دفاع مقدس اتحاد ملي و انسجام اسلامي

 دفاع مقدس اتحاد ملي و انسجام اسلامي

مسئله مهم اينكه اگر ملت ايران يك برهه از تاريخ خود را تجربه كرده باشد كه اين اتحاد و انسجام به نحوه كامل پياده شده باشد به غير از پيروزي در صحنه هاي انقلاب و غلبه بر نظام سلطنتي و ايادي داخلي و خارجي اش همانا وجود اين دو عنصر پيروزي بخش در دفاع 8 ساله ملت ايران بود كه با رهبري هاي داهيانه امام خميني به وقوع پيوست اين مقاله به بررسي اين دو عامل مي پردازد.

از نظر لغوي اتحاد به معني يكي شدن يگانگي و همدستي (فرهنگ عميد ـ ص 86 ) و انسجام به معني پيوستگي چسبندگي و در فيزيك الصاق يا قوه جاذبه به ذرات آمده است . (حييم ـ 1375 ـ ص 127 )
در تعريف نظري اتحاد و انسجام عبارت از پيوستگي و يد واحد بودن نيروها در انجام فعاليت هاست .
دانه هاي تسبيح با رشته اي به نام نخ به هم متصل است وقتي رشته اتحاد گسست كارآيي موردنظر از آن گرفته خواهد شد. به گواهي تاريخ رمز پيروزي ملت ها وحدت و يكپارچگي آنان بوده است و با مروري كوتاه بر تاريخ تابناك اسلام ملاحظه مي كنيم اتحاد و انسجام جمعي چنان قدرت و صلا بتي در مسلمانان ايجاد كرد كه همه گردنكشان و طواغيت را به خاك مذلت نشاند و در زماني كوتاه اقتدار مسلمين در پهنه گيتي طنين افكن شد. عكس همين قضيه نيز صادق بود يعني از زماني كه هواپرستي و نفع پرستي ها غلبه كرد در صفوف به هم پيوسته مسلمانان گسستگي ايجاد شد و بدنبال آن شكستهاي پي در پي و عقب ماندن از قافله علم و تمدن و به حاشيه رانده شدن و تحت سلطه قرار گرفتن از طرف زورگويان را شاهد بوده ايم .
اتحاد و انسجام از ديدگاه قرآن و اسلام
از ديدگاه قرآن اتحاد پيوند و همدلي و انسجام با يكديگر از جايگاه ويژه اي برخوردار است . خداوند متعال در قرآن كريم انسجام و اتحاد را موجب اعتلا و تفرقه را باعث انحطاط مي داند . در سوره آل عمران آيه 102 مي فرمايد : « واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا » به ريسمان الهي چنگ بزنيد و از تفرقه به پرهيزيد.
اتحاد و انسجام در قرآن كريم به معناي پيوستگي وحدت يگانگي هماهنگي و چسبندگي آمده است . در تفسير نمونه با استناد به آيات قرآن انسجام و تفرقه به شكل شيوايي تشريح شده است در اين تفسير مي خوانيم :
« تشبيه اعمال كفار به خاكستر با توجه به اينكه در ميان ذرات خاكستر هيچ نوع چسبندگي و پيوند وجود ندارد و حتي با كمك آب نيز نمي توان آنها را به هم پيوند داد و هر ذره اي به سرعت ديگري را رها مي سازد گويي اشاره به اين حقيقت دارد كه آنها برخلاف مومنان كه اعمالشان منسجم و به هم پيوسته و هر عملي عمل ديگر را تكميل مي كند و روح توحيد و وحدت نه تنها در ميان مومنان كه در ميان اعمال يك فرد با ايمان نيز وجود دارد از اين عوامل اثري در كار افراد بي ايمان نيست »
به نمونه هاي ديگري كه از آيات قرآن استخراج و تعريف مي شود مي توان به شرح ذيل اشاره داشت :
1 ـ در قرآن براي نشان دادن اتحاد و انسجام نيروها به بنيان مرصوص اشاره شده است « صفا كان تهم بنيان مرصوص » مرصوص از رصاص به معني سرب است و از آنجا كه گاه براي انسجام و يكپارچگي بناها سرب را آب مي كردند و در لابه لاي قطعات آن مي ريختند بطوريكه فوق العاده محكم و يكپارچه شده و لذا به هر بناي محكمي مرصوص اطلاق مي شود.
2 ـ آيات كتاب بزرگ عالم آفرينش (قرآن ) چنان با يكديگر هماهنگي دارد كه از وحدت به خوبي حكايت مي كند و در همه جاي آن آثار يك نظم عالي و انسجام و هماهنگي غيرقابل توصيف در ميان كلمات و سطور و صفحاتش نمايان است « ذالك الكتاب لاريب فيه » بقره آيه 3 ـ
3 ـ همچنين رهنمودهاي اسلام و قرآن به مناسك جمعي چون نماز جماعت نماز جمعه و اجتماع عظيم حج بدليل ايجاد اتحاد و انسجام از اهميت خاصي برخوردار است .
نظريه دانشمندان
دانشمندان رشته هاي مختلف نيز نظرياتي در تاييد و اثربخشي اين دو عامل ارائه كرده اند :
ديويس (1969 ) انسجام را يكي از ويژگيهاي گروه مي داند كه در آن نيروها اعمال شده بر اعضا براي ماندن در گروه بينش از كل نيروهايي است كه مي كوشند آنها را به ترك گروه وادار كنند.
و بستر (1988 ) لغت انسجام را عاريت گرفته شده از علم فيزيك مي داند و در اين علم منظور از انسجام نيرويي است كه مجموعه مولكولهاي يك جسم را به هم متصل كرده است به عبارت ديگر نيرويي است كه باعث چسبندگي عناصر يك جسم مي گردد.
دو ركيم جامعه شناس اتحاد و انسجام را در اثر دوست داشتن يكديگر و جاذبه متقابل (جاذبه مثبت ) مي داند.


