وگروه هابه دلیل تواناییهای بعضی در قبولاندن نظر خودوبکارگیری بهتر از واژه هاوقواعد تفکرواستدلال وکلمات.- اعتبار بیشتر افراد وگروه های که در نقش های مهمتری قرارگرفته اند مثل پزشک نسبت به بیمار وپلیس نسبت به متهم.- تحمیل نظروهویت خود به دیگران ورد استدلال ودلایل طرف مقابل به دلیل زور وتوانایی بیشتر در زورآزمایی.

9-   کسانی که به دلیل توانایی وقدرت بیشتر می توانند نظر خود رابه دیگران بقبولانندواز قبول سخن طرف مقابل سرباززنند وبه طرف نوعی زورآزمایی میل می کنند ، سهم بیشتری دارندومی کوشند برتفاوتهایی که به نفع آنهاست، تاکید کنند.کسی که بتواند گفت وگو درموردتفاوتها، وتوافق برسرآنهارا درجهت ادعاهای خود شکل دهد، می تواندهویت مورد نظرخودرابرای خودیا دیگری تثبیت کند.مثل افریقای جنوبی که رنگ پوست تفاوت تلقی می شدوسفیدها با استفاده اززورآن رابه سیاه ها قبولانده بودند.

                                                                                               

اصطلاحات :

 - دیگران – قدرت –مقایسه – وجوه تمایزبخش –گفت وگو-اقناع

Others-Power-Comparative-Distingush characteristic-Dialogue-Satisfy 

درس سوم: نقش روایت در هویت یابی

سوالات:

1-      ما از ویژگی های افراد و گروه های که با آنها زندگی نکرده ایم ، چگونه اطلاع پیدامی کنیم ؟مثال بنویسید.

2-      روایت چیست ؟

3-      روایت در شناخت گذشتگان، معاصران ، آیندگان وخود(هویت) چه نقشی دارد؟ مثال بنویسید.

4-      نقش روایت (مانند روایت ادیان،علم وسیاستمداران )را در شناخت آیندگان بیان کنید.

5-      روایت ونمادهای واسطه ای (کلمات وژست ها) در جریان گفت وگوی افراد در شناخت آ نهاچه تاثیری دارد؟

6-      انواع مهم روایت ها نام ببرید.

7-      طبقه بندی روایت ها رابراساس نوع نمادها ونشانه ها بنویسید.

8-      طبقه بندی روایت ها را براساس میزان ساختگی یا واقعی بودن آنها بنویسید.

جوابها:

1- ما بخش عمده ای ازشناخت خویش رادر باره ی خود، دیگران وجهان،بطور مستقیم ویا غیر مستقیم ازطریق گزارش هاونقل های دیگران بدست می آوریم.زبان ،نشانه ها ونمادها یی که واقعیت را از طریق آن ها می شناسیم در نوع شناخت ما تاثیر دارند.بری مثال: رسانه ها وگزاشگران اینکه از یک واقعه بعنوان جنایت یا مقاومت یاد کنندشناخت متفاوتی می دهند.نمونه ی این امر،نوع برخورد باانتفاضه ی فلسطین است که می توان آن رانوعی مقاومت مشروع دانست واز آن دفاع کرد یا بعنوان تروریسم آن را محکوم کرد.

2- آنچه در قالب گفتارونوشتار وسایر صورت های نمادی بر ما عرضه می شود وما رااز امری مطلع می سازد؛با عنوان روایت شناخته می شود.که ما از طریق آن ها واقعیت ها را می شناسیم.

3- روایت در شناخت مااز دیگران نقش محوری دارد.مااز طریق روایت مطلع می شویم که چه کسانی با چه ویژگیهای در گذشته زندگی کرده اند، معاصران ما چه کسانی هستند وچه ویژگیهای دارند وآیندگان چگونه اند وچگونه زندگی خواهند کرد.بعلاوه ،روایت ها حتی در تصویری که ما  ازخودمان داریم،نقش  مهمی ایفا می کنند.مثال :اقدامات واخلاق کوروش وداریوش؛ تصور ما از امریکائیها وانگلیسیها؛- شناخت ما ااز خودمان اصفهانی ها وشیراز یها.

4- روایت ها تنها وسیله  کسب اطلاعات در باره آیندگان واوضاعی که در آینده پیش می آید، می باشند.روایت ادیان در باره ی آینده وموعودی که خواهد آمد، پیش بینی های علمی ووعده های سیاستمداران درباره آینده بهتر، همگی روایت های هستند که تصور ما را ازآینده و آیندگان می سازند.

5- طرف های گفت وگو در جریان گفت وگوباهمدیگر،از طریق روایت های که ارائه می کنندبه یکدیگر شناخت پیدا می کنند.کلمات وژست های که دراین شرایط از آنها استفاده می کنیم واسطه ای معرفی ما به دیگران هستند؛به تناسب معنای کلمات برای دیگران ومعنای که می رسانندما را معرفی م کنند.کلمات ما در اختیار ما هستند اما اینکه چه معنایی برای دیگران دارند در اختیار مانیستند.

6- الف)- روایت های صوری باتوجه به نمادها ونشانه ها ب)- روایت ها برمبنای ساختگی یا واقعی بودن آنها.

7- روایت هابراساس نمادهاونشانه هابه روایت های گفتاری ، نوشتاری ، بصری،ازجمله نقاسی ،عکاسی، فیلم ، مجسمه و...تقسیم می شوند.روایت های گفتاری ونوشتاری نیز به سبک های مختلف نوشتاری وگفتاری مانند شعر،رمان،داستان تقسیم می شوند.نقاشی وروایت های بصری نیز  سبک ها ومکاتب مختلف دارند.

8- روایت ها برمبنای ساختگی یا واقعی بودن نیزطبقه بندی می شوند. تاریخ دربرابر رمان،گزارش علمی دربرابرافسانه واسطوره بر حسب میزان ساختگی بودنشان از هم متمایز می شوند.

اصطلاحات :

روایت – نماد- گذشتگان ،معاصران ،آیندگان – انواع مهم روایت

Narrative-Symbol-Ancients,Contemporary,Futurs -Kinds of the most important narratives.

 

 

 

 

درس چهارم: ویژگیهای بهتر برای تعریف خود

سوالات:

1- انواع ویژگیهای که افراد خود را باآنها تعریف می کنند نام ببرید.

2- رابطه نقش وعضویت در گروه با تعریف فردازخود رابیان کنید

3- درچه مواردی فرد خود راباویژگیهای جسمانی ونسب ونسبت تعریف می کند؟

4- چه زمانی فرد با ویژگیهای روانی وذهنی تعریف می شود؟

5- در چه زمانی فرد خود راباویژگیهای اخلاقی تعریف می کند؟

6- فرد چه موقع خودرااز طریق مالکیت تعریف میکند؟

7- رابطه مصرف را با هویت یابی بیان کنید.

8- امروزه دلیل رواج مصرف برای هویت یابی چیست ؟

9- دلیل توجه وپیروی از مد چیست؟

10- علل توجه به مصرف برای هویت یابی چیست؟

11- در چه مواردی تولید گری وخلاقیت برای هویت یابی یا تعریف خود بکار می رود؟

12- درمورد ویژگیهای انتسابی واکتسابی هویت یابی توضیح ومثال بنویسید.

13- منظور از مصرف گرایی چیست؟چگونه شیوع می یابد وبه نفع کیست؟

14- پیامدهای تاکید بر خلاقیت را برفرد بنویسید.

15- پیامدهای تاکید بر خلاقیت را برجامعه بنویسید.(جوامع خلاقیت محور چه جوامعی هستند؟)

16- نقش خلاقیت را درجوامع پیشرفته بیان کنید.

17- چه کسانی درجامعه تحول وتغییر ایجاد می کنند؟

جوابها:

1- نقش وعضویت در گروه – نسب ونسبت – ویژگیهای جسمانی – ویژگیهای ذهنی وروانی – ویژگیهای ااخلاقی – مالکیت- مصرف- ویژگیهای اکتسابی وانتسابی- خلاقیت ونوآوری.

2- نقش وعضویت در گروه اموری است که فرد ازآنها برای معرفی خود ویادیگران برای معرفی اواز آن استفاده می کنند.

3- وقتی فرد خودراقوی یا بدمنظریاخوش تیپ معرفی می کندبرویژگیهای جسمانی توجه کرده وزمانی که مثلا"خودرا"عباسی" معرفی کند یا دیگران اوراباآن عنوان معرفی می کنند برنسب تاکید شده است.

4- تعریف خود ودیگران از فرد باویژگیهای مثل افسرده،  خارق العاده ، منطقی واحساساتی برپایه ویژگیهای روانی وذهنی است.

5- زمانی که فرد بر ویژگیهای از قبیل:راست گویی؛امانت داری؛بی وفایی؛ تقواوایمان برای تعریف خوداستفاده می کند خودرابرمبنای ویژگیهای اخلاقی ودینی تعریف کرده ومی شناسد.

6- زمانی که خودرابرمبنای آنچه درتملک اوست تعریف می کند یعنی خودرامالک مزرعه،سرمایه داروصاحب مغازه می شناسد یاخود رابل لباس،خانه وماشین مدل بالا به دیگران می شناساند.

7- آنچه در بیان عمومی از آن به عنوان چشم هم چشمی  یاد می شود یکی از جلوه های تمایز یابی وهویت بر مبنای نوع مصرف است.

8-زیرا در محیط عمومی(شهرهای بزرگ) که افراد از ویژگیهای روانی وذهنی،اخلاقی ودینی وپیوندهای خویشاوندی ونسبی وگروهی یکدیگر مطلع نیستند،مصرف کردن ساده ترین راهی است که افراد از طریق آن  خودرا به دیگران می شناسانند.

9- پیروی از مد به همراه مصرف نوعی کالا،روشی است که افراد برای متمایزکردن خوداز دیگران وبرای هویت یابی خوداز آن استفاده می کنند.

10- عدم سناخت یکدیگرافراد در شهرهای بزرگ موجب شده که مصرف کردن ساده ترین راه برای شناساندن افراد به یکدیگر باشد.- مد گرایی ومصرف نوعی کالا،روشی برای متمایز کردن خودوراهی برای هویت یابی است.- استفاده از مصرف بعنوان وسیله ای برای نشان دادن عضویت خود در گروههایی مورد نظر است.

11- فرد خود رابرمبنای خلاقیت ، تولیدگری ونوآوری هایش می شناسدومی شناساند ودیگران نیز او رابا این امور می شناسند.مثل:هنرمند آفریننده یک قطعه یاسبک موسیقی؛ پژوهشگرتولیدکننده دانشی که در صنایع مورد استفده قرار می گیرد؛مدیر کارخانه ای که شیوه جدیدی از تقسیم کار وسازماندهی را ابداع کرده است.

 

12- در بعضی امور،فرد بدون تلاش برای کسب آنها،با آنها شناخته می شودمانند نسب ونسبت،زیبایی،توانایی بدنی طبیعی ،که اینها انتسابی هستند.ویژگیهای که فرد با فعالیت وتلاش خود آنها راکسب میکند امور اکتسابی هستندمثل:ساده زیستی،تجمل گرایی،راستگویی،توانایی بدنی ناشی از ورزش، هنرمندی،شیک پوشی،ودانشمندی.بعلاوه میزان فعالیت،خلاقیت وتولیدگری در همه ویژگیهای اکتسابی یکسان نیست مثلا"در آرایش برای فعلیت بخشیدن به خودکمتر ودر کارهای هنری بیشتر است.

13- گرایش فرد به مصرف راجهت هویت یابی مصرف گرایی می گویند.این امر توسط رسانه های جمعی ووسایل تبلیغاتی صورت می گیرد وبه نفع تولید کنندگان آن کالاست.چون اگر مصرف کالا وسیله برای نمایش«خود» باشدآن کالابه تعداداین افرادوخانواده ها بفروش می رود.

14- داشتن فردیت واستقلال بیشتر-تاثیرگذاری بیشتر به دیگران وتاثیر پذیری کمتر از دیگران وشرایط جبری- داشتن سهم بیشتردرتغییرزندگی اجتماعی- رضایت وخشنودی بشتر از خود- جذب افرادبه اندیشه های جدید خود- دگرگونی درجامعه یا بخشی ازآن ازطریق جنبش واندیشه.

15- داشتن نقش تعیین کننده نسبت به جوامع دیگر- قدرتمند شدن نظام آموزشی بخاطرتاکید برخلاقیت- اارتقاء وتشویق افرادخلاق وآفریننده درادارات وکارخانه ها-پیشرفت وتوسعه جامعه- تعریف خود برمبنای کار آفرینی-کارآفرینی موجب تمایزودرارزش هاوباورها عامل تفاوت وتمایز محسوب می شود.

16- تاکید برمهم بودن خلاقیت ونوآوری عامل عمده پیشرفت این جوامع است.دراین جوامع کارآفرینی یک ویژگی مهم برای تعریف خودشناخته شده ودرارزش ها وباورهای جامعه،تفاوتی مهم ومتمایزکننده به حساب میآید.

