تحقیق و پژوهش در متوسطه

به وبلاگ علمی - آموزشی و خبری خوش آمدید

نمونه سوالات درس اول و دوم فصل |پنجم مطالعات اجتماعی

برگرفته از وبلاگ علوم اجتماعی کاشمر( با مختصر ویرایش)

سوالات امتحاني درس اول    

1- صحيح يا غلط بودن جمله زير را مشخص کنيد:       

عمده ترين وظيفه نظام سياسي حفظ تعادل نظام اجتماعي است.

2- حق استفاده از زور به عهده کدام مورد ذيل است؟

الف) نظام خانواده ب) نظام سياسي    ج) نظام آموزشي   د) نظام اقتصادي

3- نقش سياسي و نظام سياسي را تعريف کنيد. 

4- وظيفه‎ي نظام سياسي چيست؟      

5- جمله‎ي زير را کامل کنيد:           

وظيفه‎ي نظام سياسي ..................... نظام اجتماعي است.

6- جمله‎ي زير را کامل کنيد:           

نقش هايي که باهدف .......... در نظام اجتماعي شکل گرفته  اند نقش هاي سياسي ناميده مي شود.

7- چه عواملي موجب عدم تعادل نظام اجتماعي مي شود؟

8- براي هر يک از عوامل بر هم زننده‎ي تعادل نظام اجتماعي که در زير آورده شده است يک نمونه ذکر کنيد:     

الف) انحراف از قانون

ب) تهديد خارجي

9- کدام يک از موارد زير مربوط به نظام سياسي نمي باشد؟

الف) يافتن راه حل براي رفع مشکلات سياسي  ب) مجازات مجرمان و حل درگيري ها

ج) دفاع از جامعه در مقابل جوامع ديگر          د) اجتماعي کردن کودکان.

سوالات امتحاني درس دوم

1- نظام قانوني ونظام خودکامه رابا ذکر سه مورد از هر کدام مقايسه کنيد.

  

2- انواع نظام سياسي را نام ببريد.    

3- چهار مورد از ويژگي هاي نظام خودکامه و نظام قانوني را بنويسيد.

      

4- شيوه‎ي معمول ومطلوب دخالت مردم درسياست چيست؟ دو نمونه از آن را بنويسيد.

5- صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير را مشخص کنيد:     

در نظام خودکامه، افراد با صلاحيت از اقشار مختلف مي توانند به حکومت برسند.

 

 

6- صحيح يا غلط بودن جمله‎ي زير رامشخص کنيد.      

به نظام سياسي که قانون مبناي عمل هم باشد نظام قانوني مي گويند.

7- چرا نظام خودکامه ديگر قادر به حفظ تعادل نظام اجتماعي نبود؟           

8- نظام سياسي خودکامه حول وجود چه افرادي شکل مي گرفت؟ 

9- در مقايسه‎ي نظام خودکامه و نظام قانوني کدام گزينه صحيح نيست؟      

الف) در نظام خودکامه قدرت از آن زورمندان است درنظام قانوني از آن مردم است.

ب) در نظام خودکامه سخن شاه قانون است ولي در نظام قانوني وجود دارد و در نظام قانوني همه برابرند.

10- نظام قانوني چه ويژگي هايي دارد؟   

      

11- نظامي که حاکم مسلط بر مردم است چه نام  دارد؟   

12- نظام سياسي گروه سرزميني يا ملت داراي چه ويژگي هايي است؟      

http://harfetaze87.blogfa.com   بر گرفته از وبلاگ علوم اجتماعی کاشمر(ویرایش شده است)

 

 

+ نوشته شده در  89/02/02ساعت 0:0  توسط مدیر سایت  | 

الگوهای تدریس: الگوی عموی

الگوی عمومی تدریسGeneral teaching model

     الف)- ویژگی ها: -معروف ترین الگو برای تدریس است. – توصیف مناسب فرایند تدریس .-کمک به معلم در سازمان دادن فرایند تدریس.

     ب)- مراحل فرایند تدریس:

         مرحله اول:تعیین هدف های تدریس و هدف های رفتاری . Instructional objectives and behavioural

         مرحله دوم: تعیین رفتار ورودی و ارزشیابی تشخیصی.Entering behavior and preassessment

         مرحله سوم: تعیین شیوه ها ووسایل تدریس.Instructional procedure and media

         مرحله چهارم:سازماندهی شرایط و موقعیت آموزشی

         مرحله پنجم:ارزشیابی و سنجش عملکرد.Performance assessment

و جه تسمیه: الگوی عمومی تدریس می تواند در طراحی، اجرا، ارزشیابی و اصلاح مراحل تدریس، مورد استفاده معلم قرار گیرد؛زیرا این الگو ، قابل پیاده شدن در تمام سطوح آموزشی و پرورشی، و در تمام دروس می باشد .به همین دلیل این الگو" الگوی عمومی تدریس" نامیده شده است.( شعبانی،1373،صص256-259)

       در سه الگوی ذکر شده بالا؛روابط معلم و شاگرد ،شرایط و منابع،نامعلوم است .بعلاوه،الگوی مکانیستیک و ارگانیستیک ،دو الگوی قدیمی هستند و در الگوی ارگانیستیک با وجود تاکید بر فعال بودن شاگردان  ،تمام مراحل و شرایط نامعلوم است.در نتیجه دو الگوی جدیدی مطرح است که به صورت عملی در مدارس کاربرد دارند و در زیر عنوان می شوند.

    ادامه دارد...

منبع: شعبانی ،حسن"مهات های آموزشی و پرورشی" روش ها و فنون تدریس،تهران،انتشارات سمت،چاپ سوم،1373.

 

+ نوشته شده در  89/01/27ساعت 21:57  توسط مدیر سایت  | 

الگوهای تدریس

الگوهای تدریس

    تعاریف

            الف)-الگو:معمولا"به نمونه کوچکی از یک شیءبزرگ یا به مجموعه ای محدود از اشیاء بی شمار گفته می شود که ویژگی های مهم و اصلی آن شیء بزرگ یا اشیاء را داشته باشد).

            ب)- تدریس:به مجموعهءتدابیرمنظمی که معلم برای رسیدن به هدف با توجه به شرایط و امکانات، اتخاذ می کند، تدریس می گویند.

            ج)-الگوی تدریس:الگوی تدریس،چهارچوب ویژه ا ی است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه است و شناخت و آگاهی از عناصر و عوامل مذکور می تواند معلم را در اتخاذ روش های مناسب تدریس کمک کند.

 

انواع الگوهای تدریس

           الگوهای تدریس مختلفی وجود دارد که متاثیر از نگرش ها و فلسفه تعلیم و تربیت هستند.بعبارت دیگر ،نگرش ها و باورها اساس انتخاب الگوهای تدریس را مشخص می کنند .در یک نگاه کلی ،در این مقوله چهار نوع از الگوهای تدریس مورد بحث قرار می گیرد.

1-الگوی مکانیستیک 2-الگوی ارگانیستیک 3- الگوی عمومی تدریس 4-الگوی پیش سازمان دهنده 5- الگوی حل مسئله.

1- الگوی مکانیستیکmechanistic model

         الف)-از لحاظ اجرا: محور،مرکز و نقطه اتکاء معلم است و به عنوان دریای علم برای شاگرد ظاهر می شود.

          ب)- مبنا: انسان موجود ی تنبل و تن پرور و غیرفعال است که فعالیت او در اثر نیروهای خارجی انجام می شود.

          ج)- هدف: هدف آموزش و پرورش انتقال فرهنگ و پر کردن ذهن آدمی و شکل دادن به ذهن و رفتار او بر طبق الگوهای از پیش تعیین شده است که مرحله به مرحله و بصورت انعطاف ناپذیر انجام می شود

2-الگوی ارگانیستیکorganistic model

         الف)-از لحاظ اجرا:علل و چگونگی رفتار شاگردان مبنا و محور است تا حدی که این الگوی به " الگوی شاگرد محور " معروف است.

         ب)-مبنا: انسان ذاتا" فعال است و شایستگی و صلاحیت های لازم را دارد که باید برنامه ریزی شود تا ظهور یابد.

         ج)-هدف: برنامه ریزی برای به ظهور رساندن توانییهای بالقوه ی انسان،توجه به نیازهای شاگرد،تاکیر برتجربه،تاکید بر کیفیت در مقابل کمیت،تاکید براهمیت فرایند آموزشی در مقابل محصول و نتیجه،تاکید بر شایستگی و صلتاحیت در مقابل محتوا.(    ادامه دارد...

منبع: شعبانی ،حسن"مهات های آموزشی و پرورشی" روش ها و فنون تدریس،تهران،انتشارات سمت،چاپ سوم،1373. صص۲۵۵-۲۵۶-۲۸۲.

+ نوشته شده در  89/01/23ساعت 23:50  توسط مدیر سایت  | 

نمونه فرم طرح درس سالانه به همراه راهنما

الگوی طرح درس سالانه

     طرح درس سالانه یا طرح درس کلیفعبارت از این است که محتوای یک ماده درسی براساس اهداف و برای یک سال آموزشی،به مراحل و قدم های مناسب و مشخص تقسیم شود.برای تهیه چنین طرحی،باید در ابتدای هر سال تحصیلی بر اساس اصول معین،بین هدف های آموزشی و برنامه هفتگی ترتیبی اتخاذگردد که مجموعه فعالیت های آموزشی به موقع و بدون وقفه در طول سال تحصیلی انجام شود تا به نتیجه مطلوب برسد.

مراحل تنظیم طرح درس سالانه

  • گام اول؛تهیه تقویم طرح:تقویم طرح را می توان برای یک سال تحصیلی و یاسه دوره ء سه ماهه، با محاسبهء تعداد هفته ها، روزهاو ساعت ها که در طول سال تحصیلی برای تدریس درس مورد نظرپیش بینی شده است، محاسبه و تنظیم نمود.محاسبه براساس تقویم سالانه انجام می گیرد.(برای محاسبهزمان تدریس خالص و مفید،بایدتعطیلات رسمی و ایام امتحانو تعطیلات احتمالی را از کل جلسات سالانه و یا سه ماهه حذف کرد).
  • گام دوم؛تقسیم محتوای درس یا هدفهای آموزشی بر زمان خالص و یا مفیدتدریس: بهتر است محتوای دری و یا هدف ها و سایر فعالیت های آموزشی،با احتساب فرصت لازم برای تمرین و مرور درس به سه دورهءسه ماهه تقسیم گردد،وسپس محتوای فصل هل و مباحث،هدف ها و سایر فعالیت هایی در نظر گرفته شده در طول هر سه ماهه،به واحدهای کوچک تر درسی یا محتوای متناسب با تک تک جلسات آموزشی تقسیم شو.
  • گام سوم؛تعیین هدف ویژهء تدریس در هر جلسه
  • گام چهارم؛تعیین و پیش بینی فعالیت های دیگر آموزشی خارج از مدرسه که برای تقویت یادگیری شاگیردان می تواند موثر باشد.

نمونه فرم طرح درس یا طرح سالانه

(بصورت سه ماهه برای یک درس دو ساعته)

درس:

پایه:

سال تحصیلی:

هدف کلی:

ماه ها

هفته ها

روز و تاریخ جلسه

فصل ها

موضوع و عنوان درس:

هدف ویژه درس:

فعالیت های دیگر

ماه فروردین

هفته اول

جلسه اول

 

 

 

 

هفته دوم

جلسه دوم

 

 

 

 

هفته سوم

جلسه سوم

 

 

 

 

هفته چهارم

جلسه چهارم

 

 

 

 

 

 

ماه اردیبهشت

هفته پنجم

جلسه پنجم

 

 

 

 

هفته ششم

جلسه ششم

 

 

 

 

هفته هفتم

جلسه هفتم

 

 

 

 

هفته هشتم

جلسه هشتم

 

 

 

 

ماه خرداد

ههته نهم نهم نهم

 

جلسه نهم

 

 

 

 

هفته دهم

جلسه دهم

 

 

 

 

هفته یازدهم

جلسه یازدهم

 

 

 

 

هتفته دوازدهم

جلسه دوازدهم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  89/01/16ساعت 22:34  توسط مدیر سایت  | 

فرم نظارت و ارزیابی سوالات امتحانی

 

        با توجه به این که سوالات امتحانی مبنایی ارزیابی  وضعیت و ارتقاء تحصیلی دانش آموزان است و آن ها با قبول شدن در این آزمون ها فارغ التحصیل می شوند،ضرورت دارد دارای اعتبار باشند.آگاهی همکاران فرهنگی از معیارها و ملاک های ضروری در سنجش و طرح سوالات ، اولین و مهم ترین گام  در این موضوع می باشد. لذا در زیر معیار ها و ملاک ها، جهت استفاده همکاران ارائه می شود.

سوالات درس......  ناحیه/منطقه.........مدرسه......نوبت.........نام طراح.......

جدول شماره1: ملاک ها ی فنی

 

ردیف

موارد

4

3

2

1

0

شماره سوال هایی که مورد در آن ها رعایت نشده است.

1

سوالات باید از آسان به مشکل تنظیم شوند.

 

 

 

 

 

 

2

باید از انواع سوالات استفاده شود.

 

 

 

 

 

 

3

هر سوال باید بدون تکرار یک هدف آموزشی را بسنجد

 

 

 

 

 

 

4

نمره هر سوال باید با جواب مورد انتظار متناسب باشد

 

 

 

 

 

 

5

در تدوین سوالات باید بودجه بندی وبارم بندی فصل های کتا رعایت شود.

 

 

 

 

 

 

6

متن یک سوال نبایدراهنمای پاسخ آن یا سوالات دیگر باشد.

 

 

 

 

 

 

7

سوالات باید باعبارتی صحیح و دقیق و روشن نوشته شده باشد.

 

 

 

 

 

 

8

سوالات باید از متن کتاب درسی یا در چهارچوب محتوای کتاب طرح شده باشد.

 

 

 

 

 

 

9

برای پاسخ سوالات انشائی باید دامنه و حدی در نظر گرفته شود.

 

 

 

 

 

 

10

اهداف مهم آموزشی کتاب باید در کل آزمون مورد توجه قرار گیرد.

 

 

 

 

 

 

11

باید توزیع بارم هر سوال با قسمت های مختلف پاسخ آن متناسب باشد.

 

 

 

 

 

 

امتیاز  44

جمع امتیاز

 

جدول شماره 2: رعایت سطوح حیطه شناختی

 

سطوح حیطه

نمره ای که م باید اختصاص یابد

(نمره ملاک)

 

 

شماره سوال

نمره ههاختاختصاص یافته

انحراف از ملاک

دانش

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

 

 

فراگیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاربرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزیه و تحلیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترکیب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزشیابی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مجموع انراف از ملاک

 

 

                                                                                                                                          =مجموع انحراف از ملاک -20=امتیاز

 

جدول شماره3:مشخصات ظاهری سوالات امتحانی

 

ردیف

موارد

امتیاز

4

3

2

1

0

1

باید مشخصات سربرگ بطورکامل نوشته شود.شامل:

1-نام و نام خانوادگی2-نام درس3-رشته تحصیلی4-تاریخ امتحان5-ساعت امتحان6-مدت امتحان7-نوبت امتحان8-نام طراح9-تعداد صفحات.

 

 

 

 

 

2

سوالات باید خوانا و تایپ شده باشد.

 

 

 

 

 

3

وجود راهنمای تصحیح کامل.

 

 

 

 

 

4

باید مجموع نمرات سوال ها با بمره اختصاص یافته به ورقه مطابقت داشته باشد.

 

 

 

 

 

5

باید موارد منفی در سوالبا خط کشیدن زیر آن یا پر رنگ کردن آن مشخص شود.

 

 

 

 

 

امتیاز

جمع

 

 

 

 

جدول شماره4:ادبیات سوال

 

ردیف

موارد

4

3

2

1

0

شماره سوال هایی که مورد در آن ها رعایت نشده است.

1

باید در متن سوالات غلط املایی وجود نداشته باشد.

 

 

 

 

 

 

2

باید از نشانه ها و مقطه گذاری ها بطور صحیح استفاده شود.

 

 

 

 

 

 

3

باید از جملات کوتاه و روان استفاده شود.

 

 

 

 

 

 

4

باید از نکات دستوری در سوالات کاملا" رعایت شود.

 

 

 

 

 

 

امتیاز

جمع امتیاز

 

 

 

 

جدول شماره 5:امتیازات کسب شده از جدول های ارزشیابی

 

امتیازات کسب شده از جدول شماره (1)

 

امتیازات کسب شده از جدول شماره(2)

 

امتیازات کسب شده از جدول شماره(3)

 

امتیازات کسب شده از جدول شماره(4)

 

جمع امتیازات

 

 

کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی متوسطه استان                                         نام و نام خانوادگی ارزیاب:

                                                                                                                      گروه آموزشی:

                                                                                                                      تاریخ بررسی:

+ نوشته شده در  88/12/26ساعت 17:11  توسط مدیر سایت  | 

یک نمونه ی روش همیاری: درس ششم فصل چهارم مطالعات اجتماعی

درس ششم فصل چهارم  به روش همیاری

(اعضای تیم)

به این صورت که؛ ابتداءگرو ه ها راتشکیل می دهیم .تعداداعضای تمام گروهها باید یکسان باشند و افراد شماره گذاری شوند ،مثلا" 1-2-3-4-5  ؛- به هر گروه موضوع یک قسمت داده شود تا یاد بگیرند؛- سپس شماره های مشابه یک گروه شوند و بخش مربوطه را بترتیب به همدیگر توضیح دهند* ؛- در پایان  برای ارزیابی ،آزمون فردی و گروهی انجام شودویا از هر گروه نمونه سوال پرسیده شود.

تعداد گروه با توجه به تعداد موضوعات  و تعداددانش آموز کلاس باید تعیین شود.در این درس 5 گروه می تواند تشکیل  شود.

فعالیت 14-4 وعوامل موثر بر انتخاب شغل را در آخر درس همه گروه ها انجام می دهند.و هر گروه علاوه بر یادگیری ،سوالات قسمت خود را مشخص می کنند.

تعداد گروه و نام گذاری گروهها با توجه به متن درس

1-     گروه با هوش و با علاقه: موضوعات: علاقه و استعداد تا مثال نمونه سوم.

2-     گروه کار برد:از نمونه سوم استعداد تا مهارت.موضوعات: تناسب استعداد و هوش با شغل ،فعالیت 15-4

3-     گروه ماهر: قسمت مهارت.موضوعات: -مهارت یک بنا،مهارت معماران،مهارت های لازم برای یک مهندس ساختمان.

4-     گروه مدیریت:موضوعات: مهارت های یک مدیر،مهارت دانشمند،محیط و شرایط اجتماعی

5-     گروه آگاه: موضوعات: خویشتن پندار ،مثال و فعالیت16-4.     

نمونه سوالات انشائی برای ارزیابی**

1- عوامل موثر در انتخاب شغل را نام ببرند.

2-چرا توجه به استعداد در انتخاب شغل مهم است؟

3-برای شغل پرستاری چهار استعداد نام ببرید.

4-رابطه هوش و استعداد را با شغل انتخابی بنویسید.

5-برای شغل رانندگی و معلمی 4 استعداد بنویسید.

6-برای یک مهندس ساختمان 4 مهارت بنویسید.

7-مهارت های لازم برای یک مدیر را بنویسید.

8-منظور از خویشتن پنداری چیست؟

9- تاثیر محیط و شرایط اجتماعی را بر انتخاب شغل از طریق مثال بنویسید.

*- تشکیل گروه در دو مر حله می تواند انجام گیرد.

 

مرحله اول

 

1-2-3-4-5

1-2-3-4-5

1-2-3-4-5

1-2-3-4-5

1-2-3-4-5

 مرحله دوم

2-2-2-2-2

1-1-1-1-1

3-3-3-3-3-

4-4-4-4-4

5-5-5-5-5

**- همکاران می توانند سوالات تستی(عینی) تهیه کنند.که در زیر یک نمونه از درس ششم فصل چهارم مطالعات آورده می شود. این سوالات  می تواندُهم در روش کارآیی تیمی و هم در روش اعضای تیم ِ به کار رود.

درس ششم مطالعات اجتماعی

جواب ها خدشه نداشته باشد

1- صحیح و یا غلط بنویسید.1نمره

  الف- علاقه اولین شرط انتخاب شغل است.(             ) .

ب- مهارت یک مهندس پیچیده تر از مهارت یک مدیر است.(                )

ج- هر شغلی استعداد و توانایی های ذهنی و حسمی  خاصی را می طلبد.(               )

د- عدم توافق خانواده ،در صورتی که فرد به شغل خود علاقه داشته باشد، تاثیری در موفقیت ندارد.(              )

2-جای خالی.1نمره

الف- تصوری که فرد با زندگی در اجتماع از خود واز آنچه باید شود بدست می آورد...............می گویند.

ب- دانشمندان با  ............و ...............کار می کنند.

ج-شغلی که فرد انتخاب می کند اگر با تصور او از خودش منطبق نباشد فرد خود را مغبون احساس می کند و به شغل خود ................می شود.

3- چهار مهارت برای مهندس ساختمان:نمره2

 الف-                                ب-                                    ج-                   د-

 

4- چهار مهارت برای یک راننده:نمره2

الف-                           ب-                                  ج-                                   د-

 

5-بلی و یا خیر بنویسید.نمره1

الف- شغل کارگری به هوش بالا نیاز دارد.(                )

ب- یک بازاری برای موفقیت باید روحیه حسابگری و مال اندوزی داشته باشد(                    )

ج- یک کارگر باید توانایی جسمی و روحیه کار تکراری را داشته باشد(....................)

د-موفقیت در شغل نیازی به تناسب شغل با هوش ندارد.(...........)

6-چهار استعداد برای یک پرستار:نمره1

الف-                       ب-                                ج-                                د-

 

7-مهارت های لازم برای یک مدیر:نمره 2

الف-

 

ب-

_________________________________________________________________

نام و نام خانوادگی:                                                نام گروه:

نمره:                                                                 نمره گروه:

 

اعضای گروه:  1-                            2 -                           3-                    4-  

                      5-               

بالاترین نمره:                   پایین ترین نمره:                         میانگین نمره اعضاء

 

+ نوشته شده در  88/12/12ساعت 23:23  توسط مدیر سایت  | 

عوامل موثر در بی انضباطی مدرسه

این مقوله در سال پیش  با نظر خواهی از معلمان در مورد عوامل موثر در بی انضباطی مدرسه و کلاس درس تهیه شده است . شیوه جمع آوری نظرت بادو سوال از همکاران انجام شد و سپس نظرات آیشان در سه محدوده ِ مدیر ُ معلم و معاونان تفکیک و طبقه بندی و به مدیر محترم ارائه گردید. در اینجا ِاین مورد پژوهی ارائه می گردد.

به نام خدا

           تعلیم وتربیت نسل جوان نیازمند شناخت اهداف وتعیین راهبردها وروش های متناسب وعملی برای تحقق آن است. مسئولیت پذیری ، تعهد ، پای بندی به مبانی اخلاقی؛ رعایت حقوق بشر،قانون گرای،احترام به حقوق دیگران،آزاد اندیشی،

مقابله با زورگویی ، کسب علم ، کسب مهارت در زمینه های   شغلی ، کسب مهارت  در روابط اجتماعی و...از اهداف اصلی اموزش وپرورش است.بعبارت دیگر؛ تربیت ابعاد عقلی، دینی، جسمانی، واجتماعی دانش آموزان از اهداف تعلیم و

تربیت رسمی است.بکار گیری راهبردها وروش های علمی به منظور تحقق اصول واهداف فوق ضرورت دارد.آگاهی از

 اهداف وروش های علمی  و بکارگیری آنها، نیازمند نیروهای آگاه ، دلسوزو کاردان و در یک کلمه   «افراد تربیت شده» است. این نیروها باید در یک محیط و جو مساعد با بر   نامه ریزی مدبرانه بصورت یک فرایند از شروع تا انتها ی  سال

تحصیلی به امرتربیت بپردازند.بنابراین؛شناخت اهداف و روش ها،برنامه ریزی وپشتکار در طول سال تحصیلی ضرورت دارد.

       برنامه ریزی برای  موفقیت وپیشرفت تحصیلی با  توجه به واقعیت ها  وجلب همکاری  نیروهای آموزشی  و اجرای واولیای دانش آموزان وخود دانش آموزان است.بنابراین مدیر و کادراجرای ومعلمان و اولیاء باید وظایف خود راانجام دهند و

الا انتظار اثربخشی وموفقیت انتظار بیهوده ی  خواهد بود ؛ که  البته هماهنگی ،  نظارت ، هدایت واصلاح  امو ربر عهده مدیریت است .در این راستا با توجه به وضعیت سال تحصیلی 87-88؛به جهت بهبود و کارآیی سال آینده به جمع بندی نظرات معلمان پرداختیم . این بررسی از آن لحاظ ضرورت دارد که درسال پیش حوادث وبی انضباطی های زیادی روی داد که موجب افت تحصیلی و استرس ونگرانی های برای کل مجموعه گردید.مواردی از قبیل:- تفاوت مدیریت و معاونان در نحوه ی رفتار با تاخیر ها اول صبح؛- در گیری فیزیکی بین معاونان و دانش آموزان ( دانش آموز رستمی وفرهاد جعفری )؛-موضوع موبایل در سوم ریاضی؛- تلاش برای تقلب در امتحانات؛-بی برنامه گی و گاهی دلسردی معاون پرورشی؛- گله گزاری کادر پشت سر هم؛-موضوع اول پنج و افت شدید در این کلاس؛- استرس معلمان موقع رفتن به کلاس؛- تصمیم غیر متعارف و غیرعملی در شورای دبیران مبنی بر اخراج هر دانش اموزی که از کلاس اخراج می شود؛ غیبت ها و دیرکرد های مکرر بسیاری از دانش آموزان و عدم مشارکت اولیاء د ر پیشرفت مدرسه وفرزندان خودو......بنابر این نظرات همکاران را در مورد مسائل مدرسه جهت برنامه ریزی برای کاهش مسایل و مشکلات جاری بصورت جداگانه جمع بندی و در ذیل ارائه می نمایم . باشد که کمکی هر چند ناچیز کرده باشیم.

نظرات همکاران در مورد مسایل ناشی از مدیریت

مدیریت

پیشنهادات

حیطه

                     اشکالات

- دقت در ثبت نام –عدم ثبت نام افراد سوئ سابقه- گرفتن تعهد از دانش آموز- تعهد اخلاقی ، درسی و انضباطی موقع ثبت نام – گرفتن تست موقع ثبت نام –استفاده از مشاوره موقع ثبت نام -

- دوری از افراط وتفریط در برخورد با بی انضباطی

-مشخص نمودن  موارد بی انضباطی

- طوری رفتار شود که دانش اموز بداند مدیر به مسایل رفتاری آنها آگاه است.

- تبین وظایف مبصرین

- گرفتن تعهد در دو برگه از والدین موقع ثبت نام

- برخورد جدی و اخراج افراد بی انضباط بخصوص در اوایل سال برای عبرت دیگران

- گماردن افراد امین از دانش آموزان برای گزارش مسایل انضباطی کلاس

 

-برگزاری اردوهای تفریحی فرهنگی- استفاده از افراد متخصص در مراسم های مختلف برای صبحت- جدیت در مراسم های مختلف برای ایجاد نشاط

دانش آموزان

- کم دقتی موقع ثبت نام

-بی توجهی به انضباط  سابقه در موقع ثبت نام

- توجیه نکردن اولیائ ودانش آموز در موقع ثبت نام

-نرمش بیش از حدو عدم قاطعیت

-نامشخص بودن موارد  ورفتارهای بی انضباطی

- سهل انگاری وشل گیری ودر نتیجه عدم واهمه دانش آموز از مدیر

- حمایت بی حد از دانش آموز

- عدم تنبیه وندادن تذکر

- کم توجهی به رفتارها در طول سال تحصیلی

- ضعف مقررات در برخورد با بی انضباطی

-عدم تشویق موارد اموزشی واخلاقی بصورت مادی ومعنوی- استفاده نکردن از کارشناسان مسایل مختلف- عدم برگزاری جشنواره واردوهای مختلف

- نظارت ؛مشخص نمودن وظایف ومحدوده کارو ایجاد هماهنگی از طریق گفت وگوی دوستانه ویا قانونی

 

- انتخاب معاون از افراد جوان و باانگیزه برای مسایل انضباطی

معاونان

-عدم هماهنگی معاونان و عوامل اجرایی

- مشخص نبودن وظایف معاونان  وعوامل اجرایی بصورت مجزا ومشخص

- ناهماهنگی در برنامه ها

- عدم حضور عوامل اجرایی در دفتر خود ویا در سالن برای هدایت ورسیدگی بموقع

پیشنهاد:در اول سال تحصیلی موارد زیر به تعهدات دانش آموز واولیاء توامان اضافه شود:

- ممنوعیت موبایل

-ممنوعیت تسبیح،انگشتر،زنجیر گردن وشال گردن

- ممنوعیت جویدن آدامس وخوردن غذا ومیوه  در کلاس

- ممنوعیت هر گونه تاخیر در اول وقت.

- انجام تکالیف و اماده کردن درس

تذکر: درصورت عدم رعایت مدرسه در اخراج دانش آموز مختار است.

معلم

- دخالت ندادن معلم در نمره انضباط – حمایت نکردن از معلمان- تشویق نکردن معلمان پر تلاش

- عدم تنبیه افراد اخراجی

محیط فیزیکی

- زیاد بودن تعداد دانش آموز د رکلاس – غیر بهداشتی بودن کلاس ها : مثل نوشته های روی دیوار ها وصندلی ها وآشغال های مانده از روز های قبل- ناهنجاری های صوتی در بیرون وحیاط مدرسه- نبود ابزارهای کنترل  -

 

اولیاء

-ارتباط کم با اولیاء-عدم اطلاع اولیاء از وضعیت فرزند از لحاظ...- عدم حمایت از اولیائ در مدرسه- عدم تنظیم برنامه منظم برای اولیاء وحضور آنهاو..

 

معاون

پیشنهادات

اشکالات

- عمل به گفتار وثبات در طول سال-برخورد متناسب وجدی وقاطع با موارد بی انضباطی- حضور در مل وسالن ونظارت جدی وهمه جانبه بر امور-هماهنگی با همدیگر و مدیرو کادر اجرای – جدیت در حضور وغیاب و دیرکردها و تعیین پیامدها- تبین مبصرین از وظایف خود وعمل به آن در زمان خود- قاطعیت به حدی که دانش آموز ارجاعی متوجه بشود.حمایت از معلمان وتشویق تلاش گران- دخالت دادن معلم در نمره انضباط- تعیین مراتب عمل در برخورد با بی انضباطی ها

-عدم جدیت – عدم تبیه ودر نتیجه تشویق شدن سایر بی انضباط ها – جدی نبودن در اجرای آیین نامه انضباطی – عدم قاطعیت – عدم توجیه مبصرین برای ایثجاد نظم – بی برنامه گی و غیر مدون بودن معاون پرورشی و ایجاد بی نظمی- مشخص نبودن وظایف و در نتیجه عدم احساس مسئولیت –روش های تکراری وخسته کننده- عدم حضور در دفتر کار برای رسیدگی به وضعیت دانش آموزان  بی انضباط و یا هر دانش اموز مراجعه کننده-عدم قاطعیت  ودر نتیجه عدم واهمه دانش آموزان از ارجاع به معاونت وحتی شاکی شدن افراد بی انضباط- افراط وتقریط در برخوردها- ناهماهنمگی در عملکرد معاونان با دهم ومعاونان با مدیر- عدم رسیدگی  جدی به دیر کردها وغیبت ها –عدم حمایت از معلمان تلاش گر – تشویق نکردن دانش اموزان با اخلاق ومنضبط –عدم نظارت جدی وآگاهی ندادن به دانش آموزان که آنها بر امور نظارت کامل دارند و در نتنیجه با بی انضباطی ها برخورد جدی خواهد شد- عدم ثبات در عملکرد در طول سال- رها کردن سالن در مواقع تردد- ناتوانی از ایجاد هماهنگی با کادر اجرایی واموزشی- دقت نکردن در تقسیم کلاس ها

 

                                                                                                                                  

معلم

پیشنهاد

اشکالات

- میانه روی در رفتار وگفتار- خودار از گفتارورفتار رکیک وناسنجیده- تحمل وگذشت- هماهنگی با همکاران برای توافق در مورد اصول وبرخورد ها – اعتماد به نفس-احترام به دانش اموز وگذشت موارد جزئی-قاطعیت- امتحان واقعی و عدالت در نمره و رفتار و گفتار با همه-ارتباط با اولیاء – گزارش موارد تخلف و رفتاری به معاونان- مدیریت زمان –مطالعه و افزایش بار علمی و تبین وتسلط بر درس – خودداری از حاشیه در کلاس-تذکر دادن عمومی به کلاس در مورد اخلاق ورفتار-رعایت اصول اقتدارو دوری از خشونت- ورود قبل از دانش آموز وخروج بعداز دانش آموز( وتوافق در مورد افزایش میزان زنگ سیاحت)- تقویت قدرت بیان- صحبت دوستانه با دانش آموزان- رعایت ادب واحترام

افراط وتفریط در نظم ودر نتیجه ناهماهنگی بین معلم ها-برخورد های نامناسب بصورت کلامی و فیزیکی- شوخی ورفتار نامناسب- بضی بنگاه داری ودعوت دانش آموزان به بنگاه های خصوصی ونگاه سفره ی نان به دانش اموزان ضعیف- وضع ظاهر – شلختگی- طرح موضوع و تدریس وحاشیه روی- عدم اشنایی و یا رعایت حداقل اصول اولیه- عدم قاطعیت- جدی نگرفتن کلاس – تن صدا- عدم مدیریت زمان- نا اگاهی و تخریب همکار ویا عکس العمل مثبت به تخریب همکار توسط دانش اموز-تبعیض –عدم رعایت تخصص در تقسیم درس ها- عدم مهار در درس و مدیریت کلاس- عدم اطلاع دادن وضعیت دانش اموزان به معاونان و اولیاء-مشکلات مادی و نارضایتی و یا مشکلات خانوادگی- دیر رفتن و زود آمدن از کلاس- تذکر ندادن موارد به دانش اموزان-گیر دادن و تخریب حتی در موارد کوچک-استفاده نکردن از تشویق-

 

+ نوشته شده در  88/11/26ساعت 23:49  توسط مدیر سایت  | 

نظم(5)

موضوع :انضباطDiscipline

(5)

مقدمه

 رفتار ها و منشاء و عومل تاثیرگذار رفتارها متعدد هستند.بعبارت دیگر؛رفتار انسان تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی و زیستی شکل می گیرد که در بند چهارم بحث تنها بضی از رفتارها یی که دانش آموزان انجام می دهند بیان گردید .در این مقوله تاثیر عملکرد و رفتارهای معلمین بر ایجاد رفتارهای دانش آموزان  مطرح می شود. به بیان دیگر، منشاء بعضی از رفتارهای ناه9نجار دانش آموزان به عملکرد و رفتارهای خود معلم برمی گردد، لذا در صورت که کعلم بتواند در رفتارهای خود تجدید نظر نمایید بطور نسبی رفتارهای دانش آموزان نیز اصلاح و بهتر خواهد شد.

ب)-عوامل مرتبط با معلم:(19)

1- عوامل رفتاری: تحقیر دانش آموز،اجرای مقرات خشک و افراطی،تنبیه غیر منطقی،توجه خاص به عده  خاصی از دانش آموزان و عدم توجه به سایرین،تشویق های مبالغه آمیز و مکرر،صحبت خصوصی با برخی از دانش آموزان، عدم توجه به سایرین،عدم توجه به اختلافات فردی دانش آموزان،عدم توجه به کوشش های دانش آموزان،تهدید به کم نمره دادن،بد اخلاقی ، شوخی های بی مورد و یا بیش از حد جد بودن ، برخورد های منفی و کم توجهی به رفتاهایی مثبت.

2-ابهام در معیار ها و مقررات کلاس درس: نا آگاهی دانش آموز از مقررات،معین و شفاف نکردن مقررات، استفاده از تذکرات منقی و یا عمل با توجه به تصورات قبلی، تکرار نکردن و یاد نگرفتن مقررات توسط دانش آموز،بیان نکردن انتظارات توسط معلم در اول کلاس ، محدود و نبودن مقررات( بهتر است تعداد پنج و یا شش مورد باشد چون اگر بیش از این باشد دانش آموزان نمی توانند به خاطر بسپارند).