لوين (1986 ) انسجام را برآيند همه نيروهايي مي داند كه باعث همبستگي افراد يك گروه مي شود و از اضمحلال آن جلوگيري مي كند.
اتحاد و انسجام از ديدگاه امام خميني (قدس سره )
يكي از محورهاي اساسي تشكيل دهنده استراتژي امام وحدت و انسجام است امام با اشاره به پيروزي قواي مسلح در سال 63 مي فرمايند :
« مي دانيد كه پيروزي ها در اثر انسجام تمام قواي مسلح با نقشه واحد و فكر واحد نصيب شما شد بايد اين انسجام و اين وحدت حفظ شود كه تزلزل در اين امر الهي از بزرگترين اسباب فشل و خداي ناخواسته شكست است »
ايشان در سال 1361 در خصوص وحدت فرمان دهي كه در اثر آن وحدت نيروها و اطاعت كامل از فرمانده ميسر مي شود تا پيروزي به دست آيد تاكيد مي فرمايند :
« وحدت فرمان دهي از مسائل مهم و سرنوشت ساز است كه بدون آن پيروزي ميسر نيست و عدم مراعات آن فاجعه آفرين است »
حضرت امام در سال 62 در راستاي وحدت و انسجام نيروهاي مسلح و هماهنگ بودن آنها و داشتن هدف مشترك كه عامل مهمي در پيروزي بر دشمن مي باشد بارها بر اين مهم تاكيد كرده و مي فرمايند :
« مهم اين است كه ما با هم منسجم باشيم مهم اين است كه قواي مسلح ما كه انشا الله نصرت بدهد منسجم باشند با هم سپاه پاسداران و قواي انتظامي ديگر خودشان را يكي بدانند همه شما براي يك مقصود داريد عمل مي كنيد و آن مقصود اين است كه كشور خودتان را آزاد نگه داريد و مستقل »
ايشان در جايي ديگر اتحاد و انسجام را يك نعمت بزرگ الهي دانسته و وظيفه همگان مي دانند كه از وجود چنين نعمتي شكر گذار باشند و بر حفظ آن تلاش نمايند :
« شما الان و همه برادرهاي ما در هر كجا هستند الان ديدند كه وحدت كلمه چه بركتي است كه خداي تبارك و تعالي به ما عطا فرموده است اين را حفظ بكنيم و اين نعمتي است كه خدا به ما داده بايد تشكر كنيم و تشكرش اين است كه با چنگ و دندان اين وحدت را حفظ كنيم »
بسيج مظهر اتحاد و انسجام در جنگ
يكي از خدمات منحصر به فرد و پيش بيني درست حضرت امام خميني به كشور و ملت مسلمان ايران و ملتهاي مست ضعف جهان تشكيل بسيج بعنوان شالوده اي براي بوجود آوردن اتحاد و انسجام و حفظ آن در ملت بود. امام با درك عميق و الهي خويش به خوبي مي دانست اين حضور گسترده مردم همواره راهگشاي مشكلات آتي كشور خواهد بود و براي در صحنه نگهداشتن سازماندهي شده مردم در 5 آذر ماه 1358 فرمان تشكيل ارتش 20 ميليوني را صادر فرمودند و فرمودند « ملتي كه 20 ميليون جوان دارد بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشد » . حدودا كمتر از يكسال بعد در 31 شهريور 1359 عراق تحريك شده توسط آمريكا و ديگر دشمنان با كليه امكانات و پشتوانه هاي استكبار جهاني به نظام اسلامي حمله كرد و اين ارزش پيش بيني و دشمن شناسي آن حضرت را نشان داد و در كليه صحنه هاي دفاع مقدس و از روزهاي اول تا پايان جنگ بسيج مردانه در صحنه ايستاد و به ديگر نيروهاي مسلح هم روحيه داد تا بجنگند.
در جنگ شجره مباركه بسيج متشكل از اعضاي دانشجو دانش آموز روحاني زنان اصناف عشاير و... به خوبي توانست اتحاد ملي را برقرار نموده و عليرغم داشتن زبانهاي مختلف فرهنگهاي گوناگون و حتي اديان و عقايد مختلف در كنار هم و دوشادوش بجنگند و به پيروزي برسند.
در دفاع مقدس نه تنها شيعه و سني بعنوان دو گروه عمده و ريشه دار مسلمان در كنار هم قرار گرفتند و نماز را با هم خواندند و به هم اقتدار كردند بلكه خون آنها در هم آميخت و گاهي سر بر زانوي هم به شهادت رسيدند بلكه برادران و خواهراني از اقليتهاي مذهبي هم در جنگ شركت كرده و به شهادت رسيدند و شهداي آرميده در گل زارهاي شهدا هم از فرقه هاي مختلف مسلمان هستند و هم از اقليتهاي زرتشتي مسيحي يهودي و...
پس در دفاع مقدس زبانها و فرهنگهاي مختلف در عين حضور نه تنها مانعي براي اتحاد و گروههاي مختلف فارس كرد ترك بلوچ و غيره نشد بلكه با رهبري هاي داهيانه حضرت امام به نقطه قوتي تبديل شد تا پتانسيل موجود در هر گروه در خدمت جنگ درآيد و اتحاد ملي در حد نهايت بود. وجود عقايد مذهبي مختلف در بين مسلمانان هم مانع از انسجام اسلامي نشد بلكه همه خداي واحد پيامبر واحد قرآن واحد و قبله واحد را ديدند و انسجام كامل ايجاد شد و باعث پيروزي ملت ايران و شكست دشمنان گرديد.
امروز دشمن بدنبال شكست اين اتحاد و انسجام است و با جنگ رواني و هزينه كردن بودجه در پي از بين بردن اين عوامل پيروزي است و مقام معظم رهبري با شناخت عميق و درست اين دو عامل را برجسته ساختند انشا الله همه اقشار با توجه كامل به اين دو اصل اين كشور اسلامي را به قله هاي رفيع پيروزي و سربلندي برسانيم همانگونه كه در دفاع مقدس اينچنين شد.
سرهنگ پاسدار رضا قرباني
مسئول مركز مشاوره دانشجويي دانشگاه امام حسين (ع )
حضرت امام خميني (ره ) : وحدت فرمان دهي از مسائل مهم و سرنوشت ساز است كه بدون آن پيروزي ميسر نيست و عدم مراعات آن فاجعه آفرين است
در دفاع مقدس نه تنها شيعه و سني بعنوان دو گروه عمده و ريشه دار مسلمان در كنار هم قرار گرفتند و نماز را با هم خواندند و به هم اقتدار كردند بلكه خون آنها درهم آميخت و گاهي سر بر زانوي هم به شهادت رسيدند

روزنامه جمهوری اسلامی 860715

تاريخچه استفاده از سلاح شيميايي

تاريخچه استفاده از سلاح شيميايي

 بمباران شيميايي حلبچه   

قبل از جنگ جهاني اول در سال 1763 ميلادي آمريکايي ها سلاح شيميايي را عليه سرخپوستان که صاحبان اصلي سرزمين آمريکا بودند به کار گرفتند.

در جنگ جهاني اول در سال 1915 ميلادي سلاح شيميايي از سوي نيروهاي آلماني به کار گرفته شد و سپس ديگر کشورها استفاده از آن را در برنامه هاي جنگي خود گنجاندند. پس از جنگ جهاني دوم، انگليسي ها درسال 1951 ميلادي از ماده «فتيوتوکسين» در مالايا عليه استقلال طلبان اين سرزمين استفاده کردند. آمريکا در جنگ ويتنام، کامبوج و لائوس، مواد شيميايي و ميکروبي را به کار برد.

در سال 1975، ويتنامي ها مواد شيميايي را در کامبوج عليه خمرهاي سرخ به کار بردند. در سال 1979، ارتش شوروي (سابق)، در اشغال افغانستان از اين گونه سلاح ها استفاده کرد. رژيم نژادپرست آفريقايي جنوبي در 8 مارس 1983 ميلادي از يک نوع ماده سمي عليه نيروهاي سواپو در ناميبيا بهره گرفت.

رژيم بعث عراق، در طول جنگ تحميلي به طور مکرر عليه رزمندگان اسلام از انواع سلاح هاي شيميايي استفاده کرد. اولين تلاش ها براي اعمال ممنوعيت استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي و بيولوژيک در اعلاميه هاي 1868 سن پترزبورگ، 1874 بروکسل و 1898 لاهه نمايان شد. اما هيچ کدام از آنها به تنظيم يک معاهده بين المللي نينجاميد. در نتيجه کوشش هاي فراوان، سرانجام در سال 1907، يک معاهده بين المللي که از نظر حقوقي تعهدآور بود تنظيم شد. با شروع جنگ جهاني اول، کنوانسيون 1907 لاهه نتوانست از وقوع جنگ شيميايي ممانعت کند.