17- تغییرات مهم جامعه را می توان به خلاقیت کسانی نسبت دادکه هریک دربخشی ازجامعه تغییراتی ایجاد   کرده وتوانسته انددرمدت زمان طولانی،دیگران رابه این اندیشه ها وباورها فرابخوانند.

ااصطلاحات:

تعریف- نسب ونسبت- جسمانی- روانی وذهنی- اخلاقی- مالکیت- مصرف-مد- تولیدگری- خلاقیت- کار آفرینی- اکتسابی وانتسابی- جامعه-فردیت.

 

Define-Descent And Relation-Physical-Psychic And Mental- Ethical-

Possession-Consumption-Fashion-Productivity-Creativity-Entrepreneuship-Acquisitive And Dscentive-Society-Individuality

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم:ویژگی های ایرانی

سوالات:

1- چه ویژگیهای هویت های ملی را ازهمدیگر متمایز می کند؟نم ببرید.

2- منظور از هویت جمعی چیست؟

3- باورها،ارزش هاوهنجارهای مشترک چگونه هویت های ملی را شکل می دهند؟

4- اهمیت مکان رادر هویت یابی گروه ملی بیان کنید.

5- دلایل اهمیت زبان را برای گروههای ملی وهویت ملت بیان کنید.

6- منظور از ادبیات چیست؟چه تاثیری در هویت ملی گروههادارد؟مثال بنویسید.

7- تاثیر هنر رادرهویت گروه ملت نوشته ومثال ذکر کنید.

8- تاریخ چیست؟

9- نقش تاریخ رادرهویت گروهی نوشته ومثال بنویسید.

10- مفاخروقهرمانان چه کسانی هستندوچه تاثیری در هویت ملی دارند؟

11- چند مثال ا ز قهرمانان که برهویت ملی تاثیردارندبنویسید.

12- منظور از میراث فرهنگی چیست؟چه تاثیری برهویت ملی دارد؟مثال بنویسید.

جوابها:

1- باورها،ارزشهاوهنجارهای مشترک - مکان - زبان – ادبیات – هنر- تاریخ – مفاخروقهرمانان- میراث فرهنگی

2- هویت جمغی همان هویت ملی وگروهی است که افرادپس ازتعامل بدلیل مشابهت ها ومشترکات خودرا«ما»تلقی کرده وروابط منظم وپایداری دارند.

3- باورها،ارزشها وهنجارها عامل تعامل پایدار بین اعضای گروه ودرک مشترک آنهااز خهان وموقعیت هامی شود ودرمقابل آنها واکنش نشان می دهند.مثلا":مسلما نان با این باور واعتقاد که جهان خدا  دارد،مسلمانان برابروبنده خدایند؛موقعیت ها رامی شناسندوعمل می کنند.بعلاوه باورها وارزش ها گروه واعضای آن را از سایرین متمایز می کندوایناز بعد بیرونی است واین ناشی ازهنجارهای است که جوامع به افرادخودآموزش می دهد.مثل طرز غذاخوردن ژاپنی با ایرانی  تمایز ایرانی از طریق عید نوروز،شیوه پوشش،مهمان نوازی.

4- مکان به دلایل زیر مهم است: -زمینه تعامل مستمر وپایدار اعضای گروه را فراهم می کند.- به دلیل وابسته بودن حیات گروه به مکان این عامل موجب ارزش متفاوت مکان با سایر مکانها می شود.- مکان مشترک یا وطن احساسی خاصی رابه اعضای گروه می دهدولذا مکان ارزش متفاوت با سایرمکانهامی یابدودفاع از آن وظیفه وقهرمانی به حساب می آید.- آنچه در مکان مشترک است ارزش متفاوت دارد وعامل تمایز است مثل دماوندبرای ایرانیان معنای خاصی دارد.

5- تعامل پایدار وتداوم گروه مستلزم داشتن زبان واحد است.اعضای گروه بایداز مقاصدخودمطلع شوند وبتوانند منظور خود رابه دیگران بفهمانندوگرنه تعامل آنهاممکن نخواهدبود.زبان وسیله ای این فهم متقابل است.زبان از عوامل متمایزکننده گروهها ونشانه ای برای هویت ملی وحفظ هویت ملی وشناسایی آن است.

6- ادبیات به نوع ویژهای از گفتارهاونوشتارهادر درون هر زبان گفتاری گفته می شودوشامل شعر،رمان،نثر،داستان،ضرب المثل و...می شود.این آثارباعث تمایز گروهها ومات هااز همدیگر می شود.مثل:ایرانی بارباعیات خیام ومثنوی مولوی وآلمانی با آثارگوته وفرانسوی با بینوایان هوگو از همدیگرودیگر ملتها متمایز می شوند.

7- هنر یا هنر های گوناگون مانندنوعی زبان است که ازطریق آنهاافراداحساس ودرک خود رابه دیگران منتقل می کنندودر هرهنر مجموعه ای از آثار شکل می گیرندکه عامل تمایز گروه هابه حساب می آیند.مثال:موسیقی بتهوون وموزارت وتابلوهای نقاشی کمال الملک وفرشچیان ،آثاری هستندکه هویت آلمانی وایرانی باآن ها شناخته وشناسانده می شود.

8- تاریخ خاطره مشترک یک گروه است که به دلیل زندگی گروهی بلند مدت وسرنوشت مشترک شکل گرفته واز نسلی به نسل بعد منتقل می شود.

9- وقتی پدر ومادر از آشنایی خودباهمدیگر،ناراحتی هاوخوشی هاوفرازونشیب های زندگی سخن می گویندتاریخ خانواده رابیان می کنند.اگراز سرگذشت ملت که مشترک است صبحت شودتاریخ ایران خواهد بودکه عاملی دیگری برای تمایز ایرانی از غیرایرانی.

10- افرادی که اقدام وعمل آنهادربعضی موقعیت هاموجب تغییرات اساسی ومهم و«سرنوشت ساز»درجامعه می شودتحت عنوان مفاخروقهرمانان نامیده می شوند.یاد ونام وآثاراین افرادازعواملی است که ملت هابه واسطه ای آناز دیگران متمایز می شود.

11- دانشمندی که علت یک بیماری فراگیرراکشف کرده وجان هزاران نفررانجات داده است.- سیاستمداران یک جامعه که با تصمیم گیری مناسب درموردجنگ یا صلح،زندگی افراد جامعه را ازخطرحفظ کرده اند.- دانشمندی که بااختراع وسیله ای موجب رفاه عمومی شده ویابه قدرتمندی جامعه کمک کرده است و...

12- مجموعه آثاری که هر کدام به نحوی هویت جمعی یک جامعه رانشان می دهدوتلاش برای حفظ ونگهداری آن،تلاش برای حفظ وتداوم هویت جمعی است.مثل:-آثاریهنری- آثاربجامانده ازمفاخرمثل محل زندگی ووسایل کار- آثاروبناهاوفضاهایی که ارزش هاوباورهای مشترکی رانشان می دهند.

اصطلاحات:

باور- ارزش- هنجار- هویت جمعی-مکان- خاک وطن – وطن پرستی - زبان- ادبیات- هنر-تاریخ- مفاخر وقهرمانان- میراث فرهنگی –سرنوشت - خاطره- دانشمند.

 

Belief-Value-Norm-Collective Identity-Place,Locality- The Land of Country-Patriotism- Dialect(Language)- Litreture- Art- History-          Luminary And Herioices- Cultural HHeritage- Predestination-                   Memory-Scientist                                                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس ششم:روایت های تعریف ایرانی

سوالات:

1- ما به ایرانی خودراباچه روایت یا روایت های می شناسیم؟ یا=موقعیت های مهم ایرانی رانامببرید.

2-تاریخ ایران رابه چنددوره می توان تقسیم کرد؟چرا؟

3- ویژگیهای هویت ایرانی رادردورهباستان بیان کنید.

4- در عهدودوره باستان هویت ایرانی در مقابل چه هویت های تعریف می شود؟

5- ویژگیهای هویت ایرانی رادردوره اسلامی بنویسید.

6- در دوره اسلامی هویت ایرانی درمقابل چه هویتهای تعریف می شود؟مثال بنویسید.

7- ویژگیهای دوره جدید(دویست سال اخیر)وشکل هویت هادرآن رابیان کنید.

8- دردوره جدیدهویت ایرانی درمقابل چه تمدن وهویتی تعریف می شودوباچه عنوانی تعریف می شود؟=یا=هویت ایرانی دردوره اخیر(دویست سال اخیر)در مقابل چه تمدنی باچه عنوانی تعریف می شود؟

9- دونوع آگاهی ایرانیان رادردوره جدید بیان کنید.

10- دیدگاهها وانواع واکنشهای ایرانیان رادردوره جدید درمقابل تمدن غرب واروپایی بیان کنید.

11- ایرانیان غرب گرا دردوره جدیدچه دیدگاهی داشتند؟

12- ناسیونالیست های ایران پرست درمقابل تمدن غرب چه نظری داشتند؟

13- دیدگاه جریان « احیاگر» و« بازگشت به خویش » رادرمقابل غرب وپیشرفت کشور بیان کنید.

14- انقلاب اسلامی برمبنای کدام جریان فکری دردوره اخیرشکل گرفته وچه دیدگاهی دارد؟

15- ایرانیان دردهه اخیر درمقابل غرب چگونه خود راتعریف می کنند؟چرا؟

جوابها:

1- دوره تمدنی شکوفایی باستان- دوره تمدن اسلامی- دوره دویست سال اخیریادوره جدید.

2-سه دوره: - دوره باستان – دوره اسلامی – دوره جدید.چون در هرکدام ازاین دوره ها«مای»ایرانی تغییریافته ودرهریک ازاین موقعیت ها رابطه«مای» ایرانی بادیگران واحساس ایرانی نسبت به خودودیگران تغییروعوض شده است.

3- روایتهای ایرانی درعهدباستان شامل:- امپراطوری های باعظمت ساسانی وهخامنشی- بزرگی کوروش ورفتارهای محبت آمیز اوباملل تحت سلطه- بزرگی داریوش وفرمان بیستون او- مقاومت آریوبرزن درمقابل اسکندر- تعریف ایرانی وثروت وقدرت وعظمت آن درمقابل یونانی ورمی وثروت وقدرت آنهاو...

4- ایرانی بودن درمقابل یونان ورم تعریف می شودوتمدن ایرانی درمقابل تمدن یونانی ورمی وقدرت وثروت ایرانی درمقابل ثروت وقدرت یونان ورم قرارمی گیرد.

5- قبول اسلام ازسوی ایرانی ها- سهم بالایی دانشمندان ایرانی درتمدن اسلامی- وجود دانشمندانی مثل بوعلی سینا وشعرای مثلسعدی وحافظ وسیاستمداران بزرگی چون خواجه نظام الملک وخواجه نصیر- مقاومت ایرانی ها درمقابل اقوام شرقی ومغولها- جذب وهضم عناصرمثبت فرهنگی اقوام مهاجم و...

6- چون فرهنگ وتمدنی به عظمت تمدن اسلامی وجود نداشت وتمدن اسلامی میراث تمدن یونانی ورمی رابه خوبی جذب وهضم کرده بود لذا ایرانی بودن دردرون تمدن اسلامی وسهمی که درساختن آن داشت تعریف می شودنه در مقابل آن یا تمدنهای دیگر.—تعریف وشناسایی ایرانی با اسلام وباورهای اسلامی صورت می گیرد وعناصرایرانی واسلامی همدیگرراجذب کرده اند.مثل:شکل دینی یافتن عید نوروز.

7- بسط وگسترش وغلبه ی فرهنگ وتمدن غرب مسیحی درکل جهان،- ظهور واژه ملت درغرب وتقسیم قلمروی جوامع اسلامی وعثمانی به دولت-ملتهای جداگانه،- تعریف هویت جداگانه هرکشوردرمقابل غرب ودیگرکشورها چه مسلمان وچه غیر مسلمان،- مواجهه تمدنهای اسلامی باتمدن قوی وجدید غرب.

8- هویت ایرانی به عنوان ملتی تعریف می شودکه درمقابل سایر ملتها(مسلمان وغیرمسلمان) قراردارد.چون غرب که قدرت توانمند است خودودیگران رابه عنوان ملت می شناسد وقلمروهای اسلامی رانیز به ملتهای جداگانه تبد یل  کرده است.

9- آگاهی از سهم عظیم خود از تمدن سازی در گذشته وآگاهی ازضعف خوددربرابرقدرت، ثروت وتمدن غرب.