3- رفتار های مرتبط با آموزش: عدم آمادگی برای تدریس،نداشتن طرح قبلی برای درس و اداره ی کلاس، بی علاقگی  و نارضایتی از کار خود،بی علاقه بودن به سر نوشت دانش آموزان، جدی نبودن در اجرای وعده ها، کم توجهی به بررسی و پی گیری تکالیف، کم توجهی به پرسش های مستمر،کم اطلاعی از وضعیت جسمی و روانی دانش آموزان، تهدید به کم نمره دادن و یا مردودی دانش آموز،،ترس از اشتباه و عدم اقرار و اعتراف به اشتباهات خود، نا آشنای به روش های فعال تدریس، استفاده از روش های سنتی و سخنرانی، زدگی از کار خود به دلیل رفتارهای نامناسب دانش آموزان ، ایجاد این تصور که تلاش مضاعف نیز بی فاعده است و تاثیری در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ندارد، دلسردی به دلیل بی توجهی دانش آموزان به درس و معلم.

ج)عوامل مدرسه:

ادامه دارد

زیر نویس:

19- همان ،صص180-182.

+ نوشته شده در  88/11/19ساعت 20:6  توسط مدیر سایت  | 

سوالات تشریحی جامعه شناسی به همراه جواب

 

 

 

سوال ها وجواب های

 

جامعه شناسی سال سوم انسانی

 

استخراج :

بهروز نوروزی

 

 

 

سال تحصیلی

 

88-89

 

فصل اول

هویت

 

این فصل شامل هفت درس است که عبارتنداز:

 

  - درس اول: نقش موقعیت درهویت یابی

 

  - درس دوم: نقش دیگران درهویت یابی ما

 

  - درس سوم: نقش روایت درهویت یابی ما

 

  - درس چهارم: ویژگی های بهتر برای تعریف خود

 

  - درس پنجم: ویژگی های ایرانی

 

  - درس ششم: روایت های تعریف ایرانی

 

  - درس هفتم: ایران دوستی واحساس مسئولیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس اول :نقش موقعیت درهویت یابی

سوالات:

1-     موقعیت چیست؟ مثال بنویسید.(دانش – کاربرد)

2-     تاثیر موقعیت را بر هویت فرد بیان کنید.( درک وفهم)

3-     موقعیت ها به لحاظ اهمیت به چند دسته نقسیم می شوند؟همراه با مثال بیان کنید.( ترکیب)

4-     چرا بزرگسالی برای کودک مهم تلقی می شود؟( درک وفهم)

5-     چرا رفتن به دانشگاه برای یک دانش آموز مهم تلقی می شود؟( درک وفهم)

6-     هویت را تعریف کنید.( دانش)

7-     ویژگیهای پایدارهویت راتوضیح داده ومثال بنویسید.

8-    چرا دختر یا پسر بودن از ویژگیهای پایدار هویت است ؟

جواب ها:

1 - شرایط ومحیطی  که خود را باآن می شناسیم ،موقعیت ما محسوب می شود.برای یک دانش آموزکلاس درس ، جایگاه اودرکلاس درس ، معلم ، معاون و... بخشی از موقعیت او محسوب می شوند.

2 - موقعیت هاامکانات متفاوت ومتنوعی رابرای فعلیت بخشیدن به خودوشناخت خود فراهم می کنند.باتوجه به امکانات موقعیت ،اگرفردامکان فعالیت داشته باشد برموقعیت تاثیر می گذاردوخودرا فعال می شناسد واگر به هردلیل امکان فعالیت نداشته باشد بتدریج منفعل وخود رامجبور تلقی می کند. بعلاوه موقعیت های متناسب ومتنوع وجدید،امکانات متفاوتی رادر اختیارفرد قرارمی دهندوبه شناخت جهان ومحیط پیرامون وخود فرد کمک می کنندوهویت را شکل می دهند.

3- الف )- اهمیت موقعیت به علت اعتقاد فردبه اینکه امکانات بیشتری رابرای فعلیت بخشیدن ونشان دادن خود فراهم می کند مثل اشتغال فرد که باعث نشان دادنوفعلیت بخشیدن فرداز لحاظ مهارت، تخصص وعیره میشود.ب)- اهمیت موقعیت بخاطرتاکیدجامعه برآنها وتجربه خودفرد. مثل مهم بودن بزرگسالی برای کودک.ج)- اهمیت موقعیت ها بخاطرکارهای که فرد در آینده می خواهد انجام بدهد. مثل رفتن به دانشگاه.

4-از گفته های بزرگترها در دوره کودکی وبعلاوه تجربه کرده که بزرگسالان بسیاری از کارها را می توانند انجام دهند که کودک نمی تواند.

5- تاکید جامعه ومهم بودن در جامعه وبعلاوه بسیاری ازکارهای که در آینده می خواهد انجام دهد منوط به رفتن به دانشگاه است.

6  - مجموعه از تفاوتها وتمایزهایی که فرد درموقعیت های مختلف ودر مقایسه با دیگران ،خود را با آنها شناخته ومورد تایید دیگران قرارگرفته است.

7- الف )-ویژگیهای که در موقعیت های بیشتری مورد تاکید قرار می گیرد مثل پسر یا دختر بودن،یا نژاد در جوامع دارای تبعیض نژادی .ب)- ویژگیهای مربوط به موقعیتهای که بخش عمده ای از زندگی فرد درآن سپری شده است. مثل نقش های شغلی که که فرد خود رابا ویژگی های آن شغل می شناسد.

8- چون در موقعیت های مختلف مبنای برای تمایز محسوب می شوند.

 

اصطلاحات :

هویت – خود –موقعیت –تبعیض نژادی – ویژگی های پایدار –موقعیت های مهم

 

Identity- Self – Situation- RacialDiscrimination-Constantly characteristics-  Important situation

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دوم : نقش دیگران در هویت یابی ما

سوالات:

1.      عوامل موثر در هویت یابی فرد « ما» رانام ببرید.

2.      تاثیر مقایسه و وجوه تمایز بخش را در شناخت خود بیان کنید.

3.      در چه زمان وموقعیتی ، مااز واژه ایرانی ومسلمان برای تعریف هویت خود استفاده می کنیم.؟

4.      تایید دیگران چه تاثیری بر شکل گیری وتثبیت هویت فرد،گروه وکشورها دارد؟مثال نیزبنویسید.

5.      آثار گفت وگو رادرهویت یابی (افراد یا کشورها) بیان کنید.

6.      گفت وگو در چه حلت ووضعیتی مفید و منجر به اقناع می شود؟

7.      چه افراد (ویاچه کشورهای )در گفت وگو برای هویت یاب یموفق هستند؟مثال بنویسید.

8.      تاثیر قدرت را در شکل دهی وتثبیت هویت را بیان کنید.

9.      چه کسانی در بیان تفاوتها موفق هستند ومی توانند هویت خود را تثبیت کنند؟

جوابها:

1-      مقایسه خود بادیگران وتوجه به وجوه تمایزبخش؛ تایید دیگران ؛-گفت وگو استدلال ؛-قدرت،وروایت.

2-   توجه به تفاوت وهویت ، نتیجه مقایسه است.افراددرهرموقعیت برای شناخت خود وشناساندن خود وتعریف خود وپی بردن به هویت خود؛ به تفاوتها؛ وجوه تمایزبخش ومقایسه خود بادیگران می پردازندوبابکاربردن واژه «من » و«ما» مرز وتمایزخود رابادیگران نشان می دهندوهویت خود راتحقق می بخشند.مثل من ایرانی،ما مسلمان.

3-      درموقعیت جهانی ودر مقایسه خود با ملت های دیگرخود رابه عنوان ایرانی ودرمقایسه باادیان ومکتب های دیگر،خودرامسلمان می نامیم.

4-   تاکید برتفاوتها وتمایزها وبرتری ها، خود بخودبه هویت یابی وتثبیت هویت منجر نمی شود بلکه این تفاوتها وتمایزات باید واقعیت داشته باشد ومورد تایید دیگران واقع شود.مثل:تاکید وتصوری کشوری درمور برتری وصلح طلبی خود که اگر رفتاری داشته باشدکه براساس آن جنگ طلب تلقی شود این هویت برای او تثبیت نمی شود.

5-   گفت وگو به دلایل زیرموثر است:-  دست یابی به تایید دیگران منوط به گفت وگو است.- فهم و شناخت اینکه آیادیگران هویت ماراقبول کرده اند یا نه وابسته به گفت وگو است.- ارائه دلایل وشنیدن دلایل برای قانع شدن وقانع کردن وابسته به گفت وکو است.

6-   درموارد زیر:الف )-در صورتیکه طرفین براستدلال تکیه کنند وافکارخود رابرای یکدیگرتوضیح دهندواگر سخن طرف مقابل درست ومنطقی بودآن رابپذیرند.ب)-داشتن باورها وارزش های مشترک که باعث می شود طرفین استدلال همدیگر رابهتر فهمیده وبهتر یکدیگر راقانع کنند.مثال : دو دینداری که درباره اینکه نشانه دینداری پای بندی به اعمال ومناسک ظاهری ویا اینکه دینداری موضوع شخصی ودرونی است باهمدیگر اختلاف دارند ،بهتر است اول مبانی خود را مشخص وسپس نشانه ها را مشخص کنند.

7-      همان جواب سوال شماره 6

8-   قدرت به دلایل زیر موثر است :- موضع نابرابر افراد وگروه هابه دلیل تواناییهای بعضی در قبولاندن نظر خودوبکارگیری بهتر از واژه هاوقواعد تفکرواستدلال وکلمات.- اعتبار بیشتر افراد وگروه های که در نقش های مهمتری قرارگرفته اند مثل پزشک نسبت به بیمار وپلیس نسبت به متهم.- تحمیل نظروهویت خود به دیگران ورد استدلال ودلایل طرف مقابل به دلیل زور وتوانایی بیشتر در زورآزمایی.

9-   کسانی که به دلیل توانایی وقدرت بیشتر می توانند نظر خود رابه دیگران بقبولانندواز قبول سخن طرف مقابل سرباززنند وبه طرف نوعی زورآزمایی میل می کنند ، سهم بیشتری دارندومی کوشند برتفاوتهایی که به نفع آنهاست، تاکید کنند.کسی که بتواند گفت وگو درموردتفاوتها، وتوافق برسرآنهارا درجهت ادعاهای خود شکل دهد، می تواندهویت مورد نظرخودرابرای خودیا دیگری تثبیت کند.مثل افریقای جنوبی که رنگ پوست تفاوت تلقی می شدوسفیدها با استفاده اززورآن رابه سیاه ها قبولانده بودند.

                                                                                               

اصطلاحات :

 - دیگران – قدرت –مقایسه – وجوه تمایزبخش –گفت وگو-اقناع

Others-Power-Comparative-Distingush characteristic-Dialogue-Satisfy 

درس سوم: نقش روایت در هویت یابی

سوالات:

1-      ما از ویژگی های افراد و گروه های که با آنها زندگی نکرده ایم ، چگونه اطلاع پیدامی کنیم ؟مثال بنویسید.

2-      روایت چیست ؟

3-      روایت در شناخت گذشتگان، معاصران ، آیندگان وخود(هویت) چه نقشی دارد؟ مثال بنویسید.

4-      نقش روایت (مانند روایت ادیان،علم وسیاستمداران )را در شناخت آیندگان بیان کنید.

5-      روایت ونمادهای واسطه ای (کلمات وژست ها) در جریان گفت وگوی افراد در شناخت آ نهاچه تاثیری دارد؟

6-      انواع مهم روایت ها نام ببرید.

7-      طبقه بندی روایت ها رابراساس نوع نمادها ونشانه ها بنویسید.

8-      طبقه بندی روایت ها را براساس میزان ساختگی یا واقعی بودن آنها بنویسید.

جوابها:

1- ما بخش عمده ای ازشناخت خویش رادر باره ی خود، دیگران وجهان،بطور مستقیم ویا غیر مستقیم ازطریق گزارش هاونقل های دیگران بدست می آوریم.زبان ،نشانه ها ونمادها یی که واقعیت را از طریق آن ها می شناسیم در نوع شناخت ما تاثیر دارند.بری مثال: رسانه ها وگزاشگران اینکه از یک واقعه بعنوان جنایت یا مقاومت یاد کنندشناخت متفاوتی می دهند.نمونه ی این امر،نوع برخورد باانتفاضه ی فلسطین است که می توان آن رانوعی مقاومت مشروع دانست واز آن دفاع کرد یا بعنوان تروریسم آن را محکوم کرد.

2- آنچه در قالب گفتارونوشتار وسایر صورت های نمادی بر ما عرضه می شود وما رااز امری مطلع می سازد؛با عنوان روایت شناخته می شود.که ما از طریق آن ها واقعیت ها را می شناسیم.

3- روایت در شناخت مااز دیگران نقش محوری دارد.مااز طریق روایت مطلع می شویم که چه کسانی با چه ویژگیهای در گذشته زندگی کرده اند، معاصران ما چه کسانی هستند وچه ویژگیهای دارند وآیندگان چگونه اند وچگونه زندگی خواهند کرد.بعلاوه ،روایت ها حتی در تصویری که ما  ازخودمان داریم،نقش  مهمی ایفا می کنند.مثال :اقدامات واخلاق کوروش وداریوش؛ تصور ما از امریکائیها وانگلیسیها؛- شناخت ما ااز خودمان اصفهانی ها وشیراز یها.

4- روایت ها تنها وسیله  کسب اطلاعات در باره آیندگان واوضاعی که در آینده پیش می آید، می باشند.روایت ادیان در باره ی آینده وموعودی که خواهد آمد، پیش بینی های علمی ووعده های سیاستمداران درباره آینده بهتر، همگی روایت های هستند که تصور ما را ازآینده و آیندگان می سازند.

5- طرف های گفت وگو در جریان گفت وگوباهمدیگر،از طریق روایت های که ارائه می کنندبه یکدیگر شناخت پیدا می کنند.کلمات وژست های که دراین شرایط از آنها استفاده می کنیم واسطه ای معرفی ما به دیگران هستند؛به تناسب معنای کلمات برای دیگران ومعنای که می رسانندما را معرفی م کنند.کلمات ما در اختیار ما هستند اما اینکه چه معنایی برای دیگران دارند در اختیار مانیستند.

6- الف)- روایت های صوری باتوجه به نمادها ونشانه ها ب)- روایت ها برمبنای ساختگی یا واقعی بودن آنها.

7- روایت هابراساس نمادهاونشانه هابه روایت های گفتاری ، نوشتاری ، بصری،ازجمله نقاسی ،عکاسی، فیلم ، مجسمه و...تقسیم می شوند.روایت های گفتاری ونوشتاری نیز به سبک های مختلف نوشتاری وگفتاری مانند شعر،رمان،داستان تقسیم می شوند.نقاشی وروایت های بصری نیز  سبک ها ومکاتب مختلف دارند.

8- روایت ها برمبنای ساختگی یا واقعی بودن نیزطبقه بندی می شوند. تاریخ دربرابر رمان،گزارش علمی دربرابرافسانه واسطوره بر حسب میزان ساختگی بودنشان از هم متمایز می شوند.

اصطلاحات :

روایت – نماد- گذشتگان ،معاصران ،آیندگان – انواع مهم روایت

Narrative-Symbol-Ancients,Contemporary,Futurs -Kinds of the most important narratives.

 

 

 

 

درس چهارم: ویژگیهای بهتر برای تعریف خود

سوالات:

1- انواع ویژگیهای که افراد خود را باآنها تعریف می کنند نام ببرید.

2- رابطه نقش وعضویت در گروه با تعریف فردازخود رابیان کنید

3- درچه مواردی فرد خود راباویژگیهای جسمانی ونسب ونسبت تعریف می کند؟

4- چه زمانی فرد با ویژگیهای روانی وذهنی تعریف می شود؟

5- در چه زمانی فرد خود راباویژگیهای اخلاقی تعریف می کند؟

6- فرد چه موقع خودرااز طریق مالکیت تعریف میکند؟

7- رابطه مصرف را با هویت یابی بیان کنید.

8- امروزه دلیل رواج مصرف برای هویت یابی چیست ؟

9- دلیل توجه وپیروی از مد چیست؟

10- علل توجه به مصرف برای هویت یابی چیست؟

11- در چه مواردی تولید گری وخلاقیت برای هویت یابی یا تعریف خود بکار می رود؟

12- درمورد ویژگیهای انتسابی واکتسابی هویت یابی توضیح ومثال بنویسید.

13- منظور از مصرف گرایی چیست؟چگونه شیوع می یابد وبه نفع کیست؟

14- پیامدهای تاکید بر خلاقیت را برفرد بنویسید.

15- پیامدهای تاکید بر خلاقیت را برجامعه بنویسید.(جوامع خلاقیت محور چه جوامعی هستند؟)

16- نقش خلاقیت را درجوامع پیشرفته بیان کنید.

17- چه کسانی درجامعه تحول وتغییر ایجاد می کنند؟

جوابها:

1- نقش وعضویت در گروه – نسب ونسبت – ویژگیهای جسمانی – ویژگیهای ذهنی وروانی – ویژگیهای ااخلاقی – مالکیت- مصرف- ویژگیهای اکتسابی وانتسابی- خلاقیت ونوآوری.

2- نقش وعضویت در گروه اموری است که فرد ازآنها برای معرفی خود ویادیگران برای معرفی اواز آن استفاده می کنند.

3- وقتی فرد خودراقوی یا بدمنظریاخوش تیپ معرفی می کندبرویژگیهای جسمانی توجه کرده وزمانی که مثلا"خودرا"عباسی" معرفی کند یا دیگران اوراباآن عنوان معرفی می کنند برنسب تاکید شده است.

4- تعریف خود ودیگران از فرد باویژگیهای مثل افسرده،  خارق العاده ، منطقی واحساساتی برپایه ویژگیهای روانی وذهنی است.

5- زمانی که فرد بر ویژگیهای از قبیل:راست گویی؛امانت داری؛بی وفایی؛ تقواوایمان برای تعریف خوداستفاده می کند خودرابرمبنای ویژگیهای اخلاقی ودینی تعریف کرده ومی شناسد.

6- زمانی که خودرابرمبنای آنچه درتملک اوست تعریف می کند یعنی خودرامالک مزرعه،سرمایه داروصاحب مغازه می شناسد یاخود رابل لباس،خانه وماشین مدل بالا به دیگران می شناساند.

7- آنچه در بیان عمومی از آن به عنوان چشم هم چشمی  یاد می شود یکی از جلوه های تمایز یابی وهویت بر مبنای نوع مصرف است.

8-زیرا در محیط عمومی(شهرهای بزرگ) که افراد از ویژگیهای روانی وذهنی،اخلاقی ودینی وپیوندهای خویشاوندی ونسبی وگروهی یکدیگر مطلع نیستند،مصرف کردن ساده ترین راهی است که افراد از طریق آن  خودرا به دیگران می شناسانند.

9- پیروی از مد به همراه مصرف نوعی کالا،روشی است که افراد برای متمایزکردن خوداز دیگران وبرای هویت یابی خوداز آن استفاده می کنند.

10- عدم سناخت یکدیگرافراد در شهرهای بزرگ موجب شده که مصرف کردن ساده ترین راه برای شناساندن افراد به یکدیگر باشد.- مد گرایی ومصرف نوعی کالا،روشی برای متمایز کردن خودوراهی برای هویت یابی است.- استفاده از مصرف بعنوان وسیله ای برای نشان دادن عضویت خود در گروههایی مورد نظر است.

11- فرد خود رابرمبنای خلاقیت ، تولیدگری ونوآوری هایش می شناسدومی شناساند ودیگران نیز او رابا این امور می شناسند.مثل:هنرمند آفریننده یک قطعه یاسبک موسیقی؛ پژوهشگرتولیدکننده دانشی که در صنایع مورد استفده قرار می گیرد؛مدیر کارخانه ای که شیوه جدیدی از تقسیم کار وسازماندهی را ابداع کرده است.

 

12- در بعضی امور،فرد بدون تلاش برای کسب آنها،با آنها شناخته می شودمانند نسب ونسبت،زیبایی،توانایی بدنی طبیعی ،که اینها انتسابی هستند.ویژگیهای که فرد با فعالیت وتلاش خود آنها راکسب میکند امور اکتسابی هستندمثل:ساده زیستی،تجمل گرایی،راستگویی،توانایی بدنی ناشی از ورزش، هنرمندی،شیک پوشی،ودانشمندی.بعلاوه میزان فعالیت،خلاقیت وتولیدگری در همه ویژگیهای اکتسابی یکسان نیست مثلا"در آرایش برای فعلیت بخشیدن به خودکمتر ودر کارهای هنری بیشتر است.

13- گرایش فرد به مصرف راجهت هویت یابی مصرف گرایی می گویند.این امر توسط رسانه های جمعی ووسایل تبلیغاتی صورت می گیرد وبه نفع تولید کنندگان آن کالاست.چون اگر مصرف کالا وسیله برای نمایش«خود» باشدآن کالابه تعداداین افرادوخانواده ها بفروش می رود.

14- داشتن فردیت واستقلال بیشتر-تاثیرگذاری بیشتر به دیگران وتاثیر پذیری کمتر از دیگران وشرایط جبری- داشتن سهم بیشتردرتغییرزندگی اجتماعی- رضایت وخشنودی بشتر از خود- جذب افرادبه اندیشه های جدید خود- دگرگونی درجامعه یا بخشی ازآن ازطریق جنبش واندیشه.

15- داشتن نقش تعیین کننده نسبت به جوامع دیگر- قدرتمند شدن نظام آموزشی بخاطرتاکید برخلاقیت- اارتقاء وتشویق افرادخلاق وآفریننده درادارات وکارخانه ها-پیشرفت وتوسعه جامعه- تعریف خود برمبنای کار آفرینی-کارآفرینی موجب تمایزودرارزش هاوباورها عامل تفاوت وتمایز محسوب می شود.

16- تاکید برمهم بودن خلاقیت ونوآوری عامل عمده پیشرفت این جوامع است.دراین جوامع کارآفرینی یک ویژگی مهم برای تعریف خودشناخته شده ودرارزش ها وباورهای جامعه،تفاوتی مهم ومتمایزکننده به حساب میآید.

17- تغییرات مهم جامعه را می توان به خلاقیت کسانی نسبت دادکه هریک دربخشی ازجامعه تغییراتی ایجاد   کرده وتوانسته انددرمدت زمان طولانی،دیگران رابه این اندیشه ها وباورها فرابخوانند.

ااصطلاحات:

تعریف- نسب ونسبت- جسمانی- روانی وذهنی- اخلاقی- مالکیت- مصرف-مد- تولیدگری- خلاقیت- کار آفرینی- اکتسابی وانتسابی- جامعه-فردیت.

 

Define-Descent And Relation-Physical-Psychic And Mental- Ethical-

Possession-Consumption-Fashion-Productivity-Creativity-Entrepreneuship-Acquisitive And Dscentive-Society-Individuality

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم:ویژگی های ایرانی

سوالات:

1- چه ویژگیهای هویت های ملی را ازهمدیگر متمایز می کند؟نم ببرید.

2- منظور از هویت جمعی چیست؟

3- باورها،ارزش هاوهنجارهای مشترک چگونه هویت های ملی را شکل می دهند؟

4- اهمیت مکان رادر هویت یابی گروه ملی بیان کنید.

5- دلایل اهمیت زبان را برای گروههای ملی وهویت ملت بیان کنید.

6- منظور از ادبیات چیست؟چه تاثیری در هویت ملی گروههادارد؟مثال بنویسید.

7- تاثیر هنر رادرهویت گروه ملت نوشته ومثال ذکر کنید.

8- تاریخ چیست؟

9- نقش تاریخ رادرهویت گروهی نوشته ومثال بنویسید.

10- مفاخروقهرمانان چه کسانی هستندوچه تاثیری در هویت ملی دارند؟

11- چند مثال ا ز قهرمانان که برهویت ملی تاثیردارندبنویسید.

12- منظور از میراث فرهنگی چیست؟چه تاثیری برهویت ملی دارد؟مثال بنویسید.

جوابها:

1- باورها،ارزشهاوهنجارهای مشترک - مکان - زبان – ادبیات – هنر- تاریخ – مفاخروقهرمانان- میراث فرهنگی

2- هویت جمغی همان هویت ملی وگروهی است که افرادپس ازتعامل بدلیل مشابهت ها ومشترکات خودرا«ما»تلقی کرده وروابط منظم وپایداری دارند.

3- باورها،ارزشها وهنجارها عامل تعامل پایدار بین اعضای گروه ودرک مشترک آنهااز خهان وموقعیت هامی شود ودرمقابل آنها واکنش نشان می دهند.مثلا":مسلما نان با این باور واعتقاد که جهان خدا  دارد،مسلمانان برابروبنده خدایند؛موقعیت ها رامی شناسندوعمل می کنند.بعلاوه باورها وارزش ها گروه واعضای آن را از سایرین متمایز می کندوایناز بعد بیرونی است واین ناشی ازهنجارهای است که جوامع به افرادخودآموزش می دهد.مثل طرز غذاخوردن ژاپنی با ایرانی  تمایز ایرانی از طریق عید نوروز،شیوه پوشش،مهمان نوازی.

4- مکان به دلایل زیر مهم است: -زمینه تعامل مستمر وپایدار اعضای گروه را فراهم می کند.- به دلیل وابسته بودن حیات گروه به مکان این عامل موجب ارزش متفاوت مکان با سایر مکانها می شود.- مکان مشترک یا وطن احساسی خاصی رابه اعضای گروه می دهدولذا مکان ارزش متفاوت با سایرمکانهامی یابدودفاع از آن وظیفه وقهرمانی به حساب می آید.- آنچه در مکان مشترک است ارزش متفاوت دارد وعامل تمایز است مثل دماوندبرای ایرانیان معنای خاصی دارد.

5- تعامل پایدار وتداوم گروه مستلزم داشتن زبان واحد است.اعضای گروه بایداز مقاصدخودمطلع شوند وبتوانند منظور خود رابه دیگران بفهمانندوگرنه تعامل آنهاممکن نخواهدبود.زبان وسیله ای این فهم متقابل است.زبان از عوامل متمایزکننده گروهها ونشانه ای برای هویت ملی وحفظ هویت ملی وشناسایی آن است.

6- ادبیات به نوع ویژهای از گفتارهاونوشتارهادر درون هر زبان گفتاری گفته می شودوشامل شعر،رمان،نثر،داستان،ضرب المثل و...می شود.این آثارباعث تمایز گروهها ومات هااز همدیگر می شود.مثل:ایرانی بارباعیات خیام ومثنوی مولوی وآلمانی با آثارگوته وفرانسوی با بینوایان هوگو از همدیگرودیگر ملتها متمایز می شوند.

7- هنر یا هنر های گوناگون مانندنوعی زبان است که ازطریق آنهاافراداحساس ودرک خود رابه دیگران منتقل می کنندودر هرهنر مجموعه ای از آثار شکل می گیرندکه عامل تمایز گروه هابه حساب می آیند.مثال:موسیقی بتهوون وموزارت وتابلوهای نقاشی کمال الملک وفرشچیان ،آثاری هستندکه هویت آلمانی وایرانی باآن ها شناخته وشناسانده می شود.

8- تاریخ خاطره مشترک یک گروه است که به دلیل زندگی گروهی بلند مدت وسرنوشت مشترک شکل گرفته واز نسلی به نسل بعد منتقل می شود.

9- وقتی پدر ومادر از آشنایی خودباهمدیگر،ناراحتی هاوخوشی هاوفرازونشیب های زندگی سخن می گویندتاریخ خانواده رابیان می کنند.اگراز سرگذشت ملت که مشترک است صبحت شودتاریخ ایران خواهد بودکه عاملی دیگری برای تمایز ایرانی از غیرایرانی.

10- افرادی که اقدام وعمل آنهادربعضی موقعیت هاموجب تغییرات اساسی ومهم و«سرنوشت ساز»درجامعه می شودتحت عنوان مفاخروقهرمانان نامیده می شوند.یاد ونام وآثاراین افرادازعواملی است که ملت هابه واسطه ای آناز دیگران متمایز می شود.

11- دانشمندی که علت یک بیماری فراگیرراکشف کرده وجان هزاران نفررانجات داده است.- سیاستمداران یک جامعه که با تصمیم گیری مناسب درموردجنگ یا صلح،زندگی افراد جامعه را ازخطرحفظ کرده اند.- دانشمندی که بااختراع وسیله ای موجب رفاه عمومی شده ویابه قدرتمندی جامعه کمک کرده است و...

12- مجموعه آثاری که هر کدام به نحوی هویت جمعی یک جامعه رانشان می دهدوتلاش برای حفظ ونگهداری آن،تلاش برای حفظ وتداوم هویت جمعی است.مثل:-آثاریهنری- آثاربجامانده ازمفاخرمثل محل زندگی ووسایل کار- آثاروبناهاوفضاهایی که ارزش هاوباورهای مشترکی رانشان می دهند.

اصطلاحات:

باور- ارزش- هنجار- هویت جمعی-مکان- خاک وطن – وطن پرستی - زبان- ادبیات- هنر-تاریخ- مفاخر وقهرمانان- میراث فرهنگی –سرنوشت - خاطره- دانشمند.

 

Belief-Value-Norm-Collective Identity-Place,Locality- The Land of Country-Patriotism- Dialect(Language)- Litreture- Art- History-          Luminary And Herioices- Cultural HHeritage- Predestination-                   Memory-Scientist                                                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس ششم:روایت های تعریف ایرانی

سوالات:

1- ما به ایرانی خودراباچه روایت یا روایت های می شناسیم؟ یا=موقعیت های مهم ایرانی رانامببرید.

2-تاریخ ایران رابه چنددوره می توان تقسیم کرد؟چرا؟

3- ویژگیهای هویت ایرانی رادردورهباستان بیان کنید.

4- در عهدودوره باستان هویت ایرانی در مقابل چه هویت های تعریف می شود؟

5- ویژگیهای هویت ایرانی رادردوره اسلامی بنویسید.

6- در دوره اسلامی هویت ایرانی درمقابل چه هویتهای تعریف می شود؟مثال بنویسید.

7- ویژگیهای دوره جدید(دویست سال اخیر)وشکل هویت هادرآن رابیان کنید.

8- دردوره جدیدهویت ایرانی درمقابل چه تمدن وهویتی تعریف می شودوباچه عنوانی تعریف می شود؟=یا=هویت ایرانی دردوره اخیر(دویست سال اخیر)در مقابل چه تمدنی باچه عنوانی تعریف می شود؟

9- دونوع آگاهی ایرانیان رادردوره جدید بیان کنید.

10- دیدگاهها وانواع واکنشهای ایرانیان رادردوره جدید درمقابل تمدن غرب واروپایی بیان کنید.

11- ایرانیان غرب گرا دردوره جدیدچه دیدگاهی داشتند؟

12- ناسیونالیست های ایران پرست درمقابل تمدن غرب چه نظری داشتند؟

13- دیدگاه جریان « احیاگر» و« بازگشت به خویش » رادرمقابل غرب وپیشرفت کشور بیان کنید.

14- انقلاب اسلامی برمبنای کدام جریان فکری دردوره اخیرشکل گرفته وچه دیدگاهی دارد؟

15- ایرانیان دردهه اخیر درمقابل غرب چگونه خود راتعریف می کنند؟چرا؟

جوابها:

1- دوره تمدنی شکوفایی باستان- دوره تمدن اسلامی- دوره دویست سال اخیریادوره جدید.

2-سه دوره: - دوره باستان – دوره اسلامی – دوره جدید.چون در هرکدام ازاین دوره ها«مای»ایرانی تغییریافته ودرهریک ازاین موقعیت ها رابطه«مای» ایرانی بادیگران واحساس ایرانی نسبت به خودودیگران تغییروعوض شده است.

3- روایتهای ایرانی درعهدباستان شامل:- امپراطوری های باعظمت ساسانی وهخامنشی- بزرگی کوروش ورفتارهای محبت آمیز اوباملل تحت سلطه- بزرگی داریوش وفرمان بیستون او- مقاومت آریوبرزن درمقابل اسکندر- تعریف ایرانی وثروت وقدرت وعظمت آن درمقابل یونانی ورمی وثروت وقدرت آنهاو...

4- ایرانی بودن درمقابل یونان ورم تعریف می شودوتمدن ایرانی درمقابل تمدن یونانی ورمی وقدرت وثروت ایرانی درمقابل ثروت وقدرت یونان ورم قرارمی گیرد.

5- قبول اسلام ازسوی ایرانی ها- سهم بالایی دانشمندان ایرانی درتمدن اسلامی- وجود دانشمندانی مثل بوعلی سینا وشعرای مثلسعدی وحافظ وسیاستمداران بزرگی چون خواجه نظام الملک وخواجه نصیر- مقاومت ایرانی ها درمقابل اقوام شرقی ومغولها- جذب وهضم عناصرمثبت فرهنگی اقوام مهاجم و...

6- چون فرهنگ وتمدنی به عظمت تمدن اسلامی وجود نداشت وتمدن اسلامی میراث تمدن یونانی ورمی رابه خوبی جذب وهضم کرده بود لذا ایرانی بودن دردرون تمدن اسلامی وسهمی که درساختن آن داشت تعریف می شودنه در مقابل آن یا تمدنهای دیگر.—تعریف وشناسایی ایرانی با اسلام وباورهای اسلامی صورت می گیرد وعناصرایرانی واسلامی همدیگرراجذب کرده اند.مثل:شکل دینی یافتن عید نوروز.

7- بسط وگسترش وغلبه ی فرهنگ وتمدن غرب مسیحی درکل جهان،- ظهور واژه ملت درغرب وتقسیم قلمروی جوامع اسلامی وعثمانی به دولت-ملتهای جداگانه،- تعریف هویت جداگانه هرکشوردرمقابل غرب ودیگرکشورها چه مسلمان وچه غیر مسلمان،- مواجهه تمدنهای اسلامی باتمدن قوی وجدید غرب.

8- هویت ایرانی به عنوان ملتی تعریف می شودکه درمقابل سایر ملتها(مسلمان وغیرمسلمان) قراردارد.چون غرب که قدرت توانمند است خودودیگران رابه عنوان ملت می شناسد وقلمروهای اسلامی رانیز به ملتهای جداگانه تبد یل  کرده است.

9- آگاهی از سهم عظیم خود از تمدن سازی در گذشته وآگاهی ازضعف خوددربرابرقدرت، ثروت وتمدن غرب.

10- سه دیدگاه وجریان فکری (تاحدی)حاکم دردوسده اخیر وجودداشته است:الف)- ناسیونالیست های افراطی که واقعیت غرب رانادیده گرفتندومعتقد به ادامه زندگی با تکیه برمیراث گذشته بودند.ب)- غرب گرایان که گذشته ایرانی رانفی و«مایی»جدیدی برای ایرانی تعریف می کردندکه بایستی به غرب شبیه باشند.بعبارت دیگرایرانی باید سرتاپاغربی شودتا ضعف ها جبران شوداینها خودباخته بودند.ج)- جریان میانه روکه«احیاگر»و«بازگشت به خویشستن»نیز نامیده می شوندومعتقدبودند:اگرمی خواهیم درجهان جدید بعنوان«مایی»متمایزدرمقابل دیگران جایی داشته باشیم بایدگذشته خودرابازشناشیم وضعف های خودراجبران سازد. کنیم.اینها ضمن توجه به قدرت وثروت وسرچشمه های آن درغرب می خواستند(ومی خواهند)جایگاه خودرادرجهان وسهم خوداز زندگی جهانی رامورد بررسی قرار دهند.

11- قسمت (ب)از جواب سوال 10

12- قسمت(الف)از سوال 10

13- قسمت (ج)از سوال10

14- انقلاب اسلامی بر پایه تفکر ودیدگاه «احیاگری»و«بازگشت به خویشتن»شکل گرفته است.دراین انقلاب ضمن تاکید برارزش های ایرانی واسلامی به عنوان تشکیل دهنده هویت ما،برای جبران ضعف ها درمقابل دیگران تلاش می شود.شعاراستقلال نشانگر تاکیدبرحفظ هویت وعدم خودباختگی درمقابل دیگران است.

15- ایرانیان باتوجه به میراث تمدنی وفرهنگی غنی خود،طرح گفت وگو تمدنها رابرای تعریف خود ودیگران در پیش گرفته اند.زیرا در شرایط کنونی جهانی واز جمله گسترش ارتباطات این استراتژی می تواند ایرانی رااز موضع کنونی انفعال به موضع فعال وارد

اصطلاحات:

  موقعیت های مهم ایرانیان- دوره ی باستان- دوره اسلامی- دوره ی جدید- تمدن- غرب- ملت- خودباخته- ااحیاگر- بازگشت به خویشتن- قدرت-گفت وگوی تمدنها.