کاربرد جنگ افزارهاي شيميايي کشورها را به امضاي پروتکل 17 ژوئن 1925 ژنو درباره منع کاربرد جنگ افزارهاي شيميايي و بيولوژيک وادار کرد. اما اين پروتکل، توسعه توليد يا ذخيره سازي جنگ افزارهاي شيميايي و بيولوژيک را منع نکرد.

در 16 دسامبر 1917، مجمع عمومي سازمان ملل قطعنامه منع، توسعه، توليد و انباشت جنگ افزارهاي ميکروبي و سمي و نابودسازي آنها را تصويب کرد. در 11 نوامبر 1987، سازمان ملل قطعنامه اي در مورد جنگ افزارهاي شيميايي به تصويب رساند.

کنوانسيون منع جنگ افزارهاي شيميايي

اين کنوانسيون داراي يک مقدمه، 24 مان و 3 متن پيوست است و دبيرکل سازمان ملل دبير اين کنوانسيون است، تهيه و تنظيم فني کنوانسيون مزبور قريب 24 سال به درازا انجاميد و مذاکرات تدوين آن در ماه ژوئن 1993 در کنفرانس خلع سلاح پايان پذيرفت، سپس طي قطع نامه اي در اجلاس 47 مجمع عمومي سازمان ملل به اتفاق آرا به تصويب رسيد.

چگونگي کسب توانايي عراق در زمينه جنگ افزارهاي شيميايي

عراق در سال 1980 با انتقال مقاديري از عوامل شيميايي و مواد اوليه مربوطه از ذخاير شوروي سابق و همچنين خريد تجهيزات ويژه از کشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريکا براي نيل به توليد مستقل جنگ افزارهاي شيميايي اقدام کرد. در سال 1982، با کمپاني «دراي رايخ» آلمان که تامين کننده وسايل فني شيميايي است قراردادي منعقد کرد و جهت توليد عوامل اعصاب به خريد مواد شيميايي از منابع غربي از جمله آمريکا اقدام کرد. يکي از مقام هاي برجسته پنتاگون مي گويد: «ما مي دانيم که از کار خانه هاي آلمان غربي عراق را در توليد جنگ افزارهاي شيميايي ياري مي کنند يکي از آنها نقش برجسته اي در اين امر دارد و هنوز هم در عراق به کار خود ادامه مي دهد.»

عراق با خريد مواد شيميايي از آمريکا، آلمان غربي، هلند و کمک کارشناسان موفق شد چند تن گاز اعصاب در هر هفته توليد کند.

توانايي شيميايي عراق در جنگ تحميلي

عراق در 31 شهريور 1359، تهاجم سراسري خود را از سه جبهه آغاز کرد. مرکز ثقل اين تهاجم جبهه جنوب است. در آن زمان ارتش عراق، داراي مشخصات توانايي تهاجمي جنگ افزارهاي شيميايي به شرح زير بود:

1- توانايي حفاظتي و رفع آلودگي، وسايل حفاظتي انفرادي - يگاني براي کليه پرسنل در داخل خودروهاي زرهي، وجود گروهان شيميايي و رفع آلودگي در لشگرهاي رزمي.

2- داشتن مناسبات تجاري با غرب از جمله انگلستان، آمريکا، آلمان غربي به منظور خريد مواد شيميايي و تجهيزات حفاظتي مورد لزوم جهت نيل به خودکفايي در زمينه ساخت جنگ افزارهاي شيميايي.

3- در اختيار داشتن انواع سيستم هاي پرتاب مهمات شيميايي از جمله هواپيماهاي دورپرواز، توپخانه، راکت هاي سطح به سطح و موشک ها، کاربرد جنگ افزارهاي شيميايي توسط عراق در اوايل جنگ تحميلي، در منطقه شلمچه رژيم عراق براي اولين بار به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شيميايي کرد و براي دومين بار در منطقه ميمک تکرار شد.

عراقي ها از آذر سال 1361، به طور پراکنده از عوامل شيميايي کشنده استفاده کردند، ابتدا مقدار محدودي از «سولفورموستارد» (عامل تاول زا) را به منظور در هم شکستن سازمان رزمي رزمندگان ايران در تک هاي شبانه مورد استفاده قرار دادند.

در سال 1362، عراق به کار برد جنگ افزارهاي شيميايي در پيرانشهر و حوالي پنجوين مبادرت ورزيد. ايران حادثه پنجوين را «جنايت جنگي» ناميد و مجرومين جنگ شيميايي به بيمارستان هاي تهران اعزام شدند در اواخر 1363، عراق به دو علت از کاربرد جنگ افزارهاي شيميايي موقتا منصرف شد.

1- در رابطه با اعتراض هاي قبلي اروپا

2- علني شدن ابعاد گسترده کاربرد اين جنگ افزارها در جنگ با ايران استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي در بعد وسيع توسط عراق از اوايل زمستان 1364 که رزمندگان ايران توانستند شهر (فاو) را تصرف نمايند مجددا آغاز شد.

در اوايل سال 1366 عراق بار ديگر از جنگ افزارهاي شيميايي به طور انبوه در جبهه مرکزي سومار استفاده کرد. پس از عمليات والفجر 8، نيروهاي عراقي به طرز بي سابقه اي از مواد سمي شيميايي استفاده کردند. حدود 7000 گلوله توپ و خمپاره حاوي مواد سمي عليه مواضع نيروهاي ايران شليک شد.

در طول 20 روز هواپيماهاي عراقي بيش از هزار بمب شيميايي در صحنه عمليات فرو ريختند و متجاوز از 30 تهاجم شيميايي عليه هدف هاي غيرنظامي در ايران انجام شد.

بمباران شيميايي شهر سردشت توسط عراق در هفتم تير 1366 فجيع ترين و وحشتناک ترين تهاجم از اين نوع بود که سبب کشته و مجروح شدن عده بسياري از مردم غيرنظامي شد.

جمهوري اسلامي ايران شهر سردشت را نخستين شهر قرباني جنگ افزارهاي شيميايي در جهان بعد از بمباران هسته اي هيروشيما ناميد.

وحشيانه ترين مورد استفاده در اسفند 1366، در حلبچه بوده است که وسيع ترين مورداستفاده از جنگ افزارهاي شيميايي از زمان جنگ جهاني اول تاکنون به شمار مي رود که حداقل 5000 تن از مردم کرد و مسلمان اين شهر را کشته و 7000 تن ديگر را مجروح کرد. فاجعه اي که در حلبچه رخ داد بدون شک با فجايعي همچون بمباران اتمي شهرهاي هيروشيما و ناکازاکي ژاپن به دست آمريکا، قابل مقايسه است.

 به کارگيري سلاح هاي شيميايي از سوي عراق، در حالي صورت مي گرفت که اين کشور جزو 120 کشور امضاکننده پروتکل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح هاي سمي، خفه کننده و ترکيبات باکتريولوژيک قرار داشت. پروتکل 1925  ژنو که طي قطعنامه  2161 (21) B سازمان ملل متحد مجددا به تصويب رسيده است. صراحتا استعمال سلاح هاي شيميايي را منع مي کند. قسمت هايي از پروتکل 1925  ژنو به شرح زير است:

امضا کنندگان تام الاختيار زير به نام دولت هاي خود اعلام مي دارند. «نظر به اين که در موقع جنگ، استعمال گازهاي خفه کننده و مسموم يا امثال آنها و همچنين هر قسم مايعات و مواد يا عمليات شبيه به آن حقا مورد تنفر افکار عمومي دنياي متمدن است.»