10- سه دیدگاه وجریان فکری (تاحدی)حاکم دردوسده اخیر وجودداشته است:الف)- ناسیونالیست های افراطی که واقعیت غرب رانادیده گرفتندومعتقد به ادامه زندگی با تکیه برمیراث گذشته بودند.ب)- غرب گرایان که گذشته ایرانی رانفی و«مایی»جدیدی برای ایرانی تعریف می کردندکه بایستی به غرب شبیه باشند.بعبارت دیگرایرانی باید سرتاپاغربی شودتا ضعف ها جبران شوداینها خودباخته بودند.ج)- جریان میانه روکه«احیاگر»و«بازگشت به خویشستن»نیز نامیده می شوندومعتقدبودند:اگرمی خواهیم درجهان جدید بعنوان«مایی»متمایزدرمقابل دیگران جایی داشته باشیم بایدگذشته خودرابازشناشیم وضعف های خودراجبران سازد. کنیم.اینها ضمن توجه به قدرت وثروت وسرچشمه های آن درغرب می خواستند(ومی خواهند)جایگاه خودرادرجهان وسهم خوداز زندگی جهانی رامورد بررسی قرار دهند.

11- قسمت (ب)از جواب سوال 10

12- قسمت(الف)از سوال 10

13- قسمت (ج)از سوال10

14- انقلاب اسلامی بر پایه تفکر ودیدگاه «احیاگری»و«بازگشت به خویشتن»شکل گرفته است.دراین انقلاب ضمن تاکید برارزش های ایرانی واسلامی به عنوان تشکیل دهنده هویت ما،برای جبران ضعف ها درمقابل دیگران تلاش می شود.شعاراستقلال نشانگر تاکیدبرحفظ هویت وعدم خودباختگی درمقابل دیگران است.

15- ایرانیان باتوجه به میراث تمدنی وفرهنگی غنی خود،طرح گفت وگو تمدنها رابرای تعریف خود ودیگران در پیش گرفته اند.زیرا در شرایط کنونی جهانی واز جمله گسترش ارتباطات این استراتژی می تواند ایرانی رااز موضع کنونی انفعال به موضع فعال وارد

اصطلاحات:

  موقعیت های مهم ایرانیان- دوره ی باستان- دوره اسلامی- دوره ی جدید- تمدن- غرب- ملت- خودباخته- ااحیاگر- بازگشت به خویشتن- قدرت-گفت وگوی تمدنها.

 

Iranian ImportantSituation-Ancient Period-IslamicPeriod-ModernPeriod-Civilization-West-Nation-Alienation-Renaissance(Revive)-ReversionToHimself

-Power-Dialogue Of Civilization.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس هفتم:ایران دوستی واحساس مسئولیت

سوالات:

1- چه عاملی درواکنش (مثبت یامنفی )ما به هرچیزی موثر است؟بامثال.

2- منظوراز تعلق چیست؟بامثال.

3- منظوراز تعهد چیست؟بامثال.

4-منظوراز اصطلاح ایرانی چیست؟

5- درموردرابطه تعلق باتعهد توضیح دهید.

6-باذکرمثالی بیان کنیدکه چراافراددرتعلق به یک ویژگی باهم تفاوت دارند؟=یا=دلایل تفاوت افراددرتعلق به یک ویژگی به لحاظ خشنودی یا ناخشنودی آنها چیست؟مثال بنویسید.

7-علت احساس منفی ومثبت وتفاوت داشتنایرانیها در تعلق به ایران چیست؟

8- تاثیر روایت های گذشته رادرایجاد احساس منفی ومثبت درایرانیان درتعلق به ایرانرابیان کنید.

9- تاثیر روایتهای کنونی رادرتعلق وتعهد ایرانیان نسبت به ایران رابیان کنید.

10- فعالیتهای ایرانیان در عرصه هاوموقعیت های مختلف جهانی درتغییرتصوروتعریف ایرانی چه تالثیری دارد؟بامثال.

11- تاثیر روایتهارادرواکنش ایرانیان خودشیفته نسبت به غرب وخودرابیان کنید.

12- تاثیرروایتهارادردیدگاههای ایرانیان غرب گرابیان کنید.= یا=ایرانیانی که احساس منفی به خودومثبت به غرب داشتندچه ویژگیهاونگرشی داشتند؟

13- تاثیر روایتها رادردیدگاههای ایرانیان میانه روبیان کنید.= یا=ویژگیهاوعقایدمیانه روهای ایرانی رادرواکنش به غرب وخودبیان کنید.

جوابها:

1- پیوند های عاطفی ما باآن چیزهاونیزپاداش هاومهم وغیرمهم بودن آن ویژگیهاموثراست.لذادربیان ویژگیهای خودازشناساندن بعضی خشنودواز بعضی ناخشنود هستیم.مثل دفاع ازخانواده درمقابل توهین دیگران(عاطفی)یامعرفی کردن ویانکردن خودبه عنوان فلان شهری بودن یازبان مادری راداستن.(مهم بودن واحساس بزرگی ویا موردتمسخر واقع شدن)

2- از احساس مثبت فردنسبت به ویژگیهای که خودراباآنهامی شناسد یادیگران اورابه آنها می شناسد باعنوان«تعلق» یادمی شود.

3- احساس وفاداری فردواحساس اورادرمورداینکه نسبت به ویژگیهای که خودراباآن ها می شناسدواحساس تعلق می کند باید کاری انجام دهد«تعهد»گفته می شود.مثل دفاع ازکشور توسط کسی که خودرا ایرانی می نامد.-تلاش برای سربلتدی کشور.- کمک عملی به هموطنان.

4- ایرانی نمونه فردی است که بیشترین تعهد را به ایرانی بودن و«مای» ملی دارد.

5- معمولا"با افزایش تعلق افرادبه یک ویژگی،تعهدبه آن نیزافزایش می یابد.درواقع کسانی که به ایرانی بودن خودمی بالند بیش ازکسانی که چنین احساسی ندارند خودراموظف به انجام دادن کاری برای ایران    می دانندامااین همیشه صادق نیست زیرابسیاری ازکسانی که به ایرانی بودن خودمی بالندمیزان تعهدبه این ویژگی درآنهامتفاوت است.

6- یک سیاه پوست ناخشنودازسیاه بودن ویک سفید خشنودازرنگ پوست خودرا درنظر بگیرید.دلیل ناخشنودی سیاه اینست که:این ویژگی موجب می شود اوکوچک وغیر مهم بحساب آید،مورد توجه قرارنگیردوازبسیاری ازپاداشها ومزایای اجتماعی محروم شود.اماسفید پوستی که تصورمی کندحامل ارزشهای انسانی است وتمدن وآینده بشریت به تلاش اوبستگی داردابن ویژگی امری مثبت است واونسبت به آآن احساس مثبت دارد.

7- اگرایرانی درمقابل ملل دیگربا صفاتی منی تعریف شودمثل عقب ماندگی،شکت خوردگی،غیرمتمدن واسبدادزدگی و...احساس منفی نسبت به آن شکل می گیرد؛درمقابل،اگراگر خودرابا صفاتی مثبت مثل دارای تمدن کهن،تیزهوش،مقاوم و...تعریف کنند واین صفاترا دیگران نیز تاییدکننداونسبت به ایرانی بودن خود احساس مثبت خواهد یافت.

8- اگر ایرانی تاریخ خودرا سراسرظلم وبیداد تعریف کندوفقط زشتی های گذشتگان رابرجسته سازدنسبت به هویت ایرانی احساس منفی خواهد داشت.به عکس،اگرخوبی هاوتوانایی های گذشتگان خودرابه یاد بیاوردوبرآن ها تاکیدکند،احساس مثبتی به آن پیدا خواهد کرد.

9- اگر روایت های کهدر باره زندگی اجتماعی ارائه می شود،فقط بربدی ها وناکامی هاتاکید کند،این امر باکاهش تعلق به هویت ایرانی همراه خواهد بود.امااگر درکناراین مسائل،بروجوه مثبت هم تاکید شود،هم تعلق افراد وهم تعهد افرادبه هویت ایرانی افزایش می یابد زیرافرد احساس می کندکه بایدیرای رفع آن کژی ها تلاش کند.

10- عرصه های مختلف ایرانی درجهان،عرصه شکل گیری اتغییرتصوروتعریف ایرانی است.این موقعیت ها،به نحوی موقعیت های تعامل وگفت وگو هستندکه درآنهاتصوراز ایرانی شکل می         گیردوتغییرمیکند.مثلا"موفقیت دانش آموز ایرانی درالمپیادهای مختلف یا موفقیت سیاستمداران تصورمثبت ایرانی رااز خودش تقویت میکند،همچنانکه شکست وناکامی آن ها،بااحساس منفی همراه می شود.

11- اینهارگه های از خودشیفتگی داشتندوبرآنچه خود داشتندتاکیدوآنراامور مثبت دانسته وبدون انتقادقبول می کردندوخودرامتعهدبه حفظ ویژگیهای گذشته می دانستندودرعوض دیدسراسرمنفی نسبت به دیگران داشتند.

12- اینها روایت های راپذیرفته بودندکه بربدی هاوزشتی های ایرانی تاکید می کردونگاه بدبینانه به غرب داشتند.اینها مقلد غرب بودندونگرش خوش بینانه ومثبت به غرب داشتندکه آنهاراازدیدن بدی های غرب باز می داشت(مثل استعمار غرب).اینها خودرامتعهد میدیدندکه گذشته خودرانفی کرده وویژگیهای غرب را ااقتباس وتقلید کنند.مثلا"کلاه نمدی رابردارندوکلاه شاپو بگذارند.

13- میانه روها نگاه مطلق(منفی یا مثبت کامل)به غرب یاایران نداشتند.اینها نگاه انتقادی داشتندوبروجوه مثبت هویت ایرانی وغربی تاکید داشتند.خودرا متعهدبه اقتباس خوبی های غرب وتغییرویژگی های بدخودمی دانستندوضمن نقدزندگی خودوغرب درراستای وجوه مثبت حرکت می کردند.

اصطلاحات:

 تعلق – تعهد- وفاداری- عرصه- ناکامی- موفقیت- خودشیفتگی- غرب گرا-میانه رو-عمل- مثبت ومنفی- تفاوت.

Belongingness- Commitment- Loyalty- OpenSpace- Disapointment(defeat)- Success- Self Captivative- Westernism- Moderate- Action-Positive And Nagitive-Difference.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

مزایا

 

 

 

این فصل شامل درس های زیر است:

 

-         درس اول   : مبنایی توزیع مزایا

-         درس دوم   : تبعیض درتوزیع مزایا

-         درس سوم  : شکل گیری ترکم ثروت

-         درس چهارم: شکل گیری تراکم قدرت

-         درس پنجم  : پیامدهای تراکم قدرت

-         درس ششم  : شرایط کاهش تراکم قدرت درنظام اجتماعی

-         درس هفتم  : نظام های قشربندی وامکان تحرک

-         درس هشتم:نقش گسترش دانش دربرخورداری ازمزایاوتحرک اجتماعی

-         درس نهم    :عوامل محدودکننده تحرک اجتمتعی

-         درس دهم   :چگونگی کاهش محرومیت وانسداد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 درس اول:مبنایی توزیع مزایا

سوالات:

1- مبنایی تقسیم منابع رادرجوامع بیان کرده ومثال بنویسید.

2- مبنای تقسیم مزایا درافریقای جنوبی(درزمان حاکمیت سفیدپوستان)چه بود؟

3- چه استدلالهای برای برخورداری بیشتر مردان ازمزایا(درمقایسه بازنان)درجوامع وجوددارد؟چرا این ااستدلالها موثرواقع می شود؟

4- مبنای برخورداری یامحرومیت ازمزایادریک جامعه چیست؟= یا=ارزشمندی یک ویژگی دربرخورداری یا عدم برخورداری افراداز مزایا چه تاثیری دارد؟بامثال.

5- رابطه ی ویژگی ها با نقش رادربرخورداری یامحرومیت افراد از مزایا رابا مثال بیان کنید.

6- مبنای توزیع مزایا رانام ببرید.

جوابها

1-الف)- نقش های که افراد یک گروه یا جامعه برعهده می گیرند.ب)- ویژگهای که افراد براساس آنها ازهم متمایزوهویت می یابند.مثل سیاهی وسفیدی درافریقای جنوبی درزمان حاکمیت سفیدها.

2- سیاهی یاسفیدی پوست عامل برخورداری از مزایابودواین عامل ویژگی بودکه افرادبرمبنای آن از هم متمایز وهویت می یافتند.

3- «مردها توانایی بیشتری نسبت به زنان دارند» «مردها مسئولیت پذیرتر هستند» «مردها باهوش ترند»این باورها هرچند مبنای درستی ندارندولی تاثیرشان به این دلیل است که برای مردان ویژگیهای ذکر می شودکه در عرف جامعه ویژگیهای مثبت وباارزش شناخته می شوند درحالیکه برای زنان ویژگیهای ذکر می شودکه منفی وکم اهمیت ترهستند

4- مبنای برخورداری افراد،عقایدآن گروه درباره ارزشمندی بعضی ویژگیها وکم ارزش بودن بعضی دیگرازویژگیها است.مثل زیبای وارزشمندی آن وبرخورداری زیبارویان ازمزایای بیشتر ؛ یاارزش کمتر سیاهان دربرابرسفیدپوستان (درامریکا وافریقای جنوبی سابق)ودرنتیجه بهره مندی کمتر آنهااز پست های مهم.