 

Iranian ImportantSituation-Ancient Period-IslamicPeriod-ModernPeriod-Civilization-West-Nation-Alienation-Renaissance(Revive)-ReversionToHimself

-Power-Dialogue Of Civilization.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس هفتم:ایران دوستی واحساس مسئولیت

سوالات:

1- چه عاملی درواکنش (مثبت یامنفی )ما به هرچیزی موثر است؟بامثال.

2- منظوراز تعلق چیست؟بامثال.

3- منظوراز تعهد چیست؟بامثال.

4-منظوراز اصطلاح ایرانی چیست؟

5- درموردرابطه تعلق باتعهد توضیح دهید.

6-باذکرمثالی بیان کنیدکه چراافراددرتعلق به یک ویژگی باهم تفاوت دارند؟=یا=دلایل تفاوت افراددرتعلق به یک ویژگی به لحاظ خشنودی یا ناخشنودی آنها چیست؟مثال بنویسید.

7-علت احساس منفی ومثبت وتفاوت داشتنایرانیها در تعلق به ایران چیست؟

8- تاثیر روایت های گذشته رادرایجاد احساس منفی ومثبت درایرانیان درتعلق به ایرانرابیان کنید.

9- تاثیر روایتهای کنونی رادرتعلق وتعهد ایرانیان نسبت به ایران رابیان کنید.

10- فعالیتهای ایرانیان در عرصه هاوموقعیت های مختلف جهانی درتغییرتصوروتعریف ایرانی چه تالثیری دارد؟بامثال.

11- تاثیر روایتهارادرواکنش ایرانیان خودشیفته نسبت به غرب وخودرابیان کنید.

12- تاثیرروایتهارادردیدگاههای ایرانیان غرب گرابیان کنید.= یا=ایرانیانی که احساس منفی به خودومثبت به غرب داشتندچه ویژگیهاونگرشی داشتند؟

13- تاثیر روایتها رادردیدگاههای ایرانیان میانه روبیان کنید.= یا=ویژگیهاوعقایدمیانه روهای ایرانی رادرواکنش به غرب وخودبیان کنید.

جوابها:

1- پیوند های عاطفی ما باآن چیزهاونیزپاداش هاومهم وغیرمهم بودن آن ویژگیهاموثراست.لذادربیان ویژگیهای خودازشناساندن بعضی خشنودواز بعضی ناخشنود هستیم.مثل دفاع ازخانواده درمقابل توهین دیگران(عاطفی)یامعرفی کردن ویانکردن خودبه عنوان فلان شهری بودن یازبان مادری راداستن.(مهم بودن واحساس بزرگی ویا موردتمسخر واقع شدن)

2- از احساس مثبت فردنسبت به ویژگیهای که خودراباآنهامی شناسد یادیگران اورابه آنها می شناسد باعنوان«تعلق» یادمی شود.

3- احساس وفاداری فردواحساس اورادرمورداینکه نسبت به ویژگیهای که خودراباآن ها می شناسدواحساس تعلق می کند باید کاری انجام دهد«تعهد»گفته می شود.مثل دفاع ازکشور توسط کسی که خودرا ایرانی می نامد.-تلاش برای سربلتدی کشور.- کمک عملی به هموطنان.

4- ایرانی نمونه فردی است که بیشترین تعهد را به ایرانی بودن و«مای» ملی دارد.

5- معمولا"با افزایش تعلق افرادبه یک ویژگی،تعهدبه آن نیزافزایش می یابد.درواقع کسانی که به ایرانی بودن خودمی بالند بیش ازکسانی که چنین احساسی ندارند خودراموظف به انجام دادن کاری برای ایران    می دانندامااین همیشه صادق نیست زیرابسیاری ازکسانی که به ایرانی بودن خودمی بالندمیزان تعهدبه این ویژگی درآنهامتفاوت است.

6- یک سیاه پوست ناخشنودازسیاه بودن ویک سفید خشنودازرنگ پوست خودرا درنظر بگیرید.دلیل ناخشنودی سیاه اینست که:این ویژگی موجب می شود اوکوچک وغیر مهم بحساب آید،مورد توجه قرارنگیردوازبسیاری ازپاداشها ومزایای اجتماعی محروم شود.اماسفید پوستی که تصورمی کندحامل ارزشهای انسانی است وتمدن وآینده بشریت به تلاش اوبستگی داردابن ویژگی امری مثبت است واونسبت به آآن احساس مثبت دارد.

7- اگرایرانی درمقابل ملل دیگربا صفاتی منی تعریف شودمثل عقب ماندگی،شکت خوردگی،غیرمتمدن واسبدادزدگی و...احساس منفی نسبت به آن شکل می گیرد؛درمقابل،اگراگر خودرابا صفاتی مثبت مثل دارای تمدن کهن،تیزهوش،مقاوم و...تعریف کنند واین صفاترا دیگران نیز تاییدکننداونسبت به ایرانی بودن خود احساس مثبت خواهد یافت.

8- اگر ایرانی تاریخ خودرا سراسرظلم وبیداد تعریف کندوفقط زشتی های گذشتگان رابرجسته سازدنسبت به هویت ایرانی احساس منفی خواهد داشت.به عکس،اگرخوبی هاوتوانایی های گذشتگان خودرابه یاد بیاوردوبرآن ها تاکیدکند،احساس مثبتی به آن پیدا خواهد کرد.

9- اگر روایت های کهدر باره زندگی اجتماعی ارائه می شود،فقط بربدی ها وناکامی هاتاکید کند،این امر باکاهش تعلق به هویت ایرانی همراه خواهد بود.امااگر درکناراین مسائل،بروجوه مثبت هم تاکید شود،هم تعلق افراد وهم تعهد افرادبه هویت ایرانی افزایش می یابد زیرافرد احساس می کندکه بایدیرای رفع آن کژی ها تلاش کند.

10- عرصه های مختلف ایرانی درجهان،عرصه شکل گیری اتغییرتصوروتعریف ایرانی است.این موقعیت ها،به نحوی موقعیت های تعامل وگفت وگو هستندکه درآنهاتصوراز ایرانی شکل می         گیردوتغییرمیکند.مثلا"موفقیت دانش آموز ایرانی درالمپیادهای مختلف یا موفقیت سیاستمداران تصورمثبت ایرانی رااز خودش تقویت میکند،همچنانکه شکست وناکامی آن ها،بااحساس منفی همراه می شود.

11- اینهارگه های از خودشیفتگی داشتندوبرآنچه خود داشتندتاکیدوآنراامور مثبت دانسته وبدون انتقادقبول می کردندوخودرامتعهدبه حفظ ویژگیهای گذشته می دانستندودرعوض دیدسراسرمنفی نسبت به دیگران داشتند.

12- اینها روایت های راپذیرفته بودندکه بربدی هاوزشتی های ایرانی تاکید می کردونگاه بدبینانه به غرب داشتند.اینها مقلد غرب بودندونگرش خوش بینانه ومثبت به غرب داشتندکه آنهاراازدیدن بدی های غرب باز می داشت(مثل استعمار غرب).اینها خودرامتعهد میدیدندکه گذشته خودرانفی کرده وویژگیهای غرب را ااقتباس وتقلید کنند.مثلا"کلاه نمدی رابردارندوکلاه شاپو بگذارند.

13- میانه روها نگاه مطلق(منفی یا مثبت کامل)به غرب یاایران نداشتند.اینها نگاه انتقادی داشتندوبروجوه مثبت هویت ایرانی وغربی تاکید داشتند.خودرا متعهدبه اقتباس خوبی های غرب وتغییرویژگی های بدخودمی دانستندوضمن نقدزندگی خودوغرب درراستای وجوه مثبت حرکت می کردند.

اصطلاحات:

 تعلق – تعهد- وفاداری- عرصه- ناکامی- موفقیت- خودشیفتگی- غرب گرا-میانه رو-عمل- مثبت ومنفی- تفاوت.

Belongingness- Commitment- Loyalty- OpenSpace- Disapointment(defeat)- Success- Self Captivative- Westernism- Moderate- Action-Positive And Nagitive-Difference.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

مزایا

 

 

 

این فصل شامل درس های زیر است:

 

-         درس اول   : مبنایی توزیع مزایا

-         درس دوم   : تبعیض درتوزیع مزایا

-         درس سوم  : شکل گیری ترکم ثروت

-         درس چهارم: شکل گیری تراکم قدرت

-         درس پنجم  : پیامدهای تراکم قدرت

-         درس ششم  : شرایط کاهش تراکم قدرت درنظام اجتماعی

-         درس هفتم  : نظام های قشربندی وامکان تحرک

-         درس هشتم:نقش گسترش دانش دربرخورداری ازمزایاوتحرک اجتماعی

-         درس نهم    :عوامل محدودکننده تحرک اجتمتعی

-         درس دهم   :چگونگی کاهش محرومیت وانسداد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 درس اول:مبنایی توزیع مزایا

سوالات:

1- مبنایی تقسیم منابع رادرجوامع بیان کرده ومثال بنویسید.

2- مبنای تقسیم مزایا درافریقای جنوبی(درزمان حاکمیت سفیدپوستان)چه بود؟

3- چه استدلالهای برای برخورداری بیشتر مردان ازمزایا(درمقایسه بازنان)درجوامع وجوددارد؟چرا این ااستدلالها موثرواقع می شود؟

4- مبنای برخورداری یامحرومیت ازمزایادریک جامعه چیست؟= یا=ارزشمندی یک ویژگی دربرخورداری یا عدم برخورداری افراداز مزایا چه تاثیری دارد؟بامثال.

5- رابطه ی ویژگی ها با نقش رادربرخورداری یامحرومیت افراد از مزایا رابا مثال بیان کنید.

6- مبنای توزیع مزایا رانام ببرید.

جوابها

1-الف)- نقش های که افراد یک گروه یا جامعه برعهده می گیرند.ب)- ویژگهای که افراد براساس آنها ازهم متمایزوهویت می یابند.مثل سیاهی وسفیدی درافریقای جنوبی درزمان حاکمیت سفیدها.

2- سیاهی یاسفیدی پوست عامل برخورداری از مزایابودواین عامل ویژگی بودکه افرادبرمبنای آن از هم متمایز وهویت می یافتند.

3- «مردها توانایی بیشتری نسبت به زنان دارند» «مردها مسئولیت پذیرتر هستند» «مردها باهوش ترند»این باورها هرچند مبنای درستی ندارندولی تاثیرشان به این دلیل است که برای مردان ویژگیهای ذکر می شودکه در عرف جامعه ویژگیهای مثبت وباارزش شناخته می شوند درحالیکه برای زنان ویژگیهای ذکر می شودکه منفی وکم اهمیت ترهستند

4- مبنای برخورداری افراد،عقایدآن گروه درباره ارزشمندی بعضی ویژگیها وکم ارزش بودن بعضی دیگرازویژگیها است.مثل زیبای وارزشمندی آن وبرخورداری زیبارویان ازمزایای بیشتر ؛ یاارزش کمتر سیاهان دربرابرسفیدپوستان (درامریکا وافریقای جنوبی سابق)ودرنتیجه بهره مندی کمتر آنهااز پست های مهم.

5- چون برعهده گرفتن نقشها یکی ازمهم ترین راههای برخورداری از مزایامحسوب می شود، اگرداشتن یک ویژگی فردرااز اشغال یک نقش با مزایای بالا محروم کند موجب برخورداری کمتر اواز مزایا می شود.برعکس اگرداشتن یک ویژگی راه را برای اشغال یک نقش بامزایای بالاهموارکندموجب برخورداری بیشتر می شود.در افریقای جنوبی محروم شدن بسیاری از سیاهان از مزایا بخاطرمحرومیت آنهااز نقشهای بودکه مزایای بالای داشت اما بدلیل ویژگی پوست از آن محروم بودند.

6- الف)- اشغال نقشها ب)- داشتن یا نداشتن ویژگیها ج)- باور واعتقاد به ارزشمندی بعضی از ویژگیها.

اصطلاحات:

 مزایا – نابرابری- ناعادلانه – مسئولیت پذیری – معیارهای گزینش – ایفای نقش – ارزشمندی – محرومیت-  استدلال – مبنا.

 Interest- Inequality- Injustice- Responsive-Playing of Role- Valuable- Deprivation- Argument- Foundation(Base)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دوم:تبعیض درتوزیع مزایا

سوالها:

1- ویژگیها چگونه وبه چند طبقه تقسیم می شوند؟

2- طبقه بندی جوامع رابرحسب مزایا نوشته ومثال بنویسید.

3- مزایا در جوامع صنعتی وجدید بر چه پایه ای توزیع می شود؟

4- بردگی چیست؟ مثال بنویسید.

5- معنی وتعریف کاست رانوشته ومثال ذکر کنید.

6- داوری وقضاوت در موردنابرابریها وعادلانه یا ناعادلانه بودن مزایا برچه مبنای صورت می گیرد؟مثال بنویسید.

7- چرا انوشیروان در خواست کفشگررادرمورد اجازه درس خواندن پسرش رد کرد؟

8- عادلانه دانستن برخورداری ازمزایا برحسب ویژگیهای انتسابی به چه عواملی بستگی دارد؟مثال بنویسید.

=یا= در چه شراتیطی توزیع نابرابر مزایا براساس ویژگیهای انتسابی عادلانه تلقی می شود؟

9- تبعیض چیست؟ = یا = برخورداری افراد از طریق ویژگیهای انتسابی در چه مواقعی تبعیض تلقی می شود؟

10- امروزه مبنای داوری درمورد ویژگیهای انتسابی ومزایاچیست؟

11- در موردویژگیهای جوامع شایسته سالار توضیح دهید.

12- مبنای قضاوت درمورد عادلانه یا ناعادلانه بودن مزایاکدامند؟ نام ببرید.

جوابها:

1- ویژگیها برحسب سهمی که فرددر تحقق آنها دارد وبرحسب آنها از مزایا برخوردار می شود وبا توجه به باورها واعتقادات ( ویژگیها) ارزشمند ویا فاقدارزش هستندوگروهها وجوامع براساس آنها به انتسابی واکتسابی طبقه بندی می شوند وازمزایا بهره مندمی شوند.

2- الف)- جوامعی که بهره مندی ازمزایا برمبنای ویژگیهای انتسابی صورت می گیرد.مثل: بردگی در رم باستان وامریکای قرن 19 وافریقای جنوبی ( درزمان حاکمیت سفیدها) ونظام کاستی در شبه قاره هند.ب)- جوامعی که بهره مندی ازمزایا برمبنای ویژگیهای اکتسابی صورت می گیرد. مثل جوامع صنعتی وجدید.

3- برمبنای ویژگیهای اکتسابی مانند مهارت ، تحصیلات ، خلاقیت ، کارآفرینی وپشتکاروابتکار.

4- بردگی یک شکل افراطی نابرابری است که درآن بعضی افراد، درواقع به عنوان دارایی ، درتملک دیگران هستند.مثل رم باستان وامریکای قرن 19.

5- کاست به معنی نژاد یا گوهر پاک است.وعبارت است از: رتبه های از یک نظام که افرادعضوآنها برمبنای اعتقاد به پاکی وناپاکی طبیعت خود ، حق گذر به رتبه های دیگرراندارند وبایدشرایط ویژه ای رادررفتار واعمال خود ودررابطه بااعضای رتبه های دیگررعایت کنند.مثل جوامع شبه قاره هند.

6- ارزشها مبنای قضاوت است وداوری درمورد مزایای اکتسابی وانتسابی نیزبرمبنای ارزشها واعتقادات صورت می گیرد.مثلا" ناعادلانه تلقی شدن درخواست کفشگراز انوشیروان بری درس خواندن پسرش ، وقبول نکردن انوشیروان بخاطر اعتقادات وارزشهای نسب گرایی درآن دوره است.

7- چون سواد داشتن مبنای تمایز طبقات بود وارزش های آن دوره بصورت انتسابلی سوادرا محدودبه طبقات بالای جامعه می دانست واین ارزش تلقی می شد.

8- عقاید موجود در هرجامعه مبنای تمایز ومزایای متفاوت افراد است.اگرتمایزافرادبراساس ویژگیهای انتسابی، طبیعی یا خدایی تلقی شود این تمایزهاارزش متفاوت پیداکرده ومبنای برخورداری متفاوت از مزایامی شود.مثل مخالفت انوشیروان بادبیرشدن پسرکفشگر که ازآن نوعی گمراهی وغلبه دیو وموجب نفرین بعداز مرگ یاد می کندولذااین توزیع نابرابر عادلانه تلقی می شود.

بعلاوه تاکیدبر ویژگیهای انتسابی موجب می شودکهبرخورداری افرادبه غیراز ویژگیهای انتسابی (نسب)،تبعیض تلقی شود.مثال :انوشیروان دبیرشدن فرزندان افراد غیردبیررا ناعادلانه می داند.

9- در جوامعی که اعتقادبه برابری انسانها دربدو تولدوامکان کمال وترقی برای همه ، باوری پذیرفته شده است، امور انتسابی ارزشی ندارندیادر مرتبه ی دوم اهمیت قرار می گیرند.به همین علت اگرافرادبه خاطرآنچه  به آنها نسبت داده شده، از مزایا محروم شوند یاازآن برخوردار شوند، این امر، بی عدالتی تلقی می شودوازآن تحت عنوان «تبعیض» می توان یادبرد.

10-امروزه باور واعتقاد به برابری انسانهاست وبراین اساس نابرابریهای ناشی از ویزگیهای انتسابی را تبعیض می دانند.

11- الف)- معیار انتخاب افراد برای برعهده گرفتن نقشها ویژگیهای اکتسابی است.ب)- برخورداری افراداز مزایاوابسته به کسب صلاحیت ها وتوانمندیهای لازم برای ایفای نقشهاست.ج)- بطوری کلی مبنای برخورداری ازمزایا ویژگیهای اکتسابی است.

12- ویژگیهای اکتسابی یاانتسابی – ارزشمندی ویژگیهای مورد نیاز – باورها واعتقادات – طبیعی یا خدایی تلقی شدن ویژگیهای انتسابی.

 

ااصطلا حات:

 تبعیض – طبقه بندی – بردگی – کاست – انتسابی واکتسابی – جوامع صنعتی – امر طبیعی – انسان – شایسته سالاری – صلاحیت – داوری.

 

 

Discrimination- Category – Slave – Caste – Acquisitive And Descentive – Industirial Communities – Natural Case – Human – Meritocracy – Competency - Judgment

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                         درس سوم: چگونگی شکل گیری تراکم ثروت

سوالات:

1- تراکم ثروت چیست ؟ =یا= تراکم ثروت چگونه شکل می گیرد؟

2-چه عواملی در تراکم ثروت موثر هستند؟

3- انواع مالکیت را نام برده وتوضیح دهید.

4- تاثیر مالکیت رادر تراکم ثروت توضیح داده ومثال بنویسید.

5-  به لحاظ مالکیت جوامع رابه چند دسته (نوع) می توان تقسیم کرد نام برده وتوضیح دهید.

6- پیامدهای تراکم ثروت رابیان کنید.

7- پیامدهای تراکم ثروت درجوامع لیبرالی رابیان کنید.

8- پیامدهای تراکم ثروت رادر جوامع کمونیستی بیان کنید.

9- دلایل ضرورت توزیع ثروت رادر جوامع لیبرالی (دارای مالکیت خصوصی) را بیان کنید.

10- راههای توزیع ثروت درجوامع دارای مالکیت خصوصی (لیبرالی) رانام برده وتوضیح دهید.

11- توزیع ثروت درجوامع دارای مالکیت عمومی (مثل کشورهای کمونیستی )چگونه (باید) صورت گیرد؟       = یا = برای حل مشکل تراکم ثروت نزد دولت چه باید کرد؟

12- منظوراز خصوصی سازی چیست؟ وچگونه در جوامع مختلف انجام می گیرد؟

جوابها:

1- ثروت تولید شده درهر جامعه ای باتوجه به هنجارهای آن جوامع به بعضی از افرادکمتر وبه بعضی دیگر بیشتر می رسد.این حالت باعث می شودکه همراه باپیش رفتن جوامع بخشی از جمعیت هرروز ثروت بیشتری جمع کنند که به این حالت تراکم ثروت گفته می شود.

2- مالکیت خصوصی، مالکیت عمومی ،ارث و سرمایه گذاری.

3- الف) – خصوصی ب)- عمومی : منظور از مالکیت خصوصی این است که نتیجه کاررا متعلق به فرد بدانیم.منظور از مالکیت عمومی این است که فرض کنیم کار، جمعی است ونتیجه آن هم به جمع وجامعه تعلق داردنه فرد؛ لذا افراد اجازه ندارند ثروت حاصل از کاررامتعلق به خود بدانند ودرآن تصرف کنند.

4- قاعده مالکیت موجب تراکم ثروت می شود.در جامعه ایکه قاعده مالکیت خصوصی ووراثت پذیرفته شده ااست ثروت نزد افرادوخانواده ها متراکم می شود.مثل کشورهای اروپای غربی وامریکا.درجامعه ایکه قاعده ی مالکیت عمومی پذیرفته شده است ثروت نزددولت به عنوان نماینده ی جامعه متراکم می شود.مثل کشورهای سوسیالیستی ،شوروی سابق وکوبا.

5- به سه دسته: الف)- لیبرال: جوامعی هستند که اصل مالکیت خصوصی رابطور وسیع پذیرفته اند.ب)- سوسیلیت یا کمونیست: جوامع هستند کهاصل مالکیت عمومی رادرهمه زمینه ها وبطور وسیع پذیرفته اند.ج)- جوامعی که میانه ی جوامع لیبرال وسوسیالیست هستند. مثل جوامع اسلامی وترکیبی از هردو وجود دارد.

6- الف)- پیامدهای مثبت:انگیزه ای برای کسب سودبیشتر ویکی ازعوامل توسعه جوامع بوده است. ب)- پیامدهای منفی: 1- درجوامع لیبرالی تراکم ثروت موجب شکل گیری روابط خصمانه بین بخش های مختلف جامعه،گسترش وافزایش پدیده های چون جرم وجنایت،خشونت،شورشوبی ثباتی وانقلاب می شود.2- درجوامع سوسیالیستی تراکم ثروت موجب بروز فاصله وشکل گیری روابط خصمانه بین مردم ودولت،شیوع فساد اداری،کند شدن توسعه جامعه،نداشتن انگیزه برای تلاش،کاهش نوآوری ورشدصنعت وتولیددر بلند مدت وعقب ماندگی جوامع .

7- بند الف وشماره یک(1) بند ب از شماره 6

8- سوال6بند( ب شماره2)

9- درجوامع لیبرالی چون سهم جامعه ودولت از ثروت کم است بایدآن را افزایش داد تادولت با سهم بیشتر از ثروت،بخش های محرومتر جامعه را تقویت وسطح زندگی آنهارا بهبود بخشد.

 10- مالیات؛ بخصوص مالیات تصاعدی با هدف تعدیل ثروت وصرف آن برای بهبودوضع تولیدوایجاد شرایط تولید بیشتر وبهبود زندگی بخش های محرومتر.

11- باید بتدریج از طریق قوانین ثروت به مردم منتقل شود.لذا قاعده مالکیت عمومی تغییرودرآن سهم افراد بیشتر شودواز طریق وضع قوانینی امکان انتقال بخشی از ثروت دولت به مردم فراهم شود.این عمل ممکن است از طریق خصوصی سازی صورت گیرد.

12- انتقال ثروت متراکم دولت به مردم،خصوصی سازی نامیده می شود.اشکال خصوصی سازی درهر جامعه ی مختلف است .از جمله: - اختصاص سهمی مساوی ازشرکتهای دولتی براساس قانون برای همه.- کمک به بخش خصوصی از طریق انواع یارانه(مثل حمایت از صادرات).- تقویت بخش خصوصی از طریق وامهای کلان دولتی باسودکمتر از سود معمول.- واگذاری شرکتها وکارخانه های دولتی باقیمتی کمتراز قیمت واقعی آنها به صورت اقساطی به افرادوشرکتهای خصوصی.

ااصطلاحات:

 تراکم – ثروت- مالکیت – وراثت- خصوصی- عمومی- لیبرال- سوسیالیستی- فساد اداری- مالیات- خصوصی سازی- پیامد- محروم- انگیزه

 

 Accumulation –Wealth-Owenership-Heredity – Private- Public(State)- Libral –Socialism- Office Corruption –Tax-Privatization –Result – Deprived –Motive                                                                                                      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس چهارم :چگونگی شکل گیری تراکم قدرت

سوالات:

1- ترکم قدرت چیست؟

2- قدرت فرد نتیجه چیست ؟

3- چه افرادی دارای قدرت هستند ؟

4- عوامل موثردر شکل گیری تراکم قدرت رانام ببرید.

5- ریشه تراکم قدرت کجاست ؟

6- تعداد افراد ونقش های تحت نظارت وکنترل چه رابطه ای با میزان (تراکم) قدرت فرد دارد؟

7- قدرت مدیر کل رابامدیران وکارمندان مقایسه کنید.

8- دامنه وگستره اختیارات افراد بامیزان (تراکم)قدرت آنها چه رابطه ای دارد؟

9- رابطه ای طول دوره کنترل افرادرا بامیزان قدرت آنهابیان کنید.

10- تراکم قدرت چگونه شکل می گیرد؟

11- چرا دربحث از تراکم قدرت بیشتر به حکومت ها توجه می شود؟

12- حد صحبت از تراکم قدرت را بیان کرده وعلت آن رابیان کنید.

13- طبقه بندی نظام های سیاسی رابر اساس تراکم قدرت بیان کنید. یا= نظام های سیاسی رابر اساس تراکم قدرت طبقه بندی کنید.

14- حکومتهای کمونیستی وفاشیستی چه ویژگیهای دارند؟

15- حکومتهای لیبرالی چه ویژگیهای دارند؟

جوابها:

1- در یک جامعه یا گروه ، اگربخش اندکی از جمعیت دارای قدرت زیاد (وبخش زیادی سهمی اندکی از قدرت داشته باشند)، دراین صورت تراکم قدرت می گویند.

2- بربراری رابطه اجتماعی با دیگران وواداری دیگران به قبول خواسته، داشتن نقش یا نقش های در نظام ااجتماعی.

3- فردی قدرت داردکه بتواند دیگران رابه انجام کار مورد نظر خود وادار سازد.

4- تعداد افراد ونقش های تحت نظارت وکنترل – دامنه وگستره اختیارات – طول دوره کنترل نقش ها

5- نظام اجتماعی ونقش ها

6- هر نقش برمبنای تعدادی افراد ونقش هایی که می تواند برآنها کنترل داشته باشد به ایفاکننده نقش قدرت می دهد .بنابراین کسی که در پست های بالای ادارات هستند می توانند به نقش ها وافراد بیشتری اعمال قدرت کنند واختیارات زیادی دارند.مثل مدیران کل نسبت به مدیران وکارمندان.

7- مدیر کل قدرت بیشتری دارد چون مدیران متعدد وکارمندان آنها راکنترل می کنند ولی مدیر فقط کارمندان زیر مجموعه خودرا می تواند کنترل کند.

8- نقشی که به فرداختیار می دهدبیشتر رفتارهای افراد دیگر رادر نقش های دیگران کنترل کنددرمقایسه بانقشی که فقطنقش های دیگررادر زمینه های مشخص ومحدود کنترل کندقدرت بیشتری دارد مثل نقش پدری در مقایسه با نقش معلمی.

9- افراد در نقش های که برای تمام عمر به آنها نسبت داده می شود یا به نحوی فردبرای تمام عمر یا مدت مدیدی از عمر خود درآنها ایفای نقش می کند قدرت بیشتری دارند تا نقش های که فردبرای دوره محدودی می تواند درآن به ایفای نقش بپردازد.مثل نقش پدری درمقایسه با نقش نمایندگی مجلس.

10- اگردرگروه یا جامعه ای نقش هه به نحوی سازمان یافته باشندکه ایفا کننده یک یا چند نقش بتوانند :- نسبت به بیشتر نقش های دیگر ،- در اکثر ابعاد فعالیت نقش ها،- ودر طول زمان طولانی اعمال کنترل کند تراکم قدرت صورت می گیرد.

11- چون حکومتها نسبت به سایر بخش های زندگی اجتماعی ، قدرت فائقه دارندوبعلاوه سایر نقش های واحدهای اجتماعی باوجود تراکم قدرت ممکن است دربخش های دیگر جامعه،نقشی را ایفا کنند که توسط دیگران کنترل می شود،اما تراکم قدرت درحکومت،به علت فراگیر بودن آن نسبت به همه افراد،تراکم قدرت کامل می شود.

12- در حد حکومت؛ چون به علت فراگیر بودن آن نسبت به همه افراد،تراکم قدرت کامل می شود.

13- الف)- حکومت های مطلق گرا وتمامیت خواه ودیکتاتور؛ مثل حکومت های سوسیالیستی وکمونیستی شوروی سابق وچین وفاشیستی مثل هیتلر درآلمان وموسولینی درایتالیا .ویژگیهاتی این حکومتها:- چند نقش سیاسی همه نقش های سیاسی وغیرسیاسی راکنترل می کنند،- همه وجوه زندگی (حتی ازدواج)را کنترل می کنند،- کنترل ونظارت بررفتارهای جزئی مردم ازطریق سازمانهای امنیتی واطلاعاتی،- برنامه ریزی متمرکز،- تعیین وهدایت رفتارهای مردم درجهت اهداف حزب از طریق برنامه ریزی متمرکز.

ب)- حکومتهای لیبرال ودمکرات: مثل حکومتهای غربی ؛ویژگیهای این حکومتها:- داشتن حداقل کنترل برمردم،- عوم دخالت یا حداقل دخالت در اقتصاد،- آزاد بودن افراد درهمه زمینه ها،- دخالت دولت درزمینه های که حق افراددیگر |ایمال می شودیادرنظم اجتماعی اختلالاتی ایجاد شود.

ج)- حکومتهای که بین حکومتهای نوع اول ونوع دوم قرار دارندکه حدی از تذاکم قدرت وعدم تراکم وجوددارد.مثل حکومت ایران بعداز مشروطه که به اقتضای شرایط یکی ازایندو سویه تشدید مشد.مثلا"در دوره رضاشاه تراکم قدرت صورت گرفت.

14- قسمت الف سوال 13

15- قست ب سوال 13

ااصطلاحات :

 تراکم قدرت – نقش – نظارت – کنترل – دامنه – طول –  دوره – نظام سیاسی – حکومت – فاشیسم، کمونیسم، دموکرات، لیبرال، - متمرکز – طبقه بندی – سوسیالیستی – حزب – اقتصاد- نظم اجتماعی.

 

 Power Accumulation- Roll- Supervision – Control – Extent – Length – Period – Political System – Government –Fascism,  Communism , Democratist , Libralist- Cocenterated –Categorization – Socialism – Party – Economy – Social Order

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پنجم :  پیامدهای تراکم قدرت

سوالات:

1-  پیا مدهای مثبت تراکم قدرت رابیان کنید.

2- پیامدهای منفی تراکم قدرت را نام ببرید.

3-از پیامدهای منفی تراکم قدرت سیاسی "بی میلی واحساس بی قدرتی سیاسی"را توضیح دهید.

4- چگونه احساس بی  میلی وبی قدرتی سیاسی به"بیگانگی از نظام سیاسی" می انجامد؟

5- برای بیگانگی از نظام سیاسی مثال بنویسید.

6- از پیامدهای تراکم قدرت"کاهش کارایی وخلاقیت" راتوضیح دهید.

7- چرا ارتش پهلوی دوم در غیاب شاه ناموفق بود؟

8- از پیامدهای تراکم قدرت "اضطراب وترس"راتوضیح داده ومثال بنویسید.

جوابها:

1- راحتی تصمیم گیری در مواقع حمله خارجی،- سرعت زیاد تمرکز وجمع آوری وسازماندهی منابع لازم برای مقابله با دشمن،- امکان انباشت سرمایه برای توسعه،- امکان برنامه ریزی متمرکزوتصمیم گیری قاطع برای رفع موانع توسعه،- مثل:کارهای رضاشاه وشوروی برای صنعتی شدن کشاورزی.

2- احساس بیگانگی ازنظام سیاسی،- بی میلی واحساس بی قدرتی سیاسی،- کاهش کارایی وخلاقیت،- ااضطراب وترس.

3- تراکم قدرت سیاسی این احساس رادر افرادایجاد می کندکه رفتارآنان در سرنوشتشان تاثیری ندارد؛ زیراقدرتمندان مسیر وقایع راتعیین می کنند.از این احساس به عنوان احساس بی قدرتی یاد می شودکه بی میلی سیاسی رادر پی دارد.

4- احساس بی قدرتی وبی اعتنائی به عرصه سیاسی بتدریج به بیگانگی از نظام سیاسی می انجامد.افراد به عرصه ی محدود زندگی شخصی،خانوادگی وشغلی خود محدود می شوند وبا حکومت،به عنوان بیگانه ای برخورد می کنند که بایدخودرا ازمزاحمت وشرآن مصون نگه داشت.

5- مثال: مشروطه با تلاش مردم وبه قصد مشارکت آنها در شکل دهی به قدرت سیاسی شکل گرفت.اما  شراط تراکم قدرت هنوز ازبین نرفته بود، لذا دیکتاتوری پهلوی سر برآورد که مردم باآن احساس بیگانگی می کردند و همین احساس درمحدوده زمانی اندکی موجب شکل گیری مخالفت های وسیع با حکومت در سال های 56 و57 وسقوط آن شد.

6- تراکم قدرت در یک یا چند نقش،سهم سایر نقش ها رااز قدرت کم می کند،بنابراین افرادی دارای نقش های باقدرت کمتر احساس بی قدرتی ووابستگی کرده ودر نتیجه خلاقیت ونوآوری واستقلال رای خودرا از دست می دهند.مثل شکست ارتش رضا خان در مقابل هجوم خارجی، عدم موفقیت ارتش محمد رضا در غیاب اودر انقلاب.

7- چون افرغا دلایق ومستقل رااز بین برده بودندوتنها افرادی مانده بودند که بعلت وابستگی همه جانبه به شاه در غیاب وی، قدرت عمل نداشتند.

6- در شریط تراکم قدرت،افراد محروم از قدرت ،بطور مداوم خود رادر معرض تهدید می دانند وبه ترس واضطراب دچار می شوند.مثل ترس مردم در دوره پهلوی که فکر می کردند ساواک همهخ جا هست.یا وضعیت مردم آلمان درزمان هیتلروجامعه شوروی درزمان استالین.

 اصطلاحات:

 پیامدهای مثبت – پیامدهای منفی – مردم سالاری- بیگانگی از نظام سیاسی- کاهش کارایی- خلاقیت- فرمانده- شاه- تهدید- اضطراب وترس- سقوط- مشارکت – بی میلی- بی قدرتی

Positive Resulte – Nagative Resulte –Democracy – Alienation Of Political System – Reduction Of Efficiency – Creative – Commander – Shah(king) – Threat – Agitation(Anxiety)- Fear – Fall – Participation – Reluctance(Unwillingness)- Power less                                      

 

 

 

 

 

 

 

               درس ششم :شرایط کاهش تراکم قدرت در نظام اجتماعی

سوالات:

1- راههای کاهش تراکم قدرت را نام ببرید.

2- موانع موجود برای از بین بردن تراکم قدرت کدامها هستند؟

3- ایفا کنندگان نقشهای دارای تراکم قدرت چگونه با کاهش تراکم قدرت مقابله می کنند؟(با مثال)

4- سران حزب کمونیست در جوامع کمونیستی وسوسیالیستی حاکمیت وتراکم قدرت خود راچگونه توجیه می کنند؟

5- مردم سالاری چگونه موجب نفی تراکم قدرت می شود؟

6- عقیده " قدرت از آن مردم است" یعنی چه؟

7- اولین تلاش برای مقابله با تراکم قدرت در کجا ودرمقابل چه کسانی صورت گرفت؟ چگونه؟

8- در کشور فرانسه وساتیر کشورها اشراف برای توجیه تراکم قدرت خود بر چه باورها وارزش های تاکید داشتند؟

9- دلایل پیدایش " ایده تفکیک قوا" را بیان کنید.

10- ایده تفکیک قوا درمقابل چه نوع حکومتی طرح شد؟

11- چگونگی تفکیک قوا را در حکومت های جدید(مردم سالاری) توضیح دهید.

12-  چگونه تفکیک قوا تراکم قدرت را محدود وکاهش داد؟

13- محدود بودن دوره تصدی گری چگونه موجب کاهش تراکم قدرت می شود؟ یا= از روشها وعوامل موثر در کاهش تراکم قدرت "محدود بودن دوره ی تصدی " را توضیح دهید.

