بحثی در مورد اینترنت
اينترنت
اينترنت در اوايل دههي 1960 ميلادي بدنبال پرتاب نخستين قمرهاي مصنوعي اتحاد جماهير شوروي به فضاي ماوراء جو و افزايش نگراني ايالات متّحدهي آمريكا از خطرات حملات هستهاي آن كشور به منظور حفظ و حراست اسرار نظامي ارتش آمريكا در شرايط بسيار مخوف جنگ هستهاي از طرف آژانس طرحهاي پيشرفته در وزارت دفاع ايالات متحده پايهگذاري شد.
انقلابي كه در فنّاوري اطّلاعات از دههي 1970 ميلادي در آمريكا پا گرفت، انگارهي تازهاي را به دنبال داشت، كه به سرعت بر همه عرصههاي نظري سايه انداخت. بدين ترتيب انقلابي به مراتب موثّرتر از انقلاب صنعتي قرن هيجده شكل گرفته و بر اقتصاد، جامعه و فرهنگ عميقاً تأثير نهاده است. اينترنت به سرعت از حيطهي اختصاصي افراد متخصّص و نابغه خارج شده و هم اكنون به فنّاوري اصلي اطّلاعات و ارتباطات جوامع تبديل شده است. آينده گرايان پيشبيني ميكنند كه اينترنت بخشي از دنياي آينده است. «بيل گيتس» - صاحب شركت مايكروسافت- در كتاب خود تحت عنوان «راه آينده» تصوير آيندهاي را ترسيم ميكند كه در آن تمام نقاط دنيا از طريق اينترنت به هم متّصل هستند. به نظر او اينترنت زندگي انسانها را به هم نزديك خواهد كرد. البته اگر خودمان بخواهيم! و اگر نخواهيم، باعث متفرّق شدن ما در ميليونها جامعه كوچك خواهد شد. در نقطه مقابل نظر «بيل گيتس»، «راشكف» كه يك نظريهپرداز رسانهاي است و قبلاً كتابهاي cyberia و Media giras را به رشته تحرير در آورده، در كتاب خود تحت عنوان «فشار و تهديد» ارزيابي خود را از دنياي حاضر و نقاط تاريكي كه در عصر اطّلاعات وجود دارد ارائه ميكند. او معتقد است كه «فنّاوريهاي اطّلاعات براي افزودن به درايت بشر، مورد استفاده قرار نميگيرند، بلكه در جهت فروش كالاهاي بيشتر به كار ميروند. به نظر او اين فنّاوريها رفتار فيالبداهه و وسواسي را در ما تقويت ميكنند».
در دنياي آشفته اطّلاعات قرن بيست و يكم، هرگز دسترسي به اطّلاعات تا اين حد آسان و در عين حال مغشوش كننده نبوده است. این امر باعث بروز برخي ناهنجاريها، مانند فرسودگي ناشي از هجوم اطّلاعات شده است. به اعتقاد متخصّصين، جريان سريع اطّلاعات، ابتدا هيجان انگيز است امّا وقتي كه از يك حدّ بحراني بگذرد، قوه تحليل فلج ميشود. دكتر روزن در كتاب خود تحت عنوان «تكنو استرس»، مشكلات ناشي از تحمّل اين بار سنگين را منحصر به تكنولوژي ندانسته و ريشه بسياري از مشكلات را در استفاده بي حدّ و حصر يا سوء استفاده از تكنولوژي يا روش نادرست تكنولوژي براي ارائه اطّلاعات ميداند.