5- چون برعهده گرفتن نقشها یکی ازمهم ترین راههای برخورداری از مزایامحسوب می شود، اگرداشتن یک ویژگی فردرااز اشغال یک نقش با مزایای بالا محروم کند موجب برخورداری کمتر اواز مزایا می شود.برعکس اگرداشتن یک ویژگی راه را برای اشغال یک نقش بامزایای بالاهموارکندموجب برخورداری بیشتر می شود.در افریقای جنوبی محروم شدن بسیاری از سیاهان از مزایا بخاطرمحرومیت آنهااز نقشهای بودکه مزایای بالای داشت اما بدلیل ویژگی پوست از آن محروم بودند.

6- الف)- اشغال نقشها ب)- داشتن یا نداشتن ویژگیها ج)- باور واعتقاد به ارزشمندی بعضی از ویژگیها.

اصطلاحات:

 مزایا – نابرابری- ناعادلانه – مسئولیت پذیری – معیارهای گزینش – ایفای نقش – ارزشمندی – محرومیت-  استدلال – مبنا.

 Interest- Inequality- Injustice- Responsive-Playing of Role- Valuable- Deprivation- Argument- Foundation(Base)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دوم:تبعیض درتوزیع مزایا

سوالها:

1- ویژگیها چگونه وبه چند طبقه تقسیم می شوند؟

2- طبقه بندی جوامع رابرحسب مزایا نوشته ومثال بنویسید.

3- مزایا در جوامع صنعتی وجدید بر چه پایه ای توزیع می شود؟

4- بردگی چیست؟ مثال بنویسید.

5- معنی وتعریف کاست رانوشته ومثال ذکر کنید.

6- داوری وقضاوت در موردنابرابریها وعادلانه یا ناعادلانه بودن مزایا برچه مبنای صورت می گیرد؟مثال بنویسید.

7- چرا انوشیروان در خواست کفشگررادرمورد اجازه درس خواندن پسرش رد کرد؟

8- عادلانه دانستن برخورداری ازمزایا برحسب ویژگیهای انتسابی به چه عواملی بستگی دارد؟مثال بنویسید.

=یا= در چه شراتیطی توزیع نابرابر مزایا براساس ویژگیهای انتسابی عادلانه تلقی می شود؟

9- تبعیض چیست؟ = یا = برخورداری افراد از طریق ویژگیهای انتسابی در چه مواقعی تبعیض تلقی می شود؟

10- امروزه مبنای داوری درمورد ویژگیهای انتسابی ومزایاچیست؟

11- در موردویژگیهای جوامع شایسته سالار توضیح دهید.

12- مبنای قضاوت درمورد عادلانه یا ناعادلانه بودن مزایاکدامند؟ نام ببرید.

جوابها:

1- ویژگیها برحسب سهمی که فرددر تحقق آنها دارد وبرحسب آنها از مزایا برخوردار می شود وبا توجه به باورها واعتقادات ( ویژگیها) ارزشمند ویا فاقدارزش هستندوگروهها وجوامع براساس آنها به انتسابی واکتسابی طبقه بندی می شوند وازمزایا بهره مندمی شوند.

2- الف)- جوامعی که بهره مندی ازمزایا برمبنای ویژگیهای انتسابی صورت می گیرد.مثل: بردگی در رم باستان وامریکای قرن 19 وافریقای جنوبی ( درزمان حاکمیت سفیدها) ونظام کاستی در شبه قاره هند.ب)- جوامعی که بهره مندی ازمزایا برمبنای ویژگیهای اکتسابی صورت می گیرد. مثل جوامع صنعتی وجدید.

3- برمبنای ویژگیهای اکتسابی مانند مهارت ، تحصیلات ، خلاقیت ، کارآفرینی وپشتکاروابتکار.

4- بردگی یک شکل افراطی نابرابری است که درآن بعضی افراد، درواقع به عنوان دارایی ، درتملک دیگران هستند.مثل رم باستان وامریکای قرن 19.

5- کاست به معنی نژاد یا گوهر پاک است.وعبارت است از: رتبه های از یک نظام که افرادعضوآنها برمبنای اعتقاد به پاکی وناپاکی طبیعت خود ، حق گذر به رتبه های دیگرراندارند وبایدشرایط ویژه ای رادررفتار واعمال خود ودررابطه بااعضای رتبه های دیگررعایت کنند.مثل جوامع شبه قاره هند.

6- ارزشها مبنای قضاوت است وداوری درمورد مزایای اکتسابی وانتسابی نیزبرمبنای ارزشها واعتقادات صورت می گیرد.مثلا" ناعادلانه تلقی شدن درخواست کفشگراز انوشیروان بری درس خواندن پسرش ، وقبول نکردن انوشیروان بخاطر اعتقادات وارزشهای نسب گرایی درآن دوره است.

7- چون سواد داشتن مبنای تمایز طبقات بود وارزش های آن دوره بصورت انتسابلی سوادرا محدودبه طبقات بالای جامعه می دانست واین ارزش تلقی می شد.

8- عقاید موجود در هرجامعه مبنای تمایز ومزایای متفاوت افراد است.اگرتمایزافرادبراساس ویژگیهای انتسابی، طبیعی یا خدایی تلقی شود این تمایزهاارزش متفاوت پیداکرده ومبنای برخورداری متفاوت از مزایامی شود.مثل مخالفت انوشیروان بادبیرشدن پسرکفشگر که ازآن نوعی گمراهی وغلبه دیو وموجب نفرین بعداز مرگ یاد می کندولذااین توزیع نابرابر عادلانه تلقی می شود.

بعلاوه تاکیدبر ویژگیهای انتسابی موجب می شودکهبرخورداری افرادبه غیراز ویژگیهای انتسابی (نسب)،تبعیض تلقی شود.مثال :انوشیروان دبیرشدن فرزندان افراد غیردبیررا ناعادلانه می داند.

9- در جوامعی که اعتقادبه برابری انسانها دربدو تولدوامکان کمال وترقی برای همه ، باوری پذیرفته شده است، امور انتسابی ارزشی ندارندیادر مرتبه ی دوم اهمیت قرار می گیرند.به همین علت اگرافرادبه خاطرآنچه  به آنها نسبت داده شده، از مزایا محروم شوند یاازآن برخوردار شوند، این امر، بی عدالتی تلقی می شودوازآن تحت عنوان «تبعیض» می توان یادبرد.

10-امروزه باور واعتقاد به برابری انسانهاست وبراین اساس نابرابریهای ناشی از ویزگیهای انتسابی را تبعیض می دانند.

11- الف)- معیار انتخاب افراد برای برعهده گرفتن نقشها ویژگیهای اکتسابی است.ب)- برخورداری افراداز مزایاوابسته به کسب صلاحیت ها وتوانمندیهای لازم برای ایفای نقشهاست.ج)- بطوری کلی مبنای برخورداری ازمزایا ویژگیهای اکتسابی است.

12- ویژگیهای اکتسابی یاانتسابی – ارزشمندی ویژگیهای مورد نیاز – باورها واعتقادات – طبیعی یا خدایی تلقی شدن ویژگیهای انتسابی.

 

ااصطلا حات:

 تبعیض – طبقه بندی – بردگی – کاست – انتسابی واکتسابی – جوامع صنعتی – امر طبیعی – انسان – شایسته سالاری – صلاحیت – داوری.

 

 

Discrimination- Category – Slave – Caste – Acquisitive And Descentive – Industirial Communities – Natural Case – Human – Meritocracy – Competency - Judgment

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                         درس سوم: چگونگی شکل گیری تراکم ثروت

سوالات:

1- تراکم ثروت چیست ؟ =یا= تراکم ثروت چگونه شکل می گیرد؟

2-چه عواملی در تراکم ثروت موثر هستند؟

3- انواع مالکیت را نام برده وتوضیح دهید.

4- تاثیر مالکیت رادر تراکم ثروت توضیح داده ومثال بنویسید.

5-  به لحاظ مالکیت جوامع رابه چند دسته (نوع) می توان تقسیم کرد نام برده وتوضیح دهید.

6- پیامدهای تراکم ثروت رابیان کنید.

7- پیامدهای تراکم ثروت درجوامع لیبرالی رابیان کنید.

8- پیامدهای تراکم ثروت رادر جوامع کمونیستی بیان کنید.

9- دلایل ضرورت توزیع ثروت رادر جوامع لیبرالی (دارای مالکیت خصوصی) را بیان کنید.

10- راههای توزیع ثروت درجوامع دارای مالکیت خصوصی (لیبرالی) رانام برده وتوضیح دهید.

11- توزیع ثروت درجوامع دارای مالکیت عمومی (مثل کشورهای کمونیستی )چگونه (باید) صورت گیرد؟       = یا = برای حل مشکل تراکم ثروت نزد دولت چه باید کرد؟

12- منظوراز خصوصی سازی چیست؟ وچگونه در جوامع مختلف انجام می گیرد؟

جوابها:

1- ثروت تولید شده درهر جامعه ای باتوجه به هنجارهای آن جوامع به بعضی از افرادکمتر وبه بعضی دیگر بیشتر می رسد.این حالت باعث می شودکه همراه باپیش رفتن جوامع بخشی از جمعیت هرروز ثروت بیشتری جمع کنند که به این حالت تراکم ثروت گفته می شود.

2- مالکیت خصوصی، مالکیت عمومی ،ارث و سرمایه گذاری.

3- الف) – خصوصی ب)- عمومی : منظور از مالکیت خصوصی این است که نتیجه کاررا متعلق به فرد بدانیم.منظور از مالکیت عمومی این است که فرض کنیم کار، جمعی است ونتیجه آن هم به جمع وجامعه تعلق داردنه فرد؛ لذا افراد اجازه ندارند ثروت حاصل از کاررامتعلق به خود بدانند ودرآن تصرف کنند.

4- قاعده مالکیت موجب تراکم ثروت می شود.در جامعه ایکه قاعده مالکیت خصوصی ووراثت پذیرفته شده ااست ثروت نزد افرادوخانواده ها متراکم می شود.مثل کشورهای اروپای غربی وامریکا.درجامعه ایکه قاعده ی مالکیت عمومی پذیرفته شده است ثروت نزددولت به عنوان نماینده ی جامعه متراکم می شود.مثل کشورهای سوسیالیستی ،شوروی سابق وکوبا.

5- به سه دسته: الف)- لیبرال: جوامعی هستند که اصل مالکیت خصوصی رابطور وسیع پذیرفته اند.ب)- سوسیلیت یا کمونیست: جوامع هستند کهاصل مالکیت عمومی رادرهمه زمینه ها وبطور وسیع پذیرفته اند.ج)- جوامعی که میانه ی جوامع لیبرال وسوسیالیست هستند. مثل جوامع اسلامی وترکیبی از هردو وجود دارد.

6- الف)- پیامدهای مثبت:انگیزه ای برای کسب سودبیشتر ویکی ازعوامل توسعه جوامع بوده است. ب)- پیامدهای منفی: 1- درجوامع لیبرالی تراکم ثروت موجب شکل گیری روابط خصمانه بین بخش های مختلف جامعه،گسترش وافزایش پدیده های چون جرم وجنایت،خشونت،شورشوبی ثباتی وانقلاب می شود.2- درجوامع سوسیالیستی تراکم ثروت موجب بروز فاصله وشکل گیری روابط خصمانه بین مردم ودولت،شیوع فساد اداری،کند شدن توسعه جامعه،نداشتن انگیزه برای تلاش،کاهش نوآوری ورشدصنعت وتولیددر بلند مدت وعقب ماندگی جوامع .

7- بند الف وشماره یک(1) بند ب از شماره 6

8- سوال6بند( ب شماره2)

9- درجوامع لیبرالی چون سهم جامعه ودولت از ثروت کم است بایدآن را افزایش داد تادولت با سهم بیشتر از ثروت،بخش های محرومتر جامعه را تقویت وسطح زندگی آنهارا بهبود بخشد.

 10- مالیات؛ بخصوص مالیات تصاعدی با هدف تعدیل ثروت وصرف آن برای بهبودوضع تولیدوایجاد شرایط تولید بیشتر وبهبود زندگی بخش های محرومتر.

11- باید بتدریج از طریق قوانین ثروت به مردم منتقل شود.لذا قاعده مالکیت عمومی تغییرودرآن سهم افراد بیشتر شودواز طریق وضع قوانینی امکان انتقال بخشی از ثروت دولت به مردم فراهم شود.این عمل ممکن است از طریق خصوصی سازی صورت گیرد.