جوابها :                                                                                                                                        

1- کاستن از تعدادی نقش ئها وافراد کنترل شده توسط یک نقش ،- تفکیک قوا ومحدود کردن دامنه اختیارات نقشها،- محدود کردن زمان تصدی نقش ها،- اشاعه باورها وارزشهای نفی کننده تراکم قدرت،- نهادی کردن ارزشها وباورهای مردم سالاری،- قبول عقیده ""قدرت از آن مردم است""،- پاسخ گو بودن قدرت.

2- ایفا کنندگان نقش های دارای تراکم قدرت،- حکومت های که وجودخودرابا ارزشها وباورهای موید تراکم قدرت توجیه می کنند،- وجود ارزشها وباورهای موید تراکم قدرت،- اعتقاد به نابرابری ذاتی انسانها وبرتری اشراف وپادشاهان از لحاظ خون ونسب،- نهادینه نشدن تفکیک قواونامشخص بودن قانون،- نامحدود بودن دوره تصدی گری بغضی از نقش ها.

3- ایفا کنندگان چنین نقش های با هرگونه تلاش برای ازبین بردن تراکم قدرت مقابله می کنند.حکومتهای چنین جوامعی وجود خود رابا ارزشها وباورهای موید تراکم قدرت توجیه می کنند. مثلا" سرا ن حزب کمونیست در جوامع کمونیستی وسوسیالیستی حاکمیت خود رابا این ایده توجیه می کردند که برای برقراری عدالت ورهایی کارگران از قید ظلم وستم سرمایه داران باید "دیکتاتوری پرولتاریا" برپا شود

4- با این عقیده که برای رهایی کارگران از قید ظلم وستم سرمایه داران وبر قراری عدالت باید"دیکتاتوری پرولتاریا"تشکیل شود تا بتواندبا لغو قاعده مالکیت خصوصی ومصادره اموال سرمایه داران وثروتمندان، عدالت را به جامعه برگرداند. 

5- مردم سالاری برای انسان بخاطر انسان بودن حرمت وکرامت قایل است.این باور به مغنی ارزشمندی یکسان انسانها واحترام یکسان انسانها است.ویژگی دیگر آنکه قدرت را ازآن مردم می داند که به نمایندگی از سوی آنها اعمال می شود.

6- یعنی قدرت کاملا" توزیع شده است وهمه آحادتشکیل دهنده یک جامعه دارای قدرت هستند.کسانی هم که می خواهند اعمال قدرت کنند، به نمایندگی از مردم است که اعمال قدرت می کنند.پذیرش این عقیده موجب  اایستادگی درمقابل کسانی است قدرتی به آنها اعطا نشده است برای تغییر قدرت آنها.

7- در اروپا ، در چند سده اخیر ودر مقابل اشراف وپا دشاهان .ابتدا برای کاهش قدرت اشراف،تلاش ها معطوف به گرقتن سهمی برای افراد عادی در کنار اشراف بود.مثل انقلاب فرانسه وانقلاب مشروطه انگلستان.

8- براین باور بودند که افراد ذاتا"از خون ونسب برتر برخوردارند وبه همین علت بایداز احترام وقدرت بیشتر وبه تبع آن،ثروت بیشتری هم برخوردار شوند.

9- برای نهادینه کردن مردم سالاری (یعنی تبدیل آن به مجموعه از نقشها وهنجارهای که اجباری اجتماعی ازآن حمایت می کند) مجموعه از ملاحظات رعایت شده است که مانع تراکم قدرت می شود.که یکی از اینها تفکیک قوا است. این ایده در واکنش به نوعی حکومتی که درآن تمرکز قدرت وجود داشت وهمه ابعاد زندگی مردم به تصمیم گیری نقش های محدودی وابسته بود ، طرح شد.

10- حکومتی که در آن تمرکز قدرت وجود داشت و زندگی مردم در همه ابعادآن وابسته به تصمیم گیری نقش های محدودی وابسته بود.

11- قانونگذاری که هدایت سایر نقشها رابرعهده داردوبرای کل جامعه هدف تعیین می کند، از قوه ی قضائیه که وظیفه ی نظارتی دارد وبا جرم مقابله می کند،تفکیک می شود.چنان که قوه ی مجریه عهده دار اجرای آن است.

12- تفکیک قوا دامنه اختیارات نقش ها را محدود وموجب شدکه نقش ها نتوانند همه ی رفتارهای نقش های دیگررا کنترل کنند.بعلاوه نوعی وابستگی کتقابل بین قوا به وجود آورد که قدرت آن ها رامحدود ساخت.

13- محدویت زمانی نقشهای که کنترل زیادی برنقشهای دیگر دارند ازتمهیدات دیگر برای کاهش تراکم قدرت است.در مردم سالاری برای دو عرصه مهم قانون گذاری واجرایی، محدویت زمانی وجود دارد.نمایندگان مجلس ورئیس جمهوری برای مدت زمان محدودی انتخاب می شوندو برای انتخاب مجددی  آآنها دوباره باید به رای مردم مراجعه کرد.

 اصطلاحات:

 شرایط ، کاهش ،  دیکتاتوری پرولتاریا ، مردم سالاری ، نمایندگی ، اشراف ، تفکیک قوا ، محدود بودن دوره تصدی ، رای ، رئیس جمهور، نهاد ، نمایندگان مجلس ، قوه ی قضائیه.

 

Situation , Reduction , Proletarian Dictation , Democracy , Representation , The Aristocrats , The Seperation Of power , Limited Of PeriodOfResponsibility

Members Of parliament ,juridical Power.

 

 

                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس هفتم : تحرک درنظام های اجتماعی

سوالات :

1- پایگاه چیست ونشانگر چیست؟

2- منظور از افراد (نقش ها) یک پایگاه چیست؟ یا = چه نقش های را هم پایگاه می گویند؟ مثال بنویسید

3- مبنای رتبه بندی در یک جامعه چیست؟

4-  هرم قشربندی روستاهای ایران راقبل از اصلاحات ارضی ترسیم کنید.

5- قشربندی چیست وافراد را برچه اساسی در جامعه قشربندی می کنند؟

6- نظام قشربندی وقشررا تعریف کنید.

7- شیوه های طبقه بندی پایگاه را بنویسید.

8- تحرک اجتماعی چیست؟

9- انواع تحرک اجتماعی رانام برده وضمن توضیح برای هرکدام مثال بنویسید.

10- اگر فرزند یک پزشک، مهندس شود چه نوع تحرک اجتماعی داشته است؟

11- در چه جوامعی امکان تحرک اجتماعی وجود ندارد/ مثال بنویسید.یا =ویژگیهای جوامعی که در انها ا امکان تحرک اجتماعی کمتر است کدام است؟

12- منظور از انسدادومحرومیت " در نظامهای قشربندی چیست؟ مثال بنویسید.

14- ویژگیهای جوامع دارای تحرک اجتماعی بالا را بنویسید.با مثال.

 

جوابها:

1- وقتی که نقش ها برحسب برخورداری آن ها از مزایا رتبه بندی می کنیم، جایی که دراین رتبه بندی پیدا می کنند، پایگاه آن ها نامیده می شود. پایگاه جای ایفا کننده ینقش را از جهت برخورداری از مزایا در بین دیگر اعضای جامعه نشان می دهد.

2- در رتبه بندی نقش ها، ممکن است نقش های متعدد در یک رتبه قرار گیرند. این نقش ها بعنوان یک پایگاه شناخته می شوند.مثلا" در خانواده نقش پدرومادر ممکن است بالاترین رتبه را داشته باشند.در این حالت گفته می شود پدرومادر، پایگاه یکسانی دارند.

3- مشاغل مبنای زتبه بندی هستند.

4-                                                       ارباب

                                                   کدخدا، مباشرو...

                                                     دهقانان مرفه

                                                 سوداگران روستایی         

                                                 دهقانان صاحب نسق

                                          خوش نشینان(کارگران کشاورزی)

5- زمانی که افرادرا براساس پایگاه آن ها طبقه بندی می کنیم، به این عمل قشربندی می گویند. معمولا" افرادرابراساس شغل آنها در جامعه قشربندی می کنند. واعضای خانواده رادر قشری قرار می دهند که سرپرست خانواده آن قرار دارد.

6- به سلسله مراتب پایگاه ها نظام قشربندی وبه افراد وخانواده هایی که دارای رتبه ی مشابه هستند قشر می گویند.

7- پا یگاه رامعمولا"برحسب یک طبقه بندی سه گانه یا پنج گانه از هم متمایز می کنند: پایگاه بالا/ متوسط/ پایین. یا: پایگاه خیلی بالا/ بالا/ متوسط/ پایین/ خیلی پایین.

8- اگر مشاغل موجود در جامعه را برمبنای برخورداری از مزایا رتبه بندی کنیم، هر خانواده در یکی از این رتبه ها قرارمی گیرد.حال اگر افراد رتبه خود وخانواده  شان را تغییر دهند، به آن تحرک اجتماعی  می گویند

9- الف)- تحرک"صعودی" تحرکی است که فردرتبه شغل خود رابه مرتبه بالاتر (با مزایای بهتر) تغییر وارتقاء می بخشد.مثلا" فرزند کارگر تحصیل کند وبتواند به مرتبه مهندسان وپزشکان صعود کند. ب)- تحرک " افقی" تحرکی است که در رتبه خودش تغییر جا می دهد.مثلا"فرزند پزشک مهندسی بخواند ومهندس شود دچار تحرک افقی شده است.ج)- تحرک  "نزولی" تحرکی استفرد به جای مشغول در شغلی در مرتبه وسطح پدر ومادرش به کاری که مزایای کمتری دارد مشغول می شود.مثلا"مدیر یک کارخانه به سطح کارمندی تنزل یابد .

10- تحرک افقی.زیرا برخورداری آن از مزایا تغییر چندانی نکرده اما جای آن در آن مرتبه تغییر یافته است.

11- معیارهای انتسابی معیارهای اصلی هستند – معیارهای اکتسابی در مرتبه دوم قرار دارند – محدوده ارتقاء محدودوفردبیش از حد نمی تواندار تقاء یابد- راه ارتقاء برای فرد وخانواده اش بسته است.مثل داستان انوشیروان وکفشگر، رم قدیم وامریکای قرن 18و19که برده داری رواج داشت و قشربندی کاستی هند

12- در جوامعی که راه ارتقاء برای فرد وخانواده اش بسته است یا اینکه محدوده ای ارتقاء زیاد نیست وفردبیش ازحدی معین نمی تواند ارتقاء یابد.از این حالت تحت عنوان انسدادومحرومیت یاد می شود.مثل نظام قشربندی وکاستی هند که طبقات پایین به عنوان نجس ها حق تماس با طبقات بالاتر را ندارند.یا جامعه برده داری رم قدیم وقرن  18و19امریکا.

13- تکیه بر ویژگی های اکتسابی – تحرک بر مبنای استعدادهاوتلاش وکوشش خود فرد.مثل جوامع صنعتی

 

 اصطلاحات:

 پایگاه ؛ مزایا؛ رتبه بندی؛ قشربندی؛ قشر؛ تحرک اجتماعی؛انسداد اجتماعی؛ تحرک صعودی؛ نظام قشربندی باز ونظام قشربندی بسته؛انسداد ومحرومیت                           

 

  Status ; Advantages ; Gradation ; Stratification ; Stratum ; Social Mobilhzasion ; Social Closure ; Elevating Movment ; OpenStratification System And Closure Stratification System ; Obstruction And Deprivation          

+ نوشته شده در  88/11/08ساعت 20:12  توسط مدیر سایت  | 

نظریه های نظام بین الملل

 

 

 

نظریه های نظام بین المللی

                                                 Internation System Theory

مقدمه

           در هر رشته علمی برای درک پدیده ها،برای اندیشه در مورد روابط درونی میان پدیده ها،برای هدایت پژوهش،وبرای تجویز سیاست گذاریهای درست ومعقول،وجود نظریه(Theory )ضرورت دارد.زیست شناسان،شیمیدانان،وسایر دانشمندان برای جهت دار کردن تلاش هایی که برای یافتن درمان بیماری هایی مانندسرطان به عمل می آورند به نظریه های کارآمدی نیاز دارند.طرح نظریه های پیشنهاد شده در جریان جستجوی دیرینه تری که برای یافتن راه حل معضل اساسی روابط بین الملل- یعنی مسئله جلوگیری از جنگ در عین قادر ساختن جوامع به حفظ ناب ترین وگرامی ترین ارزش های خود-صورت گرفته دست کم از همان اهمیتی به همان میزان برخوردار است.آنان که خودرامکلف به اتخاذ رویکردی( Approach)مسئولانه در قبال مسائل بین المللی می بینند- خواه مجریان سیاسی،قانونگذاران،تصمیم گیرندگان اقتصادی،رایزن ها،دیپلمات ها،محققان،اساتید،روزنامه نگاران،یا رای دهندگان-باید از حد اندیشه های آنی وسخنان عوامانه ،گذشته وبه بررسی منظم واصولی نظام جهانی بپردازند. هر کس که می کوشد تا از دل عدم انسجام ظاهری صحنه جهان،معنایی را بدست آوردکه براساس آن،رویدادهای جدا از هم به عنوان اموری کاملا" تصادفی محسوب نشده بلکه بتوان انها را در درون الگویی منظم وهوشمندانه تبیین کردباطنا" یک نظریه پرداز است.(1)

      تلاش برای نظریه پردازی در مورد سرشت روابط میان ملت ها قدمت بسیاری دارد؛در واقع برخی از این تلاشها به هند،چین ویونان باستان برمی گردد.کتاب سیاست ارسطو،تاریخ جنگ پلوپونز(history of the Peloponnesian War)ازتوسیدید،کتاب شهریار (The Prince)اثر ماکیاول (که منادی تجزیه وتحلیل جدید از دولت ودولتمردی به دور از ارزش ها تاکید دارد)،کتاب پادشاهی (De Monarchia)اثر دانته (که بر ایجاد سازمانهای بین المللی با توانای برقراری صلح تاکید دارد)و تلاشها ونوشته های اندیشمندان مختلف از قبیل:ژان ژاک روسو،جرمی بنتام،ایمانوئل کانت و…علیرغم وجود این نوشته های قدیمی،تا قبل از جنگ جهانی اول در نظریه روابط بین الملل هیچ رشد منظمی که قابل مقایسه با توسعه نظریه های مربوط به سیاست داخلی دولت ها باشد صورت نگرفت.مارتین وایت(Martin Wight)یادآور شده است که اگر مقصود از"نظریه روابط بین الملل،سنت تعمق پیرامون روابط میان دولت ها به عنوان همزاد"نظریه سیاسی"یا اندیشه در باب دولت است چنین سنتی وجود ندارد"...دوره تاریخ اروپا از1648-1914دوران طلایی دیپلماسی،توازن قدرت،اتحادهاوحقوق بین الملل بود(2) .وقوع جنگ اول جهانی وفاجعه عظیم که در ابعاد مختلف بوجود آورد تلاش های مضاعفی رادر بین اندیشمندان ومحققان جهت درک رفتارهاومتغییرهای موثر در روابط بین الملل ایجاد کردواندیشه ها در جهت علمی برای تحلیل روابط بین الملل پیش رفتند .د راین مقوله به برخی از نظریه های روابط بین الملل پرداخته می شود.

ایده آلیسم ورئالیسم (Idealism And Realism):

    اساتید رشته روابط بین الملل تا دهه چهارم قرن بیستم کاملا" اذعان داشتند که در رهیافت های مر بوط به روابط بین الملل، دونوع مکتب فکری آرمانگرایانه و واقعگرایانه وجود دارد.با شناخت این تفاوت فکری، مطالعات وتحلیلها در باره اصول فکری هر یک از دو گروه شروع شد.از جمله اشخاصی که به مطالعه بسیارموفقیت امیز افکار این دو گروه پرداخت،ادوارد کار(Carr)بود.وی در اثر مشهور" بحران بیست ساله(1919-1939)" که در سال 1939به چاپ رسید،به تفاوتهای فلسفی بین دو گروه مذکور پرداخت3) )

    "کار"  می گوید:بعد از 19144مردم واردصحنه شدندوخواستنددر امورخارجی دخالت کنند،لذاعلم جدید ظهور یافت.پس خواستفمقدمه پیدایش علم است.اگر جامعه نیازی دارد،این امر مشوق علم است.چنانچه میل به ساختن پل،علم مهندسی را بوجودآورده است.بنابراین خواست پدر اندیشه است.هر اندیشه از یک مرحله خواست وآرزو عبور می کند.در مرحله آرزو عنصر خواست وهدف خیلی مهم است وتمایل به تحلیل واقعیت ها (Analtsis Of Facts)وطرق وصول به هدف یا وجود نداردیا ضعیف است. وسایل حصول یک اندیشه، از مطلوب بودنش جدا نیست.در مرحله یوتوپیایی علم سیاست،به حقایق موجود یاتحلیل توجه نمی شودونویسندگان وسیاستمداران پروژه های کامل وجذاب خود رابیان می کنند.پس از شکست پروژه هاست که انسان پی می برد که خواست تنها کافی نیست.توجه به واقعیات شروع واز مرحله یوتوپیایی خارج وبسوی علم پیش می رود.(4)

     در پیدایش علم سیاست بین الملل،خواست وهدف اولیه که انگیزه مطالعات بودجلوگیری از وقوع جنگ بود.دراینجا عنصر خواست وآرزو مهمتر بود تا تفکر، کلی پردازی مهمتربودتا مشاهده وتحلیل واقعیت ها وطرق وصول به هدف.منشاء علم روابط بین الملل یک جنگ مصیبت بار بود وهدف جلوگیری از آن بودکه تکرار نشود.هدف مهم بود وانتقاد تحلیلی از وسیله رامخرب می دانستند.اگر می پرسیدندمثلاگبه چه دلیل فکر می کنید جامعه ملل یا امنیت دسته جمعی یا نیروهای پلیس بین الملل موفق می شوند، پاسخ می دادند باید موفق شودبه جای آنکه پاسخ دهند چگونه وچرا نقشه آنها موفق خواهد شد.مطالعات روابط بین الملل بین سالهای1919تا 1939 یوتوپیائی بود.(5)                

     همانطوریکه حوادث دهه1930نشان داد وپس از آن تفکر انتقادی وتحلیلی بطور جدی شروع شد هیچ یوتوپیای سیاسی کوچکترین توفیقی پیدا نخواهد کرد مگر از واقعیت سیاسیPolitical) Reality (سرچشمه گرفته باشد.با کشف این امردر جاده تحلیل جدی واقعیات که نشان علم است قرار می گیریم. یکی  ازاین واقعیات اینست که همه امنیت دسته جمعی نمی خواهندوکسانیکه فکر می کنندآنرا می خواهند چیزهایی متفاوتی را منظور دارند.(6)

        تاثیر تفکر واندیشه برخواست وهدف پس از مرحله یوتوپیائی معروف به رئالیسم است.رئالیسم برقبول واقعیت ها وتحلیل علت ومعلول تاکیدمی کندوبیشتربرقوت غبرقابل مقاومت نیروهای موجود وخصلت غیرقابل اجتناب گرایشهای موجودتاکید می گذاردوپافشاری می کندکه عقلائی اینست که انسان این نیروها وگرایشها را بپذیرد."کار" می گوید:رئالیسم گرچه بنام تفکرعینی مطرح می شودولی ممکن است بجائی برسدکه منجر به"عقیم شدن فکر ونفی عمل"شودولی مرحله ای وجود داردکه رئالیسم اصلاح کننده شوروشوق یوتوپیائیست،درست ماننددوره هائی کهآرمان وآرزو باید برای مقابله با ناباوری مورد استقاده قرار گیرد.فکر ناپخته بیشتر،متوجه هدف وخواست است.خلاف آنهم همین است یعنی فکر بدون آرمان وهدف. بنظر "کار"،فکر واندیشه پخته آمیزه ای از هدف ومقصود وتحلیل است.بنابراین،آرمان وواقعیت جنبه های دوگانه علم سیاست اند.اندیشه وزندگی سیاسی صحیح هنگامی بدست می آید که هر یک جایگاه خودرا داشته باشند.بین این دو باید موازنه بر قرار شود.ولی همیشه حالت افراط وتفریط هست.در آرمانگرایی آنچه واقع شده وآنچه وجود دارد(یعنی واقعیت) در اندیشه آ« "چه باید"باشد فراموش می شودودرواقع گرایی محض این تمایل وجود داردکه"آنچه باید باشد"از "آنچه هست"استنتاج گرددوآنها رابرمبنای آنچه در گذشته بوده،قرار دهد.نزاغ همیشگی بیم آنانیکه تصور می کنندجهان بایدبا سیاست های آنان تطبیق کندوآنانکه سیاست های خودرا طوری ترتیب می دهند که با واقعیات جهان تطبیق کند،وجود دراد.دسته اول را ،اراده گرا(Voluntarist) ودسته دوم را جبرگرا(Determinist)نامیده اند. فکر سالم بید بین خواست وواقعیت موازنه ای بر قرار کند.رئالیست ها کاملا" خودرا از امکان تغییر واقعیت محروم می کنند، وآرمان گرایان با طرد آثار علی(Causal Sequence) ،خودرا از فهم واقعیت که در صدد تغییر آن می باشندوشیوه های تغییر واقعیت ،محروم می کنند.(7)

      تحولات بعدی موجب شدکه به پیروی ازعلوم دقیقه،نوعی رهیافت جدید پدید آید که مبتنی بر ارقام وکمیات در روابط بین الملل باشد.این رهیافت جدید،که از اوائل دهه شصت قرن بیستم، جلوه های از آن آشکار شد،با اقدامات تئوریک قبلی آن چنان متفاوت بود که در عمل، موجب قرار گرفتن هردو گروه واقعگرایان وآرمانگرایان در یک رهیافت سنتی در مقابل آن شد.رهیافت جدید از روابط بین الملل، بازیر سوال بردن افکار مز بور،که جدیدا" لقب "سنت گرایی" گرفته بود.زمینه را برای توسعه نوعی متدولوژی جدید،مبتنی بر اعدادو ارقام،در رفتار انسانی بوجود آوردند.8))                     

موازنه قدرت(Balance Of Power):

      مفهوم موازنه قدرت،بنا به مقتضیات گوناگون اوضاع بین المللی، معانی مختلفی چون"توزیع قدرت"Distribution) ("تعادل قوا بین دو یا چند قدرت متخاصم"Equilibrium Of Power) between Two or more cotending Powersو"تفوق نیرو"Hegemony) )پیدا کرده است. مثلا" ارنست هاوس برای مفهوم موازنه قدرت 8معنی،مارتین وایت  9معنا،وبالاخره کنت والتز 10معنادر نظر گرفته اند.اما در کلیه تعاریف گوناگون،نوعی اتفاق نظر نسبت به موجودیت مفهومی قدرت وجود دارد.منظور آنست که در بطن تئوری موازنه قدرت این فرض نهفته است که همه روابط بین المللی ناشی از منافع ملی است که از طریق قدرت کسب می شود.منافع ملی نیز از انگیزه تمایل به بقا ء ناشی می شود.این انگیزه در نتیجه وجود محدودیت ها وامکانات کم فعال می شود...در مقابل، کشورها وبازیگران دیگر به محض مشاهده خطر احتمالی هجوم کشوری که به تفویت نیروهای خودپرداخته، سعی می کنند اقدامی مشابهی انجام دهند.این اقدام به منظور بازداشتن کشور احتمالا"مهاجم از اقدام به جنگ صورت می گیرد.این اقدام از دو راه عملی است. در صورت اول،کشور مزبورمی تواند به تنهائی به هدفهای خود جامه عمل بپوشاند.پس راسا" بدان اقدام می کند.در صورت عدم توانائی اقدام انفرادی برای مقابله،کشور مزبورسعی می کند با ایجادموازنه قدرت از طریق ایجاد اتحادیه،خطر مز بور را دفع کند. اما تشکیل یک اتحادیه بروز عکس العمل کشور یا گروه متخاصم را موجب خواهدشد.گروههای متخاصم نیزبه منظور حفظ وضع موجود ورفع خطر پیش آمده از بهم خوردن توازن فعلی قواجلوگیری به عمل خواهند آورد.این سیر تسلسل لزوما" ادامه خواهد داشت.(9)

       مورگنتا ضمن بررسی ابعادمختلف موازنه قدرت، شیوه های متفاوت آن را مشخص کرده است.فرایند ایجاد توازن را می توان از طریق کاهش وزن کفه سنگینتر یا با افزایش وزن کفه سبکتر تداوم بخشید. با بررسی عملی شیوه های رایج عبارتند از : - تفرقه بیانداز وحکومت کن(Divide and Rule)،- غرامت (Policy of Compensation)،- تسلیحات ،- اتحادها (Alliance) ،-حافظ منافع(the Holder Of the Balance Or Balancer)(10).

          مورگنتا در کتاب خودبنام "سیاست در میان ملت ها"Politics Among Nationsاندیشه سیاسی خود را بیان کرده است . تمایز مورگنتا ا رتقاء تفاسیر هابزی از ماهیت انسان به روابط میان کشورها ونظام رفتاری دولتمردان در صحنه بین المللی است. واحد ارزیابی او حکومت است که بدنبال کسب وافزایش قدرت وشوکت هستند.به لحاظ اهمیت اندیشه مورگنتا در سیاست وبه لحاظ اینکه بعد از او رفتارگرای وفرارفتارگرای ظهور یافت ومرز بین اندیبشه های رئالیستی وبه اصطلاح سنتی وجدید بعداز دهه1970 است به بررسی ویژگیهای اندیشه او بصورت مختصر می پردازیم.(11)

·        -تفکیک بین "آنچه که هست"و"آنچه که باید باشد".ایده آلیسم بسرعت به ایدئولوژی تبدیل می شود وباعث بسته شدن ذهن می گردد؛در نتیجه مواد خام جدید ووقایع جدید وارد ذهن تحلیل گر نمی شوندونتایج تفکرات توهم آمیز در عمل به افقها وکانونهایی منتهی می شود که برای منافع یک ملت در آینده  بسیار خطر ناک است.

·         طرح علم سیاست بصورت نظری .سیاست همانند جامعه مشمول قوانینی عینی است که ریشه در نهاد بشر دارد.برای بهبود وضع جامعه نخست باید قوانینی راکه جوامع بر اساس آنها زندگی می کنند، درک کرد.عمل این قوانین از خواست ما اثر نمی پذیرد ولذا مبارزه انسان با این قوانین تنها به بهای شکست میسر است.حکومت ها مهمترین واحدهای تصمیم گیرنده در صحنه بین المللی هستند؛ماهیت صحنه داخلی با صحنه بین المللی متفاوت است.در داخل قانون واخلاق را می توان اجرا کرد ولی در صحنه بین المللی اخلاق،توهم است وقانون به معنای اجماع قدرتمندان است.

·        - سیاست بین الملل وسیاست خارجی صحنه برای مبارزه و رقابت جهت کسب وحفظ قدرت است.قواعد بازی در سیاست داخلی با سیاست بین الملل متفاوت است.

·          - تفکیک میان آرزو های معنوی در دخل وقوانین معنوی در سیاست بین الملل.دولتها تمایل دارند که اهداف خود را ملبس به محتوای معنوی به دیگران نشان دهند.این نتشی از نگاه ایده آلیستی وعدم تشخیص  واحد حکومت ملی در نظام بین المللی است که هر ملتی وهر کشوری از بستر تاریخی خاص خود تغذیه فکری وروحی ومعنوی وروشی می کند .صرف انرژی وبرنامه ریزی برای احقق اهداف داخلی در بیرون از مرزها اتلاف وقت است .باید اهداف تعریف ومنافع ملی درک شودوبه صورت تدریجی وتسلسلی وبا حوصله حرکت کرد.(12)

     بعد از مورگنتا تحولاتی نظری ایجاد شد.در نظریات جدید در دهه های 1960و1970رفتارگرایی وفرارفتارگرایی به علمی تر شدن رشته روابط بین الملل کمک کرده اند.تحولات روز،نقش بنیادی در هدایت نظریه پردازیها داشته وبواسطه انقلاب ار تباطات در ثلث سوم قرن بیستم، تراکم رفتاری وفکری بیشتری رخ داده است.قبل از این دوره پارادایم سیاست خارجی هانز مورگنتا را بر اساس قدرت حکومت،منافع ملی، حکومتهای واحد ویکپارچه،صحنه منسجم داخلی در کنار صحنه هرج ومرج بین المللی ترسیم شده بودوبرای تبیین دیدگاه خود به فلسفه، تاریخ وعلوسیاسی رجوع کرد.(13)    

نظریه اتصال جیمز روزنا (Linkage):

    جیمز روزنا در "پیش نظریه سیاست خارجی" پوزیتیویسم سیاست خارجی وروابط بین الملل را پایه گذاری کرد(14). او پنج سطح تحلیل: فرد،نقش،حکومت،جامعه ونظام بین الملل را مطرح کرد(15)..این پنج سطح تحلیل در واقع پنج سطح فلسفی تحلیل هستندوبا پیچیدگیهای روز هم خوانی دارند.سیاست خارجی فقط مربوط به حکومت نیست بلکه تحت الشعاع جامعه است.فرد تصمیم گیرنده هر چند در قالب یک سیستم سیاسی عمل می کندولی ویژگیهای شخصی وانتظارات از سمت سازمانی وقانونی اونیز در فرایند ومحتوای فکر وعمل سیاست خارجی اثر می گذارد.مقاله روزنا انقلاب بزرگ متدلوژیک در سیاست خارجی بودکه اثر خود رادر کلیت رشته روابط بین الملل بجا گذاشت.

                          تقسیم بندی کشورها براساس پیش نظریه سیاست خارجی روزنا

   

جغرافیاومنابع  طبیعی

کشورهای  بزرگ

کشورهای کوچک

وضعیت اقتصادی

توسعه یافته

در حال توسعه

توسعه یافته

  در حال توسعه

وضعیت نظام سیاسی

باز

بسته

باز

بسته

باز

بسته

باز

بسته

رده بندی متغییرها

نقش

نقش

فرد

فرد

نقش

نقش

فرد

فرد

جامعه

فرد

نقش

نقش

ن.ب

ن.ب

ن.ب

ن.ب

حکومت

حکومت

جامعه

حکومت

جامعه

فرد

نقش

نقش

ن.ب

ن.ب

ن.ب

ن.ب

حکومت

حکومت

جامعه

حکومت

فرد

جامعه

حکومت

جامعه

فرد

جامعه

حکومت

جامعه

مثال

آمریکا

شوروی

هند

چین

هلند

چک.

کنیا

غنا

ن.ب=نظام بین الملل

 چک= چکسلواکی

                                                                                                                                                            نظریه های تصمیم گیری(Decision-making Theories)

 

      تصمیمات برونداد های نظام سیاسی هستند که از طریق آنهاارزش ها در داخل یک جامعه به نحوی اقتدار آمیزتوزیع می شود.تصمیم گیری صرفا"عمل گزینش میان راه حل های جایگزین یا بدیل های(Alternative)موجودی است که در موردشان یفین وقطعیت نداریم.شاید در سیاست خارجی-به دلیل ناآشنا تربودن معمول این حوزه- خط مشی های جایگزین(Policy Alternative)

حتی کمتر از سیاست داخلی "مشخص" باشند.غالبا"این خط مشی ها را باید کورمال کورمال،دربستر وضعیت کاملی ؛ یعنی معتبرترین برآورد از وضعیت،بدیل های موجود،پیامدهای محتمل گزینه های مختلف وارزش هایی که بایدمعیار مرتبه بندی ترجیحی بدیل های گوناگون قرار گیرند، صورت بندی کرد. (16)

       نظریه تصمیم گیری تعدادی زیادی متغییر ذیمدخل را مشخص ساخته وروابط متقابل احتمالی میان این متغییرها رابه دست می دهد.این نظریه ها به دولت ها بهعنوان موجوداتی انتزاعی ومتافیزیکی،یا به حکومت ها یا حتی به نهادهای عامی چون "قوه مجریه"توجه نداردبلکه جویای روشن ساختن رفتار افراد تصمیم گیرنده مشخصی است که عملا"به خط مشی حکومت ها شکل می دهند.اینها با محدود ساختن موضوع تحقیق از یک جمع بزرگ به واحد کوچکتری از اشخاص تصمیم گیرنده مسئول،امیدوارند که کانون تحلیل سیاسی رادقیق تر وانضمامی تر وبرای تحلیل اصولی ومنظم،مستعدتر سازند.با این حال فرض بر آن است که تصمیم گیران در داخل یک محیط ادراکی کل(Total Perceived Environment) عمل می کنندکه مشتمل برسیستم سیاسی ملی خودشان ونیز کل سیستم بین المللی –یعنی یک محیط داخلی ویک محیط خارجی- است.  (17)  

       نظریه پردازان تصمیم گیری فرایندهای داخلی یک کشور، به ویژه افراد تصمیم گیرنده،وگروههای که در قالبهای سازمانی وبوروکراتیک عمل می کنند را بررسی می کنند.در واقع سه سطح تحلیل در رابطه با نظریه های تصمیم گیری وجود دارد.(18)

                                               انواع مدل های تصمیم گیری

 

 

 

نظام بوروکراتیک

نظام گروهی

نظام فردی

مفهوم تصمیم گیری

چانه زنی دربوروکراسی

نتیجه تعامل گروهی

نتیجه انتخاب فرد

پایه ها

ارزشهای تصمیم گیری در داخل سازمانها داخلی شده اند

توسط گروه کوچک

ویژگیهای ذهنی ونحوه پردازش اطلاعات توسط افراد

محدودیت

اطلاعات ناقص که بواسطه تمرکز سلسله مراتب وتخصص ایجاد شده است

فشار برای انطباق

مشکلات شناختی افراد،تفاوت افراد در درک مسائل

منابع نظری وروش

نظریه سازمانها وسیاست بوروکراتیک

روانشناسی اجتماعی

روانشناسی شناخت

                                                                                                                                                                                                               

                                                                                                                                                       سطح اول بوروکراسی وسازمانهاست.پایه این سطح به ویژگیهای غیر رسمی سازمانها وبوروکراسیها،حافظه واصول سازمانها،تهدات قبلی سازمانها،جریان وگردش کار عادی سازمانها ورویه های اجرایی آنها به پیچیده تر شدن رفتار وتصمیم گیریها می انجامد اشاره می کند.تصمیم که اکثرا" ماهیت سیاسی دارد با روش چانه زنی جهت دست یابی به سمت،امکانات وماموریت ها وبیشتر تحت تاثیر مصالحه است تا تجزیه وتحلیل عقلایی داده ها وهدایت منطقی سیاست خارجی ومنافع ملی.بعلاوه بدلیل وضعیت داخلی سازمان،اعضا ممکن است موضوعات را غیر واقعی تعریف کنند، راه حلهای مختلف را در نظر نگیرنداز تخصص استفاده نکنند واز ورود اطلاعات ضروری به تصمیم گیری جلوگیری کنند.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 زیر نویس ها

 

1-دوئرتی،جیمز وفالتزگراف،رابرت"نظریه های متعارض در روابط بین الملل"ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، تهران،نشر قومس،1372،ج اول،ص25.

2-همان،ص27.

3-- مقتدر، هوشنگ" سیاست بین الملل وسیاست خارجی  " تهران، انتشارات مفهرس،1373 ،ص37.

4-همان،ص39.

5- همان،ص40.

6-همان،ص41.

7-همان.

8- سیف زاده،حسین نظریه های کلان روابط بین الملل"تهران،نشر قومس،1373،ص11.

9-همان،ص49.

10- مورگنتا ،هانس جی"سیاست میان ملت ها (تلاش در راه قدرت وصلح)، ترجمه حمیرا مشیر زاده،تهران،انتشارات وزارت امور خارجه ،1374، صص304-333.

11- همان ،صص5-26.

12- سریع القلم،محمود"سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران،بازبینی نظری وپارادایم ائتلاف"تهران،مرکز تحقیقات استراتژیک، 1379،ص7.

13-همان،ص 18.

14- همان ،ص20.

15- منظور این است که روزنا بر خلاف نظرات قبل که در تحلیل سیاست خارجی کشورها به یک عامل یا متغییر توجه می کردند مجموعه متغییرها را در تحلیل خود وارد کرد.بعبارت دیگر به لحاظ متدلوژیک حداقل پنج سطح تحلیل در روابط بین الملل برای فهم دلایل تصمیم کشورها مطرح شده است.1- سطح تحلیل فردی که به مشخصات روحی ورفتاری افراد برجسته تصمیم گیرنده، چون روسای جمهور وغیر توجه می شود.2- سطح تحلیل نهادهای تصمیم گیرنده، مثل توجه به مجلس و شورای امنیت ملی.3- سطح تحلیل ملت کشوری،یعنی افراد ونهادها در انتزاع تصمیم نمی گیرند بلکه بنام واحدی تصمیم می گیرند که "ملت-کشور" نام دارد واقدامات خود را با اصطلاحاتی چون منافع ملی وغیره توجیه می کنند.4- سطح تحلیل الگوها ومجموعه های منطقه ای، مجموعه های مثل اتحادیه های نظامی، بلوک های ایدئولوژیکی در این سطح قرار دارند.5- سطح تحلیل نظام های بین المللی، مثل دوقطبی یا چند قطبی.پیشین، سیف زاده، صص27-29.