دول متعاهد تقبل مي کنند ممنوعيت استعمال گازهاي خفه کننده و مسموم شبيه آن را به موجب اين اعلاميه به رسميت شناخته و همچنين تعهد مي نمايند که ممنوعيت مزبور را شامل وسايل جنگ ميکروبي نيز دانسته و خود را ملزم به رعايت مدلول مراتب فوق بدانند.

 

پروفسور «اوبن هندريکس» رئيس آزمايشگاه سم شناسي بيمارستان دانشگاه گان (فلاندر، در شمال غرب بلژيک اظهار مي دارد: عراق از سه نوع گاز مختلف عليه حلبچه استفاده کرده است. وي تاکيد کرد که نيروهاي عراقي شهر حلبچه را در روزهاي 17 و 18 مارس (27 و 28 اسفند 66) با گاز خردل (ايپريت)، گازهاي اعصاب (تابون، سارين يا سومان) و بالاخره با سيانوژن بمباران کرده اند.

 وي افزود که اين سه نوع سلاح به صورت مجزا ولي با فاصله اي کوتاه و به طوري که به صورت «يک کوکتل بسيار سمي» در آيند، مورد استفاده قرار گرفته اند. بي بي سي  C.B.B راديو دولتي انگلستان در 1367/1/6، گزارش داد: يک دکتر بلژيکي و يک دکتر هلندي از سازمان بهداشت بين المللي موسوم به پزشکان بدون مرز و يک متخصص مسايل شيميايي به اتفاق آرا تاييد کردند که در حلبچه و مناطق اطراف آن عليه مردم غيرنظامي از سلاح هاي شيميايي استفاده شده است.

خبرگزاري فرانسه 1367/1/12 اعلام کرد: «حلبچه شهري از کردستان عراق که به تصرف ايران درآمده و طي روزهاي 27 و 28 اسفند ماه توسط عراق بمباران شيميايي شده منجمد و ساکنان در خوابي عميق فرورفته است.

نيويورک تايمز آمريکا در 1367/1/16 نوشت: «اين عمل از هر جهت و به هر مفهوم يک جنايت جنگي است که با انکارهاي سست و رسمي عراق و عذرو بهانه هاي غيررسمي در مورد استفاده از يک سلاح ناجوانمردانه در آميخته است.»

سرلشگر «رفيق السامرايي» رئيس پيشين استخبارات (اطلاعات) نظامي عراق در مورد بمباران شيميايي گفته است «جنايتي که در حلبچه اتفاق افتاد و توسط 50 فروند جنگنده عراقي صورت گرفت.

محموله هر يک از اين جنگنده ها 4» بمب شيميايي بود. اين حمله به دستور صدام صورت گرفت. بمباران حلبچه به دليل نااميدي و ياسي بود که در صدام به وجود آمده بود. زيرا در تاريخ هاي 10  و 11 مارس 1988 ايراني ها منطقه دربنديخان، حلبچه و مناطق اطراف آن را موردتهاجم قرار داده و موفقيت هايي کسب کرده بودند. در اين حملات گروه هاي کرد آنها را همراهي مي کردند.

صدام تيپ و لشکرها را يکي پس از ديگري به مقابله بانيروهاي ايران فرستاد تا مانع از پيشروي در عراق شوند. اما هيچ  نتيجه اي در پي نداشت و خسارات فراواني به نيروهاي عراقي وارد شد در انتقام از اين حمله، صدام دستور داد تا حملات شيميايي گسترده اي را روي حلبچه انجام دهند. نظر استخبارات (اطلاعات) عراق کاملا متفاوت بود.

سازمان سيا به ما اطلاع داد که تعداد محدودي از واحدهاي توپخانه ايران ازمحور شرق شط العرب به محور حلبچه در شمال انتقال يافته اند. ما با توجه به مسووليتي که داشتيم صدام را از اين امر با خبر ساختيم، بخش عظيمي از واحدهاي توپخانه ايران از فاو عقب نشيني کردند.

تشکيلات ما براي مقابله با حمله ايران در حلبچه آماده شده اما صدام با چنين فاجعه اي موافقت کرد. فرماندهي که دستور صدام را مبني بر بمباران شيميايي حلبچه اجرا کردند. فرماندهان نيروي هوايي، سرلشکر حميد شعبان، معاون فرماندهي عمليات، سرلشکر ستاد سالم سلطان البصر و فرماندهان ديگر بودند.

اما خلبانان 50 نفر بودند و کاملا اطلاع داشتند که هواپيمايشان حاوي بمب هاي شيميايي است. صدام از سلاح هاي شيميايي در مناطق ديگر عراق در شمال و جنوب اين کشور استفاده کرده است. در طول قيام هاي سال 1991 از مواد شيميايي خفيف بر روي مراقدالائمه در کربلا توسط هليکوپتر استفاده کرده است ايران در طول جنگ سلاح شيميايي در اختيار نداشت.

 منابع :

www.mardomsalari.com/Template1

www.tebyan.net/GodlyPeople/Occasions

www.tiknews.net/display/?ID=24019 - 53k

 

یادمان شهیدان

وصيت نامه سردار شهيد اسلام مهندس مهدي باكري فرمانده لشكر 31 عاشورا

يا الله،‌يا محمد،يا علي،‌يا فاطمه زهرا،‌يا حسن،يا حسين،‌يا مهدي (عج) وتو اي ولي مان يا روح الله وشما اي پيروان صادق شهيدان.
خدايا چگونه وصيت نامه بنويسم در حالي كه سراپا گناه و معصيت و نافرماني ام. گرچه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم ولي ترسم از اين است كه نيامرزيده از دنيا بروم. مي ترسم رفتنم خالص نباشد و پذيرفته درگاهت نشوم. يا رب العفو، خدايا نميرم در حالي از ما راضي نباشي. اي واي كه سيه روز خواهم بود.خدايا چقدر دوست داشتني و پرستيدني هستي! هيهات كه نفهميدم. يا ابا عبدالله شفاعت! آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد براي ديدار ربش ، و چه كنم كه تهيدستم،خدايا تو قبولم كن.
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر كفر و الحاد،‌عصر مظلوميت اسلام وپيروان واقعي اش. عزيزانم شبانه روز بايد شكرگزار خدا باشيم كه سرباز راستين صادق اين نعمت شويم و بايد خطر وسوسه هاي دروني ودنيا فريبي را شناخته و بر حذر باشيم كه صدق نيت وخلوص در عمل ،تنها چاره ساز است.
اي عاشقان اباعبدالله بايستي شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بايستي از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بايستي محتواي فرامين امام را درك و عمل نمائيم تا بلكه قدري از تكليف خود را در شكر گزاري بجا آورده باشيم.