12- انتقال ثروت متراکم دولت به مردم،خصوصی سازی نامیده می شود.اشکال خصوصی سازی درهر جامعه ی مختلف است .از جمله: - اختصاص سهمی مساوی ازشرکتهای دولتی براساس قانون برای همه.- کمک به بخش خصوصی از طریق انواع یارانه(مثل حمایت از صادرات).- تقویت بخش خصوصی از طریق وامهای کلان دولتی باسودکمتر از سود معمول.- واگذاری شرکتها وکارخانه های دولتی باقیمتی کمتراز قیمت واقعی آنها به صورت اقساطی به افرادوشرکتهای خصوصی.

ااصطلاحات:

 تراکم – ثروت- مالکیت – وراثت- خصوصی- عمومی- لیبرال- سوسیالیستی- فساد اداری- مالیات- خصوصی سازی- پیامد- محروم- انگیزه

 

 Accumulation –Wealth-Owenership-Heredity – Private- Public(State)- Libral –Socialism- Office Corruption –Tax-Privatization –Result – Deprived –Motive                                                                                                      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس چهارم :چگونگی شکل گیری تراکم قدرت

سوالات:

1- ترکم قدرت چیست؟

2- قدرت فرد نتیجه چیست ؟

3- چه افرادی دارای قدرت هستند ؟

4- عوامل موثردر شکل گیری تراکم قدرت رانام ببرید.

5- ریشه تراکم قدرت کجاست ؟

6- تعداد افراد ونقش های تحت نظارت وکنترل چه رابطه ای با میزان (تراکم) قدرت فرد دارد؟

7- قدرت مدیر کل رابامدیران وکارمندان مقایسه کنید.

8- دامنه وگستره اختیارات افراد بامیزان (تراکم)قدرت آنها چه رابطه ای دارد؟

9- رابطه ای طول دوره کنترل افرادرا بامیزان قدرت آنهابیان کنید.

10- تراکم قدرت چگونه شکل می گیرد؟

11- چرا دربحث از تراکم قدرت بیشتر به حکومت ها توجه می شود؟

12- حد صحبت از تراکم قدرت را بیان کرده وعلت آن رابیان کنید.

13- طبقه بندی نظام های سیاسی رابر اساس تراکم قدرت بیان کنید. یا= نظام های سیاسی رابر اساس تراکم قدرت طبقه بندی کنید.

14- حکومتهای کمونیستی وفاشیستی چه ویژگیهای دارند؟

15- حکومتهای لیبرالی چه ویژگیهای دارند؟

جوابها:

1- در یک جامعه یا گروه ، اگربخش اندکی از جمعیت دارای قدرت زیاد (وبخش زیادی سهمی اندکی از قدرت داشته باشند)، دراین صورت تراکم قدرت می گویند.

2- بربراری رابطه اجتماعی با دیگران وواداری دیگران به قبول خواسته، داشتن نقش یا نقش های در نظام ااجتماعی.

3- فردی قدرت داردکه بتواند دیگران رابه انجام کار مورد نظر خود وادار سازد.

4- تعداد افراد ونقش های تحت نظارت وکنترل – دامنه وگستره اختیارات – طول دوره کنترل نقش ها

5- نظام اجتماعی ونقش ها

6- هر نقش برمبنای تعدادی افراد ونقش هایی که می تواند برآنها کنترل داشته باشد به ایفاکننده نقش قدرت می دهد .بنابراین کسی که در پست های بالای ادارات هستند می توانند به نقش ها وافراد بیشتری اعمال قدرت کنند واختیارات زیادی دارند.مثل مدیران کل نسبت به مدیران وکارمندان.

7- مدیر کل قدرت بیشتری دارد چون مدیران متعدد وکارمندان آنها راکنترل می کنند ولی مدیر فقط کارمندان زیر مجموعه خودرا می تواند کنترل کند.

8- نقشی که به فرداختیار می دهدبیشتر رفتارهای افراد دیگر رادر نقش های دیگران کنترل کنددرمقایسه بانقشی که فقطنقش های دیگررادر زمینه های مشخص ومحدود کنترل کندقدرت بیشتری دارد مثل نقش پدری در مقایسه با نقش معلمی.

9- افراد در نقش های که برای تمام عمر به آنها نسبت داده می شود یا به نحوی فردبرای تمام عمر یا مدت مدیدی از عمر خود درآنها ایفای نقش می کند قدرت بیشتری دارند تا نقش های که فردبرای دوره محدودی می تواند درآن به ایفای نقش بپردازد.مثل نقش پدری درمقایسه با نقش نمایندگی مجلس.

10- اگردرگروه یا جامعه ای نقش هه به نحوی سازمان یافته باشندکه ایفا کننده یک یا چند نقش بتوانند :- نسبت به بیشتر نقش های دیگر ،- در اکثر ابعاد فعالیت نقش ها،- ودر طول زمان طولانی اعمال کنترل کند تراکم قدرت صورت می گیرد.

11- چون حکومتها نسبت به سایر بخش های زندگی اجتماعی ، قدرت فائقه دارندوبعلاوه سایر نقش های واحدهای اجتماعی باوجود تراکم قدرت ممکن است دربخش های دیگر جامعه،نقشی را ایفا کنند که توسط دیگران کنترل می شود،اما تراکم قدرت درحکومت،به علت فراگیر بودن آن نسبت به همه افراد،تراکم قدرت کامل می شود.

12- در حد حکومت؛ چون به علت فراگیر بودن آن نسبت به همه افراد،تراکم قدرت کامل می شود.

13- الف)- حکومت های مطلق گرا وتمامیت خواه ودیکتاتور؛ مثل حکومت های سوسیالیستی وکمونیستی شوروی سابق وچین وفاشیستی مثل هیتلر درآلمان وموسولینی درایتالیا .ویژگیهاتی این حکومتها:- چند نقش سیاسی همه نقش های سیاسی وغیرسیاسی راکنترل می کنند،- همه وجوه زندگی (حتی ازدواج)را کنترل می کنند،- کنترل ونظارت بررفتارهای جزئی مردم ازطریق سازمانهای امنیتی واطلاعاتی،- برنامه ریزی متمرکز،- تعیین وهدایت رفتارهای مردم درجهت اهداف حزب از طریق برنامه ریزی متمرکز.

ب)- حکومتهای لیبرال ودمکرات: مثل حکومتهای غربی ؛ویژگیهای این حکومتها:- داشتن حداقل کنترل برمردم،- عوم دخالت یا حداقل دخالت در اقتصاد،- آزاد بودن افراد درهمه زمینه ها،- دخالت دولت درزمینه های که حق افراددیگر |ایمال می شودیادرنظم اجتماعی اختلالاتی ایجاد شود.

ج)- حکومتهای که بین حکومتهای نوع اول ونوع دوم قرار دارندکه حدی از تذاکم قدرت وعدم تراکم وجوددارد.مثل حکومت ایران بعداز مشروطه که به اقتضای شرایط یکی ازایندو سویه تشدید مشد.مثلا"در دوره رضاشاه تراکم قدرت صورت گرفت.

14- قسمت الف سوال 13

15- قست ب سوال 13

ااصطلاحات :

 تراکم قدرت – نقش – نظارت – کنترل – دامنه – طول –  دوره – نظام سیاسی – حکومت – فاشیسم، کمونیسم، دموکرات، لیبرال، - متمرکز – طبقه بندی – سوسیالیستی – حزب – اقتصاد- نظم اجتماعی.

 

 Power Accumulation- Roll- Supervision – Control – Extent – Length – Period – Political System – Government –Fascism,  Communism , Democratist , Libralist- Cocenterated –Categorization – Socialism – Party – Economy – Social Order

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم :  پیامدهای تراکم قدرت

سوالات:

1-  پیا مدهای مثبت تراکم قدرت رابیان کنید.

2- پیامدهای منفی تراکم قدرت را نام ببرید.

3-از پیامدهای منفی تراکم قدرت سیاسی "بی میلی واحساس بی قدرتی سیاسی"را توضیح دهید.

4- چگونه احساس بی  میلی وبی قدرتی سیاسی به"بیگانگی از نظام سیاسی" می انجامد؟

5- برای بیگانگی از نظام سیاسی مثال بنویسید.

6- از پیامدهای تراکم قدرت"کاهش کارایی وخلاقیت" راتوضیح دهید.

7- چرا ارتش پهلوی دوم در غیاب شاه ناموفق بود؟

8- از پیامدهای تراکم قدرت "اضطراب وترس"راتوضیح داده ومثال بنویسید.

جوابها:

1- راحتی تصمیم گیری در مواقع حمله خارجی،- سرعت زیاد تمرکز وجمع آوری وسازماندهی منابع لازم برای مقابله با دشمن،- امکان انباشت سرمایه برای توسعه،- امکان برنامه ریزی متمرکزوتصمیم گیری قاطع برای رفع موانع توسعه،- مثل:کارهای رضاشاه وشوروی برای صنعتی شدن کشاورزی.

2- احساس بیگانگی ازنظام سیاسی،- بی میلی واحساس بی قدرتی سیاسی،- کاهش کارایی وخلاقیت،- ااضطراب وترس.

3- تراکم قدرت سیاسی این احساس رادر افرادایجاد می کندکه رفتارآنان در سرنوشتشان تاثیری ندارد؛ زیراقدرتمندان مسیر وقایع راتعیین می کنند.از این احساس به عنوان احساس بی قدرتی یاد می شودکه بی میلی سیاسی رادر پی دارد.

4- احساس بی قدرتی وبی اعتنائی به عرصه سیاسی بتدریج به بیگانگی از نظام سیاسی می انجامد.افراد به عرصه ی محدود زندگی شخصی،خانوادگی وشغلی خود محدود می شوند وبا حکومت،به عنوان بیگانه ای برخورد می کنند که بایدخودرا ازمزاحمت وشرآن مصون نگه داشت.

5- مثال: مشروطه با تلاش مردم وبه قصد مشارکت آنها در شکل دهی به قدرت سیاسی شکل گرفت.اما  شراط تراکم قدرت هنوز ازبین نرفته بود، لذا دیکتاتوری پهلوی سر برآورد که مردم باآن احساس بیگانگی می کردند و همین احساس درمحدوده زمانی اندکی موجب شکل گیری مخالفت های وسیع با حکومت در سال های 56 و57 وسقوط آن شد.

6- تراکم قدرت در یک یا چند نقش،سهم سایر نقش ها رااز قدرت کم می کند،بنابراین افرادی دارای نقش های باقدرت کمتر احساس بی قدرتی ووابستگی کرده ودر نتیجه خلاقیت ونوآوری واستقلال رای خودرا از دست می دهند.مثل شکست ارتش رضا خان در مقابل هجوم خارجی، عدم موفقیت ارتش محمد رضا در غیاب اودر انقلاب.

7- چون افرغا دلایق ومستقل رااز بین برده بودندوتنها افرادی مانده بودند که بعلت وابستگی همه جانبه به شاه در غیاب وی، قدرت عمل نداشتند.

6- در شریط تراکم قدرت،افراد محروم از قدرت ،بطور مداوم خود رادر معرض تهدید می دانند وبه ترس واضطراب دچار می شوند.مثل ترس مردم در دوره پهلوی که فکر می کردند ساواک همهخ جا هست.یا وضعیت مردم آلمان درزمان هیتلروجامعه شوروی درزمان استالین.

 اصطلاحات:

 پیامدهای مثبت – پیامدهای منفی – مردم سالاری- بیگانگی از نظام سیاسی- کاهش کارایی- خلاقیت- فرمانده- شاه- تهدید- اضطراب وترس- سقوط- مشارکت – بی میلی- بی قدرتی

Positive Resulte – Nagative Resulte –Democracy – Alienation Of Political System – Reduction Of Efficiency – Creative – Commander – Shah(king) – Threat – Agitation(Anxiety)- Fear – Fall – Participation – Reluctance(Unwillingness)- Power less                                      

 

 

 

 

 

 

 

               درس ششم :شرایط کاهش تراکم قدرت در نظام اجتماعی

سوالات:

1- راههای کاهش تراکم قدرت را نام ببرید.

2- موانع موجود برای از بین بردن تراکم قدرت کدامها هستند؟

3- ایفا کنندگان نقشهای دارای تراکم قدرت چگونه با کاهش تراکم قدرت مقابله می کنند؟(با مثال)

4- سران حزب کمونیست در جوامع کمونیستی وسوسیالیستی حاکمیت وتراکم قدرت خود راچگونه توجیه می کنند؟

5- مردم سالاری چگونه موجب نفی تراکم قدرت می شود؟

6- عقیده " قدرت از آن مردم است" یعنی چه؟

7- اولین تلاش برای مقابله با تراکم قدرت در کجا ودرمقابل چه کسانی صورت گرفت؟ چگونه؟

8- در کشور فرانسه وساتیر کشورها اشراف برای توجیه تراکم قدرت خود بر چه باورها وارزش های تاکید داشتند؟

9- دلایل پیدایش " ایده تفکیک قوا" را بیان کنید.