اينكه دگرگونيهاي عميق دهههاي پاياني قرن بيستم محصول چه فرآيندهاي نظري و تحولات ساختارياند، اساساً موضوع مشترك پژوهشهاي متفاوت نرمافزاري است. كاهش فاصلهها در همهی سطوح، احتمالاً مهمّترين نيروي شكل دهنده به اين برش تاريخي از جهان بوده است. در قلب انقلاب اطّلاعات چيزي نهفته است كه در اساس به نفع بشريّت است. انتشار جهاني دانش و اطّلاعات كه روزي به عدّهی محدودي اختصاص داشت، در گسترهي وسیعی بسياري از مردم را بطور سريع و ارزان فرا گرفته است. نتيجه اينكه در اين چشم انداز، افكار و انديشههاي نو ميتوانند سريعتر انتشار يابند و از مرزها عبور كنند. كشورهاي فقير امكان دسترسي فوري به اطّلاعات را مييابند و این توانایي كه زماني تنها به دنياي صنعتي اختصاص داشت، بالقوّه در اختيار جوامع ديگر نيز قرار ميگيرد. البته پرسش مهمّي كه از متن اين دگرگوني پر شتاب بر ميآيد، اين است كه آيا ميتوان اين فرصتهاي جديد جهاني را به واقع همگاني كرد؟
عصر اطّلاعات و ارتباطات به سرعت در حال گسترش است اما پتانسيلهاي نهفته در آن هنوز به طور كامل در اختيار بشر قرار نگرفته است، بخصوص كه از داراييهاي موجود هم به نحو بهينهاي استفاده نميشود. لذا براي موفّقيّت در جهان پيچيدهی امروز، شناخت از موقعيّت جهان آينده، ضروري است .
تحولات تكنولوژيك كه سامان دهندهی عصر حاضرند، هيچ عرصهاي از دانش و تجربهی بشر را بينصيب از تغيير نگذاشتهاند. ويژگي بارز انقلاب تكنولوژيك كنوني، محوريّت دانش و وسايل پردازش و انتقال اطّلاعات در يك چرخه بازخورد ميان نوآوري و كاربردهاي نوآوري است. اگر روزي «منابع مادّي» منبع قدرت و تحوّل در جامعه بودهاند، امروزه اطّلاعات، آگاهي و دانش، منبع قدرت هستند و كساني در اين جامعه حضوري موفّق خواهند داشت كه بتوانند از چنين ويژگي برخوردار باشند. اكثر كارشناسان و متخصّصين فنّاوري اطّلاعات بر اين باورند كه «در عصر حاضر ما با اقيانوسي از اطّلاعات مواجهيم و ميبايست به عوض پرتاب نمودن خود به درون اين اقيانوس با نحوه شنا كردن درون آن آشنا باشيم».
همانگونه كه جنگهاي موج اوّل (دوران كشاورزي) براي زمين و جنگهاي موج دوّم (دوران صنعت) در راستاي كنترل ظرفيّت به وقوع پيوستند، جنگهاي موج سوّم (دوران اطّلاعات و ارتباطات) نيز براي كنترل دانش و اطّلاعات است. جنگ امروز تنها بين نيروهاي طرفين و در صحنه فيزيكي انجام نميشود بلكه جنگ به عرصه شبكههاي كامپيوتري رسيده كه اين خود حكايت از مشروح تغييرات و تحوّلات در مفاهيم جنگي در عصر اطّلاعات و ارتباطات دارد. و بالاخره اينكه اينترنت به سلاح نوين جنگ سرد در جهان تبديل شده است.
با شكلگيري نظام اطّلاعاتي و ارتباطي، مسائل و مشكلات مختلفي شكلگرفته كه بسياري از آنها كشورهاي فقير در عرصه اطّلاعات و ارتباطات را تهديد ميكند، اما در عين حال فرصتهايي نيز براي اين كشورها پديد آورده است. لذا صاحبنظران با تأكيد بر ضرورت تدوين مقررات جهاني براي جلوگيري از تبعات منفي آن اظهار ميدارند كه «در اينترنت بايد به منافع عمومي توجه شود و كاري صورت گيرد تا هيچ كشوري نتواند به شاهراههاي اطّلاعاتي كنترل پيدا كند».
با اين وجود، قرن بيستويكم قرني تاريك نخواهد بود. تمدّني را نيز كه شگفتانگيزترين انقلاب تكنولوژيك تاريخ به اكثر مردم نويد داده است، به آنان ارزاني نخواهد داشت.