16-دوئرتی،جیمزوفالتزگراف،رابرت"نظریه های متعارض در روابط بین الملل"ترجمه علیرضا طیب و وحیدبزرگی،تهران، نشر قومس،ج دوم ،چاپ دوم،1376،صص720-721.

17- همان.

18- پیشین ،سریع القلم، صص21-24.

 

+ نوشته شده در  88/11/08ساعت 20:3  توسط مدیر سایت  | 

نمونه سوالات مطالعات اجتماعی نیمه اول سال 1388

مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان

نام و نام خانوادگی:                               رشته تحصیلی: عمومی              نوبت امتحان: دی ماه(نوبت اول)    ساعت امتحان:9 صبح

 

طراح سوال: گروه علوم اجتماعی           نمره:                                             مدت امتحان:  یک ساعت        تعداد صفحات:دوصفحه

                             

 سال تحصیلی:1388-1389                                                                                شماره کلاس:                 شماره صندلی:

بارم

سوالات( جواب سوالات را در محل های مشخص شده بنویسید)

ردیف

2

*- جاهای خالی را کامل کنید.

  الف)- افرادی که خود را ......تلقی می کنندو بصورت نسبتا" پایدارو ......با یکدیگر تعامل دارندیک گروه را تشکیل می دهند.

   ب)-نقش های مختلف در یگ گروه به طور ............به یکدیگر .....................هستند.

   ج)-حالت و وضعیتی که فرد خود را سرزنش می کند...........................می گویند.

   د)- به نظامی که جزئی از نظام های اجتماعی بزرگ تر است............................می گویند.

   ص)- آماده شدن فرد توسط جامعه برای بر عهده گرفتن نقش ها را .......................می گویند.

   ط)-داشتن استقلال از ویژگی های دوره ی ..........................می باشد.

 

1

1

*- در جواب سوال ها صحیح یا غلط بنویسید.

الف)-ازدواج با هم فرهنگ خود تاثیری در سازگاری و ناسازگاری زوجین ندارد.(.............................).

ب)- در شکل گیری "ما" افراد سعی می کنندنکات مشترک و مشابه میان خود را تقویت کنند(...........)                        

ج)-وجه مشترک اختلاف بین والدین با فرزندان بر آورده نشدن انتظارات است.(.....................)                                 

د)-عالم اجتماعی معتقد است که میزان خودکشی در زمان رفاه اقتصادی بیشتر از دوره های جنگ و آشوب است.(.............)

 

2

1

                                           موارد زیر از نتایج کدام یک از آسیب های گروه می باشد.( در جای مشخص شده بنویسید)

نوع آسیب

نتایج

الف)-............................................

ب)-...............................................

ج)-...............................................

د)-..................................................

الف)- واکنش شدید در برابرانتقاد دیگران

ب)- فرد عضو شخصیت متزلزلی دارد.

ج)- فرد توانایی اندیشیدن را از دست می دهد.

د)- فرد نسبت به ارزش های جامعه بی اعتقاد می شود.

3

5/.

کدام یک از تعارض های گروهی زیربرای جامعه مفید و کدام یک زیان آور است؟

الف)-وجود احزاب با آرمان های مختلف (................................)

ب)-وجود باند های رشوه بگیر در ادارات دولتی (..........................)

 

4

1

 

چهار مورد از آثار نامطلوب رشد سریع جمعیت را نام ببرید.

5

5/.

 

 

تفاوت انتظارات والدین با فرزندان از کجا ناشی می شود؟ الف)-......................................

                                                                          ب)-......................................

 

ص2

6

 

1

 

 

برای هریک از موارد زیر دو2ارزش بنویسید

الف)- مدرسه: 1-..........................................2-...........................................

ب)-مسجد:1-...............................................2-...........................................

 

7

2

نقش های زیر را در نظر بگیرید و برای هر کدام از انها یک حقوق و یک تکلیف بنویسید.(پدر-فرزند)و(معلم-دانش آموز)

تکلیف

حقوق

نقش

 

 

پدر

 

 

فرزند

 

 

معلم

 

 

دانش آموز

8

 

5/.

1

 

1

 

 

مفاهیم و اصطلاحات زیر را تعریف کنید.

الف)-آرمان اجتماعی:

ب)- هنجار یا الگوی عمل:

 

ج)-نظام اجتماعی:

 

9

1

دو مورد ازنتایج مطلق گرایی گروهی را در انتخابات بیان کنید.

 

10

1

در چه حالتی نظام اجتماعی دچار عدم تعادل می شود؟

 

11

1

 

چرا خانواده در همه ی زمان ها پایدار مانده است؟

 

12

1

چرا در گذشته رشد جمعیت همانند امروز ،یک مشکل اجتماعی نبوده است؟(دو مورد)

 

13

1

چهارمورد از ملاک هایی را که گروه ها را از هم متمایز می سازد بنویسید.

 

14

5/1

شناخت حاصل از زندگی را توضیح دهید( حداقل سه ویژگی).

 

 

15

1

چگونه می توان میزان ناسازگاری بین زوجین را کاهش داد؟(چهار مورد).

 

16

1

 

مفهوم درونی کردن ارزش ها را با کنترل اجتماعی مقایسه کنید.(دو مورد).

 

17

 

+ نوشته شده در  88/10/29ساعت 9:45  توسط مدیر سایت  | 

ده سوات تستی از جامعه شناسی سال دوم

   

سوالات تستی جامعه شناسی سال دوم انسانی نیمه اول سال تحصیلی 1388-1389

                                                                                                                      

1- در صورتی که به حاکمان عنوان «دولت» داده شود،فرمانبران چه نامیده می شوند؟

    الف-رعیت            ب-امت           ج- هم شهری                 د- شهروند

2- در جامعه ی ما نقش های مختلفی وجود داردکه بعضی از این نقش ها بعد از انقلاب ایجاد شده اند؛ مثل نقش رئیس جمهور ،کوپن فروشی وغیره.این نقش ها توسط چه کسی تعریف می شوند؟

    الف-مجلس     ب- مردم     ج- رهبر     د- شورای نگهبان

3- کدام مورد زیر از آثار احساس شریک بودن با دیگران در تحقق یک هدف بزرگ در یک شبکه ی نقش نیست؟

   الف-احساس غرور       ب- احساس خشنودی       ج-دوست داشتن دیگران             د-عزت نفس

4-کدام مورد زیر در باره دانش آموزی که نقش خود را تحمیلی می داند درست است؟

   الف- ابهام نقش      ب- ناتوانی از ایفای نقش    ج- تعارض نقش           د-دلزدگی از نقش

5-این عبارت به کدام گزینه دلالت دارد؟«پدری که چند شغله است و به وظایف پدری نمی تواند رسیدگی کند».

   الف- دلزدگی از نقش      ب-گرانباری نقش        ج- تعارض نقش        د-عدم احساس مسئولیت

 6- مشکل «عدم کارایی اداری » بیشتر نتیجه کدام عامل زیر است؟

   الف-تعارض نقش     ب- ابهام نقش      ج- جامعه پذیری ناقص      د- تغییر ارزش ها

7- در کدام الگوی ازدواج تصویری رویایی از زندگی وجود دارد؟

   الف-علاقه         ب- ازدواج فامیلی        ج- عاقلانه       د-انتخاب والدین

8- مهم ترین عامل جنگ ونزاع در جوامع و بین جوامع کدام است؟

   الف-راستگویی       ب-رنگ پوست           ج- جنسیت       د- مزایای اجتماعی

9- « توانای واداشتن دیگران به انجام کار مورد نظر خویش »چه نام دارد؟

   الف-کنترل      ب- قدرت        ج- نفوذ          د- محبوبیت

10- افزایش و کاهش مزیت ثروت برای نقش های مختلف تا حدی زیادی تابع کدام عامل است ؟

   الف-احترام    ب- قدرت     ج- عرضه و تقاضا    د- اعتصاب

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/10/29ساعت 9:42  توسط مدیر سایت  | 

انضباط(4)

Disciplineموضوع :انضباط

 (4)

وضعیت موجود

      همه هم عقیده اند که باید بچه هایی مسئول و متعهد بار آوریم.این تنها راهی است که می توانیم در مورد اینده اجتماع خود اطمینان حاصل کنیم.انضباط امروزی این تکلیف را به انجام نمی رساند.چه بر سر انضباط آمده است؟آیا تلویزیون و فیلم تا بدین حد بر روی فرزندان ما تاثیر منفی گذاشته اند؟تحقیقات تاثیرات معضلات اجتماعی از قبیل فقر،از هم پاشیدن کانون خانوادگی،سوء استفاده از کودکان را نشان می دهد.بچه ها حسابگر شده اند و اصلا" حرف شنوی ندارند. پدر مادر ها و مربی ها مجبورند معامله کنندو با تهدید به مجازات ،فقط در موردکارهای عادی، آنان را به فرمانبرداری وادارند.ولی با این روش مدت زیادی طول نمی کشد که بزرگ ترها از کوره در می روند،عاجز می شوندو سر تسلیم فرود می آورند.(16)بهتر است قبل از هر برنامه و تصمیمی مشکلات انضباطی شناخته شود ، تا متناسب با آن راه حل مناسب ومنطقی ارائه و به کار گرفته شود.

مشکلات انضباطی

           شناخت موضوع  و مسئله مقدم بر حل آن است چون هر رفتار و عملی بدون شناخت منجر به شکست خواهد شد.بعبارت دیگر ، توانای مبتنی بر دانایی است.چقدر خوب ،فردوسی حکیم بزرگ ایران گفته است که:

توانا بود هر که دانا بود       زدانش دل پیر برنا بود.

بنابراین، در وحله اول آشنای و آگاهی از مشکلات و رفتارهای ناپسند وانواع  بی انضباطی ها مهم ترین مسئله است که" افراد مرتبط با نوجوانان و کودکان بایستی از طریق مختلف از جمله مطالعه، با ید با آن آشنا شوند. هیچ پدر و مادر [و معلمی]خود به خود نمی تواند موفق و تونا بشود مگر آنکه دانش های ضروری را کسب کند. علت شکست انسان در تعلیم و تربیت، عدم شناخت او نسبت به خود و نسبت به کودک است."(17).

      کلاس ، مدرسه و یا خانواده هر کدام یک مجموعه ی اجتماعی هستند که رفتارها ؛ اعم از مطلوب و نا مطلوب متاثیر از عوامل مختلف است.بعبارت دیگر؛ عوامل و شرایط مختلفی در ایجاد و یا زمینه سازی رفتارها دخالت دارند.عوامل انگیزشی چه اجتماعی و چه فیزیو لوژیکی،محیط فیزیکی،سبک های مدیریتی معلم،مدیریت زمان و مدیریت کلاس از جمله عوامل کلی هستند.نتیجه طبیعی این متغییرها موجب رفتارهای درست و یا نادرست می شود.تقلب،ترس از شکست بلا گردان، تحریک کننده ها،؛لوده کلاس،خشونت،تخریب،دزدی،تاخیر و غیبت مکرر،و سایر رفتارها نمود های از مشکلات جدی انضباطی هستند .بعبارت دیگر می توان عوامل بر هم زدن نظم را به چند دسته تقسیم کرد.

الف)-عوامل ناشی از رفتار دانش آموز(18)

    1- رفتارهای حرکتی:مثل؛-بلند شدن از جای خود،-ایستادن،-دویدن،-جستن،-پریدن،-راه رفتن،-روی میز رفتن،-جا به جا کردن میز و نمکت و غیره.

    2-تولید صدا: مثل؛-کوبیدن مداد و غیره روی میز و اشیاء دیگر،-تولید صدا با دست،-زدن پا به زمین،-تولید صدا با کاغذ،-انداختن اشیاء و غیره.

     3 -رفتارهای تهاجمی:؛-قاپیدن اشیاء از دیگران،-انداختن کتاب بغل دستی،-نابود کردن  اشیاء دیگران،-مشت زدن،-با پا زدن،-هل دادن،-نیشکان گرفتن،-سیلی زدن،-با اشیاء زدن،-پرت کردن اشیاء به دیگران،گاز گرفتن،-کشیدن مو،-چنگ زدن به صورت.

     4-تغییر جهت:مثل؛-بر گرداندن سربرای نگاه به دیگران،-نشان دادن اشیاء به دیگران،-توجه به بغل دستی و غیره.

     5-رفتارهای کلامی نابجا:مثل؛-بی اجازه معلم جواب دادن،-اظهار نظر کردن بدمن این که سوال شده باشد،-صدا کردن معلم،-گریه کردن،-جیغ کشیدنف-آواز خواندن،-بلند خندیدن،-بلند سرفه کردن،-سوت کشیدن،-گفت و گو با دیگران به هنگامی که معلم خواسته است سکوت برقرار باشد.

     6-بی اعتنایی:مثل؛-بی توجهی به سوال یا دستور معلم،-انجام کاری متفاوت با آنچه از او خواسته شده است،-بازی کردن با مداد،گچ و غیره به جای انجام تکالیف درسی.

     7-وضعیت های نادرست بدنی:مثل،-درست ننشستن.

    8-رفتارهای ناشی از ناراحتی های جسمی و عصبی:مثل؛-تیک ها،-جویدن ناخن و انگشت،-جویدن مداد و لب،-حرکت دادن سر و گردن،-کمی دید چشم و غیره

    9-رفتار قدرت طلبانه: مثل؛-بلند خواندن کتاب برای خود و یا دیگران،-تقلید نقش معلم،انجام ندادن تکلیف درسی.

ب)-عوامل ناشی از رفتار معلم:

( ادامه دارد)

 

زیر نویس:_______________________________________

16- همان

17-به پژوه، احمد"اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان"تهران،نشر رویش،چاپ سوم،1377،ص2923.

18-صفوی ، امان الله"کلیات روش ها و فنون تدریس" تهران،نشر معاصر، چاپ دواردهم،1386،ص167
+ نوشته شده در  88/10/21ساعت 21:55  توسط مدیر سایت  | 

طبقه بندی اهداف آموزشی: حیطه ها

 

طبقه بندی اهداف آموزشی: حیطه ها

             امروزه، کارها و برنامه ها بر اساس اهداف تهیه و تعیین می شوند. بعبارت دیگر، اول اهداف( کوتاه مدت ، میان مدت و یا بلند مدت)تعیین ،مشخص و تعریف  می شوند و پس از عملیاتی کردن به اجرا درمی آیند.اهداف آموزشی نیز در سطح کلان و خرد به همین سیاق است.آنچه در کلاس درس مطرح است اجرای اهداف مورد نظر در کتب با استفاده از طرح درس در چارچوب طبقه بندی حیطه های  سه گانه شناختی ،عاطفی،و روانی –حرکتی است .بعبارت دیگر؛ ضرورت دارد که ضمن مشخص کردن اهداف رفتاری ، حیطه های هر کدام نیز مشخص شود، و الا ارزیابی موفقیت و تحقق و یا عدم تحقق اهداف ممکن نخواهد شد ؛ هرچند که ممکن است حیطه ها همدیگر را پوشش دهند.بنابر این بصورت مختصر حیطه های سه گانه آورده می شود.

         تغییراتی راکه در اثر تعلیم وتربیت در ذهن ایجاد می شود و ماهیت آنها دانش و معلومات است در "حیطه شناختی" قرار داده اند.آنچه به ارزش ها ،نگرش ها و احساسات مر بوط می شود در" حیطه عاطفی" و آنچه که با مهارت های حرکتی ارتباط پیدا می کند ، در حیطه" روانی- حرکتی"جای داده اند*.هر کدام از این حیطه ها دارای طبقاتی هستند که از ساده به پیچیده تنظیم یافته اند. در جهت عمیق تر شدن شناخت و ارزش ها حرکت می کنند.

      بلوم و همکاران، ظاهرا" به طبقه بندی هدف های تربیتی در حیطه روانی- حرکتی علاقه ای نشان نداده اند و دلیل این امر را عدم شواهد و نمونه های کافی از اهداف تربیتی ذر این حیطه قلمداد کرده اند.بر خلاف حیطه های شناختی و عاطفی،طبقه بندیهایی که در حیطه روانی- حرکتی صورت گرفته مورد پذیرش جهانی واقع نشده اند.به طور کلی،این حیطه با مهارت های حرکتی مانندنوشتن،صحبت کردن،دویدت،شنا کردن، و نظایر آنها سر و کار دارد و هدف آن است که این گونه حرکت ها با درستی ، دقت،ظرافت،سرعتو مهارت مطلوب انجام شوند.

نمونه «هدف های کلی آموزشی» و فعل های رفتاری هر طبقه در حیطه شناختی

 

فعل های رفتاری( بصورت زمان حال ساده و سوم شخص مفرد)

هدف کلی آموزشی( نتایج یادگیری)

طبقات

تعریف می کند-توصیف می کند- مشخص می کند- فهرست می کند- نام می برد- تکرار می کند- بیان می کند –جور می کند- نسخه برداری می کند.

اصطلاحات متداول را می داند

مفاهیم اساسی را می داند

روشها را می داند

دانش

مثال می زند-حل می کند-ترجمه می کند-برگردان می کند-تمیز می دهد-تخمین می زند- توضیح می دهد- بسط می دهد-تعمیم می دهد- باز نویسی می کند- پیش بینی می می کند.

اصول را می فهمد

تئوریها را می فهمد

قوانین را می فهمد

درک وفهم

تغییر می دهد-محاسبه می کند- نمایش می دهد- کشف می کند- اندازه گیری می کند- کنترل می کند.

مفاهیم و اصول را در موقعیت جدید به کار می برد.- قوانین ونظریه ها را در موقعیت های عملی بکار می برد.

کاربرد

به اجزا تقسیم می کند-با نمودار نشان می دهد-مجزا می کند- تجزیه می کند- تفکیک می کند- جدا می کند- هجی می کند.

ساختار یک اثرهنری راتجزیه وتحلیل می کند.- جداول ونمودارها را تجزیه وتحلیل می کند.- یک متن ادبی را تجزیه وتحلیل می کند.

تجزیه و تحلیل

طبقه بندی می کند-در هم می امیزد-انشا می کند-تجدید نظرمی کند-باز نویسی می کند-سخنرانی می کند-داستان می نویسد-شعر می سراید-تجدید سازمان می کند- مدون می کند- نمودار تهیه می کند- کروه بندی می کند.

اصول و قواعد را بایکدیگرترکیب می کند

طرح جدید ابداع می کند

مطالب را بایکدیگر ترکیب می کند.

ترکیب

-ارزیابی می کند-مقایسه می کند- نتیجه گیری می کند- مقابله می کند-انتقاد می کند- تفسیر می کند-ربط می دهد- قضاوت می کند- داوری می کند.

یک اثر هنری را ارزشیابی می کند

روش های تدریس را ارزشیابی می کند

قوانین یادگیری را ارزشیابی می کند.

ارزشیابی

 

 

 

نمونه «هدف های کلی تربیتی» و فعل های رفتاری هر طبقه در حیطه عاطفی

فعلهای رفتاری

هدفهای کلی تربیتی

طبقات

می پرسد-انتخاب می کند-دنبال می کند-قرار می دهد-نام می برد-اشاره می کند-توصیف می کند-مشخص می کند-با دقت گوش می دهد-سوال می کند-می نشیند-ارائه می دهد.

نسبت به اهمیت یادگیری آگاهی نشان می دهد.

نسبت به نیاز های انسان ومسائل اجتماعی حساسیت نشان می دهد.

با دقت نسبت به فعالیتهای کلاس توجه می کند

دریافت

پاسخ می دهد-کمک می کند-موافقت می کند-اجابت می کند-پیروی می کند-بحث می کند- تبریک می گوید- اجرا می کند- تمرین می کند-می خواند-گزارش می دهد.

قوانین مدرسه رارعایت می کند.

برای انجام کار ویژه داوطلب می شود

از مطالعه شعر وادب لذت می برد.

واکنش

کامل می کند-پیش قدم می شود-دعوت می کند-ملحق می شود-پیشنهاد می کند-سهیم می شود-کار می کند-مطالعه می کند-تحسین می کند-تشکر می کند.

به نقش علم در زندگی روزمره ارج می نهد.

بست به رفاه و آسایش دیگران علاقه نشان می دهد.

خود را در قبال پیشرفت اجتماعی متعهد می داند.

 

ارزش گذاری

طرف داری می کند-تغییر می دهد-تنظیم می کند-تلفیق می کند-مقایسه می کند-تعمیم می دهد-تعدیل می کند-اصلاح می کند-منظم می کند-سازمان می دهد-ربط می دهد-ترکیب می کند.

نقش برنامه ریزی منظم در حل مسائل را می شناسد.

مطابق توانائیها،علایق واعتقادات خویش برنامه ای برای زندگی خود تدوین می کند.

 

سازمان بندی

تمیز می دهد-تحت نفوذ قرار می دهد-کیفیت چیزی را تعیین می کند-تجدید نظر می کند-خدمت می کند-ممیزی می کند-گلچین می کند-داوری می کند-قضاوت می کند.

برای انجام کار مستقل از خود اعتماد به نفس نشان می دهد.

در فعالیت های گروهی عملا" همکاری می کند .

عادات خوب بهداشتی را رعایت می کند.

تبلور

 

طبقات اصلی حیطه روانی حرکتی دوه

فعل های رفتاری

هدف های کلی آموزشی

طبقه

تمیز می دهد-تمرین می کند-اشتباه خود را رفع می کند.

مشاهده مهارت و تقلید از آن

تقلید

به تنهای مسواک می زند-می دوزد

انجام دادن کار بدون کمک گرفتن از دیگران

اجرای مستقل

رفو می کند – با ظرافت مسواک زده و موارد بهداشتی را رعایت می کند.

انجام عمل با صحت،دقت و ظرافت کافی

دقت

با چرخ خیاطی می دوزد.دوچرخه سواری می کند.

آمیختن بیش از یک مهارت و انجام هماهنگ آنها

هماهنگی حرکات

 مثلا" در رانندگی:همزمان ترمز و کلاچ را فشار می دهد

انجام کامل یک مهارت یا بیشتر به آسانی و به طور خود کار

عادی شدن

 

*- صفوی، امان الله«کلیات روش ها و فنون تدریس» تهران،،نشر معاصر،چاپ دواردهم،1386،صص43-88.

+ نوشته شده در  88/10/16ساعت 1:19  توسط مدیر سایت  | 

انضباط (3)

 

Disciplineموضوع :انضباط

                           (۳)                                      

فرایند تاریخی انضباط(۱۴): پارادایم های انضباط

      برای نشان دادن اهمیت انضباط؛ موضوع رابا یک پاراگراف در مورد تاثیر مسائل انضباطی بر معلمان ادامه می دهیم؛ هرچند علاوه بر معلمان ، خانواده ها نیز با این معضل مواجه و دنبال راه حل می گردند.« بد رفتاری بر رضایت شغلی و شخصی معلم تاثیر دارد.فقدان رضایت شخصی و شغلی معمولا"با افزایش فشار و اضطراب همراه است که منجر به معلم بی رمق می گردد.معلمانی با احساس بی رمقی، لذت اموزش را از دست می دهند . هر روز با نارضایتی به مدرسه می روند.آنها احساس بی علاقگی، خشم و ناکامی می کنند که اینها همراه است با نشانه هایی از قبیل فقدان انرژی،سردرد،بی خوابی و ضعف همیشگی.در یک مطالعه [ در امریکا] 58 در صدمعلمانبد رفتاری دانش آموزان را به عنوان علت اولیه استرس مرتبط باشغل گزارش کردند.زمانی که یاد گیرندگان بد رفتاری می کنند معلم پاسخ غیر موثر می دهد،نتیجه بهبودی اندکی یا هیچ بهبودی در رفتار است،سپس معلم تنش و ناکامی را تجربه می کندو شاید هم مایوس شود*یا دشمنی و خصومت کند. این تعامل منجر به افزایش بد رفتاری دانش آموزان و نهایتا" بی رمقی می شود.»(15).

    الف) اطاعت و فرمانبرداری

         تا سال 1960انضباط و فرمانبرداری از لحاظ معنا در واقع مترادف یکدیگر بودند.هدف القاءاحترام گذاشتن به بزرگترها و اجرای بدون چون وچرای دستورهای بزرگترها بود.بچه ها دیده می شدند ولی صداشان شنیده نمی شدو هر نوع مخالفت با بزرگترها بر چسب«جواب پس دادن» می خورد و با آن برخورد می شد.بزرگترها نگران بیش از حد مطیع و وابسته شدن بچه ها شدند و نوجوانان نیز متوجه سوءاستفاده بزرکترها از قدرتشان شدند و قد علم کردند،لذا افراد در صددتغییر برآمدند.

  ب)- فرزند سالاری

     از دهه1970نظر روانشناسان بر بروز احساسات نوجوانان بود و پدر و مادران تصور کردند که بدون قید وشرط به فرزندان میدان دهند و مسئولیتی کمی از بابت کارهای روزانه طلب کنند.واژ ه ی "نه" والدین حذف شد و گستاخی ومخالفت و بروز خشم روزنه ای به سوی سلامت تلقی شد و جزئی از مراحل رشد محسوب شد. مردم نگران لوس شدن بچه ها شدند که توقع دارند دنیا بر وفق مرادشان باید باشد،لذا پ بردند که روش تادیب باید تغییر کند.

  ج)- اصلاح رفتار

    در هما دهه هفتاد اصلاح اساسی رفتار پذیرفته شد.یعنی رفتارهای پسندیده  باید مورد تعریف وتمجید و با دادن پادش تقویت شودو رفتارهای ناپسند را با استفاده از عقوبت های منفی مانند شماتت و گرفتن امتیاز از بچه باید تقلیل یابد.در این رویکرد ثبات و پایداری عامل کلیدی در توفیق و یا عجز در تلاش وکوشش است.باز افراد نگران شدند که شرط و شروط گذاشتن تا حدی سرد و بی شخصیتی است لذا پی بردند که روش تادیب باید تغییر یابد.

  د)-مدیریت رفتار 

   رویکرد امروزی "مدیریت رفتار" نام گرفته است  و از دهه ی80و90پارادایم مسلط است.آزادی بیشتر و احقاق حقوق شخصی به صورت تقاضایی درآمد .حامیان کودکان برهان می آوردند که بچه ها باید حق وحقوق داشته باشند و به آنان اجازه داده شود تصمیم گیری کنند.چون بچه ها رابرای زندگی در جامعه پیشرفته ای که به سرعت در حال تغییر بود،آماده می کرد.بچه ها با تجربه ی شخصی خود، یاد می گیرند مسئول باشند و نقش بزرگترها تشویق آنان بخاطر انتخاب خوبشان و تغییر رفتار آنان با استفاده از پاداش و عقوبتی بخاطر انتخاب بد و نامناسب است.

   اصلاح رفتار با مدیریت رفتار این فرق را داردکه در اصلاح رفتار،بزرگترها به بچه ها می گفتند چه کار کنند و اگر دستور ها را اجرا می کردند به آنان پاداش داده می شد. در مدیریت رفتاری،به بچه هاآزادی  و حق انتخاب داده می شود و اگر انتخاب آنان پسندیده باشدپاداش می گیرند.

  مشکل اینجاست که در جایی در طول مسیر،ما فراموش می کنیم برای تصمیماتی که بچه ها می گیرند محدودیتی قایل شویم.بچه ها تا بدان حد آزادی انتخاب دارند که رفتارهای ضد اخلاقی وغیر مسئولانه نداشته باشند.در حال حاضر بسیلری از پدران و مادران و آموزگاران نگران این مساله هستند که مبادا حرمت آنان از بین برود.آنان نگران جدایی و تفرقه ی روز افزون در کلاس های درس و ناامنی در مدارس و جامعه هستند.   

  با توجه به هزینه ها ی بی نظمی ها و بی انضباطی ها در مدارس ، خانواده ها و جامعه ،جا دارد اندیشمندان رویکرد های مناسبی را ارائه دهند که با اعتقادات ،فرهنگ وسنن و تحولات امروزی تناسب داشته باشد. مسئولان سیاست گذار نیز لازم است از رفتارهای تبلیغی وسیاست بازانه دست بردارند و رویکرد متناسب با ارزش های جامعه رابا پشتیبانی قوانین اتخاذ کنند تا شاید جامعه از این بحران و بی ثباتی هویتی رهائی یابد.

(ادامه دارد).

زیر نویس:

14-موریش، رونالد«رموز انضباط» ترجمه نفیسه معتکف،تهران،نشر قو،1379،صص11-14.

*- در24/9/88گروه علوم اجتماعی جلسه ی برگزار کرد تا در مورد موضوعات و مسائل گروه درسی تبادل نظر صورت گیرد. در این جلسه که در باره روش های فعال تدریس بخصوص روش همیاری بحث شد .بسیاری از همکاران مطرح کردند که آنها اول با انرژی و با علاقه در جهت مشارکت دانش آموزان تلاش می کنند ولی وقتی می بینند کسی توجه و همکاری نمی کند مایوس شده و به شیوه قدیمی یعنی روخوانی و مشخص کردن سوالات کتاب روی می آورند.( به اصطلاح به کی می خواهند زحمت بکشند وجان بکنند).

۱۵- پیشین،ص18.

+ نوشته شده در  88/10/09ساعت 23:37  توسط مدیر سایت  | 

انضباط(2)

 

موضوع: انضباط:  (2)

discipline

      در این قسمت به معنی مفهوم انضباط می پردازیم ،اما قبل از شروع بحث یک سوال مطرح می کنم.وقتی در یک کلاس درسی با 30نفر دانش آموز؛که بعضی جثه های بزرگ تر از شما دارند،درس می دهید خیلی ساده است که بوسیله مسائل انضباطی مرعوب شوید.اگر دانش آموزی رفتار خودسرانه داشت شما متعجب می شوید.

       اگر از او بخواهید به دفتر برود می رود؟ اگر نرفت چی؟اگر با عصبانیت با من رفتار کرد چی؟او چه خواهد کرد؟*

    اینها سوالات و نگرانی های مشترک هستند. لذا باید روش های انضباطی را مشخص کرد تا در جای که این نکات پیش آمد استفاده کنیم.فرق نمی کند مدرسه و یا خانواده.

معانی و تعاریف

         الف)- معانی

      انضباط به معانی مختلفی در لغت نامه ها آمده است. از جمله:تربیت،کنترل،نظو ونظارت،حس فرمانبری،خوی اطاعت،اطاعت کورکورانه، تنبیه،محدویت،نظم و قاعده و قانون(5).در انگلیسی نیز به معانی :انضباط،انتظام،نظم،تادیب،تربیت،نظارت،قواعد،مقررات و نظامات کلیسائی،تحت نظم وترتیب در آوردن،تادیب کردن،تحت قاعده در آوردن،تربیت کردن،تحت انضباط در آوردن آمده است(6).

      این کلمه در دیکشنری انگلیسی زبان سنت امریکایی شامل پیشگیری  * و درمان و اصلاح می شود. بعلاوه شامل تنبیه که تمایل به تصحیح و آموزش دارد نیز می شود.(7).این مفهوم به توجه به فعل و یا اسم بودن دهها معنی دارد.-آموزش برای تضمین رفتار صحیح،-نظو وکنترل،یک حالت منظم کنترل شده،بخصوص در یک کلاس درس،-رفتار کنترل شده آرام ،حتی در یکوضعیت مشکل و استرس زا، -کنترل هوشیارانه بر سبک زندگی از قبیل خود کنترلی ذهنی ،هدایت و تغییر رفتار،-یک موضوع علمی ،-تنبیه،-مقررات کلیسائی مسیحی،-وادار کردن خود به انجام منظم چیزی، تنبیه کسی برای تقویت اطا عت و آموزش اطاعت به کسی برای اطاعت از مقررات و یا رفتارکردن با یک شیوه قابل قبول.(8).               

    انضباط با کلماتی از قبیل:تحت انضباط،انضباط دهنده ،آموزش انضباط  و حواری هم خانواده است.

 ب)-  تعاریف انضباط 

      با توجه به مکاتب و دوره های مختلف تعاریف متعددی از انضباط ارائه شده است که به چند مورد اشاره می شود.

1- انضباط عبارت است ازموضوع اجرای مقررات ساده ی کلاسی که یادگیری را تسهیل و اختلال را کاهش می دهد.

2- وظیفه ای که زمان بر،نکته به نکته و به آرامی جهت کمک کودکان برای درک هوشیارانه ی این است که به شیوه معین عمل کنند(9)

3-انضبات عبلرت است از اعمال تربیتی که آن تربیت باعث ایجاد نظم در کار و حسن انجام وظیفه طبق موازین تعیین شده در افراد گردیده وتخطی از موازین الزاما" کارکنان را به نوعی تنبیه روبرو می سازد.(10)

- زیر عنوان  دیسیپلین*** در آکسفورد چنین آمده است: الف)-انضباط عبارت است از آموزش یا کنترل با استفاده از یک سیستم تنبیهی با هدف ایجاد اطاعت از قانون؛ب)-رفتار های منظم و کنترل شده که از طریق یک سیستم آموزشی ایجاد می شود.یا مجموعه مقررت برای رفتار- رشته ی از دانش- وروشی که از طریق آن آموزش داده می شود.(11)

 5-  اصطلاح انضباط اغلب یک معنی منفی را در خود داردکه با تنبیه جهت اداره کردن کلاس توسط معلمان در پاسخ به بد رفتاری یکسان فرض می شود.این برداشت منفی از انضباط یک روش محدود و باریک از بررسی موضوع است که تحقیق و جستجو برای پیداکردن  راه حل های متنوع  برای بد رفتاری را محدود می کند.(12)

  6- انضباط همچنین به عنوان رشد خود کنترلی، شخصیت،نظم و ترتیب و کارآمدی تعریف شده است.این تعریف منعکس کننده ی این حکمت است که انضباط از پاسخ صرف به بد رفتاری بیشتر است. به این ترتیب: رشد خود کنترلی،رشد شخصیت و رشد نظم و زندگی سودمند، ؛ نه ترس و مطابقت کورکورانه با قوانین مستبدانه ،{مطرح است}. این معانی با پذیرش مسئولیت زندگی در یک جامعه دموکراتیک، بعلاوه،بالاترین و مقدس ترین اهداف آموزش و پرورش توافق دارد.از این دریچه مثبت ، انضباط برای خود کنترلی یک هدف مهم آموزش و پرورش می شود.لذا رشد خود کنترلی و شخصیت که منجر به یک زندگی سودمند و مثبت شود.(13)

   در یک جمع بندی می توان گفت که؛ انضباط عبارت است ازرشد شخصیت و خود کنترلی فرد از طریق آموزش و تربیت ر فتارها و

مقرراتی که حس مسئولیت،زندگی سودمند و مثبت، ارزشمندی  واحترام به خود، نظم ، فضیلت ، اخلاق،حرمت و انجام وظایف را در افراد ایجاد کند.              

زیر نویس:

*- همکاری می گفت من روز اول خود را نشان می دهم و قوی ترین دانش آموز را کتک می زنم تا بقیه حساب کار دست شان بیایید.اما جالب است که بدانید در سال پیش معاونی که شیوه اش همین بود خیلی زود دانش آموزان در مقابلش ایستادند و موجب شدت بی انضباطی شدند.

 5- همان،ص8.

6-آریانپور،عباس"فرهنگ دانشگاهی انگلیسی –فارسی"تهران ،انتشارات امیر کبیر،1369،زیر عنوان discipline.

. یک اونس پیشگیری به ارزش یک پوند معالجه است.An ounce of prevention isWorth a pound of Cure*

۷-American Heritage Dictionary  of The English Language.  ……………………………………………..

8-www.discipline,degrees and training Quizzes more Home Encyclopedia Dictionary Atlask-۱۲success college and school.

-www.Dscipline,Schoolwide and ClassroomDscipline,By KATHLEN,COTTON………………………

10-نگهداری ، پیشین،ص8.

11-Oxford Advanced LearnerS  Dictionary Of Current English,fifth edition,Editor Jonatan Crowther.Oxford University Press,1999.

discipline***-

12-سویچ، تام و«انضباط برای خود کنترلی» ترجمه حسین ماهور- زهرا مهدوی، سبزوار، انتشارات امید مهر،1383،ص14.

13- همان.