10- ایده تفکیک قوا درمقابل چه نوع حکومتی طرح شد؟

11- چگونگی تفکیک قوا را در حکومت های جدید(مردم سالاری) توضیح دهید.

12-  چگونه تفکیک قوا تراکم قدرت را محدود وکاهش داد؟

13- محدود بودن دوره تصدی گری چگونه موجب کاهش تراکم قدرت می شود؟ یا= از روشها وعوامل موثر در کاهش تراکم قدرت "محدود بودن دوره ی تصدی " را توضیح دهید.

جوابها :                                                                                                                                        

1- کاستن از تعدادی نقش ئها وافراد کنترل شده توسط یک نقش ،- تفکیک قوا ومحدود کردن دامنه اختیارات نقشها،- محدود کردن زمان تصدی نقش ها،- اشاعه باورها وارزشهای نفی کننده تراکم قدرت،- نهادی کردن ارزشها وباورهای مردم سالاری،- قبول عقیده ""قدرت از آن مردم است""،- پاسخ گو بودن قدرت.

2- ایفا کنندگان نقش های دارای تراکم قدرت،- حکومت های که وجودخودرابا ارزشها وباورهای موید تراکم قدرت توجیه می کنند،- وجود ارزشها وباورهای موید تراکم قدرت،- اعتقاد به نابرابری ذاتی انسانها وبرتری اشراف وپادشاهان از لحاظ خون ونسب،- نهادینه نشدن تفکیک قواونامشخص بودن قانون،- نامحدود بودن دوره تصدی گری بغضی از نقش ها.

3- ایفا کنندگان چنین نقش های با هرگونه تلاش برای ازبین بردن تراکم قدرت مقابله می کنند.حکومتهای چنین جوامعی وجود خود رابا ارزشها وباورهای موید تراکم قدرت توجیه می کنند. مثلا" سرا ن حزب کمونیست در جوامع کمونیستی وسوسیالیستی حاکمیت خود رابا این ایده توجیه می کردند که برای برقراری عدالت ورهایی کارگران از قید ظلم وستم سرمایه داران باید "دیکتاتوری پرولتاریا" برپا شود

4- با این عقیده که برای رهایی کارگران از قید ظلم وستم سرمایه داران وبر قراری عدالت باید"دیکتاتوری پرولتاریا"تشکیل شود تا بتواندبا لغو قاعده مالکیت خصوصی ومصادره اموال سرمایه داران وثروتمندان، عدالت را به جامعه برگرداند. 

5- مردم سالاری برای انسان بخاطر انسان بودن حرمت وکرامت قایل است.این باور به مغنی ارزشمندی یکسان انسانها واحترام یکسان انسانها است.ویژگی دیگر آنکه قدرت را ازآن مردم می داند که به نمایندگی از سوی آنها اعمال می شود.

6- یعنی قدرت کاملا" توزیع شده است وهمه آحادتشکیل دهنده یک جامعه دارای قدرت هستند.کسانی هم که می خواهند اعمال قدرت کنند، به نمایندگی از مردم است که اعمال قدرت می کنند.پذیرش این عقیده موجب  اایستادگی درمقابل کسانی است قدرتی به آنها اعطا نشده است برای تغییر قدرت آنها.

7- در اروپا ، در چند سده اخیر ودر مقابل اشراف وپا دشاهان .ابتدا برای کاهش قدرت اشراف،تلاش ها معطوف به گرقتن سهمی برای افراد عادی در کنار اشراف بود.مثل انقلاب فرانسه وانقلاب مشروطه انگلستان.

8- براین باور بودند که افراد ذاتا"از خون ونسب برتر برخوردارند وبه همین علت بایداز احترام وقدرت بیشتر وبه تبع آن،ثروت بیشتری هم برخوردار شوند.

9- برای نهادینه کردن مردم سالاری (یعنی تبدیل آن به مجموعه از نقشها وهنجارهای که اجباری اجتماعی ازآن حمایت می کند) مجموعه از ملاحظات رعایت شده است که مانع تراکم قدرت می شود.که یکی از اینها تفکیک قوا است. این ایده در واکنش به نوعی حکومتی که درآن تمرکز قدرت وجود داشت وهمه ابعاد زندگی مردم به تصمیم گیری نقش های محدودی وابسته بود ، طرح شد.

10- حکومتی که در آن تمرکز قدرت وجود داشت و زندگی مردم در همه ابعادآن وابسته به تصمیم گیری نقش های محدودی وابسته بود.

11- قانونگذاری که هدایت سایر نقشها رابرعهده داردوبرای کل جامعه هدف تعیین می کند، از قوه ی قضائیه که وظیفه ی نظارتی دارد وبا جرم مقابله می کند،تفکیک می شود.چنان که قوه ی مجریه عهده دار اجرای آن است.

12- تفکیک قوا دامنه اختیارات نقش ها را محدود وموجب شدکه نقش ها نتوانند همه ی رفتارهای نقش های دیگررا کنترل کنند.بعلاوه نوعی وابستگی کتقابل بین قوا به وجود آورد که قدرت آن ها رامحدود ساخت.

13- محدویت زمانی نقشهای که کنترل زیادی برنقشهای دیگر دارند ازتمهیدات دیگر برای کاهش تراکم قدرت است.در مردم سالاری برای دو عرصه مهم قانون گذاری واجرایی، محدویت زمانی وجود دارد.نمایندگان مجلس ورئیس جمهوری برای مدت زمان محدودی انتخاب می شوندو برای انتخاب مجددی  آآنها دوباره باید به رای مردم مراجعه کرد.

 اصطلاحات:

 شرایط ، کاهش ،  دیکتاتوری پرولتاریا ، مردم سالاری ، نمایندگی ، اشراف ، تفکیک قوا ، محدود بودن دوره تصدی ، رای ، رئیس جمهور، نهاد ، نمایندگان مجلس ، قوه ی قضائیه.

 

Situation , Reduction , Proletarian Dictation , Democracy , Representation , The Aristocrats , The Seperation Of power , Limited Of PeriodOfResponsibility

Members Of parliament ,juridical Power.

 

 

                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس هفتم : تحرک درنظام های اجتماعی

سوالات :

1- پایگاه چیست ونشانگر چیست؟

2- منظور از افراد (نقش ها) یک پایگاه چیست؟ یا = چه نقش های را هم پایگاه می گویند؟ مثال بنویسید

3- مبنای رتبه بندی در یک جامعه چیست؟

4-  هرم قشربندی روستاهای ایران راقبل از اصلاحات ارضی ترسیم کنید.

5- قشربندی چیست وافراد را برچه اساسی در جامعه قشربندی می کنند؟

6- نظام قشربندی وقشررا تعریف کنید.

7- شیوه های طبقه بندی پایگاه را بنویسید.

8- تحرک اجتماعی چیست؟

9- انواع تحرک اجتماعی رانام برده وضمن توضیح برای هرکدام مثال بنویسید.

10- اگر فرزند یک پزشک، مهندس شود چه نوع تحرک اجتماعی داشته است؟

11- در چه جوامعی امکان تحرک اجتماعی وجود ندارد/ مثال بنویسید.یا =ویژگیهای جوامعی که در انها ا امکان تحرک اجتماعی کمتر است کدام است؟

12- منظور از انسدادومحرومیت " در نظامهای قشربندی چیست؟ مثال بنویسید.

14- ویژگیهای جوامع دارای تحرک اجتماعی بالا را بنویسید.با مثال.

 

جوابها:

1- وقتی که نقش ها برحسب برخورداری آن ها از مزایا رتبه بندی می کنیم، جایی که دراین رتبه بندی پیدا می کنند، پایگاه آن ها نامیده می شود. پایگاه جای ایفا کننده ینقش را از جهت برخورداری از مزایا در بین دیگر اعضای جامعه نشان می دهد.

2- در رتبه بندی نقش ها، ممکن است نقش های متعدد در یک رتبه قرار گیرند. این نقش ها بعنوان یک پایگاه شناخته می شوند.مثلا" در خانواده نقش پدرومادر ممکن است بالاترین رتبه را داشته باشند.در این حالت گفته می شود پدرومادر، پایگاه یکسانی دارند.

3- مشاغل مبنای زتبه بندی هستند.

4-                                                       ارباب

                                                   کدخدا، مباشرو...

                                                     دهقانان مرفه

                                                 سوداگران روستایی         

                                                 دهقانان صاحب نسق

                                          خوش نشینان(کارگران کشاورزی)

5- زمانی که افرادرا براساس پایگاه آن ها طبقه بندی می کنیم، به این عمل قشربندی می گویند. معمولا" افرادرابراساس شغل آنها در جامعه قشربندی می کنند. واعضای خانواده رادر قشری قرار می دهند که سرپرست خانواده آن قرار دارد.

6- به سلسله مراتب پایگاه ها نظام قشربندی وبه افراد وخانواده هایی که دارای رتبه ی مشابه هستند قشر می گویند.

7- پا یگاه رامعمولا"برحسب یک طبقه بندی سه گانه یا پنج گانه از هم متمایز می کنند: پایگاه بالا/ متوسط/ پایین. یا: پایگاه خیلی بالا/ بالا/ متوسط/ پایین/ خیلی پایین.

8- اگر مشاغل موجود در جامعه را برمبنای برخورداری از مزایا رتبه بندی کنیم، هر خانواده در یکی از این رتبه ها قرارمی گیرد.حال اگر افراد رتبه خود وخانواده  شان را تغییر دهند، به آن تحرک اجتماعی  می گویند

9- الف)- تحرک"صعودی" تحرکی است که فردرتبه شغل خود رابه مرتبه بالاتر (با مزایای بهتر) تغییر وارتقاء می بخشد.مثلا" فرزند کارگر تحصیل کند وبتواند به مرتبه مهندسان وپزشکان صعود کند. ب)- تحرک " افقی" تحرکی است که در رتبه خودش تغییر جا می دهد.مثلا"فرزند پزشک مهندسی بخواند ومهندس شود دچار تحرک افقی شده است.ج)- تحرک  "نزولی" تحرکی استفرد به جای مشغول در شغلی در مرتبه وسطح پدر ومادرش به کاری که مزایای کمتری دارد مشغول می شود.مثلا"مدیر یک کارخانه به سطح کارمندی تنزل یابد .

10- تحرک افقی.زیرا برخورداری آن از مزایا تغییر چندانی نکرده اما جای آن در آن مرتبه تغییر یافته است.

11- معیارهای انتسابی معیارهای اصلی هستند – معیارهای اکتسابی در مرتبه دوم قرار دارند – محدوده ارتقاء محدودوفردبیش از حد نمی تواندار تقاء یابد- راه ارتقاء برای فرد وخانواده اش بسته است.مثل داستان انوشیروان وکفشگر، رم قدیم وامریکای قرن 18و19که برده داری رواج داشت و قشربندی کاستی هند

12- در جوامعی که راه ارتقاء برای فرد وخانواده اش بسته است یا اینکه محدوده ای ارتقاء زیاد نیست وفردبیش ازحدی معین نمی تواند ارتقاء یابد.از این حالت تحت عنوان انسدادومحرومیت یاد می شود.مثل نظام قشربندی وکاستی هند که طبقات پایین به عنوان نجس ها حق تماس با طبقات بالاتر را ندارند.یا جامعه برده داری رم قدیم وقرن  18و19امریکا.