در روزگار ما دانش بشري چنان با شتاب نو به نو ميشود كه اطّلاعات هنوز به بازار نيامده كهنه شده است. كتاب جهان نو «اينترنت»، كتابي ديگر است. كتابي كه در هر لحظه نو ميشود. كتابي كه هميشه، در همه جا، از همه چيز و با همه كس سخن ميگويد. اينترنت، بهترين ابزار براي ورود به اقيانوس عظيم فرصتها است و قطار شتابان جهان نو، ديرگاهي است كه به راه افتاده است. ملّتهايي كه در ايستگاه غفلت خوابشان برده، ميبايد كه بلند شوند و راه بیافتند.
در اين جهان همه حق دارند كه به گنجينه دانش و فرهنگ بشري كه ثمرهی قرنها تلاش مشترك همه ملّتها است، دست يابند. اينترنت ملك خصوصي كسي نيست و بايد از جنبههاي مثبت آن در راستاي منافع همه استفاده كرد.
آشنايي با فنّاوري اطّلاعات، توسعه هر چه سريعتر آن و استفاده از همه امكاناتش، از الزامات فوريِ «زيستن» در اين جهان است. كشورهاي در حال توسعه در حقيقت خود را با فضايي رو به رو ميبينند كه تكنولوژي با سرعتي باور نكردني مرزها را شكسته و در حال گسترش در سطح جهاني است و فاصله عميقي بين كشورها بوجود آورده كه روز به روز هم در حال افزايش است. امروزه اينترنت، بزرگترين اتوبان توسعه كشورها است و هر كشوري كه بتواند يك نوآوري و خلّاقيت را زودتر به محصول تبديل كند، در توسعه پيشروتر است؛ و هر كشوري كه از اين فرآيند عقب باشد در مسير توسعه نيز عقب خواهد افتاد.
فرايند تجدّد، پيامدهاي بسياري داشته كه دستاوردهاي آن در حوزه علوم و فنون بسياري از ابعاد حيات انسان را متأثّر و متحوّل ساختهاست. البته اين تحوّل هميشه با صلح و آرامش همراه نبوده و چنانكه سير تحوّلات جهاني نشان ميدهد، انسان دورهاي پر از آشوب و ناامني را پشت سر گذاشته است؛ دورهاي كه در مقايسه با ادوار پيشين به مراتب خونبارتر و هولناكتر است.
بيشك در عصر حاضر، اطّلاعات و ارتباطات و به حاكميت رسيدن رسانهها، حامل امكانات تازهاي براي زيست در جهان است؛ اما نبايد فراموش كرد كه الگوهاي تازهاي از نابرابري در پرتو اين تحوّلات تازه، بازسازي و باز آفريني ميشوند كه به مراتب دهشتبارتر از صور اقتصادي جامعه سرمايهدارياند. نميتوان ترديد داشت كه دوران حاكميت رسانهها به هيچ روي به معناي امكان بهرهمندي برابر از امكانات رسانهاي نيست .
مديريت رسانهها بالطبع برحسب شكاف جهاني قدرت و ثروت به نحوي نابرابر، رسانهها را در خدمت قدرتهاي بزرگ قرار داده است. استيلاي قدرت جهاني بر رسانهها دركنار ساير صور نابرابري در سطح جهاني، وضعيتي تازه از باز توليد شكاف جهاني را پيش چشم جهانيان گشوده است. مهمترين مميّزهی حاكميّت رسانهها كه قابلیّتهاي تأمّل برانگيزي به اين دوران بخشيده، پديدهاي است كه فيلسوفان امروز تحت عنوان «وجه مجازي يافتن واقعيت» از آن ياد ميكنند. نظام قدرت جهاني با بهرهگيري از اين «وجه مجازي»، فاصلهاي غير اخلاقي ميان وجدان بشري در سطح جهاني و اعمال خشونت بار سلطه در عرصه جهاني ساخته است. طي يكي دو دهه اخير فجايع شگفتانگيزي در عرصه جهاني اتفاق افتادهاند و به مدد تصويرهاي رسانهاي مجازي، به سرعت فراموش شدهاند. زندهترين مصداق رخدادها، فجايعي است كه اينك ملّت مظلوم فلسطين متحمّل آنهاست. بطوريكه در پرتو معنايي كه اينك واژه تروريسم پيدا كرده، مردم آواره و مظلوم فلسطين مصداق تروريسماند، اما نظاميان اسرائيلي كه با بيرحمي تمام شهركهاي غير نظامي را مورد وحشيانهترين هجومها قرار ميدهند، مصداق سربازان مدافع آزادي و مبارزه با تروريسماند!