+ نوشته شده در  88/10/02ساعت 23:55  توسط مدیر سایت  | 

برنامه بعد از سه ماه

همکاری محترمی نظر داده که برنامه بعد از اتمام سه ماهه داده شده است از ایشان به خاطر اینکه نظر داده اند تشکر دارم  و جهت اطلاع بیشتر عرض می کنم که برنامه الان  در وبلاگ قرارداده شده ولی  در مهر ماه ارائه شده است.بنابراین زمان ارائه در وبلاگ به معنی ارائه در همین زمان نیست.
+ نوشته شده در  88/10/01ساعت 0:2  توسط مدیر سایت  | 

نظم و انضباط(1)

قسمت اول

موضوع: انضباط

discipline

مقدمه

    مساله مدیریت کلاس از پیچیده ترین موضوع شناخته شده است و تشکیل واداره کلاس با سی نفر دانش آموزاز وقت گیر ترین و طاقت فرساترین فعالیت های حرفه معلمی تلقی می شود.عواملی متعددی در ادره و مدیریت کلاس تاثیر دارند که نظم و انضباط به عنوان عامل اساسی در یادگیری کودکان، اهمیت مدیریت و اداره کلاس را مضاعف کرده است

     انضباط آن است که فرد در درون خود بپذیرد که باید خوددارو مسلط بر اعمال و احوال خویش باشد؛ اما نظم آن است که فرد خود را با دیگران موافق یک حرکت جمعی بداند و برای یک فغالیت گروهی آماده شده و همراهی و همکاری کند. در اینجا معمولا" سازگاری مطرح است و انچه آدمی را آدم می کند.اول نظم است و پس از پیدایش انضباط ،نظم می تواند موثر واقع گردد. انضباط نتیجه تربیت است و حال آنکه نظم وسیله تربیت است .این وسیله زمانی کاربرد دارد که با هدف تطبیق داشته باشد. بنابراین انضباط باید برطبق اصول اعتقادی و روانشناسی در رفتار و کردار افراد نقش بندد و سپس نظم در قالب انضباط با توجه به ظرفیت و اندیشه فرد پیاده گردد(1).

    انضباط و نظم سر سلسله کلیه امورات است.هر سازمان و محفلی که از نظم و انضباط اصولی خالی باشد امید هیچگونه پیشرفتی انتظار نمی رود.همانگونه که خداوند مبنای طبیعت را برنظم و قاعده و قانون نهاده است شایسته است که جامعه ما نظم و انضباط را سرلوحه خویش قرارداده(2) و سیاست و خط مشی های علمی و عقلی و منطقی طراحی و به شیوه ی منطقی اعمال گردد تا به اهداف عالی خویش برسد.

   فقدان انضباط مهمترین مسئله است که نظام آموزش ملی با آن مواجه است.بسیاری از متولیان آموزش و پرورش و دانش آموزان و معلمان به شدت در مورد بی نظمی و خطر در محیط مدرسه نگران هستند.تقلب ، تهدید،جیم شدن،استفاده از مواد و بد رفتاری های معمول در کلاس درس نیمی از وقت کلاس را به خود اختصاص می دهد(3).بعلاوه ، موضوع انضباط  درتمام جلسات اداری آموزشی_،خانوادگی مطرح می شود.در نتیجه انضباط مسئله مهمی است که در موفقیت فرزندان و دانش آموزان نقش اساسی دارد و جا دارد مورد بررسی جدی قرار گیرد(4).در این مقوله معانی و تعاریف نظم ،مقررات نظریه های انضباطی ،عوامل موثر بربی انضباطی، انواع بی انضباطی و راه حلهای موجودمورد بحث قرار خواهد گرفت.

   زیرنویس:

 1-نگهداری ،گرام«شیوه های نوین برقراری انضباط در خانه،مدرسه و اداره» شیراز،کوشامهر،1380،صص 82-82.

 2- همان،ص6.

3-cotton,K"Instructional Reinforcement"close- up,no.3.portland,1988,preface.

4-پیشین،ص1.

+ نوشته شده در  88/09/30ساعت 23:32  توسط مدیر سایت  | 

برنامه بازدید سه ماهه اول سال تحصیلی88

ریزبرنامه سه ماهه اول سال تحصیلی 1389- 1388گروه درسی علوم اجتماعی  آموزش وپرورش ناحیه 2 تبریز

ماه

هفته

تاریخ

شرح فعالیت

روز

ساعت

ملاحظات

مهر

هقته اول

 

 

           7/7/88     

 

تدوین وتنظیم بر نامه سالانه

 

سه شنبه

8  صبح

 

 

سر گروه های: عربی علوم اجتماعی- تاریخ- روان شناسی- واقتصاد بطورهمزمان ازمدارس بازدید خواهند کرد

هفته دوم

 

           14/7/88

 

باز دید از دبیرستان : حافظ و ولایت

 

  "

 

 

"   "

هفته سوم

 

           21/7/88

 

بازدید از دبیرستان: حضرت فاطمه(س) وفاطمیه

 

   "

 

"   "

هفته چهارم

 

            28/7/88

 

بازدی از دبیرستان :فتح المبین و فرهنگ

 

   "

 

"   "

آبان

هفته اول

5/8/88

 

بازدید از دبیرستان :مولا و حضرت صدیقه(س)

 

   "

                          

"   "

 

هفته دوم

 12/8/88

 

باز دید از دبیرستان :معنوی و صدرا

              

   "

 

"   "

هفته سوم

19/8/88

 

باز دید از دبیرستان دخترانه: محدثه و صدرا

 

   "

                          

"   "

هفته چهارم

 

 26/8/88

 

بازدید از دبیرستان دخترانه:فخریه و هنرستان شهید رجائی

 

    "

 

"   "

آذر

هفته اول

 

 3/9/88

 

بازدید از دبیرستان خوارزمی و ثقه الاسلام و شهید زمردی

 

    "

 

11 صبح

 

هفته دوم

 

 10/9/88

 

بازدید از دبیرستان سعدی و فردوسی

 

     "

 

8 صبح

هفته سوم

 

 17/9/88

 

باز دید از دبیرستان امام صادق (ع) و علویه

 

     "

 

"  "

هفته چهارم

 

  24/9/88

 

باز دید از دبیرستان های دخترانه ی:سمیه1- سمیه2 – و تلاش

 

     "

                         

11 صبح

 

 

+ نوشته شده در  88/09/25ساعت 21:47  توسط مدیر سایت  | 

برنامه سالانه گروه علوم اجتماعی

کارشناسی تکنولوژی و گرو ههای آموزشی متوسطه ناحیه 2 تبریز     برنامه عملیاتی گروه درسی ...علوم اجتماعی................. ناحیه 2 تبریز سال تحصیلی-1389 1388

برنامه

فعالیت

پیامد

شیوه ارزشیابی

زمان اجرا

بهبود روشهای یاد دهی یاد گیری

1-برگزاری کارگاه آموزشی و علمی برای گروه

 

2- فراخوان طرح درس با استفاده از روش های نوین تدریس وطراحی و تهیه نرم افزار

3- تهیه روش های فعال تدریس و ار سال به مدارس

4- ایجاد تعامل با اعضای گروه وضمن خدمت وسرپرست گروه ها

1/1- همفکری وتبادل نظر در مورد مدیریت کلاس درس (از جمله:- مقرات کلاس ؛- تنظیم زمان؛- و.. ومعرفی کتاب وشبکهteachers net, و جزوهء)1/2- انتقال تجارب دبیران موفق

برای ارتقای کیفیت آموزشی و ایجاد حس مفید بودن در معلمان پر تلاش 3/1- ارتقاءسطح علمی دبیران ؛4/1- اشنایی با حیطه های آموزشی و دادن بروشور های حیطه ها 5/1- استاندارد سازی سوالات.

1/2- آشنای دبیران با روش های پویا وفعال؛2/2-توانمند سازی دبیران؛3/2- تغییر روش تدریس دبیران؛ 4/2- تشویق آنها برای استفاده از طرح درس ؛5/2- تشویق آنها برای مشارکت در جشنواره الگوی برتر تدریس ومسابقات کتابخوانی 6/2-تلاش برای  ایجاد حس مسئولیت پذیری در قبال کشور و فرزندان کشور

1/3-  ارتقائ شناخت و آگاهی همکاران  از شیوه ها ی تدریس؛2/3-نهادینه کردن روش فعال تدریس

1/4- ایجاد حس اعتماد؛2/4- تلاش برای اظهار مشکلات  آموزشی و تبادل نظر برای رفع آنها؛3/4- تلاش و درخواست برای برگزاری دوره های مورد نیاز.

 

- پرسشنامه نظر سنجی

 

 

 

 

 

- ارزیابی بر اساس ملا ک های از پیش تعیین شده

- ارزیاتبی بر اساس مستندات

 

 

 

- ارزیابی در بازدیدها

- ارزیابی بر اساس مستندات

- نظر سنجی و ارزیابی در کارگاه های آموزشی و تماسها

- اولین جلسه درمهر ماه-و بقیه  در طول سال

 

 

 

 

طول سال

 

 

 

 

تا دی ماه

 

طول سال

نوآوری و خلاقیت  در تولید و بررسی و نقد محتوای درسی

 

1- فراخوان مقاله وهرگونه نظر و پیشنهاد در زمینه کتب درسی علوم اجتماعی و نقد وارزشیابی انها.

2- نقد وبررسی جزوات ارسالی همکاران.

3- درخواست ارسال سوالات امتحانی داخلی و نقد وبررسی سوالات امتحانی.

 

 

1/1- توانمند سازی همکاران 2/1- ترویج روحیه مطالعه؛3/1- تقویت روحیه مسئولیت پذیری و پاسخگویی,4/1- درخواست برگزاری کارگاه آموزشی از ضمن خدمت در زمینه شیوه های تحلیل محتوا ونقد وبررسی کتب درسی برای ارتقائ سطح علمی دبیران ؛5/1 - تلاش برای استاندارد سازی سوالات با وجود در نظر گرفتن سطح علمی دانش آموزان هر مدرسه.

 

- از طریق بررسی مستندات و نظر سنجی از نیاز های آنها به آموزش.

- طول سال

- بعد از امتحانات

نظارت و سنجش و ارزشیابی

 

1- بازدید از واحدهای آموزشی وارزیابی عملکرد بطور مستند.

2- بررسی اوراق امتحانی

3- تعامل با سرگروه های استان وناحیه وضمن خدمت و امتحانات.

4- تعامل با کارشناسی ناحیه

5- تقویت تعامل و ارتباط الکترونیکی

 

1/1- تبادل نظرات ومشورت و نظر خواهی از دبیران در زمینه راهکار های مناسب برای ارتقاء کیفیت آموزشی

2- شناسایی نقاط ضعف و قوت و رفع نقاط ضعف و تشویق افراد فعال

1/3 - بهره مندی از نظرات و راهکارهای آنها و انتقال آنها به همکاران.؛2/3- تبادل نظر جهت کسب اطلاعات در مورد برنامه های استانی وکشوری ومطرح کردن مشکلات وخواست ها.

4- ایجاد روحیه سوال و مشارکت وتبادل نظردر همکاران

 

- بر اساس فرم های بازدید

 

- یطور مستند

 

- نظر خواهی مستمر

- میزان تماس با وبلاگ ناحیه

 

طول سال

تهیه و تنظیم: سرگروه علوم اجتماعی

+ نوشته شده در  88/09/25ساعت 21:45  توسط مدیر سایت  | 

عملکرد سه ماهه اول سالتحصیلی گروه علوم اجتماعی

عملکرد سه ماهه اول سرگروه درسی رشته  علوم اجتماعی  متوسطه ناحیه 2 تبریز در سال تحصیلی 89-88

زمان اجرا

عنوان عملکرد

مهر

- بازدید از مدارس: - حافظ و دبیرستان ولایت در 14/7/88- دخترانه فاطمیه و حضرت معصومه در 12/7/88- دبیرستان فرهنگ و فتح المبین در 28/7/88.

- توضیح: بازخورد این مدارس به دلیل اینکه هنوز مدارس سر و سامان نگرفته بودند بصورت حضوری ارائه شد.

- تنظیم برنامه سالانه گروه.

- تنظیم برنامه ماهانه ی بازدید .

- حضور در جلسه گروههای آموزشی که در 25/6/88 با حضور مسئولان استان تشکیل شده بود.

- تشکیل گردهمایی گروه در دبیرستان خوارزمی در 21/7/88 وتبادل نظر در مورد ضرورت طرح درس و عوامل موثر در عملکرد معلم و ارائه بازخوردهای لازم در زمینه مدیریت کلاس و مقررات کلاس درس و حیطه های آموزشی.

-  تهیه بازخورد های موثر در تدریس و ارسال آنها به مدارس.

- شرکت در جلسه تود یع و معرفی مدیر گروهها.

آبان

- بازدید از مدارس:- پسرانه صدرا در مورخه12/8/88 – دخترانه محدثه و صدرا در 19/8/88- مو لی ،امام جواد(ع) و حضرت صدیقه در26/8/88.

                       توضیح:بازخورد این مدارس که شامل لیست کتب مرجع ، نمونه طرح درس تنظیم شده و نمونه فرم طرح درس بود در محل ارائه گردید.

- حضور در محل دبیرخانه گروه در اداره در 5/8/88  طبق نظر مدیر محترم گروههای آموزشی.- در حضور در دبیرخانه  استان و تبادل نظر با سرگروه علوم اجتماعی.

- تهیه و تنظیم طرح درس ،لیست کتب مرجع و اصطلاحات جامعه شناسی سوم به همراه معادل انگلیسی آنها و ارسال به مدارس و وبلاگ.

 

آذر

- بازدید از مدارس:- هنرستان شهید رجائی و دخترانه فخریه در3/9/88- خوارزمی و شهید زمردی در17/9/88-

                         - ارسال بازخورد به مدارس فوق .

- شرکت در گردهمایی گروههای آموزشی استانی در 10/9/88.

- برگزاری گردهمایی دبیران جامعه شناسی سال سوم و تبادل نظر در مورد نقد و بررسی کتاب.

- نقد و بررسی جامعه شناسی سوم انسانی.

- تهیه و ارسال مطالب به وبلاگ از قبیل : نقد و بررسی لیبرالیسم، سوالات جامعه  شناسی سوم ، اصطلاحات نظام بین الملل، گزارش جلسات گروه  ، سیر تاریخی لیبرالیسم و سایر مطالب.

- برگزاری همایش گروه در 24/9/88 در خوارزمی و تبادل نظر در مورد سوالات امتحانی و روش های تدریس بخصوص همیاری.

- ارائه بازخورد به دبیران در مورد اصول سوالات امتحانی.

- ارائه بازخورد به دبیران و مدارس بصورت سی دی در مورد شیوه همیاری و تدریس گروهی.(سی دی های مربوطه به دبیرستان فخریه جهت کپی داده شده که به محض آماده شدن از طریق اداره به همه مدارس ارائه خواهد شد)

- تبادل نظر با مسئول ضمن خدمت ناحیه در مورد ضرورت برگزاری دوره های آموزشی روش های فعال تدریس.

تعداد بازخورد های ارسالی به مدارس بازدید شده: چهار مورد شامل مدارس:- فخریه ،شهید زمردی،خوارزمی وهنرستان شهیدرجائی و بقیه در محل ارائه شده.

           

+ نوشته شده در  88/09/25ساعت 21:41  توسط مدیر سایت  | 

گزارش جلسه گروه های آموزشی علوم اجتماعی و اقتصاد

 

فرم جمع بندی نظرات و پیشنهادات سر گروههای درسی  پایه /رشته :علوم اجتماعی و اقتصاد در

گردهمایی مورخه   24  /   9       /       88                    محل گردهمایی: دبیرستان خوارزمی

دستور جلسه:1- تبادل نظر در مورد اصول و مقررات  سوالات امتحانی

                 2- بحث و تبادل نظر در مورد روش های فعال تدریس

 

موارد مطرح شده: الف)- آقتصاد: - توجه به تغییرات کتاب – توجه به بودجه بندی و بارم جدید

                         ب)- علوم اجتماعی : -1-امتحانات نیمه اول شامل(- بودجه بندی،-استفاده از انواع سوالات یعنی تشریحی ، چند گزینه ی،صحیح و غلط ، بلی و خیر،- رعایت ادبیات و  وضوح،- رعایت بارم حیطه ها).2- گزارش نتیجه جلسه گروه آموزشی استان شامل(- مسابقه طرح درس نویسی از درس اول فصل اول جامعه شناسی سوم انسانی تا پایان بهمن ماه در پاور پوئینت*.،- نقد و بررسی کتاب  جامعه شناسی پیش دانشگاهی تا هفته اول دی ماه برحسب: محتواف ، مبانی نظری،تصاویر و نمودارها،- تهیه کلیپ های آموزشی با موضوعات آزاد بصورت فیلم کوتاه و انیمیشن  در برنامه یولید یا اسناجت**،-) 3- بحث در مورد روش های فعال تدریس: روش همیاری 

                               *power point     ** ulead-, or -snagit

اهم مسائل و مشکلات عمده پایه / رشته:

 

راهکارهای پیشنهادی برای مسائل و مشکلات:الف)- در زمینه ی اقتصاد بازخورد های ضروری ارائه شد. فرم های بارم و تغییرات در صفحات  به همراه مطالبی  مربوط به تعاریف ، روش ها   و جزوه ی در مورد روشهای فعال در اختیار همکاران حاضر قرار گرفت.

                                                              ب)- علوم اجتماعی: بعد از بحث کوتاهی، 1- خلاصه ای از اصول و مقررات درمورد سوالات امتحانی  تحویل همکاران حاضر شد.2- در مورد نقد و بررسی کتب و طرح درس نویسی ، از همکاران خواسته شد که فعالیتی انجام دهند و  دیگران را از نکته نظرات خود بهره مند سازند.3- روش های فعال بخصوص همیاری: مباحثه و پرسش و پاسخ انجام گرفت.یکی از همکاران شیوه ی اجرای این روش را توضیح داد. سپس سرگروه مربوطه امکان اجرای بودن این روش را متذکر شدند و بطور مختصر در باره این روش تدریس توضیحاتی دادند و سپس قرار شد جهت آشنایی بیشتر همکاران نمونه های اجرا شده در اختیار مدارس قرار گیرد که تا هفته آینده این کار انجام خواهد شد.

                                                                 ج)- از نظر همکاران با وجود مناسب بودن روش های فعال برای ایجاد تفکر و خلاقیت ، از نظر امتحانات پایانی نتیجه نمی دهد چون تاکید امتحان بر مطالب و جاهای خاص کتاب است.

                                                                 د)- مباحثه همکاران نشان می دهد که اکثر همکاران آشنایی با روش همیاری ندارند و لذا برگزاری دوره های آموزشی ضرورت دارد.

نتایج بدست امده:- تبادل نظر همکاران در موضوعات بالا،- ارائه بازخورد های لازم برای طرح درست سوالات امتحانی ،- ارائه بازخورد های لازم برای آشنایی و اجرای شیوه های تدریس فعال از جمله روش همیاری،- بحث در مورد بهره مند ساختن همکاران از نکته نظرهای خود،- بحث در مورد نکات مثبت منفی روش های فعال تدریس.

 

نام ونام:سرگروه اقتصاد: امیر هریز چی

           سرگروه علوم اجتماعی: بهروز نوروزی

 

غائبین جلسه مدارس

 

حاضرین جلسه: در فرم جداگانه

 

 

کارشناسی تکنولوژی و گروههای اموزشی ناحیه 2 تبریز
+ نوشته شده در  88/09/24ساعت 21:9  توسط مدیر سایت  | 

تعاریف و اصطلاحات در نظام بین الملل و روابط بین الملل

            تعاریف واصطلاحات در نظام بین الملل    

            سیاست بین الملل(InternationalPolitics) یامربوط به امور داخلی (DomsticAffairs)است یا مر بوط به امور بین الملل(InternationalAffairs).غالبا" تصور می شود امور بین الملل در مقایسه با امور داخلی کم اهمیت است ولی در عصر جنگهای جهانی،سیستم سلاحهای هسته ای وسفینه های فضای اینگونه داوری در باره سیاست خارجی منطبق با واقعیات نیست ، بلکه عکس  این مطا لب [تا حدی زیادی ]درست است یعنی امور بین المللی حوزه امور داخلی را تعیین می کند.مثلا" هزینه دفاعی یک کشور نه تنهابستگی به فراهم بودن به منابع مالی دارد بلکه ارتباط مستقیم با مسئله امنیت خارجی(ForeignSecurity) ووجود تهدید یا سیاست تجاوز کارانه کشورهای دیگر دارد.هر گونه برنامه ریزی اجتماعی در صورت وقوع جنگ کوششی بی حاصل خواهد بود .(۱)(                                                                                                                                                                      

      فهم مفاهیم اولیه در روابط بین الملل وروابط دولتها اهمیت دارد.اصطلاحاتی مانند سیاست قدرت،سیاست خارجی ،روابط بین الملل و....از مفاهیم پایه ای محسوب می شوند. درک وفهم این مفاهیم برای دانشجویان وافراد تصمیم گیرنده در این حوزه ضرورت دارد. در این مقولۀ به تعریف و توضیح بعضی از مفاهیم رایج ومهم این رشته پرداخته می شود.

·        سیاست قدرتمندانه (Power Politic): منظور بیان نوعی رابطه میان کشورها است که دارای مشخصات زیر است:دیپلماسی واقتصاد قدرتمندانه،تسلیحات،اتحادیه های دفاعی،امپریالیسم،موازنه قدرت وجنگ.در اینگونه محیط اجتماعی هدف هر عضو در درجه اول حفظ موجودیت خودوتامین حداکثر منافع خویش است .بدین منظور استفاده از هر گونه وسیله ای جایز می شمارد.غایت ومطلوب عضو است نه اجتماع.حقوق واخلاق ونهادهای اجتماعی همگی زیر دست وتابع منافع انفرادی قرارمی گیرد. درجه اهمیت کشورهادر این سیستم بستگی به مقدارفدرتی داردکه یک کشور در صورت وقوع کشاکش وبرخورد بتواند اعمال کند.( 2)

·        قدرت(Power): قدرت تا بحال مهمترین عامل در روابط بین الملل بوده است.قدرت توانائی تحمیل خواستهای خود بر دیگران واعمال ضمانت اجراء در صورت تخلف است.بعبارت دیگر،قدرت عبارتست از توانائی بر اجبار قطع نظر از عقلائی بودن آن.همیشه ضرورت ندارد قدرت اعمال گردد یا بصورت زور ظاهر شودبلکه صرف وجود قدرت کافی است که سایر اعضارا باطاعت از عامل نیرومند وادارد. تسلیم در مقابل طرف نیرومند برای جلوگیری از عواقب سوء مقاومت صورت می گیرد.صرف وجود قدرت وامکان استفاده از آن بصورت مادی  یا تهدیدممکن است به تقاضای طرف نیرومند جامه عمل بپو شاند.در اینمورد، قطع نظر از حق یا ناحق بودن، یک طرف آنچه را که می خواهد بدست می آوردوطرف دیگرآنچه را باید بپذیرد می پذیرد.سیاست قدرت از کار باز نمی ماندووجود سازمانها نباید ما راغافل کندوبایدرسیدگی کردکه آیاارکان سازمانهای بین المللی سرپوش بر سیاست قدرتمندانه هستند یادر محدوده اختیارات آزادی عمل دارند.بعلاوه استفاده ار عبارات مثل استفاده از قدرت بخاطر منافع بین المللی تاثیری در اصل موضوع ندارد زیرا در صحنه بین المللی تا زمانی که"مدعی در عین حال قاضی  دعوای خویش است"مرز بین حقوق وسیاست قابل تفکیک نیست.(   3)

·        سیاست بین الملل ؛ روابط بین الملل وسیاست خارجی: (International Politic-International Relations And Foriegn Politic) سیاست بین الملل به مطالعه اقدامات دولتها وواکنش ها یا پاسخ های سا یرین وبطورکلی اعمال ورفتارهای متقابل دویا چندواحد سیاسی اطلاق می شود. در این فرایند بطور عمده روابط واحدهای رسمی حکومتی با یکدیگر مورد توجه قرار می گیرد. بعبارت دیگر، رفتارها وکارکردهای بین المللی تا آنجا مورد نظر قرار می گیرد که بگونه ای از طریق دولتها صورت پذیرد.(4)

·        روابط بین الملل به تمام اشکال کنش متقابل (کنش وپاسخ) بین کشورهای مختلف خواه از طرف حکومت تصدی شده باشد یانه،اطلاق می گردد.در سیاست خارجی مطالعه تصمیمات وعمل ونیز شرایط و متغییرهای مورد نظر است که تعیین هدفها وکنش های دیپلماتیک را تحت تاثیر قرار دهد. بطور کلی، مطالعه هدفهای دولت،متغییرهائی که انتخاب هدف را تحت تاثیر قرار می دهد،و برخی تکنیک هائیکه برای حصول آن بکار می رود مر بوط به سیاست خارجی است. (5)

·        در روابط بین الملل علاوه برسیاست خارجی کشورها وفراگردهای بین کشورها،اتحادیه های کارگری جهانی وصلیب سرخ بین الملل،جهانگردی  ارتباطات،حمل ونقل،تجارت بین الملل، ارزشها واخلاقیات بین الملل موردبررسی قرار می گیرد. در سیاست بین الملل  وقتی به این مسائل می پردازند که به هدفهای دولت مر بوط باشد یا توسط دولت(یعنی حکومت) مورد بهره برداری قرار گیرد. در روابط بین الملل به تمام جنبه های تجارت بین الملل علا قه مندیم ولی در سیاست بین الملل فقط تاآنجا که تجارت بعنوان ابزار تشویق ویا تنبیه یا برای هدفهای سیاسی بکار می رود مورد توجه است. هنگامیکه تصمیمات وعمل متخذ توسط یک کشور به عنوان جزئی از یک الگوی کنش و واکنش یا پاسخ توسط دیگران مورد مطالعه قرارد گیرد، موضوع جزء سیاست بین الملل است یعنی تقریبا" تفاوت بین کنش (مشتمل بر تصمیمات وسیاستهای) یک یا چند کشور وکنش متقابل بین دو یا چند کشور است.(6)

·        نظام بین الملل(InternationalSystem): نظام بین الملل محیطی است که در آن واحدهای سیاست بین الملل عمل می کنند بطوریکه رفتارها،جهت گیریها،نیت ها وخواستهای واحدهای مزبور از نظام بین الملل تاثیر می پذیرد.هر نظامی دارا ی مجموعه ای از متغییرهای وابسته به یکدیگر است که هر گونه تغییری در هر یک از عناصر متشکله نظام به سایر بخش های آ ن نیز سرایت می کندو آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.این متغییرها عبارتند از :1-نهاده ها(Input)- شامل خواسته ها منافع،پشتیبانی ومخالفتها است. 2-داده ها-(Out put)که نتیجه کار نظام است وبصورت استراتژیها، تصمیمات ومانند آنها ظاهر می گردد.3-محیط داخلی وخارجی. 4-بازخوردها(Feedback)- که تاثیر داده ها بر نهاده هاست که بصورت مثبت ومنفی عمل می کند  (7)

زیر نویس ها

1- مقتدر، هوشنگ" سیاست بین الملل وسیاست خارجی  " تهران، انتشارات مفهرس،1373 ،ص1.                      2-  همان ،صص1-11.

3- همان.

4- قوام، عبدالعلی«اصول سیاست خارجی و سیاست بین المللـل»تهران،انتشارات سمت،1370، ص12.

5-پیشین،ص34.

6-پیشین،ص27.

7-قوام، پیشین،ص27.

+ نوشته شده در  88/09/22ساعت 0:34  توسط مدیر سایت  | 

سوالات امتحانی: معیارها

 

به نام خدا 

                        موضوع: سوالات امتحانی

             

   سوالات امتحانی  ملاک و معیاری برای ارزیابی تلاش معلمان ، میزان یادگیری دانش آموزان و عملکرد همه دست اندر کاران  است. این ارزشیابی اصطلاحا" به ارزشیابی تراکمی معروف است.این ارزشیابی در صورتی  معتبر است که به لحاظ صوری و محتوای  درست طراحی شده باشد. توجه به  حیطه های آموزشی، رعایت بودجه بندی کتاب ، ارائه و طراحی سوالات از فصول مختلف، رعایت اهداف مورد نظر،رعایت اصول فنی و ادبی ، دادن نمرات منطقی به سوالات و سایر فاکتورها از جمله این معیارها هستند. عومل مختلفی این موضوع را در سال های اخیر تحت شعاع قرار داده اند. از جمله:- نا آشنای بسیاری از همکاران با اصول مورد نظر و بی توجهی مسئولان به امر مهم آموزش ضمن خدمت،- بسیاری از همکاران از ارگان های مختلف وارد آموزش و پرورش شده اند و یا در رشته های غیر دبیری تحصیل کرد ه اند و آموزش و پرورس نیز بدون آموزش لازم همه را جذب کرده است.- عدم نظارت در امتحانات و نبود ارزیابی دقیق و ارائه بازخورد های موثر همراه با آموزش،- نارضایتی همکاران از وضعیت خود و بی تفاوتی به مسائل آموزشی،- تاکید بر میزان قبولی و در نتیجه بی توجهی به امتحان،- بی ثمر بودن تلاش مضاعف معلمان در پیشرفت شغلی و رفاهی آنها،- سیاست زدگی اکثر بخش های اموزش و پرورش ، به این دلیل که عامل ارتقاء یا حفظ سمت جای دیگر است نه تلاش و کوشش در محل خدمت برای اهداف مورد نظر.محدویت ها و موانع اجتماعی و فرهنگی بدلیل عملکرد انسانی  دور باطل ایجاد کرده اند. رفع و بر طرف کردن این موانع اراده و همت همراه با شناخت لازم دارد و بدین جهت معلمان عزیز در صف اول قرار دارند و می توانند با تلاش دلسوزانه در تربیت انسانهای متعهد و توانا این گره ها را بگشایند.

       بنابر این در صدد برآمدیم مباحث هر چند ناکافی خدمت همکاران محترم ارائه نمائیم. امیدوارم همکاران عالم و صاحب نظر در این مورد همت کرده و سایر همکارا ن را از دانسته ها و علم خود مستفیذ نمایند.

      1- مشخصات ظاهری:

        -مشخصات سربرگ بطور کامل نوشته شود

        -سوالات خوانا و تایپ شده باشد.

        - مطابقت نمرات با سوالات

         -پر رنگ کردن موارد منفی

   2- ویراستاری

        -نبود غلط املایی

        - استفاده از نشانه گذاری

         - روان بودن و رعایت نکات دستوری

   3-ملاک های فنی

          - تنظیم از ساده به مشکل

          - توجه به اهداف آموزشی

           -وجود انواع سوالات

           - تناسب نمره با سوال

           - رعایت بودجه بندی و بارم فصل ها

            - مشخص کردن دامنه و حد سوالات انشائی

            - واضح بودن سوالات

            - هر سوال یک هدف آموزشی را بسنجد

             - در چهارچوب کتاب بودن سوالات

 4- تنوع در نوع سوالات:

              الف)- سوالات تشریحی:

                    -هر سوال را با توجه به  یک هدف آموزشی یا یک موضوع بنویسید.

                    - از سوالات تشریحی برای اندازه گیری هدف های طبقات بالای طبقه بندی هدف های آموزشی (تحلیل، ترکیب،ارزشیابی) استفاده کنید.

                      -به آزمون شوندگان حق انتخاب چند سوال از میان تعدادی سوال ندهید.

                     - برای کاستن از ضعف نمونه گیری سوالات تشریحی، تعداد سوالات جواب کوتاه را افزایش دهید.

           ب)- سوالات چند گزینه ای:

                   - هر سوال یک هدف یا موضوع آموزشی را اندازه بگیرد.

                   - بیش از یک مساله یا مطلب در سوال قرار نگیرد.

                   - سوال ها واضح و روشن باشند.

                    - مطالب اصلی سوال را کامل بنویسید.

                    - خوداری از تکرار مطالب.

                     - برجسته نوشتن سوالات منفی و یا خط کشیدن در زیر آن.

                     - مستقل بودن سوالات( پاسخ به یک سوال شرط لازم برای پاسخ دادن به سوال دیگر نباشد)

                      - طول گزینه درست را در سوال های مختلف تغییر دهید.

                      - جای خالی در جملات ناتمام در قسمت آخر جمله قرار گیرد.

                       - محل گزینه صحیح در میان گزینه های انحرافی بطور تصادفی انتخاب شود.

            5- تصحیح پاسخ های سوالات تشریحی:

                     - پاسخ را سوال به سوال اصلاح کنید نه ورقه به ورقه.

                      -خوداری از شناسایی نام صاحبان ورقه ها.

                       - تصحیح تمام پاسخ های آزمون شوندگان به یک سوال در یک نشست  و بدون وقفه زمانی>

                       - به نمرات سوال های که قبلا" تصحیح کرد ه اید نگاه نکنید.

                       - تصحیح اشتباهات دانش آموزان و درج اظهار نظرهای خود.

           6 - رعایت حیطه های آموزشی( جدول پایین)

جدول تقسیم بندی نمرات به سطوح حیطه های شناختی جهت طرح سوالات دوره متوسطه نظری

(علوم اجتماعی و اقتصاد)

 

تقسیم نمره بین سطوح مختلف حیطه های شناختی

نام درس

ردیف

جمع کل نمرات

ارزشیابی

ترکیب

تجزیه وتحلیل

کاربرد

درک

دانش

20

1

1

2

3

7

6

مطالعات اجتماعی

1

20

1

1

2

3

7

6

جامعه شناسی 1

2

20

1

1

2

3

7

6

جامعه شناسی2

3

20

1

1

2

3

7

6

جامعه شناسی پیش دانشگاهی

4

20

1

1

2

4

7

5

اقتصاد

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  88/09/17ساعت 0:12  توسط مدیر سایت  | 

تشویق: معیارها، کیفیت ،کمیت و زمان

                                                        تشویق :معیارها؛کیفیت ؛ کمیت  و زمان

معیارها

انواع تشویق :توسط مدیرومعاونان

زمان

انواع تشویق : توسط معلم

منابع مالی

 

-دانش آموزی که نسبت به گذشته خودپشرفت تحصیلی کرده است .

 

-انجام هرکاری که موجب فعالیت وشادابی شود.

- دست دادن وآفرین گفتن.

- هدیه دادن

همیشه

1- رفتارهای مثبت:

- رفتاری دلسوزانه وهنرمندانه با همه دانش آموزان وتوجه به اهداف تعلیم وتربیت

-ارفاق برای روحیه دادن.

-دادن فرصت جبران ونادیده گرفتن نمرات پایین درصورت جبران.

-یاداشت مثبت فعالیتها

-آفرین گفتن ودست دادن .

-تشویق درجمع ودرتنهای درزمان پیشرفت ودرزمان افت .

-ارفاق بصورت استثناءی (مثلا" گفتن اینکه اگر یک پانزده بگیری یکی از نمرات پایین نادیده گرفته می شود.)

- ایجاد فرصت یکسان برای خواندن درس ویابرای حل تمرین برای تقویت توانای خواندن واجتماعی شدن .

- تمجید از آنهائیکه که فعال وآماده هستند.

2- رفتارهای بازدارنده :

- خوداری از اظهار نظرهای مایوس کننده (مثل تو هیچی نمی شی )

- تذکر در تنهای وخوداری از تنبیه به هرصورتی در حضور جمع .

- معرفی به مشاوران درموارد انضباطی وافت تحصیلی وتا حدامکان پی گیری آن .

- رفتار برابرباآنهای که درشرایط برابر هستند.

- تلاش درجهت برقراری نظم درکلاس وسپس ارائه درس

- خودداری از دادن تکلیف بعنوان تنبیه

- استفاده از پرسش مستمر

 

 

-تامین قسمتی از هزینه هااز خوددانش آموزان (مثل گردش ،بازدیدها و..)

- مشورت باوالدین برای دادن هدیه توسط خود والدین.

- استفاده از امکانات موجود مدرسه مثل زمین بازی وکامپیوتر وکتابخانه وآزمایشگاه

- دادن هدیه ها وجوایز کم هزینه مثل : کتاب ؛.قرآن،.نهج البلاغه    .خودکاروخودنویس ،آلبوم عکس ، آلبوم آماکن مقدس وآلبوم عکس دانشمندان وبزرگان علم وادب ومراکز تاریخی وفرهنگی.

-دادن برگه های تشویق که اگر تا آخر ترم به حدنصاب برسدتقدیرنامه وجایزه ویژه داده می شود.

درطول نیمسال

- اجازه دادن به اینکه مثلا"هفته ای دوبار بعدازظهردرحیاط مدرسه بازی کنند.