13- تکیه بر ویژگی های اکتسابی – تحرک بر مبنای استعدادهاوتلاش وکوشش خود فرد.مثل جوامع صنعتی

 

 اصطلاحات:

 پایگاه ؛ مزایا؛ رتبه بندی؛ قشربندی؛ قشر؛ تحرک اجتماعی؛انسداد اجتماعی؛ تحرک صعودی؛ نظام قشربندی باز ونظام قشربندی بسته؛انسداد ومحرومیت                           

 

  Status ; Advantages ; Gradation ; Stratification ; Stratum ; Social Mobilhzasion ; Social Closure ; Elevating Movment ; OpenStratification System And Closure Stratification System ; Obstruction And Deprivation          

+ نوشته شده در  88/11/08ساعت 20:12  توسط مدیر سایت  | 

نظریه های نظام بین الملل

 

 

 

نظریه های نظام بین المللی

                                                 Internation System Theory

مقدمه

           در هر رشته علمی برای درک پدیده ها،برای اندیشه در مورد روابط درونی میان پدیده ها،برای هدایت پژوهش،وبرای تجویز سیاست گذاریهای درست ومعقول،وجود نظریه(Theory )ضرورت دارد.زیست شناسان،شیمیدانان،وسایر دانشمندان برای جهت دار کردن تلاش هایی که برای یافتن درمان بیماری هایی مانندسرطان به عمل می آورند به نظریه های کارآمدی نیاز دارند.طرح نظریه های پیشنهاد شده در جریان جستجوی دیرینه تری که برای یافتن راه حل معضل اساسی روابط بین الملل- یعنی مسئله جلوگیری از جنگ در عین قادر ساختن جوامع به حفظ ناب ترین وگرامی ترین ارزش های خود-صورت گرفته دست کم از همان اهمیتی به همان میزان برخوردار است.آنان که خودرامکلف به اتخاذ رویکردی( Approach)مسئولانه در قبال مسائل بین المللی می بینند- خواه مجریان سیاسی،قانونگذاران،تصمیم گیرندگان اقتصادی،رایزن ها،دیپلمات ها،محققان،اساتید،روزنامه نگاران،یا رای دهندگان-باید از حد اندیشه های آنی وسخنان عوامانه ،گذشته وبه بررسی منظم واصولی نظام جهانی بپردازند. هر کس که می کوشد تا از دل عدم انسجام ظاهری صحنه جهان،معنایی را بدست آوردکه براساس آن،رویدادهای جدا از هم به عنوان اموری کاملا" تصادفی محسوب نشده بلکه بتوان انها را در درون الگویی منظم وهوشمندانه تبیین کردباطنا" یک نظریه پرداز است.(1)

      تلاش برای نظریه پردازی در مورد سرشت روابط میان ملت ها قدمت بسیاری دارد؛در واقع برخی از این تلاشها به هند،چین ویونان باستان برمی گردد.کتاب سیاست ارسطو،تاریخ جنگ پلوپونز(history of the Peloponnesian War)ازتوسیدید،کتاب شهریار (The Prince)اثر ماکیاول (که منادی تجزیه وتحلیل جدید از دولت ودولتمردی به دور از ارزش ها تاکید دارد)،کتاب پادشاهی (De Monarchia)اثر دانته (که بر ایجاد سازمانهای بین المللی با توانای برقراری صلح تاکید دارد)و تلاشها ونوشته های اندیشمندان مختلف از قبیل:ژان ژاک روسو،جرمی بنتام،ایمانوئل کانت و…علیرغم وجود این نوشته های قدیمی،تا قبل از جنگ جهانی اول در نظریه روابط بین الملل هیچ رشد منظمی که قابل مقایسه با توسعه نظریه های مربوط به سیاست داخلی دولت ها باشد صورت نگرفت.مارتین وایت(Martin Wight)یادآور شده است که اگر مقصود از"نظریه روابط بین الملل،سنت تعمق پیرامون روابط میان دولت ها به عنوان همزاد"نظریه سیاسی"یا اندیشه در باب دولت است چنین سنتی وجود ندارد"...دوره تاریخ اروپا از1648-1914دوران طلایی دیپلماسی،توازن قدرت،اتحادهاوحقوق بین الملل بود(2) .وقوع جنگ اول جهانی وفاجعه عظیم که در ابعاد مختلف بوجود آورد تلاش های مضاعفی رادر بین اندیشمندان ومحققان جهت درک رفتارهاومتغییرهای موثر در روابط بین الملل ایجاد کردواندیشه ها در جهت علمی برای تحلیل روابط بین الملل پیش رفتند .د راین مقوله به برخی از نظریه های روابط بین الملل پرداخته می شود.

ایده آلیسم ورئالیسم (Idealism And Realism):

    اساتید رشته روابط بین الملل تا دهه چهارم قرن بیستم کاملا" اذعان داشتند که در رهیافت های مر بوط به روابط بین الملل، دونوع مکتب فکری آرمانگرایانه و واقعگرایانه وجود دارد.با شناخت این تفاوت فکری، مطالعات وتحلیلها در باره اصول فکری هر یک از دو گروه شروع شد.از جمله اشخاصی که به مطالعه بسیارموفقیت امیز افکار این دو گروه پرداخت،ادوارد کار(Carr)بود.وی در اثر مشهور" بحران بیست ساله(1919-1939)" که در سال 1939به چاپ رسید،به تفاوتهای فلسفی بین دو گروه مذکور پرداخت3) )

    "کار"  می گوید:بعد از 19144مردم واردصحنه شدندوخواستنددر امورخارجی دخالت کنند،لذاعلم جدید ظهور یافت.پس خواستفمقدمه پیدایش علم است.اگر جامعه نیازی دارد،این امر مشوق علم است.چنانچه میل به ساختن پل،علم مهندسی را بوجودآورده است.بنابراین خواست پدر اندیشه است.هر اندیشه از یک مرحله خواست وآرزو عبور می کند.در مرحله آرزو عنصر خواست وهدف خیلی مهم است وتمایل به تحلیل واقعیت ها (Analtsis Of Facts)وطرق وصول به هدف یا وجود نداردیا ضعیف است. وسایل حصول یک اندیشه، از مطلوب بودنش جدا نیست.در مرحله یوتوپیایی علم سیاست،به حقایق موجود یاتحلیل توجه نمی شودونویسندگان وسیاستمداران پروژه های کامل وجذاب خود رابیان می کنند.پس از شکست پروژه هاست که انسان پی می برد که خواست تنها کافی نیست.توجه به واقعیات شروع واز مرحله یوتوپیایی خارج وبسوی علم پیش می رود.(4)

     در پیدایش علم سیاست بین الملل،خواست وهدف اولیه که انگیزه مطالعات بودجلوگیری از وقوع جنگ بود.دراینجا عنصر خواست وآرزو مهمتر بود تا تفکر، کلی پردازی مهمتربودتا مشاهده وتحلیل واقعیت ها وطرق وصول به هدف.منشاء علم روابط بین الملل یک جنگ مصیبت بار بود وهدف جلوگیری از آن بودکه تکرار نشود.هدف مهم بود وانتقاد تحلیلی از وسیله رامخرب می دانستند.اگر می پرسیدندمثلاگبه چه دلیل فکر می کنید جامعه ملل یا امنیت دسته جمعی یا نیروهای پلیس بین الملل موفق می شوند، پاسخ می دادند باید موفق شودبه جای آنکه پاسخ دهند چگونه وچرا نقشه آنها موفق خواهد شد.مطالعات روابط بین الملل بین سالهای1919تا 1939 یوتوپیائی بود.(5)                

     همانطوریکه حوادث دهه1930نشان داد وپس از آن تفکر انتقادی وتحلیلی بطور جدی شروع شد هیچ یوتوپیای سیاسی کوچکترین توفیقی پیدا نخواهد کرد مگر از واقعیت سیاسیPolitical) Reality (سرچشمه گرفته باشد.با کشف این امردر جاده تحلیل جدی واقعیات که نشان علم است قرار می گیریم. یکی  ازاین واقعیات اینست که همه امنیت دسته جمعی نمی خواهندوکسانیکه فکر می کنندآنرا می خواهند چیزهایی متفاوتی را منظور دارند.(6)

        تاثیر تفکر واندیشه برخواست وهدف پس از مرحله یوتوپیائی معروف به رئالیسم است.رئالیسم برقبول واقعیت ها وتحلیل علت ومعلول تاکیدمی کندوبیشتربرقوت غبرقابل مقاومت نیروهای موجود وخصلت غیرقابل اجتناب گرایشهای موجودتاکید می گذاردوپافشاری می کندکه عقلائی اینست که انسان این نیروها وگرایشها را بپذیرد."کار" می گوید:رئالیسم گرچه بنام تفکرعینی مطرح می شودولی ممکن است بجائی برسدکه منجر به"عقیم شدن فکر ونفی عمل"شودولی مرحله ای وجود داردکه رئالیسم اصلاح کننده شوروشوق یوتوپیائیست،درست ماننددوره هائی کهآرمان وآرزو باید برای مقابله با ناباوری مورد استقاده قرار گیرد.فکر ناپخته بیشتر،متوجه هدف وخواست است.خلاف آنهم همین است یعنی فکر بدون آرمان وهدف. بنظر "کار"،فکر واندیشه پخته آمیزه ای از هدف ومقصود وتحلیل است.بنابراین،آرمان وواقعیت جنبه های دوگانه علم سیاست اند.اندیشه وزندگی سیاسی صحیح هنگامی بدست می آید که هر یک جایگاه خودرا داشته باشند.بین این دو باید موازنه بر قرار شود.ولی همیشه حالت افراط وتفریط هست.در آرمانگرایی آنچه واقع شده وآنچه وجود دارد(یعنی واقعیت) در اندیشه آ« "چه باید"باشد فراموش می شودودرواقع گرایی محض این تمایل وجود داردکه"آنچه باید باشد"از "آنچه هست"استنتاج گرددوآنها رابرمبنای آنچه در گذشته بوده،قرار دهد.نزاغ همیشگی بیم آنانیکه تصور می کنندجهان بایدبا سیاست های آنان تطبیق کندوآنانکه سیاست های خودرا طوری ترتیب می دهند که با واقعیات جهان تطبیق کند،وجود دراد.دسته اول را ،اراده گرا(Voluntarist) ودسته دوم را جبرگرا(Determinist)نامیده اند. فکر سالم بید بین خواست وواقعیت موازنه ای بر قرار کند.رئالیست ها کاملا" خودرا از امکان تغییر واقعیت محروم می کنند، وآرمان گرایان با طرد آثار علی(Causal Sequence) ،خودرا از فهم واقعیت که در صدد تغییر آن می باشندوشیوه های تغییر واقعیت ،محروم می کنند.(7)

      تحولات بعدی موجب شدکه به پیروی ازعلوم دقیقه،نوعی رهیافت جدید پدید آید که مبتنی بر ارقام وکمیات در روابط بین الملل باشد.این رهیافت جدید،که از اوائل دهه شصت قرن بیستم، جلوه های از آن آشکار شد،با اقدامات تئوریک قبلی آن چنان متفاوت بود که در عمل، موجب قرار گرفتن هردو گروه واقعگرایان وآرمانگرایان در یک رهیافت سنتی در مقابل آن شد.رهیافت جدید از روابط بین الملل، بازیر سوال بردن افکار مز بور،که جدیدا" لقب "سنت گرایی" گرفته بود.زمینه را برای توسعه نوعی متدولوژی جدید،مبتنی بر اعدادو ارقام،در رفتار انسانی بوجود آوردند.8))                     

موازنه قدرت(Balance Of Power):

      مفهوم موازنه قدرت،بنا به مقتضیات گوناگون اوضاع بین المللی، معانی مختلفی چون"توزیع قدرت"Distribution) ("تعادل قوا بین دو یا چند قدرت متخاصم"Equilibrium Of Power) between Two or more cotending Powersو"تفوق نیرو"Hegemony) )پیدا کرده است. مثلا" ارنست هاوس برای مفهوم موازنه قدرت 8معنی،مارتین وایت  9معنا،وبالاخره کنت والتز 10معنادر نظر گرفته اند.اما در کلیه تعاریف گوناگون،نوعی اتفاق نظر نسبت به موجودیت مفهومی قدرت وجود دارد.منظور آنست که در بطن تئوری موازنه قدرت این فرض نهفته است که همه روابط بین المللی ناشی از منافع ملی است که از طریق قدرت کسب می شود.منافع ملی نیز از انگیزه تمایل به بقا ء ناشی می شود.این انگیزه در نتیجه وجود محدودیت ها وامکانات کم فعال می شود...در مقابل، کشورها وبازیگران دیگر به محض مشاهده خطر احتمالی هجوم کشوری که به تفویت نیروهای خودپرداخته، سعی می کنند اقدامی مشابهی انجام دهند.این اقدام به منظور بازداشتن کشور احتمالا"مهاجم از اقدام به جنگ صورت می گیرد.این اقدام از دو راه عملی است. در صورت اول،کشور مزبورمی تواند به تنهائی به هدفهای خود جامه عمل بپوشاند.پس راسا" بدان اقدام می کند.در صورت عدم توانائی اقدام انفرادی برای مقابله،کشور مزبورسعی می کند با ایجادموازنه قدرت از طریق ایجاد اتحادیه،خطر مز بور را دفع کند. اما تشکیل یک اتحادیه بروز عکس العمل کشور یا گروه متخاصم را موجب خواهدشد.گروههای متخاصم نیزبه منظور حفظ وضع موجود ورفع خطر پیش آمده از بهم خوردن توازن فعلی قواجلوگیری به عمل خواهند آورد.این سیر تسلسل لزوما" ادامه خواهد داشت.(9)

       مورگنتا ضمن بررسی ابعادمختلف موازنه قدرت، شیوه های متفاوت آن را مشخص کرده است.فرایند ایجاد توازن را می توان از طریق کاهش وزن کفه سنگینتر یا با افزایش وزن کفه سبکتر تداوم بخشید. با بررسی عملی شیوه های رایج عبارتند از : - تفرقه بیانداز وحکومت کن(Divide and Rule)،- غرامت (Policy of Compensation)،- تسلیحات ،- اتحادها (Alliance) ،-حافظ منافع(the Holder Of the Balance Or Balancer)(10).