وصيت به مادرم وخواهران و برادرانم و اهل فاميل بدانيد اسلام تنها راه نجات و سعادت

ماست،هميشه بياد خدا باشيد و فرامين خدا را عمل كنيد،‌پشتيبان و از ته قلب مقلد امام باشيد،‌اهميّت زياد به دعاها و مجالس ياد اباعبدالله و شهدا بدهيد كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربيت حسيني و زينبي بيابيد و رسالت آنها را رسالت خود بدانيد وفرزندان خود را نيز همانگونه تربيت كنيد تا سربازاني با ايمان و عاشق شهادت و علمداراني صالح وارث حضرت ابولفضل براي اسلام ببار آيند. از همه كساني كه از من رنجيده اند و حقي بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و اميد دارم خداوند مرا با گناهان بسيار بيامرزد.

خدايا مرا پاكيزه بپذير
مهدي باكري

 

زندگينامه شهيد محمّد قدرداني پاريزي

تهيه و تنظيم مطالب: منصور قدرداني

در دوران جنگ تحميلي و حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس، انسانهاي صديق و ايثارگري  بودندكه با حضوردر صحنه هاي نبرد، رشادتها آفريدند.مثال مشخص آن وجود شهداي گرانقدري است كه امروزه قامت معطرشان در گلزارهاي شهداء آرميده و زيارتگاه دوستداران حق و الهام بخش صاحبان بصيرت شده است. آنها رفتند تا ايمان بماند و بسيجي شهيد محمد قدرداني پاريزي- از سلسله اين صاف دلان حماسه ساز بود واز بسيجيان بي نام و نشان كه بي تكلف در آسمان جنگ تابيد و روشنائي دستهايش را هديه آن سامان ستاره خيز كرد.

شهيد قدرداني، در دي ماه سال ۱۳۳۹ در بخش پاريز(از توابع شهرستان سيرجان) ديده به جهان گشود. دوران كودكي و نوجواني را گذرانده و تحصيلات ابتدائي را در زادگاهش، پاريز آغاز كرد.بردباري و سخت كوشي عجيبي را در خود داشت. در عين حال بسيار سخت هوشيار مي نمود. در دوران تحصيل خود، بر اثر هوش و استعداد زيادي كه داشت هميشه جزء دانش آموزان ممتاز بود.همزمان با تحصيل در دبيرستان وبعد از آن اوقات فراغت خود را صرف كارهاي هنري مي نمود كه در اين مورد، آثار هنري و كارهاي دستي جالب و هنرمندانه اي از خود به يادگار گذاشته است.تحصيلات خود را تا مرحله ديپلم در شهر سيرجان با موفقيت طي نمود.

در كنار تحصيل، به كار و فعاليت نيز مشغول مي شد و هيچ گاه از كاركردن دوري نمي كرد. پس از اخذ ديپلم به خدمت مقدس نظام (در نيروي هوائي بوشهر) اعزام گرديد واز همانجا براي اولين بار، داوطلبانه عازم جبهه هاي دفاع مقدس شد و به كمك ديگر رزمندگان، مسئوليت پدافند هوائي و سايت موشكي منطقه را برعهده گرفت و پس از اتمام سربازي نيز چندين مرحله، با لباس رزم بسيجي به جبهه اعزام شد.

تا آنجا كه بخاطر داريم وي هيچ گاه، حتي لحظه اي از ياد خدا غافل نبود.كليه فرائض ديني و مذهبي را در هر شرايط و موقعيتي كه بود با خلوص نيت وتمام و كمال انجام مي داد و از اين بابت الگو بود.

اوقات زيادي را صرف خواندن قرآن مي كرد. به گفته يكي از همرزمانش در جبهه نيز با قرآن مانوس بود و هميشه قرآن كوچكي را همراه داشت و از هر فرصتي براي قرائت قرآن استفاده مي كرد. آري از حجاب خود گذشت تا به حقيقت، قرآن عزيز را دريافت و با عمل خود، فرامين نوراني اين كتاب آسماني را گردن نهاد. از آثار عشق به قرآن، حضور او در دلهاست. آنگاه كه انسان با قرآن همنشين باشد، قرآن نيز او را به هدايت، رهنمون مي شود.آنچنان با قرآن انس و الفت پيدا كرده بود كه جان بر سر اين محبت نهاد و عشق و ارادتش را به قرآن و اهل بيت(ع) به اثبات رساند.

پس از قرآن، همواره از رهنمود هاي كلام علي(ع) در نهج البلاغه، در طرز رفتار و كارهايش الهام مي گرفت. اوقات زيادي را صرف مطالعه انواع كتب مي كرد. ذوق و سليقه سرشاري نيز در زمينه ادبي داشت و از طرفي شخصيت معنوي و روح خداجوئي او را در كليه نوشته ها و يادداشتهايش بوضوح مي توان ديد.او جواني محجوب، متين، صبور واز ادبي فوق العاده برخوردار بود و خضوع وفروتني در رفتار و گفتارش در كمال مشاهده مي شد. رفتار و كلامش به قدري اثر بخش و جاذبه دار بود كه هر فردي را كه با او برخورد داشت، مجذوب خود مي ساخت. امكان نداشت با فردي صميمانه برخورد كند و او را مجذوب خود نسازد،كه انگار سالها با هم دوست و آشنا بوده اند. سكوت و آرامش روح از صفات ويژه اش بود. در امور زندگي جاري، تصميماتي كه مي گرفت، بسيار آگاهانه بود. رفتارش نسبت به پدر و مادر بگونه اي بود كه شايد بتوان گفت بي نظير بود و سابقه نداشت كه كوچكترين نا فرماني از وي نسبت به پدر و مادر سر زده باشد و احساس به والدين در راس امورش قرار داشت و تمام تلاشش را براي جلب رضايت آنها به كار مي گرفت. حتي زماني كه در مناطق جنگي بود، با ارسال نامه به برادرانش چنين توصيه مي كند:« ...و شما برادرانم، وجودتان در خانه بايد طوري باشدكه پدر و مادر هيچ احساس نكنند كه يكي از افراد در جمع خانواده نبوده و از خانه دور است.رفتار و كردار شما باعث مي شود كه كمتر رنج داشته باشند.پس،از شما مي خواهم كه از خدا بخواهيد افرادي باشيد كه هم براي اسلام و مسلمين و هم براي خانواده خود نمونه باشيد و خداي نكرده كاري نكنيد كه پدر و مادر دلشان از شما بگيرد كه انگار باعث نا فرماني خدا شده ايد.»