بر اين اساس ميتوان نتيجه گرفت كه براي كشورهاي فقير، دسترسي به اينترنت و شبكهها، ضرورتاً به نتايج مثبت نميانجامد. دسترسي به اطّلاعات به تنهايي براي بهبود وضع اين كشورها كافي نيست. به عبارتي نبايد نسبت به وضعيت جديد گسترش فزاينده فنّاوريهاي اطّلاعاتي و ارتباطاتي دچار شيفتگي شد، بلكه بايد واقع بينانه به آن نگريست و با اتّخاذ سياستهاي درست، از فرصتهاي آن استفاده كرد و آسيب هاي آن را تعديل ساخت. بنابراين فنّاوريهاي اطّلاعاتي و ارتباطاتي، منشأ نگاههاي متفاوتي در جوامع مختلف از شيفتگي تا انزجار شده است.
جريان بينالمللي اينترنت، جرياني است از كشورهاي توسعه يافته به سوي كشورهاي در حال توسعه. در واقع اين جريان به شدت «يك سويه»، «عمودي» و «سلطهجويانه» است. كشورهاي در حال توسعه معتقدند: جريان آزاد اطّلاعات، آنها را در يك رقابت نابرابر و بيفايده با دولتهاي ديگر و شركتهاي خارجي قرار داده و با تهديد ثبات جامعه از لحاظ فرهنگي، ناامني فزايندهاي را بر اين كشورها تحميل ميكند.
جهاني آكنده از جزاير مرفه در اقيانوسي از بدبختي و بينوايي
در قرن بيست و يكم، علم و قدرت بيش از هر زمان ديگري در تاريخ حيات بشري در هم آميختهاند و در عرصه رقابت بينالمللي، علم بيش از پيش رداي قدرت بر تن كرده است و از همين رو دولتها التفات وافري بدان داشتهاند.
با توجه به ظهور عصر دانش و توسعه روزافزون فنّاوري اطّلاعات و ارتباطات، اين مقوله به عنوان محور تحوّل و توسعه در جهان مطرح شده و دستاوردهاي ناشي از آن نيز بگونهاي با زندگي مردم عجين شده است كه عدم توجّه به آن باعث بوجود آمدن شكاف ديجيتالي و از دست رفتن فرصتهاي توسعهی اقتصادي و اجتماعي در جامعه خواهد شد.
فنّاوري ارتباطات و اطّلاعات در چند سال اخير تغييرات وسيع و سريعي را در جنبههاي مختلف زندگي، اعمّ از فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و . . . پديد آورده است. از يك سو اين فنّاوري بعنوان مهمّترين ابزار «روش و سرمايه» براي توانمندسازي جوامع در قرن جديد براي ايجاد تغييرات اساسي در زندگي، آموزش، اشتغال و . . . محسوب شده و همچنين يك فرصت استثنايي براي جبران عقب ماندگيهاي عصر صنعت براي كشورهاي در حال توسعه شده است.
نتیجه اینکه اینترنت نیز مانند تمام دستآوردهای علمی بشر، مانند چاقوی دولبهای است که میتوان با استفادهی درست، به جا و به موقع از آن موجبات ترقّی و پیشرفت سریع جامعه را فراهم آورد. امّا اگر مرعوب آن شویم، اگر به جای تولید کنندهی محتوی، مصرف کنندهی صرف باشیم، اگر از ترس عواقبش، آن را چنان محدود کنیم که انگیزهای برای کار با آن باقی نماند و اگر آن را چنان آزاد و بیدر و پیکر رها کنیم که هیچ قانونی را ملتزم نشود، جز ضرر و زیان چیزی نصیبمان نخواهد شد.