          مورگنتا در کتاب خودبنام "سیاست در میان ملت ها"Politics Among Nationsاندیشه سیاسی خود را بیان کرده است . تمایز مورگنتا ا رتقاء تفاسیر هابزی از ماهیت انسان به روابط میان کشورها ونظام رفتاری دولتمردان در صحنه بین المللی است. واحد ارزیابی او حکومت است که بدنبال کسب وافزایش قدرت وشوکت هستند.به لحاظ اهمیت اندیشه مورگنتا در سیاست وبه لحاظ اینکه بعد از او رفتارگرای وفرارفتارگرای ظهور یافت ومرز بین اندیبشه های رئالیستی وبه اصطلاح سنتی وجدید بعداز دهه1970 است به بررسی ویژگیهای اندیشه او بصورت مختصر می پردازیم.(11)

·        -تفکیک بین "آنچه که هست"و"آنچه که باید باشد".ایده آلیسم بسرعت به ایدئولوژی تبدیل می شود وباعث بسته شدن ذهن می گردد؛در نتیجه مواد خام جدید ووقایع جدید وارد ذهن تحلیل گر نمی شوندونتایج تفکرات توهم آمیز در عمل به افقها وکانونهایی منتهی می شود که برای منافع یک ملت در آینده  بسیار خطر ناک است.

·         طرح علم سیاست بصورت نظری .سیاست همانند جامعه مشمول قوانینی عینی است که ریشه در نهاد بشر دارد.برای بهبود وضع جامعه نخست باید قوانینی راکه جوامع بر اساس آنها زندگی می کنند، درک کرد.عمل این قوانین از خواست ما اثر نمی پذیرد ولذا مبارزه انسان با این قوانین تنها به بهای شکست میسر است.حکومت ها مهمترین واحدهای تصمیم گیرنده در صحنه بین المللی هستند؛ماهیت صحنه داخلی با صحنه بین المللی متفاوت است.در داخل قانون واخلاق را می توان اجرا کرد ولی در صحنه بین المللی اخلاق،توهم است وقانون به معنای اجماع قدرتمندان است.

·        - سیاست بین الملل وسیاست خارجی صحنه برای مبارزه و رقابت جهت کسب وحفظ قدرت است.قواعد بازی در سیاست داخلی با سیاست بین الملل متفاوت است.

·          - تفکیک میان آرزو های معنوی در دخل وقوانین معنوی در سیاست بین الملل.دولتها تمایل دارند که اهداف خود را ملبس به محتوای معنوی به دیگران نشان دهند.این نتشی از نگاه ایده آلیستی وعدم تشخیص  واحد حکومت ملی در نظام بین المللی است که هر ملتی وهر کشوری از بستر تاریخی خاص خود تغذیه فکری وروحی ومعنوی وروشی می کند .صرف انرژی وبرنامه ریزی برای احقق اهداف داخلی در بیرون از مرزها اتلاف وقت است .باید اهداف تعریف ومنافع ملی درک شودوبه صورت تدریجی وتسلسلی وبا حوصله حرکت کرد.(12)

     بعد از مورگنتا تحولاتی نظری ایجاد شد.در نظریات جدید در دهه های 1960و1970رفتارگرایی وفرارفتارگرایی به علمی تر شدن رشته روابط بین الملل کمک کرده اند.تحولات روز،نقش بنیادی در هدایت نظریه پردازیها داشته وبواسطه انقلاب ار تباطات در ثلث سوم قرن بیستم، تراکم رفتاری وفکری بیشتری رخ داده است.قبل از این دوره پارادایم سیاست خارجی هانز مورگنتا را بر اساس قدرت حکومت،منافع ملی، حکومتهای واحد ویکپارچه،صحنه منسجم داخلی در کنار صحنه هرج ومرج بین المللی ترسیم شده بودوبرای تبیین دیدگاه خود به فلسفه، تاریخ وعلوسیاسی رجوع کرد.(13)    

نظریه اتصال جیمز روزنا (Linkage):

    جیمز روزنا در "پیش نظریه سیاست خارجی" پوزیتیویسم سیاست خارجی وروابط بین الملل را پایه گذاری کرد(14). او پنج سطح تحلیل: فرد،نقش،حکومت،جامعه ونظام بین الملل را مطرح کرد(15)..این پنج سطح تحلیل در واقع پنج سطح فلسفی تحلیل هستندوبا پیچیدگیهای روز هم خوانی دارند.سیاست خارجی فقط مربوط به حکومت نیست بلکه تحت الشعاع جامعه است.فرد تصمیم گیرنده هر چند در قالب یک سیستم سیاسی عمل می کندولی ویژگیهای شخصی وانتظارات از سمت سازمانی وقانونی اونیز در فرایند ومحتوای فکر وعمل سیاست خارجی اثر می گذارد.مقاله روزنا انقلاب بزرگ متدلوژیک در سیاست خارجی بودکه اثر خود رادر کلیت رشته روابط بین الملل بجا گذاشت.

                          تقسیم بندی کشورها براساس پیش نظریه سیاست خارجی روزنا

   

جغرافیاومنابع  طبیعی

کشورهای  بزرگ

کشورهای کوچک

وضعیت اقتصادی

توسعه یافته

در حال توسعه

توسعه یافته

  در حال توسعه

وضعیت نظام سیاسی

باز

بسته

باز

بسته

باز

بسته

باز

بسته

رده بندی متغییرها

نقش

نقش

فرد

فرد

نقش

نقش

فرد

فرد

جامعه

فرد

نقش

نقش

ن.ب

ن.ب

ن.ب

ن.ب

حکومت

حکومت

جامعه

حکومت

جامعه

فرد

نقش

نقش

ن.ب

ن.ب

ن.ب

ن.ب

حکومت

حکومت

جامعه

حکومت

فرد

جامعه

حکومت

جامعه

فرد

جامعه

حکومت

جامعه

مثال

آمریکا

شوروی

هند

چین

هلند

چک.

کنیا

غنا

ن.ب=نظام بین الملل

 چک= چکسلواکی

                                                                                                                                                            نظریه های تصمیم گیری(Decision-making Theories)

 

      تصمیمات برونداد های نظام سیاسی هستند که از طریق آنهاارزش ها در داخل یک جامعه به نحوی اقتدار آمیزتوزیع می شود.تصمیم گیری صرفا"عمل گزینش میان راه حل های جایگزین یا بدیل های(Alternative)موجودی است که در موردشان یفین وقطعیت نداریم.شاید در سیاست خارجی-به دلیل ناآشنا تربودن معمول این حوزه- خط مشی های جایگزین(Policy Alternative)

حتی کمتر از سیاست داخلی "مشخص" باشند.غالبا"این خط مشی ها را باید کورمال کورمال،دربستر وضعیت کاملی ؛ یعنی معتبرترین برآورد از وضعیت،بدیل های موجود،پیامدهای محتمل گزینه های مختلف وارزش هایی که بایدمعیار مرتبه بندی ترجیحی بدیل های گوناگون قرار گیرند، صورت بندی کرد. (16)

       نظریه تصمیم گیری تعدادی زیادی متغییر ذیمدخل را مشخص ساخته وروابط متقابل احتمالی میان این متغییرها رابه دست می دهد.این نظریه ها به دولت ها بهعنوان موجوداتی انتزاعی ومتافیزیکی،یا به حکومت ها یا حتی به نهادهای عامی چون "قوه مجریه"توجه نداردبلکه جویای روشن ساختن رفتار افراد تصمیم گیرنده مشخصی است که عملا"به خط مشی حکومت ها شکل می دهند.اینها با محدود ساختن موضوع تحقیق از یک جمع بزرگ به واحد کوچکتری از اشخاص تصمیم گیرنده مسئول،امیدوارند که کانون تحلیل سیاسی رادقیق تر وانضمامی تر وبرای تحلیل اصولی ومنظم،مستعدتر سازند.با این حال فرض بر آن است که تصمیم گیران در داخل یک محیط ادراکی کل(Total Perceived Environment) عمل می کنندکه مشتمل برسیستم سیاسی ملی خودشان ونیز کل سیستم بین المللی –یعنی یک محیط داخلی ویک محیط خارجی- است.  (17)  

       نظریه پردازان تصمیم گیری فرایندهای داخلی یک کشور، به ویژه افراد تصمیم گیرنده،وگروههای که در قالبهای سازمانی وبوروکراتیک عمل می کنند را بررسی می کنند.در واقع سه سطح تحلیل در رابطه با نظریه های تصمیم گیری وجود دارد.(18)

                                               انواع مدل های تصمیم گیری

 

 

 

نظام بوروکراتیک

نظام گروهی

نظام فردی

مفهوم تصمیم گیری

چانه زنی دربوروکراسی

نتیجه تعامل گروهی

نتیجه انتخاب فرد

پایه ها

ارزشهای تصمیم گیری در داخل سازمانها داخلی شده اند

توسط گروه کوچک

ویژگیهای ذهنی ونحوه پردازش اطلاعات توسط افراد

محدودیت

اطلاعات ناقص که بواسطه تمرکز سلسله مراتب وتخصص ایجاد شده است

فشار برای انطباق

مشکلات شناختی افراد،تفاوت افراد در درک مسائل

منابع نظری وروش

نظریه سازمانها وسیاست بوروکراتیک

روانشناسی اجتماعی

روانشناسی شناخت

                                                                                                                                                                                                               

                                                                                                                                                       سطح اول بوروکراسی وسازمانهاست.پایه این سطح به ویژگیهای غیر رسمی سازمانها وبوروکراسیها،حافظه واصول سازمانها،تهدات قبلی سازمانها،جریان وگردش کار عادی سازمانها ورویه های اجرایی آنها به پیچیده تر شدن رفتار وتصمیم گیریها می انجامد اشاره می کند.تصمیم که اکثرا" ماهیت سیاسی دارد با روش چانه زنی جهت دست یابی به سمت،امکانات وماموریت ها وبیشتر تحت تاثیر مصالحه است تا تجزیه وتحلیل عقلایی داده ها وهدایت منطقی سیاست خارجی ومنافع ملی.بعلاوه بدلیل وضعیت داخلی سازمان،اعضا ممکن است موضوعات را غیر واقعی تعریف کنند، راه حلهای مختلف را در نظر نگیرنداز تخصص استفاده نکنند واز ورود اطلاعات ضروری به تصمیم گیری جلوگیری کنند.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 زیر نویس ها

 

1-دوئرتی،جیمز وفالتزگراف،رابرت"نظریه های متعارض در روابط بین الملل"ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، تهران،نشر قومس،1372،ج اول،ص25.

2-همان،ص27.

3-- مقتدر، هوشنگ" سیاست بین الملل وسیاست خارجی  " تهران، انتشارات مفهرس،1373 ،ص37.

4-همان،ص39.

5- همان،ص40.

6-همان،ص41.

7-همان.

8- سیف زاده،حسین نظریه های کلان روابط بین الملل"تهران،نشر قومس،1373،ص11.

9-همان،ص49.

10- مورگنتا ،هانس جی"سیاست میان ملت ها (تلاش در راه قدرت وصلح)، ترجمه حمیرا مشیر زاده،تهران،انتشارات وزارت امور خارجه ،1374، صص304-333.

11- همان ،صص5-26.

12- سریع القلم،محمود"سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران،بازبینی نظری وپارادایم ائتلاف"تهران،مرکز تحقیقات استراتژیک، 1379،ص7.

13-همان،ص 18.

14- همان ،ص20.

15- منظور این است که روزنا بر خلاف نظرات قبل که در تحلیل سیاست خارجی کشورها به یک عامل یا متغییر توجه می کردند مجموعه متغییرها را در تحلیل خود وارد کرد.بعبارت دیگر به لحاظ متدلوژیک حداقل پنج سطح تحلیل در روابط بین الملل برای فهم دلایل تصمیم کشورها مطرح شده است.1- سطح تحلیل فردی که به مشخصات روحی ورفتاری افراد برجسته تصمیم گیرنده، چون روسای جمهور وغیر توجه می شود.2- سطح تحلیل نهادهای تصمیم گیرنده، مثل توجه به مجلس و شورای امنیت ملی.3- سطح تحلیل ملت کشوری،یعنی افراد ونهادها در انتزاع تصمیم نمی گیرند بلکه بنام واحدی تصمیم می گیرند که "ملت-کشور" نام دارد واقدامات خود را با اصطلاحاتی چون منافع ملی وغیره توجیه می کنند.4- سطح تحلیل الگوها ومجموعه های منطقه ای، مجموعه های مثل اتحادیه های نظامی، بلوک های ایدئولوژیکی در این سطح قرار دارند.5- سطح تحلیل نظام های بین المللی، مثل دوقطبی یا چند قطبی.پیشین، سیف زاده، صص27-29.

16-دوئرتی،جیمزوفالتزگراف،رابرت"نظریه های متعارض در روابط بین الملل"ترجمه علیرضا طیب و وحیدبزرگی،تهران، نشر قومس،ج دوم ،چاپ دوم،1376،صص720-721.

17- همان.

18- پیشین ،سریع القلم، صص21-24.

 

+ نوشته شده در  88/11/08ساعت 20:3  توسط مدیر سایت  |