رفتارش نسبت به خواهر و برادران و كليه اقوام به قدري انساني و خوب بود كه همه او را دوست مي داشتند و از وي بعنوان چهره اي محبوب و مورد احترام ياد مي كردند.فداكاري و ايثارش براي ديگران به حدّي بود كه باعث شرمساري آنها مي گرديد هيچ گاه انجام كارهاي مربوط به خود را در صورتي كه از عهده خودش بر مي آمد به ساير اعضاي خانواده واگذار نمي كرد. در جلسات مذهبي اعم از دعاي كميل و و دعاي توسل با شوق زيادي شركت مي جست و با خلوص نيت دعا مي خواند و ساير اعضاء خانواده را به اين گونه امور معنوي دعوت مي كرد. به هنگام دعا، صفا و حالت روحاني خاصي داشت كه براي نمونه دفتر مناجاتنامه اي از او به يادگار مانده كه خلوص نيت و روح عارفانه اش در آن موج زده و نمايان است. بخصوص آن قسمت از مناجاتش كه براي شهادت خود نوشته و عجيب آنكه درست مطابق همان دعايش، شهادت نصيبش شد و برايش پيش آمد. اگر در مجلسي، فردي شروع به غيبت و تهمت به ديگران مي نمود، سعي مي كرد با ملايمت او را از اين كار باز دارد.هنگامي كه به خدمت مقدس سربازي، در نيروي هوائي اعزام شده بود، داوطلبانه براي اولين بار به صحنه هاي دفاع مقدس اعزام گرديد و همان برخورد اول او را چنان مجذوب ايثار،اخلاص و فداكاري رزمندگان اسلام كرده بود كه ديگر سخت بود از لشكر اسلام جدا شود. در همين مرحله بود كه به دوستانش گفته بود كه خيلي از واقعيتها برايم آشكار شد و در اينجا بود كه شايسته ترين درودهاي خود را نثار سلحشوران اسلام كرد و قهرمانيهاي آنان را بخاطر بوجود آوردن حماسه هاي بزرگشان ستود و به گفته همرزمانش هرگز بعد از آن بدون وضو قدم بر خاك آن مكان نمي گذاشت. چرا كه اعتقاد داشت آن خاك به خون پاك شهيدي آغشته است.تا بدانجا كه قطعه اي از گل وخاك آن زمين مطهر را بصورت مهر نماز در آورده و پيشاني عبوديت و اخلاص خود را بر آن گذاشته و نماز بر جاي مي آورد كه هنوز هم اين مهر نماز از او به يادگار مانده است.

در همان اعزام اول بود كه با ياري همسنگرانش توانست در عمليات رمضان به كمك رزمندگان پدافند هوائي چندين فروند هواپيماي جنگي دشمن را سرنگون سازد. پس از اتمام خدمت سربازي، اين بار با لباس مقدس بسيجي بصورت داوطلبانه عازم صحنه هاي نبرد لشكريان اسلام گرديد. او با آنكه در جائي  استخدام شده بود، با اين حال هيچ گاه از حضور داوطلبانه در جبهه غافل نماند و همواره در جبهه يا به فكر جبهه بود. در محيط كار علاوه بر كار خاص خود، مسئوليت سواد آموزي افراد بيسواد يا كم سواد را نيز بر عهده داشت و در اين مورد توانست چندين نفر را آموزش داده و آنها را در برخورداري از نعمت خواندن و نوشتن ياري دهد. بطور كلي كمك به همنوعان را وظيفه انساني خود مي دانست. از ديگر خصوصيات شهيد، علاقه ايشان به ورزش كوهنوردي و سير و تفكر در طبيعت بود كه معمولا در برنامه كوهنوردي دوستانش شركت مي كرد و به آرامش و نشاط روحي و رواني خاصي دست مي يافت.

از حمله كينه توزانه دشمن به سرزمين اسلامي ايران و به خاك و خون كشيده شدن مردان، زنان، كودكان و انسانهاي بي گناه و ... در شهرهاي مرزي و ساير نقاط، روح لطيفش آزرده مي گردد، نمي تواند تحمل كند. لذا ماندن را صلاح نمي داند و عشق به جهاد در راه خدا او را به وادي نبرد با دشمنان خدا و كشورش مي كشاند و او چه خوب و  شرافتمندانه به اين هدف بزرگ نائل مي شود و از نزديك ترين راه (شهادت)، به سوي معبودش مي شتابد. اين كار را چه مشتاقانه انجام داد و چه خوب به سعادت ابدي دست يافت و براستي كه خداوند چه ماهرانه گلچين مي كند و ما خاكيان را قابل چنين سرمايه هائي چون محمد و ساير شهداء نمي داند. سر انجام شهيد محمد قدرداني پاريزي، پس از عمري نمونه زيستن، براي چندمين نوبت، همراه با سپاهيان يكصد هزار نفري محمد(ص)، در نهم آذرماه ۱۳۶۵، عازم ميادين نبرد حق عليه باطل شد و سرانجام در عمليات غرور آفرين كربلاي ۵، در منطقه شلمچه و با ياد بانوي بزرگوار اسلام،با رمز يا زهرا(ع) و پس از جانفشاني ها و ايثارهاي فراوان، آنگونه كه از خداي خويش خواسته بود، به درجه رفيع شهادت نائل و به قول خودش از دانشگاه جبهه سربلند و سرافراز بيرون آمد. حماسه آفريني او در زمان شهادتش، زبانزد همه كساني است كه در اين نبرد پيروز، شاهد رزم آوري او بودند. او براي نوشيدن شهد شهادت و لقاي پروردگار خود، پا به ميدان جنگ گذاشته بود. در ميان آتش و شليك گلوله هاي توپ، تانك و خمپاره هاي دشمن، چنان حماسه عظيمي به جاي گذاشت كه تنها از پرورش يافتگان مكتب عاشوراي امام حسين (ع) انتظار مي رود. مي بايست بماند تا او شهادت را انتخاب نموده و مرگش مانند زندگيش افتخار آفرين باشد و آنگونه به استقبال شهادت رفت و آن را انتخاب كرد كه خود خواسته بود:

«دوست دارم در آخرين لحظات عمرم نداي الله اكبر بر زبانم باشد. دوست دارم كه بدنم سوراخ سوراخ و قطعه قطعه شود و در آخرين لحظات زندگيم آنقدر درد بكشم، آنقدر خدايم را طلب كنم و آنقدرمهدي يا زهرا (ع) را صدا بزنم كه خداي من،معبود من، آنكه جانم در دست قدرت لايزال اوست، ذره اي از گناهانم را بيامرزد،چون مجاهداني كه مال و جان و هستي خويش را در راه خدا ايثار مي كنند. اين از همه چيز گذشتن بخاطر خداست. مفهوم حقيقي ايثار...»

عاقبت خون پاك او امضاء وتاييد همه گفته هايش بود،شهادت پايان زيبائي بود كه از آغاز از خدايش طلب كرده بود و شهادت، پاداش سعادتمندانه اي براي آن زندگي فرشته گونه بود. او درس شهادت را از پيكر خونين آموزگار شهادت، سالار شهيدان كربلا، حضرت اباعبداالله (ع) آموخته بود. آري، حياتي آن گونه پر بار و پر بركت، پاداشي اين چنين زيبا وبيكران خواهد داشت و شهادتش همان شد كه از خدا طلب كرده بود و در مساكن طيبه و جايگاه رفيع راضيه مرضيه مأوا گرفت و روز چهارم بهمن ماه سال ۱۳۶۵ را در اوج عمليات پيروزمند كربلاي ۵ (منطقه شلمچه) روز شهادت خود ثبت وبه شربت شهادت سيراب وبا پيكري سرخ از خون دل، به ديدار جانان شتافت تا درس عشق وفداكاري، جهاد و شهادت را به همه ما بياموزد. شكوه مراسم تشييع پيكر پاك شهيد فراموش نشدني است. همه دوستان، ياران، همرزمان، همكاران وكليه همشهريان براي وداع با او در مراسم تشييع گرد آمده بودند و عروج ملكوتي اين شهيد بزرگوار را عظمتي دو چندان بخشيدند. رمز حماسه شجاعت او اتصال به منبع لايزال كلام الهي، يعني قرآن، و دوستي و مؤدت ائمه معصومين (ع) بود. او با ما و در ميان ماست، چون صداي قرآن و مناجات عارفانه اش در گوش هاست. باشدتا با ادامه راهش، يادش را گرامي بداريم و آرمانهاي بلندش را محقق سازيم.