- بردن به گردش ویا بازدید از مراکزعلمی وتاریخی

آخر نیمسال واردیبهشت

- دانش آموزی که از نظرانضباطی خوب بوده ویانسبت به گذشته خودبهتر شده است .

 

- تمجید درجمع .هدیه مثل تقدیرنامه ،لوازم آموزشی ، کتاب ازافرادی که منظم بوده اندمثلکانت ، امام علی(ع) و...

- گاه گاهی ونیمه اول واردیبهشت ماه

 

- دانش آموزانی که از نظر تحصیلی در رتبه های اول ودوم وسوم هستند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

- دادن تقدیرنامه- گذاشتن عکس ونوشتن رتبه ونظیر آنها درزیرعکس درمورد علل موفقیت آنها درتابلوهای مخصوص این موضوعات.

-دادن امتیاز استفاده از کتابخانه وکامپیوتر مدرس

- بعداز نیمه اول

- تشویق آنها در حضور همه دانش آموزان ومعلمان واولیاءو صحبت والدین آنها برای دانش آموزان وسایر اولیاء.

درپایان سال ویا در شروع سال آینده

-بردن به بازدیدهاوگردش علمی

اوائل اردیبهشت

 - دانش آموزانی که به لحاظ فعالیتهای فوق برنامه  درکلاس ویادر شوراهای دانش آموزی ومعاونت پرورشی تلاش زیادی کرده اند. 

- دادن تقدیرنامه و هدیه ای مناسب با نوع فعالیت درجمع دانش آموزان ومعلمان

 درنیمسال اول واردیبهشت

-مبصرانی که در ایجادی نظم کوشا بوده وموفق بوده اند.

 

-انتظامات مدرسه که در برقراری نظم وحفاظت از اموال مدرسه کوشا بوده اند.

 

-دادن تقدیر نامه های لیاقت

-دادن هدیه

-تشویق وتمجید درحضورجمع

-دادن امتیاز بازی در بعدازظهر

-دوماه به دوماه

- نیمسال واردیبهشت ماه

+ نوشته شده در  88/09/15ساعت 18:17  توسط مدیر سایت  | 

سوالات جامعه شناسی سوم انسانی

سوال ها جامعه شناسی ( بصورت خام)

سال سوم انسانی)

فصل اول هویت

این فصل شامل هفت درس است که عبارتنداز:

  - درس اول: نقش موقعیت درهویت یابی

  - درس دوم: نقش دیگران درهویت یابی ما

  - درس سوم: نقش روایت درهویت یابی ما

  - درس چهارم: ویژگی های بهتر برای تعریف خود

  - درس پنجم: ویژگی های ایرانی

  - درس ششم: روایت های تعریف ایرانی

  - درس هفتم: ایران دوستی واحساس مسئولیت

درس اول :نقش موقعیت درهویت یابی

سوالات:

1-     موقعیت چیست؟ مثال بنویسید.(دانش – کاربرد)

2-     تاثیر موقعیت را بر هویت فرد بیان کنید.( درک وفهم)

3-     موقعیت ها به لحاظ اهمیت به چند دسته نقسیم می شوند؟همراه با مثال بیان کنید.( ترکیب)

4-     چرا بزرگسالی برای کودک مهم تلقی می شود؟( درک وفهم)

5-     چرا رفتن به دانشگاه برای یک دانش آموز مهم تلقی می شود؟( درک وفهم)

6-     هویت را تعریف کنید.( دانش)

7-     ویژگیهای پایدارهویت راتوضیح داده ومثال بنویسید.( درک وفهم)

8-     چرا دختر یا پسر بودن از ویژگیهای پایدار هویت است ؟( دانش)

درس دوم : نقش دیگران در هویت یابی ما

سوالات:

1.      عوامل موثر در هویت یابی فرد « ما» رانام ببرید.( دانش)

2.      تاثیر مقایسه و وجوه تمایز بخش را در شناخت خود بیان کنید.(دانش)

3.      در چه زمان وموقعیتی ، مااز واژه ایرانی ومسلمان برای تعریف هویت خود استفاده می کنیم.؟(درک وفهم)

4.      تایید دیگران چه تاثیری بر شکل گیری وتثبیت هویت فرد،گروه وکشورها دارد؟مثال نیزبنویسید.(درک وفهم)

5.      آثار گفت وگو رادرهویت یابی (افراد یا کشورها) بیان کنید.( درک وفهم)

6.      گفت وگو در چه حلت ووضعیتی مفید و منجر به اقناع می شود؟(درک وفهم)

7.      چه افراد (ویاچه کشورهای )در گفت وگو برای هویت یابی موفق هستند؟مثال بنویسید.(ارزشیابی)

8.      تاثیر قدرت را در شکل دهی وتثبیت هویت را بیان کنید.( درک وفهم)

9.      چه کسانی در بیان تفاوتها موفق هستند ومی توانند هویت خود را تثبیت کنند؟( ارزشیابی)

درس سوم: نقش روایت در هویت یابی

سوالات:

1-     ما از ویژگی های افراد و گروه های که با آنها زندگی نکرده ایم ، چگونه اطلاع پیدامی کنیم ؟مثال بنویسید( دانش).

2-     روایت چیست ؟( دانش)

3-     روایت در شناخت گذشتگان، معاصران ، آیندگان وخود(هویت) چه نقشی دارد؟ مثال بنویسید.( درک وفهم)

4-     نقش روایت (مانند روایت ادیان،علم وسیاستمداران )را در شناخت آیندگان بیان کنید.( دانش)

5-     روایت ونمادهای واسطه ای (کلمات وژست ها) در جریان گفت وگوی افراد در شناخت آ نهاچه تاثیری دارد؟( درک وفهم)

6-     انواع مهم روایت ها نام ببرید.( دانش)

7-     طبقه بندی روایت ها رابراساس نوع نمادها ونشانه ها بنویسید.(ترکیب)

8-     طبقه بندی روایت ها را براساس میزان ساختگی یا واقعی بودن آنها بنویسید.(ترکیب)

 

درس چهارم: ویژگیهای بهتر برای تعریف خود

سوالات:

1- انواع ویژگیهای که افراد خود را باآنها تعریف می کنند نام ببرید.(دانش)

2- رابطه نقش وعضویت در گروه با تعریف فردازخود رابیان کنید( ارزشیابی)

3- درچه مواردی فرد خود راباویژگیهای جسمانی ونسب ونسبت تعریف می کند؟( درک وفهم)

4- چه زمانی فرد با ویژگیهای روانی وذهنی تعریف می شود؟( درک وفهم)

5- در چه زمانی فرد خود راباویژگیهای اخلاقی تعریف می کند؟( درک وفهم)

6- فرد چه موقع خودرااز طریق مالکیت تعریف میکند؟( درک وفهم)

7- رابطه مصرف را با هویت یابی بیان کنید.(ارزشیابی)

8- امروزه دلیل رواج مصرف برای هویت یابی چیست ؟(دانش)

9- دلیل توجه وپیروی از مد چیست؟((درک وفهم)

10- علل توجه به مصرف برای هویت یابی چیست؟(ارزشیابی)

11- در چه مواردی تولید گری وخلاقیت برای هویت یابی یا تعریف خود بکار می رود؟( درک وفهم)

12- درمورد ویژگیهای انتسابی واکتسابی هویت یابی توضیح ومثال بنویسید.(ترکیب)

13- منظور از مصرف گرایی چیست؟چگونه شیوع می یابد وبه نفع کیست؟(دانش)

14- پیامدهای تاکید بر خلاقیت را برفرد بنویسید.(کاربرد)

15- پیامدهای تاکید بر خلاقیت را برجامعه بنویسید.(جوامع خلاقیت محور چه جوامعی هستند؟)( کاربرد)

16- نقش خلاقیت را درجوامع پیشرفته بیان کنید.(درک وفهم)

17- چه کسانی درجامعه تحول وتغییر ایجاد می کنند؟(ارزشیابی)

درس پنجم:ویژگی های ایرانی

سوالات:

1- چه ویژگیهای هویت های ملی را ازهمدیگر متمایز می کند؟نم ببرید.((ارزشیابی)

2- منظور از هویت جمعی چیست؟(دانش)

3- باورها،ارزش هاوهنجارهای مشترک چگونه هویت های ملی را شکل می دهند؟(ترکیب)

4- اهمیت مکان رادر هویت یابی گروه ملی بیان کنید.(ترکیب)

5- دلایل اهمیت زبان را برای گروههای ملی وهویت ملت بیان کنید.(درک وفهم)

6- منظور از ادبیات چیست؟چه تاثیری در هویت ملی گروههادارد؟مثال بنویسید(دانش- کاربرد).

7- تاثیر هنر رادرهویت گروه ملت نوشته ومثال ذکر کنید.(درک وفهم –کاربرد)

8- تاریخ چیست؟(دانش)

9- نقش تاریخ رادرهویت گروهی نوشته ومثال بنویسید.(درک وفهم-کاربرد)

10- مفاخروقهرمانان چه کسانی هستندوچه تاثیری در هویت ملی دارند؟(دانش)

11- چند مثال ا ز قهرمانان که برهویت ملی تاثیردارندبنویسید.(کاربرد)

12- منظور از میراث فرهنگی چیست؟چه تاثیری برهویت ملی دارد؟مثال بنویسید.(دانش- کاربرد-)

 

درس ششم:روایت های تعریف ایرانی

سوالات:

1- ما به ایرانی خودراباچه روایت یا روایت های می شناسیم؟ یا=موقعیت های مهم ایرانی رانامببرید.(دانش)

2-تاریخ ایران رابه چنددوره می توان تقسیم کرد؟چرا؟(ترکیب)

3- ویژگیهای هویت ایرانی رادردورهباستان بیان کنید.(تجزیه وترکیب)

4- در عهدودوره باستان هویت ایرانی در مقابل چه هویت های تعریف می شود؟(ارزشیابی)

5- ویژگیهای هویت ایرانی رادردوره اسلامی بنویسید.(تجزیه وترکیب)

6- در دوره اسلامی هویت ایرانی درمقابل چه هویتهای تعریف می شود؟مثال بنویسید.(درک وفهم)

7- ویژگیهای دوره جدید(دویست سال اخیر)وشکل هویت هادرآن رابیان کنید.(تجزیه وترکیب-دانش)

8- دردوره جدیدهویت ایرانی درمقابل چه تمدن وهویتی تعریف می شودوباچه عنوانی تعریف می شود؟=یا=هویت ایرانی دردوره اخیر(دویست سال اخیر)در مقابل چه تمدنی باچه عنوانی تعریف می شود؟(درک وفهم-دانش)

9- دونوع آگاهی ایرانیان رادردوره جدید بیان کنید.(ترکیب)

10- دیدگاهها وانواع واکنشهای ایرانیان رادردوره جدید درمقابل تمدن غرب واروپایی بیان کنید.(درک وفهم)

11- ایرانیان غرب گرا دردوره جدیدچه دیدگاهی داشتند؟( درک وفهم)

12- ناسیونالیست های ایران پرست درمقابل تمدن غرب چه نظری داشتند؟(درک وفهم)

13- دیدگاه جریان « احیاگر» و« بازگشت به خویش » رادرمقابل غرب وپیشرفت کشور بیان کنید.(تجزیه وتحلیل-ارزسیابی)

14- انقلاب اسلامی برمبنای کدام جریان فکری دردوره اخیرشکل گرفته وچه دیدگاهی دارد؟(ترکیب –درک وفهم)

15- ایرانیان دردهه اخیر درمقابل غرب چگونه خود راتعریف می کنند؟چرا؟(دانش- درک وفهم)

 

درس هفتم:ایران دوستی واحساس مسئولیت

سوالات:

1- چه عاملی درواکنش (مثبت یامنفی )ما به هرچیزی موثر است؟بامثال.(ترکیب-کاربرد)

2- منظوراز تعلق چیست؟بامثال.(دانش-کاربرد)

3- منظوراز تعهد چیست؟بامثال.(دانش-کاربرد)

4-منظوراز اصطلاح ایرانی چیست؟(دانش)

5- درموردرابطه تعلق باتعهد توضیح دهید(ارزشیابی).

6-باذکرمثالی بیان کنیدکه چراافراددرتعلق به یک ویژگی باهم تفاوت دارند؟=یا=دلایل تفاوت افراددرتعلق به یک ویژگی به لحاظ خشنودی یا ناخشنودی آنها چیست؟مثال بنویسید(درک وفهم-ارذزشیابی).

7-علت احساس منفی ومثبت وتفاوت داشتن ایرانیها در تعلق به ایران چیست؟(ارزشیابی-درک وفهم)

8- تاثیر روایت های گذشته رادرایجاد احساس منفی ومثبت درایرانیان درتعلق به ایرانرابیان کنید.(درک وفهم)

9- تاثیر روایتهای کنونی رادرتعلق وتعهد ایرانیان نسبت به ایران رابیان کنید.(درک وفهم- ارزشیابی)

10- فعالیتهای ایرانیان در عرصه هاوموقعیت های مختلف جهانی درتغییرتصوروتعریف ایرانی چه تالثیری دارد؟بامثال.(ترکیب- ارزشیابی- درک وفهم)

11- تاثیر روایتهارادرواکنش ایرانیان خودشیفته نسبت به غرب وخودرابیان کنید.(درک وفهم)

12- تاثیرروایتهارادردیدگاههای ایرانیان غرب گرابیان کنید.= یا=ایرانیانی که احساس منفی به خودومثبت به غرب داشتندچه ویژگیهاونگرشی داشتند؟( درک وفهم- ارزشیابی- )

13- تاثیر روایتها رادردیدگاههای ایرانیان میانه روبیان کنید.= یا=ویژگیهاوعقایدمیانه روهای ایرانی رادرواکنش به غرب وخودبیان کنید.( درک وفهم- ارزشیابی)

 

 

فصل دوم مزایا

این فصل شامل درس های زیر است:

-         درس اول   : مبنایی توزیع مزایا

-         درس دوم   : تبعیض درتوزیع مزایا

-         درس سوم  : شکل گیری ترکم ثروت

-         درس چهارم: شکل گیری تراکم قدرت

-         درس پنجم  : پیامدهای تراکم قدرت

-         درس ششم  : شرایط کاهش تراکم قدرت درنظام اجتماعی

-         درس هفتم  : نظام های قشربندی وامکان تحرک

-         درس هشتم:نقش گسترش دانش دربرخورداری ازمزایاوتحرک اجتماعی

-         درس نهم    :عوامل محدودکننده تحرک اجتماعی

-         درس دهم   :چگونگی کاهش محرومیت وانسداد

 درس اول:مبنایی توزیع مزایا

سوالات:

1- مبنایی تقسیم منابع رادرجوامع بیان کرده ومثال بنویسید.

2- مبنای تقسیم مزایا درافریقای جنوبی(درزمان حاکمیت سفیدپوستان)چه بود؟

3- چه استدلالهای برای برخورداری بیشتر مردان ازمزایا(درمقایسه بازنان)درجوامع وجوددارد؟چرا این ااستدلالها موثرواقع می شود؟

4- مبنای برخورداری یامحرومیت ازمزایادریک جامعه چیست؟= یا=ارزشمندی یک ویژگی دربرخورداری یا عدم برخورداری افراداز مزایا چه تاثیری دارد؟بامثال.

5- رابطه ی ویژگی ها با نقش رادربرخورداری یامحرومیت افراد از مزایا رابا مثال بیان کنید.

6- مبنای توزیع مزایا رانام ببرید.

 

درس دوم:تبعیض درتوزیع مزایا

سوالها:

1- ویژگیها چگونه وبه چند طبقه تقسیم می شوند؟

2- طبقه بندی جوامع رابرحسب مزایا نوشته ومثال بنویسید.

3- مزایا در جوامع صنعتی وجدید بر چه پایه ای توزیع می شود؟

4- بردگی چیست؟ مثال بنویسید.

5- معنی وتعریف کاست رانوشته ومثال ذکر کنید.

6- داوری وقضاوت در موردنابرابریها وعادلانه یا ناعادلانه بودن مزایا برچه مبنای صورت می گیرد؟مثال بنویسید.

7- چرا انوشیروان در خواست کفشگررادرمورد اجازه درس خواندن پسرش رد کرد؟

8- عادلانه دانستن برخورداری ازمزایا برحسب ویژگیهای انتسابی به چه عواملی بستگی دارد؟مثال بنویسید.

=یا= در چه شراتیطی توزیع نابرابر مزایا براساس ویژگیهای انتسابی عادلانه تلقی می شود؟

9- تبعیض چیست؟ = یا = برخورداری افراد از طریق ویژگیهای انتسابی در چه مواقعی تبعیض تلقی می شود؟

10- امروزه مبنای داوری درمورد ویژگیهای انتسابی ومزایاچیست؟

11- در موردویژگیهای جوامع شایسته سالار توضیح دهید.

12- مبنای قضاوت درمورد عادلانه یا ناعادلانه بودن مزایاکدامند؟ نام ببرید.

1

                         درس سوم: چگونگی شکل گیری تراکم ثروت

سوالات:

1- تراکم ثروت چیست ؟ =یا= تراکم ثروت چگونه شکل می گیرد؟

2-چه عواملی در تراکم ثروت موثر هستند؟

3- انواع مالکیت را نام برده وتوضیح دهید.

4- تاثیر مالکیت رادر تراکم ثروت توضیح داده ومثال بنویسید.

5-  به لحاظ مالکیت جوامع رابه چند دسته (نوع) می توان تقسیم کرد نام برده وتوضیح دهید.

6- پیامدهای تراکم ثروت رابیان کنید.

7- پیامدهای تراکم ثروت درجوامع لیبرالی رابیان کنید.

8- پیامدهای تراکم ثروت رادر جوامع کمونیستی بیان کنید.

9- دلایل ضرورت توزیع ثروت رادر جوامع لیبرالی (دارای مالکیت خصوصی) را بیان کنید.

10- راههای توزیع ثروت درجوامع دارای مالکیت خصوصی (لیبرالی) رانام برده وتوضیح دهید.

11- توزیع ثروت درجوامع دارای مالکیت عمومی (مثل کشورهای کمونیستی )چگونه (باید) صورت گیرد؟       = یا = برای حل مشکل تراکم ثروت نزد دولت چه باید کرد؟

12- منظوراز خصوصی سازی چیست؟ وچگونه در جوامع مختلف انجام می گیرد؟

 

 

درس چهارم :چگونگی شکل گیری تراکم قدرت

سوالات:

1- ترکم قدرت چیست؟

2- قدرت فرد نتیجه چیست ؟

3- چه افرادی دارای قدرت هستند ؟

4- عوامل موثردر شکل گیری تراکم قدرت رانام ببرید.

5- ریشه تراکم قدرت کجاست ؟

6- تعداد افراد ونقش های تحت نظارت وکنترل چه رابطه ای با میزان (تراکم) قدرت فرد دارد؟

7- قدرت مدیر کل رابامدیران وکارمندان مقایسه کنید.

8- دامنه وگستره اختیارات افراد بامیزان (تراکم)قدرت آنها چه رابطه ای دارد؟

9- رابطه ای طول دوره کنترل افرادرا بامیزان قدرت آنهابیان کنید.

10- تراکم قدرت چگونه شکل می گیرد؟

11- چرا دربحث از تراکم قدرت بیشتر به حکومت ها توجه می شود؟

12- حد صحبت از تراکم قدرت را بیان کرده وعلت آن رابیان کنید.

13- طبقه بندی نظام های سیاسی رابر اساس تراکم قدرت بیان کنید. یا= نظام های سیاسی رابر اساس تراکم قدرت طبقه بندی کنید.

14- حکومتهای کمونیستی وفاشیستی چه ویژگیهای دارند؟

15- حکومتهای لیبرالی چه ویژگیهای دارند؟

 

درس پنجم :  پیامدهای تراکم قدرت

سوالات:

1-  پیا مدهای مثبت تراکم قدرت رابیان کنید.

2- پیامدهای منفی تراکم قدرت را نام ببرید.

3-از پیامدهای منفی تراکم قدرت سیاسی "بی میلی واحساس بی قدرتی سیاسی"را توضیح دهید.

4- چگونه احساس بی  میلی وبی قدرتی سیاسی به"بیگانگی از نظام سیاسی" می انجامد؟

5- برای بیگانگی از نظام سیاسی مثال بنویسید.

6- از پیامدهای تراکم قدرت"کاهش کارایی وخلاقیت" راتوضیح دهید.

7- چرا ارتش پهلوی دوم در غیاب شاه ناموفق بود؟

8- از پیامدهای تراکم قدرت "اضطراب وترس"راتوضیح داده ومثال بنویسید.

 

               درس ششم :شرایط کاهش تراکم قدرت در نظام اجتماعی

سوالات:

1- راههای کاهش تراکم قدرت را نام ببرید.

2- موانع موجود برای از بین بردن تراکم قدرت کدامها هستند؟

3- ایفا کنندگان نقشهای دارای تراکم قدرت چگونه با کاهش تراکم قدرت مقابله می کنند؟(با مثال)

4- سران حزب کمونیست در جوامع کمونیستی وسوسیالیستی حاکمیت وتراکم قدرت خود راچگونه توجیه می کنند؟

5- مردم سالاری چگونه موجب نفی تراکم قدرت می شود؟

6- عقیده " قدرت از آن مردم است" یعنی چه؟

7- اولین تلاش برای مقابله با تراکم قدرت در کجا ودرمقابل چه کسانی صورت گرفت؟ چگونه؟

8- در کشور فرانسه وساتیر کشورها اشراف برای توجیه تراکم قدرت خود بر چه باورها وارزش های تاکید داشتند؟

9- دلایل پیدایش " ایده تفکیک قوا" را بیان کنید.

10- ایده تفکیک قوا درمقابل چه نوع حکومتی طرح شد؟

11- چگونگی تفکیک قوا را در حکومت های جدید(مردم سالاری) توضیح دهید.

12-  چگونه تفکیک قوا تراکم قدرت را محدود وکاهش داد؟

13- محدود بودن دوره تصدی گری چگونه موجب کاهش تراکم قدرت می شود؟ یا= از روشها وعوامل موثر در کاهش تراکم قدرت "محدود بودن دوره ی تصدی " را توضیح دهید.

درس هفتم : تحرک درنظام های اجتماعی

سوالات :

1- پایگاه چیست ونشانگر چیست؟

2- منظور از افراد (نقش ها) یک پایگاه چیست؟ یا = چه نقش های را هم پایگاه می گویند؟ مثال بنویسید

3- مبنای رتبه بندی در یک جامعه چیست؟

4-  هرم قشربندی روستاهای ایران راقبل از اصلاحات ارضی ترسیم کنید.

5- قشربندی چیست وافراد را برچه اساسی در جامعه قشربندی می کنند؟

6- نظام قشربندی وقشررا تعریف کنید.

7- شیوه های طبقه بندی پایگاه را بنویسید.

8- تحرک اجتماعی چیست؟

9- انواع تحرک اجتماعی رانام برده وضمن توضیح برای هرکدام مثال بنویسید.

10- اگر فرزند یک پزشک، مهندس شود چه نوع تحرک اجتماعی داشته است؟

11- در چه جوامعی امکان تحرک اجتماعی وجود ندارد/ مثال بنویسید.یا =ویژگیهای جوامعی که در انها ا امکان تحرک اجتماعی کمتر است کدام است؟

12- منظور از انسدادومحرومیت " در نظامهای قشربندی چیست؟ مثال بنویسید.

14- ویژگیهای جوامع دارای تحرک اجتماعی بالا را بنویسید.با مثال.

 

 

 

+ نوشته شده در  88/09/08ساعت 23:12  توسط مدیر سایت  | 

سیر تاریخی لیبرالیسم کلاسیک

 

موضوع

فرایند تاریخی شکل گیری لیبرالیسم

(دوره کلاسیک)

مقدمه

لیبرالیسم یک مفهوم فرانسوی است ودر فرهنگ فارسی به معانی؛نظریه طرف داران آزادی وآزادیخواهی آمده است.(1) این اصطلاح به مجموعه روشها وسیاستها وایدئولوژیهای گفته می شودکه هدفشان فراهم کردن آزادی هرچه بیشتربرای فرداست.لیبرالیسم نشان دهنده یک گرایش یا جهت فکری وسیاسی است که اصول کلی آن عبارتست از: 1- ارزشمند شمردن بیان ازادانه ی عقاید؛2- باور به اینکه بازگویی ازادانه عقایدبرای فرد وجامعه سودمند است؛3- پشتیبانی ازنهادهای اجتماعی وسیاستهایی که بیان آزادانه عقاید را ممکن می کنند.(2)

 لیبرالیسم جهان بینی اجتماعی،سیاسی واقتصادی است که در قرن هفده وهجده میلادی درغرب ظهور یافت وهمراه با تحولاتی ، ابعاد مختلف زندگی را شکل داده است. بعبارت دیگر، لیبرالیسم بعنوان یک جها ن بینی بصورت یک فرآیندی،در نتیجه تحولات جوامع اروپای دچار دگرگونی شده وگونه های متنوعی به لحاظ مبانی نظری وعملی به خود گرفته است. لیبرالیسم به عنوان جریان سیاسی وسنت فکری ،یعنی رشته باریک در اندیشه وعمل، به بیشتر از قرن هفدهم نمی رسد.(3)این کلمه اولین بار در1812میلادی، زمانیکه حزبی در اسپانیا به نام لیبرالها مطرح شد، بکار رفت. بیش از این تاریخ سازمان فکری لیبرالیسم کلاسیک،هنگامی که آدام اسمیت از "طرح لیبرالی برابری ، آزادی وعدالت"سخن گفت،پرورده شد.امااصطلاح "لیبرالی" همچنان به عنوان مشتقی از واژه بخشندگی،که فضیلت قدیمی برآمده از انسانیت،گشاده دستی وگشاده نظری بود،به کار می رفت.

 این مکتب متناسب باضرورتها از خودانعطاف نشان داده وهمواره رو به ترقی وجلو بوده است؛ اما با وجود همه تغییرات، برخی از ویژگی های مشترک در دوره های زمانی مختلف تداوم داشته است. فرد گرایی،برابری خواهی،پیشرفت گرایی وجهانشمولی از جمله این مشترکات است.

 به لحاظ سیر تحول لیبرالیسم، سه دوره قابل بررسی است.1- دوره اول تا سده نوزدهم(دوره کلاسیک)،2- دوره دوم که می توان لیبرالیسم اجتماعی نامید تا بعداز جنگ دوم جهانی،3- دوره سوم نئولیبرالیسم. بنابراین هرگونه دریافت درستی از لیبرالیسم مستلزم شناخت وبررسی سیر تاریخی آن وتحولات اقتصادی،سیاسی وفکری واجتماعی چهار سده اخیر اروپاست وسابقه آن در متن فرد گرایی اروپایی در اوایل دوران مدرن است. در این مقوله دوره اول  مورد بررسی قرار می گیرد.

دوره کلاسیک لیبرالیسم (از سده هفدهم تا نیمه سده نوزدهم)

لیبرالیسم در دوره کلاسیک با مرحله رشد  سرمایه داری تجاری وانباشت اولیه ثروت وسرمایه ملازم شد. از حدود قرون 13تا18میلادی در اروپا تحولات عظیمی که دارای اهمیت فراوان در تاریخ جهان بود پدید آمد. رونق تجارت وانباشت ثروت وتبدیل چرخ نخ ریسی به کارگاه( Work-Shop) وکارخانه(Factory ) وسایر پیشرفت های اجتماعی موجب پیدایش طبقه بورژوا یا تجارت پیشه گان شد، که بتدریج صاحب حقوق شده وفئودالها وپادشاه مستبد را از صحنه خارج کردند واندیبشه های خود را جهانی کردند.(4)

اندیشه های لیبرالیسم در این مرحله در عمل پاسخگوی نیازمندیهای تاریخی بورژوازی بازرگانی نوخاسته بود.عمده ترین نیازها وموانع موجود در تامین خواسته های این طبقه جدید روبه جلو عبارت بود از:

-1موانع اجتماعی از قبیل نظام سلسله مراتبی اشرافی ومالکیت ارضی فئودالی.

-2موانع سیاسی از قبیل استبداد پادشاهی.

-3موانع شغلی ازقبیل نظام بسته صنفی قرون وسطایی.

-4موانع عرفی وفرهنگی از جمله ادارات مراجع دینی وسنتی که میراث گذشته بودند.

بورژوازی با زمینه سازی تحولات فکری،سیاسی،فلسفی ،علمی وفنی بویژه انقلابات دموکراتیک وصنعتی نقش عمده خود رادر عصرمدرن ایفا کرد.

1- نیازهای اجتماعی وموانع ان:

با انباشت وتراکم سرمایه وظهور بورژوازی،بتدریج تضاد منافع این گروه با فئودال ها آشکار می شد.این تضاد به دلیل رو به جلو بودن بورژواها با تضعیف فئودالیته حل می شود.فئودالیته از نظام های خود کفاومحدود وپراکنده تشکیل شده بود، درحالیکه بورژواها قانون شفاف وبازار واحد می خواستند.با تضعیف فئو دالیته وحدت بازار ملی وقانون واحد مالیاتی بوجود می آمد.این مسئله با پشتیبانی بورژوازی درحال رشداز پادشاهان وتقویت بوروکراسی وتکنوکراتهای قوی رای بوروکراسی عملی می شد.

به لحاظ نظری  ضرورت وجود حاکم مطلق فراهم می شود.اندیشمندان از قبیل ژان بدن وهابس به تئوری سازی در موردحاکمیت سیاسی پرداختند.نکات عمده اندیشه هابس شامل: - تاکید بر عقل انسان،- قراردادی بودن حکومت،- ساخت اجتماع برپایه طبیعت وریاضیات(معماری اجتماعی)،- یکپارچگی کشور وناسیونالیسم ودر نتیجه تجزیه حاکمیت کلیسا وامپراطوری ،-حق تعریف حکومت ،یعنی حکومت می تواند با تعریف خودش مسائل پیش آمده را حل کند. البته این موضوع در نظریه ژان بدن تعدیل می شود. از نظر او فرد گرای مبنا است ومنافع فردی ومالکیت خصوصی باید محفوظ بماند وحکومت حق دخالت در این محدوده را ندارد.بنابراین ،پادشاهان مطلقه ظهور یافتند.(5)

اتحاد بورژواها وپادشاهان تا زمانی که هنوز فئودالیته وارباب کیساها قدرتمند بودند ادامه داشت،با تضعیف کلیسا بدنبال جنبش اصلاح دین توسط لوتر وکالون،وتضعیف حکومتهای منطقه ای وایجادقانون وکشور یکپارجه توسط پادشاهان مقتدر، مسئله حاکمیت مطلق پادشاهان نیز ازنظر بورژواها اعتبار خود را از دست داد.

2- نیازهای سیاسی وموانع آن:

لیبرالیسم در این مرحله وبخش، آزادی بی قیدو شرط فرد راپیشه خود ساخت وبا تکیه برحقوق طبیعی از حق فردی در کسب ثروت ومالکیت نامحدودورقابت نفع جویانه دفاع کرد. بعبارت دیگر، از منظر لیبرالیسم کارویژه های دولت در قبال جامعه مدنی وبازار آزاد اقتصادی (لسه فر) ،صرفا"به تضمین امنیت برای فعالیتهای آزادانه اقتصادی فرد وحراست از حق مالکیت او محدود می شود وبه "حداقل"وظایف ممکن حکومتی کاهش پیدا می کند(6).

مبانی تئوریک محدود سازی حکومت از طریق نظریه پردازان با مضامینی قرارداد اجتماعی، حقوق طبیعی،رقابت جویی،آزادی منفی،اقتصاد بازار آزاد وجامعه مدنی در جهت تکوین اندیشه کلاسیک لیبرالیسم مطرح ومورد استدلال قرار گرفت.ژان ژاک روسو، منتسکیو وجان لاک از اندیشمندان معروف این دوره هستندکه نظرات آنها در تکوین وپیروزی لیبرالیسم نقش عمده داشته است.روسو از مخالفان سرسخت حکومت استبدادی وسلطنتی مطلق بود.وی خواهان تشکیل یک دولت جمهوری بود که قدرت آن باید دردست توده ملت باشد.قدرت دولت تنها هنگامی به حق است که ناشی از توافق قراردادی باشد؛یعنی مبتنی بر توافق افراد ذی نفع. فرد اختیار خود را به کسی واگذار نمی کند بلکه صرفا" تسلیم اراده عمومی می شود.در اندیشه او مالکیت از حقوق بشر محسوب می شود.(7)

منتسکیو وجان لاک نیز در این فرایند تاثیر عمیق داشتند.منتسکیثو در کتاب " روح القوانین"  تفکیک قوارا بعنوان راه عملی جلوگیری از استبداد مطرح می کند.زیرا به نظر ایشان قدرت فساد می آورد وقدرت مطلق فرد را مطلقا" فاسد می کند(8) .جان لاک با تاکید بر اصالت فرد،مالکیت وآزادی را ملازم هم می داند ومالکیت را مکمل آزادی قلمداد می کندکه جامعه باید از این دو حفاظت کند. از نظر او مردم حق انقلاب وتغییر حکومت فاسد را دارند(9) . بنابر این در این مرحله تاریخی بورژوازی بتدریج حکومت دموکراسی را جایگزین حکومت سلطنی مطلقه کرد.

3- نیازهای شغلی واقتصادی وموانع آن:

فئودال ها واشراف زادگان وارزش های دوران حاکمیت انها وکلیسا از مهمترین موانع راه بورژواها محسوب می شدند. بورژوازی به نام بشریت وخدمت به رفاه عمومی وپیشرفت جامعه بشری با آنها مبارزه وآنها را از صحنه خارج نمود.اقتصاد دانان حامی بورژوازی استدلال می کردند که هرگاه اقتصاد به حال خود رها شوددر تحلیل نهایی براساس قوانین طبیعی در جهت رفاه عموم گسترش خواهد یافت.چنانچه سعی هر فردی معطوف به کسب سود شخصی باشد بدون آنکه بادیگران تبانی کند- رقابت ازاد- در این صورت رفاه عمومی به بهترین وجه تامین می گردد.فرض این اندیشمندان معطوف به زمان خودبود ،یعنی تولید کنندگان کوچک در یک سیستم وسیع- که کسی نمی تواند تاثیری درمکانیسم قیمت داشته باشد ودر نتیجه  هیچ گاه قادر نخواهد بودبه عنوان قدرتی فوق دیگر صاحبان کالا برایشان مسلط گردد- مد نظر بود..(10)

نظریه پردازان کلاسیک لیبرال،پایبندی به آزادی فردی رامستلزم تایید نهادهای مالکیت خصوصی وبازار آزادمی دانستند.دراندیشه جان لاک مالکیت لازمه آزادی است."برخوردارشدن فرد ازمالکیت شخصی...بدین معنا است که استعدادهاوتواناییها وحاصل کارخودش رادر اختیار دارد.تا زمانی که این نیاز به خود مالکی (Self-Owenership) برآورده نشود،انسانها حکم رمه را خواهند داشت،یعنی جزئی از دارای دیگری( در نهاد بردگی)،یا جزئی از مایملک اجتماع( در دولت سوسیالیستی)به شمارخواهند رفت.این بدان معنا است که اگرمن فاقدحق اختیارداشتن جسم ونیروی کارخودم باشم، نخواهم توانست به اهداف خود ،به اهداف دیگران یا به مقتضیات بر آمده از روند تصمیم گیری جمعی تن دهم"(11).

تحولات اجتماعی متعدد در اروپا نیز به بورزوازی در غلبه بر موانع موجود کمک کرد.انقلابات فرانسه،انگلستان وامریکا از عمده ترین تحولات است.مصادره و ضبط زمینهای نجبای مهاجر وکلیسا  ،برانداختن زمین داری،توقیف اصناف وشرکت های انحصارگر وتقسیم آنها میان کشاورزان وبورژوازی، وضع مقرراتی در آزادی دادوستد در بازرگانی وتجارت وآزاد سازی موانع ومحدودیتهای دینی ومدنی پروتستانها ویهودیان از مهمترین آثار انقلاب فرانسه بود.(12) بنابر این موجی که از رنسانس شروع شد همواره استمرار داشته وتوانسته است در جهت اهداف لیبرالیسم به پیش برود.