روحش شاد، يادش جاودان و راهش پُر رهرو باد.

 وصيت نامه شهيد محمّد قدرداني پاريزي

تهيه و تنظيم مطالب: منصور قدرداني

بسم الله الرحمن الرحيم

فوق كل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر

مافوق هر نيكي، نيكي ديگري است، جز كشته شدن در راه خدا كه بالاتر از آن نيكي نيست.رسول اكرم(ص)

                                                                               

همانا جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را به روي دوستان خود گشوده است.

جهاد لباس پرهيزكاري، و زره و سپر محكم خداست.كسي كه از جهاد روگردان باشد و آن را ترك كند، خداوند پوشاك مذّلت و بلا بر وي مي پوشاند و حقير و خوار مي شود. به خردي دچار مي گردد و بواسطه تضييع جهاد، حق از او فاصله مي گيرد و به ذلّت مي افتد وبا او به عدالت و انصاف رفتار نمي شود.

با سلام بر امام زمان (عج) و نايب بر حقش، امام خميني، ابراهيم زمان وحسين دوران.

سلام بر عاشورا و شهيدان روزهاي عاشوراي حسيني تا كربلاي ايران.

دنياي شهادت، چه دنياي بيكراني است كه دل عاشقان الله را به هيجان مي آورد وآنان را در صراط مستقيم استوارتر مي كند.

دشمنان از هر سو به انقلاب اسلامي هجوم مي آورند و به جنايات خويش اضافه مي كنند ولي جوانان، عاشقان الله با قامتي استوار در زير پرچم اسلام از اين اسلام دفاع مي كنند.

من نيز لازم دانستم از انقلاب (اسلام) پاسداري كرده و در عاشورائي از عاشوراهاي تاريخ به آرزوي ديرينه خود(شهادت) برسم.

در اين لحظه ملكوتي كه اين وصيت نامه را مي نويسم دلم مالامال از عشق به الله است و نداي درونيم گواهي به رهائيم مي دهد خدايم شاهد است كه از خوشحالي در پوست نمي گنجم.

پيام من به پدر و مادر عزيزم اين است هر چند كه من در اين مدت كوتاه عمرم فرزند لايقي براي شماها نبودم و نتوانستم وظايفم را نسبت به شما به نحو احسن آنطوري كه مورد رضايت خدا و شما باشد انجام دهم و با اين حال بعد از مرگم راضي نيستم كسي ناله كند. ولي اگر خواستيد و در توانتان بود به مدت هفت روز كوچه شهيدان ديارمان را چراغاني كنيد. مهمتر اينكه اگر مايليد برايم نماز بخوانيد و روزه بگيريد. اگر چه بنده تا آنجا كه توانسته ام از اين دستورات الهيكوتاهي ننموده ام اما به هر صورت دستم را به جانب شما بزرگواران دراز مي كنم زيرا آتش دوزخ بس اليم است.

پدر و مادرم:

اميد است كه با صبر جليل بر تمام مشكلات پيروز شويد زيرا «انالله وانااليه راجعون»-«ما از آن خدائيم و به سوي او باز مي گرديم» و ماامانت هائي هستيم كه خدا به شما داده و هر وقت اراده كند اين امانتها را از شما مي گيرد پس اين ديگر ناراحتي ندارد.

اگر اينكه من سعادت داشتم و با پيروزي از امتحانات نهائي از اين دانشگاه بزرگ تحصيلاتم را به پايان رساندم شما افتخار كنيد كه چنين فرزندي را در دامن پاكتان پرورش داده ايد و بعد از مدتي آن را تقديم خدا و اسلام نموديد.هميشه خدا را شكر كنيد و از او صبر و متانت و بردباري بخواهيد زيرا خداوند در قرآن وعده داده است:«يا ايها الذين امنو استعينوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرين.- اي كساني كه به خدا ايمان آورده ايد، ياري جوئيد به صبر و نماز، بدرستي كه خدا با صابران است.»

اينك وصيت نامه ام را در چند جمله خلاصه مي كنم:

۱.حرفم فقط خدا بوده و جز به خدا به چيز ديگري نمي انديشم.

۲.از شما مي خواهم كه از امام و رهبر كبيرمان، خميني عزيز، اين قلب تپنده مستضعفان جهان پيروي كنيد و پيامش را هميشه آويزه گوشتان كنيد و به آن عمل نمائيد.

 

شهيد بزرگوار عبدا... شهروي

تاريخ تولد ۱۳۴۱ نام پدر غلامعلي .محل تولد گرمسار روستاي كرند . محل شهادت شلمچه . تاريخ شهادت ۲۳/۱۰/۱۳۶۵ محل دفن مزار شهداي امامزاده اسماعيل .

  فرازي از وصيت نامه شهيد

(( اي مردم كه تمام جان و مال خود را در قبال اين انقلاب فدا كرديد از ولايت فقيه پيروي كنيد، وحدت خود را حفظ كنيد و مساجد خود را پر نماييد .))           

شهيد بزرگوار حاج مرتضي شادلو

حاج مرتضي شادلو ـ فرمانده پشتيباني جنگ و جهاد استان سمنان . تاريخ تولد ۱۳۳۸ نام پدر علي . محل تولد گرمسار روستاي محمد آباد . محل شهادت سر دشت . تاريخ شهادت۲۳/۱۱/۱۳۶۳ محل دفن مزار شهداي روستاي محمد آباد .

فرازي از وصيت نامه شهيد

(( تقوا و نظم را در كارها يمان كه اگر ما عبدو بندگي بودن خودمان را در سلولهاي وجودمان پياده نكنيم نميتوانيم پيروز گرديم .))

 شهيد بزرگوار زين العابدين علي

زين العابدين علي ـ فرمانده لجستيكي پلهاي شناور ارتش . تاريخ تولد ۱۳۳۴محل تولد گرمسار . محل شهادت اهواز . تاريخ شهادت ۳۱/۴/۱۳۶۳ محل دفن مزار شهداي گرمسار .

  فرازي از وصيت نامه شهيد

(( عزيزان شعار بس است عمل بايد كرد؛ نه عمل يك بعدي بلكه در تمام ابعاد، در دقيقه دقيقه هاي اين سفر كوتاه بايد به ياد خدا باشيم .))

 

 روحاني شهيد سياوش كنشلو

سياوش كنشلو ـ روحاني . تاريخ تولد ۱۳۴۴ نام پدر محمود . محل تولد گرمسار روستاي ياتري سفلي . محل شهادت ماووت . تارخ شهادت ۲۷/ ۱۲/ ۱۳۶۶ محل دفن مزار شهداي روستاي ياتري سفلي .

  فرازي از وصيت نامه شهيد

 (( حركت به سوي خدا ( صعود معنويت ) احتياج به كوله بار معنوي دارد . اي برادر ، اگر كوله بار انساني نداري در جمع عاشقان حاضر نشو ، كه آنها را هم در هم خواهي شكست ، تا خود را نساخته اي در ميان ساخته شدگان نيا و مدعي نشو ، دشمن من و تو از آن پست تر و ذليل تر و خوار تر است كه من و تو از آن بترسيم و با راه گريز خود راه پيروزي دشمن را معلوم كنيم .))

شهيد بزرگوار حجت الاسلام سيد محمد موسوي

1-سيد محمد موسوي ـ روحاني . تاريخ تولد ۱۳۴۱ نام پدر سيد عبدال... .محل تولد تهران. تاريخ شهادت ۲۲/۱۱/۱۳۶۴ محل شهادت اروند رود . محل دفن مزار شهداي بهشت زهرا .

  فرازي از وصيت نامه شهيد

(( اگر چند كه دنيا خوب مي باشد و دنيا ادمي را به طرف خود مي كشاند و هواي نفس ادمي را به فكر زيبايي دنيا مي‌اندازد ولي خانه پاداش الهي خانه آخرت بهتر از دنيا و زيبا تر از آن است اگر چه مال دنيا را بايد گذاشت و رفت وحق بردن چيزي را نداريم پس چرا انرا در راه خدا انفاق نكنيم .))

 

 روحاني بزرگ عباس عربي

عباس عربي ـ روحاني . فرزند ميرزا علي . تاريخ تولد ۱۳۴۸ محل تولد گرمسار . محل شهادت ماووت . تاريخ شهادت ۲۷/۱۲/۱۳۶۶محل دفن گلزار شهداي گرمسار .

  فرازي از وصيت نامه شهيد

(( هميشه اسلام و حق را در نظر داشته باشيد و همواره به ياد داشته باشيد، شما بنده اي هستيد كه بالا‌خره خواهيد مرد و آن چيزي كه توشه راهتان مي‌‌ شود فقط تقوي و محبت اهل بيت است و در مشكلات متوسل به اعمه معصومين شويد.))

 

شهيد بزرگوار شيخ حسن رامه اي 

حسن رامه اي ـ روحاني . فرزند ابوالفضل . تاريخ تولد ۱۳۴۴محل تولد فيروزكوه . محل شهادت مريوان. تاريخ شهادت۲۳/۶/۱۳۶۷ محل دفن گلزار شهداي گرمسار .

  فرازي از وصيت نامه شهيد

(( برادران وخواهران نگذاريد كه مرگ سراغتان بيايد، شما به ديدار مرگ برويد من در مقابل رهبرم احساس مسئوليت مي كنم و خيلي كوچكم واي كاش چند جان مي داشتم و همه را فداي امام و مكتبم مي كردم. خدايا ما را از زمره كساني قرار ده كه درونشان صد در صد بهتر از بيرونشان است.))

 

شهيد بزرگوار زمان شقاقي

زمان شقاقي ـ دانشجو . فرزند رضا . تاريخ تولد ۱۳۴۳ محل تولد گرمسار. محل شهادت مهران . تاريخ شهادت ۲۴/۴/۱۳۶۷ محل دفن گلزار شهداي گرمسار .

 

شهيد بزرگوار اردشير شقاقي

اردشير شقاقي ـ فرزند رضا تاريخ تولد ۱۳۴۶محل تولد گرمسار . محل شهادت خرمشهر .

تاريخ شهادت ۲۷/۵/۱۳۶۷ محل دفن گلزار شهداي گرمسار . 

شهيد بزرگوار محمد علي گليني

محمد علي گليني ـ دانشجو تاريخ تولد ۱۳۴۵ نام پدر صفر علي .محل تولد گرمسار روستاي امامزاده ذوالفقار . محل شهادت جزيره مجنون . تاريخ شهادت ۲۵/۱۲/۱۳۶۳. محل دفن گلزار شهداي امامزاده ذوالفقار .

 

دانشجوي شهيد مجتبي مداح

مجتبي مداح ـ دانشجو . نام پدر رضا .تاريخ تولد 1342. محل تولد گرمسار . محل شهادت اروند رود . تاريخ شهادت ۲۱/۱۱/۱۳۶۴محل دفن گلزار شهداي گرمسار .

فرازي از وصيت نامه شهيد

(( انسانهايي كه پيرو ولايت و رهبر نيستند ظاهراً زنده هستند. هر كس براي خود آرزويي دارد ومن سه آرزو داشتم و آرزو هاي من اين بود كه امام امت را زيارت كنم كه سعادت پيدا نكردم. دوم به كربلا بروم قبر شش كوشه اباعبدا... الحسين (ع) را زيارت كنم، اين آرزو هم به دلم ماند و سوم شهادت بود كه به فيض شهادت مي رسم و همين اميد به شهادت بود كه قلبم را تسكين مي داد.))

 

شهيد بزرگوار حاج محمد ابراهيم حاجي مزدراني

محمد ابراهيم حاجي مزدراني نام پدر عبدالله . تاريخ تولد ۱۳۴۴ محل تولد فيروزكوه ( زرين دشت ) محل شهادت منطقه عملياتي غرب كشور در محل ايلام . تاريخ شهادت ۱۸/۱۲/۱۳۶۳. محل دفن گلزار شهداي زرين دشت از توابع فيروزكوه .

فرازي از وصيت نامه شهيد

(( اي انسانها آگاه باشيد كه زرق و برقهاي دنيا شما را نفريبد و بينا باشيد كه هر لحظه در امتحان الهي قرار گرفته ايد و خوشا به حال آنان كه از امتحانات الهي سر فراز بيرون آيند.))

 

ترتیب و تطبیق درجات میان نیروها

ترتیب و تطبیق درجات میان نیروها

درنیروی زمینی و هوایی 

در نیروی دریایی

سرباز

ناوی

سرباز یکم

ناوی یکم

سرجوخه

سرناوی

گروهبان ۳، ۲ و ۱

مهناوی ۳، ۲ و ۱

استوار ۲، ۱

ناواستوار ۲، ۱

ستوانیار ۳، ۲ و ۱

ناوبانیار ۳، ۲ و ۱

ستوان ۳، ۲ و ۱

ناوبان ۳، ۲ و ۱

سروان

ناوسروان

سرگرد

ناخدا سوم

سرهنگ دوم

ناخدا دوم

سرهنگ

ناخدا یکم

سرتیپ

دریادار

سرلشگر

دریابان

سپهبد

دریاسالار

 

جدول تطبیقی بالا بر پایه داده‌های سال ۱۳۵۸ خورشیدی تنظیم شده است. ترتیب درجات ژاندارمری کل کشور مانند درجات نیروی زمینی بود به استثناء سرباز و سرباز یکم که در ژاندارمری، ژاندارم یکم نامیده می‌شد.

 

برابرهای انگلیسی درجات ارتش

فارسی

انگلیسی

سرباز صفر

Private

سرباز یکم

Private First Class

سرجوخه

Corporal

گروهبان دوم

Sergeant First Class

گروهبان

Sergeant

سرگروهبان

Master Sergeant

استوار

Sergeant Major

ستوان دوم

2nd Lieutenant

ستوان یکم

1st Lieutenant

سروان

Captain

سرگرد

Major

سرهنگ دوم

Lieutenant Colonel

سرهنگ

Colonel

سرتیپ

General Brigadier

سرلشگر

Major General

سپهبد

Lieutenant General

برای General در فارسی تیمسار و ژنرال هر دو کاربرد دارد.