4- نیازهای فرهنگی وموانع آن:

در بُعد اندیشه چالش بورژوازی با افکار وعقاید قرون وسطی بود.مبارزه از طریق لوتر وکالون شروع واز طریق اندیشمندان تجدید نظر خواه ادامه یافت.جهان بینی جدید بر مبنای علم وعقل بود.با ابزار علم به مبارزه فئودال ها وکلیسا رفتند؛ تنویر افکار در برابر سنت اصل عقل را ارائه میکرد ودر مقابل رحمت الهی ومزایای طبقاتی،حقوق خرد گرایانه را که برای تمامی افراد بشر حقوق طبیعی معینی قایل می شد عرضه می کرد.منبعد هر سازمان ویا هر تدبیرو دلیلی در رابر قاضی عقل سنجیده وتوجیه می شد.دیگر علت وجودی دولت، رحمت الهی وشهرت آفرینی برای سلاطین نبود،بل آنچه  اهمیت داشت تامین رفاه مردم بودوبس.و این به معنی دموکراسی بود.(13)

ابعاد فکری وتحولات وتغییرات عملی در اروپای قرن هفدهم وهجدهم با دوره قبل از آن تغییر اساسی کرد.مخالفت با کلیسا ومذهب منجر به  اصل تساهل ورد اتوریته وسکولاریسم شد.عقل گرایی، تجربه گرایی ،رواج شک وتردید( اندیشه دکارت)،انسان محوری، مرکزیت علم،قرار داد اجتماعی،مهاجرت وارتباط با قاره های دیگر وپیشرفت علم دریا نوردی وجغرافیا از ویزگیهای این دوره است(14) .

نتیجه گیری

مکتب لیبرالیسم ملازم با تحولات دوره رنسانس وهمگام با آن ظهوروفراگیر شد. بعبارت دیگر ، لیبرالیسم اندیشه ی دوره ی بعداز قرون وسطی وفئودالیته است که نتیجه تغییر وتحولات اجتماعی، تراوشات فکری طبقات نوظهور وحامی وتوجیه گر خواستها وآرمانهای آنهاست وهمزمان وبطور پیوسته با تحولات اجتماعی و با انعطاف پیش رفته است. گستره این مکتب ابعاد مختلف زندگی اجتماعی را شامل می شود وبدین جهت وبه دلیل اندیشه انسان گرایی وشعار ازادی وخدمت به ازادی ورفاه بشریت توانسته بتدریج فراگیر شده وطبقات وارزش های قدیمی را از صحنه خارج وحذف کند.

در این دوره( دوره کلاسیک لیبرالیسم) بورژواها با کسب وانباشت ثروت،حکومت های ملی راایجاد وارزش های کلیسای را دچار تحول کردند که در این میان جنگ های مذهبی وتفکرات خود کشیش ها وروشنفکران نیز موجب موفقیت انها شد.در این دوره تضاد ومبارزه بین بورژوازی وفئودالیته واشراف وارزشهای قرون وسطی بود ، اما بارشد صنعت وتحول دوره تقریبا" بازرگانی به دوره انقلاب صنعتی، تولید انبوه ورقابت انحصاری، طبقات کارگر وشهری پیدا شدند واز این پس تضاد اصلی بین بورژوازی با کارگران واندیشه های اجتماعی وسوسیالیتی شر وع شد در واقع کارگر جایگزین فئودال در مبارزه شد. لیبرالیسم با جذب اندیشمندان ونشان دادن انعطاف لازم تا بحال توانسته بحران های زیادی را پشت سر گداشته وهمچنان روبه جلو است.انقلاب صنعتی را می توان پایان دوره کلاسیک لیبرالیسم نامید.

زیرنویس

1- وکیلی،حسینعلی"فرهنگ فارسی به فارسی".

-2آشوری،داریوش" دانشنامه سیاسی" انتشارات مروارید،1370،ص280.

3- گری،جان"لیبرالیبسم"ترجمه محمدساوجی،تهران،انتشارات وزارت خارجه،1381،ص31.

-4 پیشین،ص67.

5- رضوی"اندیشه سیاسی درز غرب(ب)"دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران،1372(تقریرات 8/2/(1372.

9- پشین، گری،ص31.

7- راین،  هارد کونل"لیبرالیسم"ترجمه منوچهرفکری ارشاد،تهران،انتشارات توسل،1357،ص27.

8- مساواتی آذر،مجید"مبانی جامعه شناسی"تبریز، انتنشارات احرار،ص9.

9- پیشین، رضوی، بحث جان لاک (9/2/1372)..

10- پیشین،راین،ص.102.

11- شاپیرو،جان سالوین"لیبرالیسم": معنا وتاریخ آن، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی،تهران،نشر مرکز،1381،ص30..

12- پیشین، مساواتی آذر،ص20.

13- پیشین، گری،ص17.

+ نوشته شده در  88/09/08ساعت 23:5  توسط مدیر سایت  | 

نقد وبررسی جامعه شناسی سوم:دلایل عدم شرکت بعضی همکاران

                                                     بنام خدا

موضوع: نقد وبررسی جامعه شناسی سوم:دلایل عدم شرکت بعضی همکاران

         جلسه نقد وبررسی کتاب جامعه شناسی سال سوم انسانی  که به درخواست سر گروه محترم علو م اجتماعی استان جهت تبادل نظر و اشنای با انواع استدلال در مورخه 3/9/88 در دبیرستان خوارزمی برگزار شد از چند جهت قابل توجه ودقت نظر است که از باب گلایه و اظهار تاسف در اینجا بیان می شود.

     - اولین مطلب اینکه به همکارانی که جامعه شناسی سال سوم را تدریس می کنند دعوت نامه بنام فرستاده شده بود وبعلاوه از طریق پیام نیز به انها اطلاع رسانی شده بود.

       - دوم اینکه  از دوستان تدریس کننده در مدارس پسرانه هیچکدام تشریف نیاورده بودند که به این دوستان حضوری نیز ابلاغ شده بود.

        - این دوستان یا الان سرگروه هستند و یاسال پیش سرگروه بود ندو کلیه دروس جامعه شناسی دبیرستانهای پسرانه ناحیه دو در تبریز را تدریس می کنند.حالا سوال بنده از این دوستان این است که :

         الف)- ایا تبادل نظر و نقد و بررسی از نظر شما فعالیت علمی و فرهنگی محسوب نمی شود؟

          ب)- ایا مسئولیتی را قبول کرده ایم که به ان اعتقاد نداریم؟

         ج)- با این رویکرد چه انتظاری از سایر همکارا ن می توان داشت؟

          ص)- چرا در قبول سال سوم پیش قدم شدیم اما حاضر به برداشتن قدم مثبت نیستیم؟

          ع) ایا بهتر نبودحداقل از باب ملاحظه سلام علیکمان که با هم داریم تشریف می اوردید؟

 

 

+ نوشته شده در  88/09/04ساعت 23:35  توسط مدیر سایت  | 

نقد و بررسی کتاب جامعه شناسی سوم انسانی

فرم جمع بندی نظرات و پیشنهادات سر گروههای درسی  پایه /رشته :سوم – جامعه شناسی سوم انسانی در گردهمایی مورخه   3  /   9  /   88  محل گردهمایی: دبیرستان خوارزمی

 

دستور جلسه:نقد و برسی کتاب جامعه شناسی 2: تبادل نظر برای اشنای با انواع استدلال و شیوه های نقد و بررسی

 

 

موارد مطرح شده: ضمن تقدیر و تشکر از همکارا نی که زحمت کشیده و حضور یافته اند.با توجه به گستردگی موارد نقد وبررسی، ضیق وقت همکاران وجداگانه بودن فرم نقد و بررسی برای هر کدام از همکاران( گروهی نبودن)؛ هدف جلسه تبادل نظر و اشنای با استدلال ها جهت انجام مطلوب نقد و بررسی بصورت فردی است.لذا بندهای زیر از فرم نقد و بررسی با توجه به موارد بالا مورد نقد و  بررسی قرار گرفت .                                            

- شماره 2- شماره 9  - شماره 16- شماره 17  -شماره 18- شماره 21- شماره 22-

اهم مسائل و مشکلات عمده پایه / رشته:

راهکارهای پیشنهادی برای مسائل و مشکلات:

نتایج بدست امده:

 بند 2= تقویت روحیه پژوهش و تفکر انتقادی: نظرات:-زیاد؛ دلیل:مشاهده عملکرد دانش اموزان 

.بند9=امکان جلب مشارکت دانش اموزان در امر تدریس: نظرات:زیاد؛ دلایل:انجام جدول ها توسط دانش اموزان و انجام  فعالیت ها به عنوان تکلیف خانه

.بند 15= عنوان" دانش اموزان عزیز" در ابتدای کتاب. نظرات:خیلی زیاد؛ دلایل: پیش زمینه بودن ، دادن اطلاعات به دانش اموز،اشنای دانش اموز با کتاب

 بند16= ضرورت درج مطالب داخل کادر های رنگی: نظرات:خیلی زیاد و زیاد؛ دلایل: دادن اطلاعات اضافی، اماده شدن به سوال،ایجاد علاقه

.بند 17= ضرورت درج جداول کتاب: نظرات :نظرات: خیلی زیاد؛ دلایل:موجب جلب توجه، اسانی درس،خلاصه مطلب است.

 بند 18=جذابیت وتناسب طرح پشت و روی جلد با محتوای کتاب؛ نظرات:متوسط؛ دلیل:عکس پشت جلد نشانگر هویت است

.بند 21=کیفیت صفحه ارائیف چاپ و حروفچینی:نظراتکزیاد:دلایل؛جلب توجه ،تنوع عکس،کاغذ شفاف.

بند 22= ضرورت ذکر منابع:نظرات:خیلی زیاد: دلایل:هرسخن ونو شته باید موثق باشد.

 

 

نام ونام خانوادگی سرگروه درسی ناحیه:  بهروز نوروزی

 

 

غائبین جلسه مدارس:

 

کارشناسی تکنولوژی و گروههای اموزشی ناحیه 2 تبریز

+ نوشته شده در  88/09/03ساعت 22:21  توسط مدیر سایت  | 

بررسی و نقد آزادی لیبرالیستی از دیدگاه استاد مطهری

 موضوع بررسی ونقد آزادی لیبرالیستی از دیدگاه استاد شهید مطهری

 تهیه وتنظیم بهروز نوروزی  - ۱۳۸۸

فهرست مطالب

 مقدمه                                                                            

تعریف آزادی                                                                       

اساس وپایه آزادی                                                                

آزادی وتعیین حکومت                                                          

آزادی عقیده وتفکر                                                              

آزادی احزاب                                                                       

نتیجه                                                                              

زیر نویس                                                                        

مقدمه

آزادی یکی از پارادایم های دمکراسی و پیشرفت وتوسعه کشورهاست.زرق وبرق غرب به همراه سیطره تکنولوژی اطاعاتی آن ، موجب سیطره ارزش های غرب ومعیارهای آن شده است .این امر موجب بیداری وظهور جنبش های باز گشت به خود گردیده که درصدد بازبینی  فرهنگ و تمدن خود واصلاح وتجدید نظردر ساختارها هستند.آزادی یکی از آرمان ها در غرب و در سایر ملت ها ؛ از جمله ایران، است.بنابراین فهم آزادی ومبانی آن از ابعاد مختلف ، از جمله مبانی انسان شناختی  آن وجایگاه آن در دین اسلام از نظر اندیشمندان حائز اهمیت فراوان است.لذا این مقوله به بررسی ونقد آزادی غربی از دیدگاه استاد شهید مطهری می پردازد.

محور اندیشه لیبرالیسم ،اومانیسم است وارزش انسان وانسانیت آن منوط به آزادی اوست وآزادی بر مبنای عقل وخرد است.عقل ضامن آزادی ونفی آزادی به معنی نفی خردمندی انسان است.شان وشرف به خردمندی است وبا نفی آزادی، انسان ارزش زیستن ندارد.حق وباطل بستگی به منافع افراد است ودر نهایت قانون باید حاکم باشد که آن نیز بستگی به نظر اکثریت دارد .

استاد مطهری ضمن توجه وبررسی آزادی لیبرالیستی؛ آزادی را به مادی ومعنوی ،یا برونی ودرونی طبقه بندی می کند وبر مبنا بودن عقل وحیثیت ذاتی انسان ( مانند لیبرالیسم) تاکید دارد.ایشان آزادی غربی را مادی وناکافی ونتیجه آن را استثمار وبردگی می داند.از نظر مطهری: - آزادی اجتماعی بدون رهایی از هوی وهوس ( آزادی معنوی)ممکن نیست. – ارزش حیثیت ذاتی انسان در پاکی آن است.در غرب ،لذت گرایی ومنافع فردی حیثیتی برای انسان نگذاشته است. – آزادی در اسلام بخاطر امکان استعدادی انسان است.یعنی هدف اسلام انسان کامل( خلیفه الله) است که این با آزادی ممکن است.بنابراین آزادی مادی غرب انسان را به کمال نمی رساند وتنها کمال وسعادت انسان در پیروی از دین اسلام ومذهب برحق شیعه امامیه تحقق می یابد.

تعریف آزادی

آزادی اولین ومهمترین رکن لیبرالیسم است که بطور کلی از دوبعد سلبی وایجابی مطرح بوده است. آزادی به معنی محفوظ ماندن از مداخلات غیر در داخل مرزی که هرچند متغییر وقابل شناسائی است می باشد وبه معنی مثبت آن ناشی از تمایل فرد به اینکه آقاوصاحب اختیار خود باشد است،یعنی انسان می خواهد خود هدف وروش خویش را انتخاب کند وآن را تحقق بخشد.(1)بنابراین آزادی نشانگر رهایی و رد هر گونه اتوریته وبیانگر انسان محوری است.

آزادی با این معنی بر پایه عقل قرار دارد وخردمندی ضامن آزادی فردی است.این دو جدائی ناپذیرند.سلب آزادی از فرد به معنی نفی خردمندی اوست، ونفی توان خردورزی انسان به نفی آزادی می انجامد.آزادی فردی در وجوه گوناگون ضامن تامین مصالح راستین فرد وجمع ولازمه شان وشرف آدمی در مقام موجود خردمند است.از همین رو ابتکار فردی وخصوصی باید در همه حوزه های زندگی پاسداری وپرتوان گردد.بدین جهت بر مخالفت شدید لیبرالیسم بر دخالت دولت در اقتصاد تاکید می شود.البته این تنها جزئی از ضدیت کلی با مداخله دولت در زندگی جمعی است که به ویژه مخالفت با دخالت در زندگی فکری را در بر می گیرد.دفاع از حقوق اساسی افراد( برطبق قوانین موضوعه) ،حمایت از نظام نمایندگی،مقید ساختن شیوه اعمال قدرت به قیود قابل اجرا،انتخابی شدن مناصب،تاکید بر تفکیک قوا وغیره، همگی از اصول اساسی لیبرالیسم نشات می گیرند(2).

استادمطهری با جهان بینی الهی به تحلیل آزادی می پردازد ودید ایشان با تسامح شباهتهای با لیبرالیسم دارد،اما نقطه مقابل آن است.مطهری دیدگاه اومانیستی را رد کرده ومعتقد به دیدگاه دین اسلام است.ایشان حیات را بدست خداوند می داند."جهان یک آفریده است وبا عنایت ومشیت الهی نگهداری می شود،اگر لحظه ای عنایت گرفته شود جهان نیست ونابود می شود"(3).با وجود قادر مطلق بودن خداوند،از نظر مطهری،خداوند انسان را از داشتن اختیار باز نداشته است." قضا وقدر الهی بر همه جهان حاکم است وانسان به حکم قضا وقدر آزاد ومختار ومسئول وحاکم بر سرنوشت خویش است."(4)

مطهری تعاریف آزادی در مکاتب مختلف را مورد توجه قرار داده وآنها را ناقص می داند.از نظر ایشان لیبرالیسم تنها   بعد مادی انسان را اهمیت داده ولذا شرافت انسانی را نقص کرده است چون به بعد انسانیت توجه نکرده است وتنها به وجه مشترک انسان وحیوان توجه نموده وانسان را تا حد حیوان پایین آورده است.انسان موجود دو بعدی است بنابراین باید در هر دو بعد یعنی مادی ومعنوی پیشرفت کندتا آزادیش تامین شود. "آزادی یعنی نبود مانع،انسانهای آزاد، انسانهای هستند که تن به وجود مانع نمی دهند ...آزادی ممکن است درونی واز جهتی برونی باشد.لذا از یک سو بعد معنوی واز سوی دیگر بعد اجتماعی می یابد.اجتماعی یعنی بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراداجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد وتکامل او نباشند، اورا محبوس نکنند...که جلوی فعالیتش گرفته شود. دیگران او را استثمار نکنند ،استخدام نکنند، استعباد نکنند، یعنی تمام قوای فکری وجسمی را در جهت منافع خودشان به کار نگیرند"(5).

مطهری در عین تجلیل از آزادی اجتماعی ،آزادی معنوی را باارزش می داندوجهان غرب ولیبرالیسم ودمو کراسیهای غربی را بدلیل بی توجهی به این بعد آزادی مذمت می کند واعتقاد دارد که بدون تامین بعد معنوی،آزادی اجتماعی امکان تحقق صحیح نخواهند یافت ودر این مورد استالینیسم، فاشیسم وامپریالیسم را مثال می زند.از نظر ایشان انبیاء آمدند تا علاوه برآزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند...آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر وعملی نیست.درد امروزجامعه بشری این است که بشرمی خواهدآزادی اجتماعی را تامین کندولی بدنبال آزادی معنوی نمی رود...آزادی را جز از طریق نبوت، انبیاء، دین،ایمان وکتابهای آسمانی نمی توان تامین کرد...بزرگترین خسران عصر ما این است که همه اش می گویندآزادی، اما جزاز آزادی اجتماعی سخن نمی گویند

از آزادی معنوی دیگر حرفی نمی زنند وبه همین جهت به آزادی اجتماعی هم نمی رسند"(6).

استاد مطهری در بحث از آزادی تقسیم بندی های انجام داده است.از جمله آن را به دو قسمت انسانی وحیوانی وحیوانی را شامل آزادی انسان از شهوات وهوی وهوسها معرفی کرده وآزادی انسانی را آزادی مقدسی دانسته که منشاءآن استعدادهای عالی انسانی شامل عواطف وتمایلات عالی انسانی می باشد وازادی انسانی را نیز به اجتماعی ومعنوی تقسیم کرده است.

مطهری می گوید"از آن جهت که مکلف خود شخص است در باره خودیا دیگران نسبت به او،آنجا که انسان مکلف است خود رابرده وبنده خرافات فکری وهواهای نفسانی قرار ندهد، آزادی جنبه درونی وباطنی دارد وآنجا که دیگران مکلفند که نسبت به او وراه او ومیسر او قید وبندی ایجاد نکنند،آزادی جنبه خارجی وبیرونی دارد.مطهری آزادی اجتماعی را شامل ازادی تفکر، عقیده ونیز حکم وبیان می داند"(7).مطهری در جای دیگر از سه نوع آزادی صبحت می کند:

1-      آزادی انسان از اسارت طبیعت؛

2-      آزادی انسان از حکومت خود برخود؛

3-      آزاد بودن انسان از محکومیت انسانهای دیگر.آزادی از بعد سوم همان آزادیهای اجتماعی است ولی بعد دوم آزادی معنوی است.(8)

بطورکلی آزادی از دیدگاه استاد مطهری را می توان به شرح زیر بیان کرد:آزادی یعنی فقدان موانع در مقابل خواست وارده انسان برای رسیدن به سعادت واقعی یعنی انسان کامل شدن که از طریق اطاعت از دستورات دین مبین اسلام امکان تحقق دارد.این تعریف دارای ویژگیهای زیر است:1- موانع شامل طبیعی، اجتماعی وعوامل درونی است،2- تحقق آزادی در سایه اطاعت از دستورات اسلام امکان پذیر است،3- در آن یک جنبش،حرکت،خواست، اراده وعمل انسان مطرح است،4- عوامل فطری وامکان استعدادی پایه واساس آن است.

اساس وپایه آزادی

اندیشمندان غربی مبنای آزادی را عقل وخرد انسانی وآزادی طیعی انسان؛ قبل از برقراری حکومتها، یا به اصطلاح حقوق طبیعی می دانند.(9)بعبارت دیگر ،معیار آزادی حقوق طبیعی،عقل،خودآزادی،انسان(10) وبرای بهره مندی حداکثری انسان از منافع مادی وتمتعات(11) است.مطهری اندیشه های غربی را رد می کند ومعتقداست که مبنای آزادی انسان عقل انسان واستعداد طبیعی او برای تعامل است وآن را یک تکلیف می داند.(12)ایشان می گوید:اولین اساس وپایه آزادی عقل است.انسان چون عاقل است آزاد است.عقل وآزادی پیوند مستحکم وعمیق با یکدیگر دارند ومختار بودن انسان بهترین ادعا بر این پایه واساس است،چرا که خداوند بواسطه «انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا»انسان را مختار آفریده واین اختیار بدون داشتن عقل معنی ندارد.برای انسان غیر عاقل،آزادی وعدم آزادی فرقی ندارد.از نظر مطهری، انسان از آن جهت آزاد است که صاحب عقل واراده است وحیوا از این آزادی بی بهره است.بشر موجودی است که باید بالاختیار ودر صحنه تنازع وکشمکش به کمال خود برسد.مطهری می گوید ریشه آزادی را باید در فلسفه بحث کرد.ریشه آزادی حقوق طبیعی وریشه حقوق طبیعی استعداد طبیعی وامکان استعدادی است وبه همین دلیل آزادی یک مسئله فلسفی است؛ زیرا امکان استعدادی،پدیده طبیعی وقابل مطالعه حسی وتجربی نیست.(13)

تامین آزادی منوط به داشتن مبنای اعتقادی،اهداف غایی ودادن جایگاهی به انسان در خلقت است.اندیشمندان غربی به دلیل نداشتن این مبنای اعتقادی فقط شعار می دهند وچون منافع وآرزوهای انسان را مبنا می دانند بدون اینکه انسانها به لحاظ درونی کترل شوندتامین آزادی واقعی ممکن نیست.«آزادی یک سلسله اصول ومبانی درونی واعتقادی واجتماعی داردکه بدون آن اصول ومبانی وبدون توجه به عوامل واقعی آن یک شعار توخالی است.آنها براصل حیثیت ذاتی انسان تکیه می کنند این در صورتی ممکن است که آن را محترم شمرده ودور از آلودگی نگه داریم،نه آنکه آن را به حال خود بگذاریم هر طور می شود بشود»(14).

ازنظر مطهری توجیه حیثیت ذاتی انسان به این است که برای انسان مقام ودرجه ای خاص در وجود قایل شویم وبرای او ماموریتی تکوینی وغایی (نه تشریعی) قایل گردیم.منع وجلوگیری چون ایجاد سد درمقابل هدف طبیعت است وجلو تکامل را می گیرد وتکامل با هدف صورت می گیرد،جایز نیست.یعنی منشاءاین حیثیت ذاتی مرتبه وجود وماموریت دادن طبیعت است واساسا"حقوق را جز از طبیعت، آن هم با شناسایی اصل علت غایی نمی توان توجیه کرد.حق یعنی ناموس خلقت، انچه قابل احترام خلقت است.منشاء حق نظام غایی وجود است.انسان برای این که به کمال لایق خود برسد باید محترم باشد.این حیثیت ذاتی همان جنبه روح الهی انسان وارداه الهی انسان است.ریشه حیثیت ذاتی بشر که از مختصات انسان است همان است که قران فرمود:«ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر...»ریشه آن «انی جاعلّ فی الارض خلیفه» اما طبق منطق مادی ، بشر یک حیثیت خاص که موجب حقوق خاصی شود، ندارد.(15)

بنابراین ،مطهری اساس آزادی را اولا"یک تکلیف می داند،یعنی چیزی بالاتر از حق که اندیشمندان غربی می گویند.ثانیا"مفهومی اعتباری وعملی است که از استعداد طبیعی موجودی برای تکامل اعتبار می شود.تکامل  یعنی انسان کامل شدن، اما در اندیشه غربی یعنی انسانی که از همه امکانات ولذتها بدون حدود برخوردار است.ثالثا"حیثیت ذاتی انسان ناشی از فطرت خداوندی اوست ولذا باید آزاد باشد.ایشان نظریات غربیها را در مورد حیثیت ذاتی انسانی را بی مبنا می داندوآن را درحد شعار تلقی می کند که هیچ موقع در عمل رعایت نشده است ولذا آزادی واقعی از اندیشه غربی تامین نمی شود.

مطهری با این تفکر که مبنای آزادی در غرب تمایلات وخواستهای انسانی است می گو.ید: چنین آزادی نوعی حیوانیت رها شده است.این نوع آزادی موجب تمییز انسان از حیوان نمی شود.بشر به حکم اینکه در سرشت خود دوقطبی آفریده شده، یعنی ...مرکب از عقل ونفس یا جان وتن است محال است بتواند در هر دو قسمت وجودی خود از بینهایت درجه آزادی برخوردار باشد.رهایی هر یک از دو قسمت عالی وسافل وجود انسان، مساوی است با محدود شدن قسمت دیگر. لذا اگر تمایلات انسان را ریشه ومنشاء آزادی بدانیم همان چیزی بوجود خواهد آمد که امروز در دموکراسیهای غربی شاهد آن هستیم.(16)

مطهری با توجه به اینکه در دموکراسی غربی مبنای قانون، خواست اکثریت است می گوید :این جوامع اعتقادی به صراط مستقم ندارند وبه طرفی می روند که میل وخواستهای اکثریت آنجا را ایجاب می کند. لذا به حکم احترام به دموکراسی وخواست اکثریت همجنس بازی قانون می شود چون اکثریت با آن موافق است.دموکراسی اسلامی براساس آزادی انسان است اما این آزادی در شهوات خلاصه نمی شود.اسلام دین ریاضت وشهوت کش نیست،بلکه دین اداره کردن وتدبیر کردن ومسلط بودن بر شهوات است.کمال انسان درانسانیت وعواطف عالی واحساسات بلند اوست. اسلام می خواهد آزادی واقعی- دربند کردن حیوانیت وآزاد کردن انسانیت-  به انسان بدهد.در اسلام معیار آزادی آن چیزی است که تکامل انسانی انسان ایجاب می کند یعنی آزادی ،حق انسان بماهو انسان است، حق ناشی از استعدادها ی انسانی انسان است نه حق ناشی از میل افراد وتمایلات آنها. دموکراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده ،حال آنکه این واژه در قاموس غرب  حیوانیت رها شده رامتضمن است.(17)

آزادی وتعیین حکومت

مردم در لیبرالیسم منشا"حکومت هستند.بعبارت دیگر،مردم با قرارداد اجتماعی از طریق دموکراسی عده ای را به نمایندگی از طرف خود به حکومت انتخاب می کنند وانتخاب شوندگان باید حداقل دخالت را در زندگی مردم داشته باشند وانطوریکه مردم می خواهند  قانون بنویسند وعمل کنند.مبنا انسان وخواست انسان (اومانیسم) است ونظر اکثریت باید حاکم باشد.

مطهری اعتقاد به حکومت فقیه دارد، بعبارت دیگر،از نظر ایشان چون هدف سعادت انسان است وسعادت در تبدیل به انسان کامل حاصل می شود؛ این هدف تنها در حیطه ومحدوده حکومت حق که همان ولایت فقیه است ممکن می شود.ایشان منشاء لیبرالیستی حکومت را کاملا" رد می کند و به دموکراسی به لحاظ محتوی که معنی مبنای عرفی بودن حکومت را نیز در بر دارد چندان توجهی  ندارد وآن را فقط بعنوان یک شیوه انتخاب حاکم قبول دارد.مطهری معتقد به ولایت فقیه است زیرا به نظر ایشان تنها ولایت فقیه که انسان کامل است می تواند سعادت انسانها را تامین کند وبعلاوه حکومت فقیه حکومت حق است چون خداوند چنین اراده کرده است.(18)

مطهری داشتن ایدئولوژی را مغایر با دموکراسی نمی داندو همه حکومت ها را دارای ایدئولوژی می داندومی گوید که جمهوری اسلامی نیز مثل سایر کشورهای دارای مرام ومسلک،عین دموکراسی است.«احزاب معمولا"خود را وابسته به یک ایدئولوژی معین می دانند واین امر را نه تنها بر ضد اصول دموکراسی نمی شمارند که به آن افتخار هم می کنند.اما منشاء اشتیباه آنان که اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح دموکراسی می دانند ناشی از این است که دموکراسی مورد قبول آنان همان دموکراسی قرن هیجدهم است که در آن حقوق انسان در مسائل مربوط به معیشت مادی خلاصه می شود.اما اینکه مکتب وعقیده و وابستگی به یک ایمان هم جزو حقوق انسانی است واین که اوج انسانیت در وارستگی از غریزه واز تبعیت از محیط های طبیعی واجتماعی، ودر وابستگی به عقیده وایمان وآرمان است به کلی به فراموشی سپرده شده است».(19)اگر جمهوري اسلامي خواستن، حاكميت مردم را نقض كند،در این صورت دموکراسی امری محال است زیرا همیشه وجودش مستلزم عدمش است.

آزادی تفکر وعقیده                        

مطهری با توجه به جهان بینی  اسلام ،وبا اذعان به حقانیت اسلام ، بیان عقاید غیر اسلامی را با شرایطی قبول می کنند.بعبارت دیگر، احزاب حتی مخالف اسلام وشیعه می توانند با شروطی در بیان عقاید خود آزاد باشند وقبول این آزادی بدان معنی نیست  که آنها همه حق ودرست هستند.ایشان فقط دین مقدس اسلام و شیعه دوازده امامی را دین ومذهب بر حق می دانند وسایر ادیان ومذاهب به نظر ایشان دچار افراط وتفریط ویا تحریف شده اند.(20) مطهری آزادی به شیوه غربی را عوام فریبی واستثمار فکری انسانها می داند وبیان می کند که استثمارگران غربی چون در حالت استثمار فکری بهتر می توانند چپاول کنند لذا آزادی هر عقیده ی حتی بت پرستی را جایز ولازم می دانند در حالیکه خودشان چنین عقایدی را قبول ندارند ومی دانند که باطل است.

قبول عقایدی مثل بت پرستی وخرافه پرستی واز این قبیل، معنایش این است که شخصی اشتیباه کرده، به دست خود زنجیری به دست وپای خویش بسته،بعد ما بگوییم چون این انسان این زنجیر راخودش بسته واین ، ارده وخواست اوست آزاد است وحقوق بشر ایجاب می کند که زنجیر را از دست وپایش بازنکنیم...انسان بت پرست... این انسانی است که بدست خود از مسیر انسانیت منحرف شده، بخاطر انسانیت وحقوق انسانیت باید این زنجیر را به هر شکلی هست، از دست وپای این شخص باز کرد، اگر ممکن است خودش را آزادکرد؛اگر نه لااقل او را از سر راه دیگران برداشت(21).

مطهری لیبرالیسم اعتقادی را به شکل غربی آن رد می کندو جهان بینی اسلام راکامل وتامین کننده سعادت انسان می داند.سعادت کامل با عمل به قوانین اسلام ومعنویات وعبادات اسلامی تحقق می یابد.اسلام در عین اعتقاد به آزادی عقیده، عقیده بهتر را معرفی می کند؛لذا در اول قبول عقیده آزاد است اما خروج از عقیده در اسلام محدودیت دارد چون خود را حق وسعادت انسان را در آن می داند(22).

آزادی احزاب وانجمنها

 استاد مطهری آزادی احزاب را مانند دموکراسی غربی؛ به شرطی اینکه با حکومت اسلامی معارض نباشند وعلیه اسلام توطئه وفریب کاری نکنند ،قبول می کند.این احزاب می توانند اندیشه ها وافکار خود رابیان کنند ولی خارج از چهار چوب اسلام نمی توانند حاکم شوند.احزاب وگروههای داخل مذهب شیعه  که مسئله ولایت وچارچوب قانون را قبول داشته باشند آزادی فعالیت دارند ومی تواننددر چرخه گردش نخبگان مشارکت کنند. اما در هر حال آزادی بدون قید وشرط از نوع غربی آن از نظر مطهری مطرود است(23).با وجود این، استاد مطهری تاکید می کنند که آزادی فعالیت احزاب مختلف به معنی قبول حقانیت آنها نیست؛ حقیقت مطلق اسلام است.

 نتیجه گیری

آزادی از دیدگاه لیبرالیسم یعنی رد هر گونه سلطه وتصمیم وعمل با عقل وخرد.بنابراین معیار، خرد آدمی است وجایگاه اول انسان در جهان بدلیل خردمندی اوست.هر کس بر اساس منافع خود هر چه تشخیص دهد؛ حق وباطل،همان برایش درست است وکسی حق محدود کردن او را ندارد مگر قانون که آنهم با نظر اکثریت (دموکراسی) شکل می گیرد.مطهری دیدگاه اومانیستی وخردگرایانه غرب را رد کرده وانسان را مخلوق خدا می داند،اما قضا وقدر الهی را عاملی بر وجود ازادی انسان مطرح می کند.

به لحاظ نظری، اندیشه استاد مطهری خدا محوروبر پایه اسلام است ونقطه مقابل دیدگاه لیبرالیسم که انسان محور است قرار دارد.با وجود تاکیدهر دو دیدگاه انسان محور و.خدا محور بر عقل، جایگاه انسان به لحاظ انسان شناسی متفاوت است.در آزادی لیبرالی، انسان بدلیل وجود عقل هیچ اتوریته ی را قبول ندارد ولی در اسلام انسان بنده ومخلوق خداست وبه دلیل مخلوق بودن باید مطیع باشد چون اسلام حق است.اما در اسلام بخاطر امکان استعدادی انسان  ، قضا وقدر الهی بر آزادی وخود مختاری انسان قرار گرفته است.البته کمال انسان نیز از نظر اسلام تنها  با اطاعت کامل از خدا در چارچوب اسلام امکان پذیر است.این دو اندیشه بطور عملی در غرب وجمهوری اسلامی ایران در نظریه دموکراسی و ولایت فقیه تحقق یافته است.    

زیر نویس

1- برلین،ایزنا"چهارمقاله در باره آزادی"ترجمه مجمد علی موحد،تهران، انتنشارات خوارزمی،1368،صص236-249.

2- بشیریه، حسین"تاریخ اندیشه های سیاسی در قرزن بیستم"تهران ،نشر نی،چاپ پنجم،1383،صص11-12.

3- مطهری، مرتضی"جهان بینی اسلامی"چا| دوم،قم،انتشارات صدرا،1357،ص24.

4- مطهری، مرتضی"مقالات فلسفی"بی م،انتشارت حکمت،بی تا،ص38.

5- مطهری ، مرتضی"گفتارهای معنوی"چاپ پنجم،تهران،انتشارات صدرا،1360،صفحات14و47.

6-همان،صفحات15و19.

7- امیری،م-م"آزادی اجتماعی (تفکر،قلم،عقیده، بیان)"،در نگاه شهید مطهری، تهران، انتشارات امیری،1381،ص51.

8- همان ،به نقل از، مطهری ،مرتضی"معیار وعیار آزادی"، روزنامه کیهان،ش8، آذر77،ص7.

9-محمودی،علی"نظریه آزادی در فلسفه سیاسی هابز ولاک"تهران،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی،صفحات22و71.

10- باوند، نعمت اله"در اسارت آزادی"موسسه کیهان،1371،ص132.

11- جونز،و، ت"خداوندان اندیشه سیاسی"ج2،قسمت اول،ترجمه علی رامین،تهران،انتشارات امیر کبیر،1362 ،ص205.

12- منظور این است که تکلیف بالاتر از حق است> از حق خود می شود چشم پوشی کردولی از تکلیف نباید چشم پوشی کرد.

13- مطهری ،مرتضی"یادداشت های استاد مطهری"ج1،چاپ اول،انتشارات صدرا،ص125.

14- همان.

15-همان،ص19.

16- همان.

17- مطهری ، مرتضی"پیرامون انقلاب اسلامی"بی م.بی تا.صص78-81.

18- امام خمینی (ره) می فرمایند"ولایت فقیه همان ولایتی دارند که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت دارا می باشد وبر همه لازم است که از او اطاعت کنند"مراجعه شود به : امام خمینی(ره)« ولایت فقیه»تهران، انتشارات امیر،1361،صفحات19،35و45.

19-پیشین، پیرامون انقلاب اسلامی،صص65-69.

20- علی، ملکی«تکثرگرایی فرهنگی وسیاسی از دیدگاه آیة الله مطهری»مجله علوم سیاسی،موسسه آموزش عالی باقرالعلوم(ع)، سال هفتم،ش27،1383،ص83.

21- امیری ، پیشین،صص67-70.

22- پیشین،ص68.

23- جوادی آملی، عبداله«منابع حقوق بشر از دیدگاه اسلام» آراء دانشمندان ایرانی،تهران،انتشارات بین المللی الهدی،1380،صص23-26.

 

+ نوشته شده در  88/09/02ساعت 20:59  توسط مدیر سایت  | 

مطالب قدیمی‌تر